Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2479

کتاب توسعه پايدار و مديريت آب

شناسنامه: 6-262-324-964-978
نشر جهاد دانشگاهی مشهد 1391 

كتاب توسعه پايدار و مديريت آببگونه متفاوت به موضوع حكمراني آب در ايران مي‌پردازد.  نويسنده با پيشينه كار در مطالعه،‌ امكان‌يابي، و مميزي طرح‌هاي توسعه و سدسازي در مشاوران و در دفتر فني آب، خشكيدن پيكره‌هاي آبي كشور از اورميه، كارون، گاوخوني، جازموريان، زاينده‌رود، درياچه‌هاي سه‌گانه پارك ملي بختگان، تا كاهش سطح تالاب شادگان را آسيب‌شناسي مي‌كند و مديريت سازه‌اي آب با سدسازي، و الگوي توسعه نابومي در بخش آب را به نقد مي‌كشد. اين كتاب از دومين دوره جايزه كتاب معماري شهرسازي انجمن مفاخر معماري ايران لوح ويژه دريافت كرده است.

روش­ پژوهشبکارگرفته شده از سرخط­ها و معیارهای پژوهش جامع‌نگر و تحلیلی بهره برده است و كتاب گزارشي جامع‌نگر  از تمدن آبی ایرانی و همسويي همواره آن با موازين توسعه پايدار بدست مي‌دهد. سپس معضلات کنونی كه پيامدهاي توسعه نابومي است با اتكا به اسناد طرح‌هاي سدسازي و مشاهدات منطقه‌اي به نقد كشيده مي‌شود.   

دانش مديريت بومي آبدر كهن‌ترين تمدن آبي جهان نخستين موضوعي است كه با اشاره به پيشينه کشاورزی 10 هزار ساله در اين سرزمين به آن پرداخته شده است.  نويسنده با تكيه بر مدارك معتبر ایران را نخستين تمدن آبي جهان معرفي‌ مي‌كندكه ساخت نخستين شبکه­های برداشت آب از رودها از 6 هزار سال پيش، برداشت آب از سفره­های زیرزمینی با چاه‌كني و چرخ چاه، ساخت آبراهه‌هاي زيرزميني و قنات از سه هزار سال پيش، ساخت سد از بيش از 2 هزار سال پيش، گردآوري آب باران در كناره‌هاي خليج فارس و نيز خزر از هزار سال پيش، از ويژگيهاي اين تمدن آبي كهن است. ايرانيان سدسازان بسيار ماهري بودند كه نخستين سد قوسي جهان «ايزدخواست فارس» را در دوره ساساني، و بلندترین سد جهان تا قرن بیستم «كريت» را در طبس 6 قرن پيش ساختند.به باور اين پژوهشگر ايرانيان با آگاهي و پس از مشاهده تبخیر زیاد آب از مخزن سدها و پررسوب شدن آنها از بسيار سده‌هاي پيش، سدسازي را كنار گذاشتند. ادامه ديگر روش‌هاي پايدار آبياري تا قرن گذشته كشاورزي خودكفاي ايران را رقم ‌زد. تا پيش از اصلاحات ارضي برداشت حساب‌شده از رودها و چشمه‌ها، و چهل هزار قنات در سراسر ایران کار تامین پایدار آب کشاورزی و شرب را بخوبی انجام می‌دادند.

توسعه پایداربه باور نويسنده، مقوله اي است كه تمدن ايراني از هزاران سال پیش با آن آشنایی داشت.  بخش نخست کتاب با اشاره به ستایش نور و آب و توجه زياد به جلوه‌هاي طبيعت در آئین ایرانی، به معرفی شیوه‌ها و الگوهای توسعه پایدار و بومی تأمین آب منطبق با زیست­بوم پرداخته است. شبکه‌ها‌ی برداشت آب از رودها و چشمه­ها در کاشان، جیرفت، شوش، شهر سوخته تا ری و ورزنه،  از 6 هزار سال پيش زیربنای شکل­گیری تمدنی درخشان و ماندگار شده­اند. کاریز یا قنات‌ برای آبیاری کشتزارها و تأمین آب شرب در دامنه‌ها کاربرد داشت. همچنين شهرباغ‌ها، آب‌انبارها، بادگیرها، كاروانسراها، راه‌‌ها، چارباغي‌ها و ديگر ميراث ايراني آشنايي ژرف ايرانيان با مفاهيم توسعه پايدار را نشان مي‌هد.

الگوی توسعه نابومیدر سده گذشتهبه باور نویسنده، تخریب سرزمین را در پي داشته است. الگوی نابومی آبخیزهای کشور و رگ­های حیات سرزمین و پیکره­های آّبی يعني همه رودها و درياچه‌هاي كشور را دستخوش تخریب کرده و سبب شده الگوی شهرباغ با تسهیلات محلی تامین آب بر پایه الگوی مصرف صرفه­جویانه و با معماری آمیخته با هنر متعالی بومی ایرانی کنار گذاشته شود و شهرهای ناسازگار با زیست بوم گسترش یابند. از محتوای کتاب چنین برمی­آید که آبرسانی شهرها بهانه­ای شده تا سدسازی یه شیوه نابومی و تقلیدی بدون توجه به تجربه ارزشمند ملی در کنارگذاری آن، تشدید شود تا آنجا که سدسازی تنها رویکرد مدیریت تامین آب رسمی کشور شده است. سدسازی‌ بی‌رویه بدون توجه به پیامدهای ناسازگار آن مانند مهاجرت اجباری، تبخیر زیاد، خشکاندن رودها، دریاچه‌ها و تالاب‌ها، بر هم زدن تعادل زیست بوم، تغییر کیفی و خوراک‌وری آب، رسوب گذاری، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی انجام شده است که محور تحلیل­های کتاب را شکل داده­اند.

روند افراطي سدسازي در شش دهه گذشته

حوضه آبريز

سد دردست

 بهره‌برداري

سددردست

 ساخت

سد دردست

 مطالعه

كل

مازندران

165

26

138

329

اورميه

56

9

39

104

خليج فارس

106

52

155

313

مركزي

178

18

118

314

سرخس

16

0

6

22

هامون

41

2

11

54

جمع

562

107

467

1136

ماخذ: تارنماي شركت توسعه منابع اب ايران 23 بهمن 1392

مدیریت ناپايدار آب با سدسازي موضوع بخش دوم کتاب است. در اين بخش الگوی توسعه جهانی و معضلات ناشي از گرايش همگاني به الگوي توسعه يكسان بي‌توجه به مفاهيم بومي و... به نقد كشيده مي‌شود.  كتاب سپس با اشاره به تاريخچه تحمیل الگوي توسعه كشورهاي مسلط جنگ جهاني به مستعمرات و سایر کشورهاي جهان با بهانه عقب‌ماندگي به تشريح الگوی توسعه‌ نابومی پس از 1332 می­پردازد.  الگویی که ساخت و ساز در آبخیزها و سدسازی به دست شرکت‌های چندملیتی را به رویکردی مهم در بخش آب کشور تبدیل می­کند. نقد الگوي توسعه جهاني و جهاني‌سازي، بخش ديگري از مطالب كتاب است كه به بررسي همایش استکهلم 1972، همایش ریودوژانیرو برزیل 1992، پیمان مبارزه با بیابان‌زایی 1994، کارگروه جهانی سدها 1997، همایش ریو + 10 در 2002 و... پرداخته ­است. نگارنده در پایان این فصل به تحليل علل و تشریح ویژگی‌های عمده‌ی 6 دهه سدسازی در ایران یعنی روند نادرست تصمیم‌گیری از بالا به پایین تكنوكراسي، نبود مطالعات نیازسنجی، نبود مطالعات گزینه‌یابی بسامان، نبود مطالعات تحلیلی اجتماعی مستقل، نبود مطالعات تحلیلی زیست‌محیطی مستقل، نبود مطالعات اقتصادی تحلیلی و جامع‌نگرِ مستقل، و  نبود مطالعات راستی‌آزمایی و ارزیابی تطبیقی می‌پردازد.

مدیریت پايدار آبمحور مطالب بخش سوم كتاب است. در این بخش مصرف­زدگی جامعه مدرن به نقد کشیده می­شود و اصلاح الگوی مصرف و توقف الگوبرداری‌های نادرست از دیگران بررسی می­شود.

 معماری-شهرسازی پایدار و ساختمان‌ صفراز موضوعات محوری فصل دوم است. معماری پایدار در حقیقت معماری است که بوم را بسیار خوب می­شناسد و در هماهنگی با اقلیم، زمین و چهار آخشیج، به جای نبرد با زیست­بوم با آن سازگاری می­کند. شهرسازی و معماری پایدار فرهنگ، و تمدن مردم را می­شناسد و از آن به بهترین شیوه کمک می­گیرد.  معماری پایدار صرفه­جویی را می­شناسد و با ریخت و پاش­ میانه­ای ندارد. معماری بومی گسترش کلانشهرها بی‌توجه به توان بوم‎شناختی را رد می‌کند. ساختمان صفر در اين بخش معرفي و ويژگي‌هاي آن که نیازهای خود را از منابع در دسترس و سازگار با زیست بوم تأمین می‌کند تشريح مي‌شود. آب پس از بارها گردش و کاربرد برای مصارف گوناگون در آخرین مرحله می¬تواند برای آبیاری فضای سبز بکار گرفته شود. پساب چنین ساختمانی به دلیل بازیافت آب و بارچرخانی آن بسیار کم یا صفر است.  مدیریت پسماند، تفکیک، بازیافت و تبدیل پسماندهای تر خوراکی به کود کمپوست از دیگر ویژگی­های ساختمان صفر است که نياز به گورستان زياله بسيار خطرناك را ازميان مي‌برد. شهرسازی ناپایدار ، سدسازی‌ در آبخیزها برای تأمین آب و برق شهرهای ناپایدار را دامن زد. سدسازي گسترش كلانشهر را دامن زد. ساختمان‎سازی و شهرسازی‌ ناپایدار آلودگی محیط و تخریب پیکره­های آبی کشور از رود تا دریاچه­ و تالاب را تشدید کرد.

توهم «ساخت و ساز یعنی توسعه» در بخش پایانی کتاب تحليل مي‌شود. تغییر کاربری و نابودی توان تولید زیستی- اقتصادی سرزمین یا «بیابان‌زایی» به نقد کشیده می­شود.  نگارنده بر این باور است که سدسازی با توجه به اثرات مخربی که بر زیست‌بوم دارد بزرگترین فعالیت بیابانزای کشور و ناقض امضای ایران پای دستور 21 و  پیمان مبارزه با بیابان‌زایی است. پیامدهای ناسازگار ساخت و ساز در آبخيزها بر پیکره­های آبی  به نقد ­کشيده مي‌شود:درياچه اروميهبزرگترين درياچه كشور و دومين درياچه شور جهان،كارونپرآب‌ترين و تنها رود قابل کشتیرانی ایران،زاینده‌رودرگ حيات اصفهان پايتخت فرهنگي خاورميانه، دریاچه­های سه گانه پارک ملی بختگان، هلیل­رود جیرفت، جزموریان و جنگل مه­رویه، جنگل‌های هيركان، زاگرسی، حرا.كتاب از غرقاب شدن نزديك به 1 ميليون هكتار جنگل‌ زاگرسي در مخزن سدها خبر مي‌دهد.

اصلاح حكمراني آب و همسو كردن آن با توسعه پايدار و الگوي توسعه بوميبه باور نويسنده تنها راه برونرفت از معضلات است ودر آخرين بخشكتاب ارائه مي‌شود. محقق دست برداشتن از ساخت و سازهای نسنجیده مغایر با اصول 44 و 48 و 50 قانون اساسی را خواستار می­شود تا شاید بتوان تا دیرنشده رودها و پیکره­های آبی کشور را با ژرف­اندیشی به طبیعت نخستین آن نزدیک کرد.  نویسنده در پایان آرزو می­کند که با بکارگیری رویکردهای توسعه پایدار، و بازاندیشی در رفتار و الگوهای قالبی، مردم اكنون و آینده بتوانند از مواهب زندگي طبيعي در زیست بوم سالم برخوردار شوند و خودكفايي و توسعه درونزا جايگزين نگرش‌هاي سودگرايي و  الگوهاي نابومي شود.

موضوعات مرتبط : دریاچه ارومیه    
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید