Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2714

جریانی نو در معماری معاصر ایران (مقالات گذشته-1383)

ایران دارای میراث بزرگ معماری جهان است. از کهن ترین بنای مهم معماری ایران یعنی زیگورات چغازنبیل که در حدود 1250سال قبل از میلاد مسیح بنا شده است تا بناهای دوره معاصر ایران، تاریخی بیش از 3هزار سال رادربرمی گیرد. در تمامی این زمان طولانی یک جریان قوی ومهم معماری در این کشور وجود داشته است و به جرات می توان گفت که در تمامی دوره های تحول تاریخ معماری تا آستانه معماری معاصر،آثار زیادی در گوشه و کنار این سرزمین کهن وجود دارد که سهم بزرگی را در شکل دادن و پیشبرد جریان معماری جهان به عهده داشته اند.

تاریخ معماری ایران به دو بخش اصلی،معماری قبل و بعد از اسلام تقسیم می شود. دین اسلام که در حدود 1400سال پیش در ایران مستقر شد با توجه به جهان بینی خاص خود آثار معماری بعد از اسلام ایران را تحت تاثیر قرار داد و به آن کیفیت جدیدی بخشید، با این حال پیوند محکمی بین این دو بخش معماری ایران وجود دارد.

هردو بخش معماری ایران، چه بخش قبل از اسلام که دو دوره درخشان طولانی و چندین صدساله هخامنشی و ساسانی را در برمی گیرد و چه بخش بعد از اسلام که حداقل تا زمان صفوی، یعنی در یک دوره هزارساله، سیر تکاملی مستمری داشته است، از قسمت های مهم تاریخ معماری جهان به حساب می آیند.

بدین ترتیب زمانی که معماری معاصر ایران آغاز شد، یک ثروت معماری سه هزار ساله فوق العاده با ارزش و تقریبا بدون انقطاع با انبوه آثار معماری در پشت سرخود داشت و طبیعی بود که بدان توجه داشته باشد.

شروع معماری معاصر ایران را می توان از حدود سال 1920 به بعد دانست. این زمانی است که در اثر تحولات سیاسی و اجتماعی جریان زندگی اجتماعی و اقتصادی ایران تغییر کرد، سیمای شهرهای ایران متحول شد و بناهای لازم برای زندگی جدید، مانند ادارات، کارخانه ها، بانک ها، ایستگاه های راه آهن، دانشگاه و ... و همچنین واحدها و مجموعه های مسکونی جدید در شهرها به وجود آمدند.

این بناها برخلاف بناهای پیشین که توسط معماران سنتی طراحی و ساخته می شدند بیشتر توسط معماران تحصیلکرده طراحی شدند که در ابتدا غیر ایرانی بودند و به تدریج ایرانیانی که در مدارس معماری خارج از ایران تحصیلکرده بودند و به دنبال آن فارغ التحصیلان اولین مدرسه معماری در ایران در حدود سال های 1940نیز به آنها اضافه شدند.

از همان ابتدا و از طراحی اولین آثار در معماری معاصر ایران، دو جریان موازی هم پدید آمد؛ یک جریان که هیچ گونه توجهی به میراث فرهنگی گذشته ایران نداشت و جریان های معماری معاصر جهان را با یک دوره تاخیر و به صورتی غیر ماهرانه تقلید می کرد و جریان دیگری که کوشش داشت هرچند سطحی، اما رابطه خود را با معماری گذشته ایران باقی نگاه دارد. آن بخش از معماران که دنباله رو جریان های معماری معاصر جهان بودند به علت عدم ارتباطی که با آن داشتند و با توجه به تاخیری که در انتقال مبانی و اصول این معماری به ایران صورت می گرفت و بالاخره به علت عدم تسلط براین اصول وبد فهمی آن صرفا به تقلید ناشیانه جریان های معماری گذشته ایران و پیوند با آن را مطرح می کرد نیز عمدتا به تقلید سطحی و ساده لوحانه و در مواردی زننده از معماری گذشته ایران بسنده کرد.

ادوار معماری معاصر ایران

به طور کلی معماری معاصر ایران بخصوص آن بخشی را که به معماری گذشته توجه دارد، می توان به چند دوره تقسیم کرد.

آثار مهم معماری در دوره پهلوی اول (سال های 1920تا 1940) عمدتا توسط حکومت ایجاد شدند. توجه به معماری گذشته به صورت تکرار سطحی و ظاهری بخصوص در دوره های قبل از اسلام، یعنی هخامنشی و ساسانی ظاهر می شد و این امر از خود بزرگ بینی حکومت ایران در آن زمان ناشی می شد که خود را وارث امپراتوری های با عظمت گذشته می دانست. در کنار این آثار، کارهای معماری دیگری نیز بودند که به صورت التقاطی، عناصری از معماری ایران بعد از اسلام را با عناصر وام گرفته شده از معماری اروپایی درهم آمیخته بود. به هر حال تمامی این آثار از نظر معماری منحط و فاقد ارزش بودند.

از اواخر دهه 1940و زمانی که برخی از معماران تحصیلکرده ایران در کشورهای اروپایی کار خود را در ایران آغاز کردند، رویکرد دیگری به معماری گذشته ایران صورت گرفت که از کیفیت بهتری برخوردار بود و صرفا به تقلید عناصر معماری گذشته ایران نمی پرداخت و کوشش می کرد که از عناصر معماری ایران به صورت سمبلیک(نمادین) استفاده کند وبه جای تقلید عناصر این معماری، از هندسه آن استفاده کند. لکن نتایجی که این دوره معماری به دست داد نیز دارای ارزش مهمی نبود و ره به جایی نبرد.

از سال های 1970به بعد که معماری مدرن سالهای آخر خود را می گذراند و اصولا در این معماری نیز یک جریان تاریخگرا پدید آمده بود، چند معمار ایرانی کوشیدند آثاری در پیوند با معماری گذشته ایران پدید آورند که کیفیت بالاتری از آثار مشابه پیشین داشت، لکن این آثار نیز روح و اصول معماری ایران را به درستی درک نکرده بودند وبه خصوص اینکه در یک مرحله تکاملی نسبت به معماری گذشته ایران قرار نداشتند . پس از شروع جریان های فرا مدرن(Post Modern) درمعماری جهان که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران همزمان بود دو موضوع به موازات هم، دوره جدید معماری را در ایران به وجود آورد؛ یکی اینکه اصولا پس از پیروزی انقلاب، معماران ایران سعی کردند معماری ایران را به سوی یک معماری با هویت، مستقل و متکی بر میراث معماری گذشته خود هدایت کنند و دیگر اینکه مبانی نظری معماری فرامدرن نیز توجه جدی به معماری گذشته سرزمین ها را مطرح می کرد. این دو موضوع دست به دست هم دادند و آثاری در ایران به وجود آمدند که سبک و سلیقه معماری فرامدرن را با توجه به عناصر معماری گذشته ایران(به خصوص معماری بعد از اسلام)درخود داشتند، لکن برخورد آنها به معماری گذشته ایران یک برخورد سطحی و ظاهری بود و عناصر کلیشه ای معماری فرامدرن نیز به وفور و به صورت تصنعی در این آثار به کار گرفته شده اند.

دغدغه پیوند با گذشته

  1. معماری معاصر ایران در بخش عمده خود همواره دغدغه تاریخ را داشته و تلاش هایی در جهت برقراری پیوند با معماری گذشته و تامین تداوم آن به عمل آورده که عمدتا ناموفق بوده است.
  2. توجه معماری معاصر ایران به معماری گذشته بیشتر سطحی و ظاهری بوده و از توجه عمیق به روح کلی و همچنین اصول و مبانی آن و بکارگیری این اصول و به خصوص تداوم و تکامل آن عاجز مانده است.

دغدغه پیوند با گذشته و عدم توفیق در به وجود آوردن یک جریان معماری که بتواند به صورت صحیح تداوم بخش و تکامل دهنده تاریخ معماری ایران باشد و سهمی را نیز در معماری معاصر جهان به خود اختصاص دهد یا بتواند به پیشبرد معماری جهان کمک کند، موجب شد که اخیرا برخی از معماران ایرانی با استفاده از تجربیات و تلاش های قبلی تلاش های جدیدی را آغاز کنند.

طرح این مساله اگرچه تا حدی یک معماری بی زمان و بی مکان را به نظر می آورد، لکن این نوعی از معماری است که از طریق تحلیل معماری گذشته سرزمین های مختلف و حرکت در عمق و کوشش در جهت نزدیک شدن به جوهره آن و دست یافتن به پیوستگی عمیقی که در جوهره آثار معماری در تمامی زمان ها و مکان ها وجود دارد راه به سوی یک معماری بی زمان و بی مکان می برد، نه آن نوع معماری که به علت عدم توجه به فرهنگ عظیم بشری یک معماری بدون مکان را توصیه می کند.

باید توجه داشت که معماری سرزمین های مختلف و همچنین زمان های گوناگون با پرده های سنگین از یکدیگر جدا نشده است، اگرچه هر سرزمین و هرزمانی معماری خاص خود را داشته و در آینده نیز خواهد داشت، لکن در یک تحلیل ژرف خطوط واحدی کلیه آثار معماری را در تمامی زمان ها و سرزمین ها به یکدیگر پیوند می دهد. به نظر می رسد تمامی آثار با ارزش معماری، هنگامی که با یکدیگر و یکجا بررسی شوند از دو ویژگی اصلی برخوردارند.

اول اینکه معماری جهان در مجموع یک سیر تکاملی را نشان می دهد و تمامی عناصر، اجزای این سیر تکاملی اند و مشخصه این سیر تکاملی عظیم که در بیش از چند هزار سال رخ داده است، حرکت عمومی آثار معماری به موازات حرکت کلی جهان هستی، یعنی حرکت از یک کیفیت مادی به یک کیفیت روحی وبه بیان معمارانه، کم کردن ماده و افزایش فضاست.

دوم اینکه در تمامی آثار معماری یک وجه مشترک وجود دارد و آن خلاقیت است. این خلاقیت به دو شکل در اثر معماری بروز می کند؛ یکی خلاقیت نظری، یعنی آن مبنای فکری که اثر معماری بر اساس آن استوار می شود و دیگر خلاقیت فضایی است که بخش معمارانه آن اثر را تشکیل می دهد. هر اثر معماری که فاقد خلاقیت باشد، نمی تواند در سلسله عظیم آثار تاریخ معماری جهان جایی داشته باشد.

این دو ویژگی پیوند وسیعی را میان آثار معماری ، چه در سرزمین های مختلف و چه در زمان های متفاوت برقرار می کنند و معماری به طور کلی یک کیفیت جهانی پیدا می کند. لکن دقیقا در چارچوب این جریان وسیع و به هم مرتبط معماری است که اجزای پدیده که در سرزمین ها و زمانهای مختلف روی داده اند، رنگ و طعم زمان و سرزمین به خود می گیرند. بدین ترتیب اثر معماری همواره هم یک کیفبت جهانی(به معنای بی زمان و بی مکان) دارد و هم یک کیفیت معین زمانی و سرزمینی. لذا از طرفی مرزبندی های خشک زمانی (به عنوان سبک ها) و مرزبندی های خشک سرزمینی (به عنوان سنت های معماری) مردود است و از طرف دیگر جهانی شدن معماری به صورت یکدست شدن و عدم تعلق سرزمینی آن نیز نفی می شود. اینجاست که بین معبد دیرالبهاری مصر با خانه کوفمن رایت و بین صومعه لاتورت لوکوربوزیه با مسجد سلجوقی ایران رابطه عمیق مشاهده می شود.

مفاهیم فرهنگی و خلاقیت

تحلیل معماری ایران نشان می دهد که به رغم کثرت، تنوع و پیچیدگی بناها، اصول و مبانی و الگوهای نسبتا معدودی در طول زمان به اشکال مختلف در این معماری به کار گرفته شده اند. افزون بر آن تکامل معماری ایران، بیشتر بر تعالی این اصول، مبانی، الگوها و در جریان نوعی فعالیت هوشمندانه و ماهرانه استوار بوده است. با پذیرش این امر، این پرسش پیش روی قرار می گیرد که آیا نمی توان در معماری امروز ایران نیز به همان اصول و مبانی و الگوها پرداخت و آنها را در جریان یک فعالیت  خلاق تکامل بخشید و به پیش برد؟

از بررسی و تحلیل عناصر و الگوهای تاریخ معماری ایران این نتیجه حاصل می شود که این عناصر و الگوها اگر چه هریک در دوره معینی از تاریخ معماری این سرزمین خلق شده اند، لکن با حضور ممتد در دوره های بعدی، تکامل و پالایش یافته، دارای هویتی مستقل از زمان شده اند و مفهوم عامی را از یک الگو یا یک عنصر معماری ارایه می دهند که شان تجریدی یافته و دارای تصویری ذهنی و حامل بارعاطفی است. اگر بپذیریم که این کیفیت معروض زمان نیست، بار دیگر اجازه خواهیم یافت که از آنها در شکل تجریدی خود در معماری امروز استفاده کنیم. البته مفاهیم و مضامین فرهنگی نباید به صورت مستقیم در معرض خلاقیت فضایی قرار گرفته و به اثر معماری تبدیل شوند، بلکه باید در یک روند خلاقیت فکری از یک مرحله تجریدی عبور کنند و به یک بین یا ایده معمارانه بدل شوند و خلاقیت فضایی، پس از آن به تلاش برای تحقق بخشیدن به این ایده معمارانه برخیزد.

اگر به این نکته مهم نیز توجه کنیم که اصولا الگوهای بکار رفته در تاریخ معماری(نه تنها در ایران، بلکه به طور کلی در سراسر جهان) از هیچ پدید نیامده اند و صرفا زاییده نیازها و عملکردهای منطقی(اعم از ذهنی یا عینی) نیز نیستند، بلکه به میزان زیادی حاصل تولیدات پرپیچ و خم فکری سرزمین ها هستند، این نتیجه حاصل میشود که گذراندن مفاهیم و تحولات فرهنگی از یک تجرید ذهنی و تبدیل آن به ایده معمارانه، انواع نوینی از الگوهای معماری پدید می آورد که البته پس از پدید آمدن و در طول زمان، مانند الگوهای تاریخی، معانی دیگر نیز به خود می گیرند و به عبارت بهتر از معنای اولیه خود فراتر می روند. دو نکته اساسی در این تلقی از معماری پیش می آید: اول اینکه مفاهیم، اسطوره ها، مضامین و دیگر تولیدات فکری، اشتراکات زیادی در فرهنگ های مختلف دارند و عمدتا مفاهیم واحدی هستند که در سرزمین های مختلف به صورت های گوناگون بیان شده و به تصویر آمده اند .

از این رو زمانی که معماری خود را به خدمت تجسم بخشیدن به آنها قرار می دهیم، اثر معماری، خواه ناخواه کیفیتی فراتر از سرزمین معین می یابد و به نوعی جهانی می شود. به خصوص اگر مفاهیمی که دستمایه کار قرار گرفته اند مربوط به مقولات کلی هستی باشند.

دوم اینکه فرم ها و فضاهای معماری اگر چه در ابتدا در جهت تجسم بخشی به مفاهیم معینی خلق می شوند، لکن به علت خاصیتی که به طور کلی در فرم و فضا وجود دارد و به خصوص آن بخش از خلاقیت فضایی که اصولا خارج از کنترل و آگاهی طراح صورت می گیرد، به سادگی به افاده مفاهیم دیگری نیز میل می کنند. تجربه نشان می دهد که هر اندازه قدرت فضایی و شکلی اثر معماری بیشتر و غنی تر باشد به همان اندازه برای پذیرش و ارایه مفاهیم مختلف توانایی بیشتری خواهد داشت.

 

سیدهادی میرمیران
روزنامه همشهری - دوشنبه 27مهر 1383 - شماره 3529
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

عضو مرتبط : سید هادی میرمیران  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید