تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :788

جهانی شدن جواد اطاعت

جهاني شدن! واژه‌اي که امروزه در بسياري از موارد با آن روبه‌رو مي‌شويم. کافي است دقايقي را به بررسي رسانه‌هاي صوتي و تصويري اختصاص دهيم؛ در واقع مواجهه با مساله «جهاني شدن» به‌طور جالبي به امري اجتناب‌ناپذير بدل شده و تمامي افراد جامعه در هر سطح از زندگي و آگاهي، به نوعي با اين مساله مواجه هستند. بنابراين موضوع «جهاني شدن» در جامعه کنوني به امري مهم بدل شده که هيچ حد و مرزي نمي‌شناسد و به سرعت در حال نفوذ در سرتاسر جوامع است.

در اين رابطه منابع مختلفي نشر يافته است تا به اين وسيله اطلاعات بيشتري به جهانيان داده شود. در اين ميان آنتوني گيدنز يکي از بزرگ‌ترين جامعه‌شناسان معاصر، آراي بسياري را در زمينه موضوع جهاني شدن ارائه داده است. وي در اين زمينه به بررسي هويت شخصي افراد مي‌پردازد که امروز چگونه در رابطه با هويت جمعي، شکل مي‌گيرد. اينکه افراد در جامعه امروز در تعيين هويت شخصي شان، بيشترين تاثير را از رسانه مي‌گيرند. رسانه‌هايي که در بازانديشي مدرن، نقشي محوري دارند و گزينه‌هاي انتخاب ما را مشخص کرده و سبک‌هاي زندگي را به ما معرفي مي‌کنند. وي از اولين متفکراني است که به بحث جهاني شدن، پرداخت.

در مدل تفکري گيدنز، جهاني شدن از موقعيت ويژه‌اي برخوردار است و او به دنبال درک درستي از اين معناست.وي دوران مدرن را به دو دوره تقسيم مي‌کند:1-مدرنيته اول که تا حدود دهه 60 را پوشش مي‌دهد و مدرنيته متاخر که از حدود دهه 60 آغاز شده و همچنان ادامه دارد. به اين ترتيب به ارائه تبييني درباره انتقال جامعه از سنتي به مدرن، مي‌پردازد. مقصود از مدرنيته متاخر همان جهاني شدن است که به اعتقاد وي مهم‌ترين مبحث جامعه‌شناسي امروز دنياست. نکته مهم اين است که در وهله اول باید جهاني‌شدن را پديده‌اي غيراقتصادي بدانيم. هرچند اين تعبير تا حدي متفاوت از نظر ساير کارشناسان اين مقوله است. در اينجا هدف آن است که تعبيري تک‌بعدي از جهاني شدن ارائه نشود بلکه بيشتر به عنوان پديده‌اي مورد نظر قرار گيرد که بر تمامي انسان‌ها در دنياي جديد اثر مي‌گذارد و تاثير آن در زندگي روزمره، انکارنشدني است. جهاني شدن شبيه به فرايندي است که در آن، هر روز تعداد بيشتري از مردم در شرايطي زندگي مي‌کنند که در آن نهادهاي جديد، جنبه‌هاي اساسي زندگي روزمره را نظم مي‌بخشند.

ويژگي اين نهادها اين است که جريان‌هاي بومي را با روابط اجتماعي جهاني، پيوند مي‌دهند. نتيجه اين فرايند ايجاد نوعي نابرابري روزافزون، در جهان است. اين نابرابري در بسياري موارد مي‌تواند مفيد و به نفع گروه‌هاي ضعيف جامعه باشد چون به اين گروه‌ها اين امکان را مي‌دهد که اهداف خود را بهتر دنبال کنند. هرچند تبعات دامنگير و منفي جهاني شدن را همواره باید مدنظر داشت. به همين دليل از دكتر جواد اطاعت اين سوال را پرسيده‌ايم و او مفهوم جهاني شدن را همان‌گونه كه در سخنراني، مركز جهاني شدن در تهران بدان پرداخته بود. به تشريح آن پرداخت. اين نوشتار را دكتر جواد اطاعت، استاد دانشگاه شهيد بهشتي تنظيم نموده است.

جهانی‌سازی و جهانی‌شدن از مفاهیم و واژه‌هایی هستند که این روزها کاربرد زیادی پیدا کرده‌اند. جهانی‌شدن فرایندی است که در طول تاریخ وجود داشته است؛ اما امروزه به‌دلیل رشد و توسعه ابزارها و وسایل ارتباط جمعی بر دامنه و سرعت توسعه آن افزوده شده است. برخی فکر می‌کنند که این موضوع یک پروژه غربی است که سعی می‌شود با برنامه‌ریزی و صرف وقت و هزینه ارزش‌های غربی را به مناطق مختلف جهان انتقال داده شود. برخی نیز ممکن است آن را یک انتقال طبیعی و فرایندی تلقی کنند که همیشه وجود داشته است. این درحالی است که در دنیای کنونی هم ما با فرایند جهانی‌شدن به‌عنوان یک پروسه طبیعی مواجه هستیم و هم با جهانی‌سازی. در باب جهانی‌سازی باید عرض کنم، همان‌گونه که دوستان اطلاع دارند سیاست خارجی کشورها سه هدف اصلی و عمده را مد نظر قرار می‌دهند.

  1. هدف اول تامین امنیت ملی است که در سرلوحه اهداف ملی تعریف و عملیاتی و اجرایی می‌شود و دستگاه دیپلماسی واحدهای سیاسی تلاش می‌کنند با اتخاذ یک استراتژی هوشمندانه کشور خود را از منازعات جهانی دور نگه داشته و از امنیت مرزهای خود با ابزارهای دیپلماتیک حفاظت و حراست کنند
  2. دومین هدف سیاست خارجی کشورها رشد، رونق و رفاه اقتصادی کشورهاست. به‌عبارتی سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی وسیله و ابزاری است که در خدمت اقتصاد و توسعه اقتصادی قرار می‌گیرد.
  3. سومین و آخرین هدف سیاست خارجی اهداف آرمانی درازمدت است که همانا گسترش فرهنگ و ارزش‌های یک ملت به دیگر نقاط جهان است.

همان‌گونه که پیداست در اهداف آرمانی و درازمدت سیاست خارجی است که می‌تواند گسترش و توسعه فرهنگ‌ها به دیگر مناطق به‌عنوان یک موضوع مورد نظر دولت‌ها مطرح باشد و به‌طور طبیعی چون دنیای غرب کنونی از توانمندی‌هایی برخوردار شده است به کمک ابزارهای در اختیار تلاش می‌کند فرهنگ و ارزش‌های غربی را جهانی کند که در این کار موفق هم بوده است؛ اما آنچه از اهمیت بیشتری برخوردار است، جهانی‌شدن است که یک پروسه طبیعی است.

به‌عبارتی فرایند جهانی‌شدن همانند ظروف مرتبطه عمل می‌کند و هر کشور، منطقه یا تمدنی تولیدات بهتر و مهم‌تری داشته باشد همراه صادرات آن تولیدات برتر فرهنگ و ارزش‌های آن کشور و ملت نیز با آنها منتقل خواهد شد و این موضوعی است که ربطی به پروژه جهانی‌سازی وحتی فراتر از آن امکانات وابزارهای رسانه‌ای جدید از جمله فکس، اینترنت، ماهواره و... ندارد. ابزارهای ارتباطی تنها این پروسه را تسریع می‌کنند. برای روشن شدن این موضوع بهترین مثال گسترش عقاید و ارزش‌های اسلامی درصدر اسلام است.

زمانی که اسلام در شبه‌جزیره عربستان بنیانگذاری شد در مدتی کوتاه تمدن اسلامی رو به رشد وتوسعه گذاشت و در قرون چهارم و پنجم هجری که به‌عنوان عصر طلایی تمدن اسلامی شناخته می‌شود به بلوغ رسید. به موازات این رشد وتوسعه تمدنی، فرهنگ اسلامی و ارزش‌های اسلامی که از غنای تولیدی وتمدنی برخوردار بود در جهات اربعه رشد و توسعه یافت و برخلاف آنچه برخی عنوان کرده‌اند که اسلام با زور شمشیر گسترش یافته است بر عکس، این رشد و توسعه عموما به‌صورت طبیعی صورت پذیرفته است و نه با جنگ. برای مثال در آسیای میانه و قفقاز، در شرق آسیا که اندونزی پرجمعیت‌ترین کشور مسلمان در آنجا وجود دارد و در شمال آفریقا اسلام با جنگ به این مناطق توسعه نیافت و انتقال اسلام و ارزش‌های اسلامی عموما به صورت طبیعی و در یک فرایند مسالمت‌آمیز انتقال یافت.

اگر در جاهایی هم اسلام از طریق جنگ گسترش یافت مثل جنوب اروپا از جمله اندلس ملاحظه می‌کنیم که به‌رغم اینکه بیش از هفت سده مسلمانان پیروز بر آن سرزمین‌ها حکومت کردند جز کاخ‌های آنان که تبدیل به مراکز توریستی و درآمدزا در شهر کودوبا در جنوب اسپانیا شده است امروزه آثاری از اسلام شاهد نیستیم. همانگونه که ملاحظه می‌کنیم انتقال فرهنگ‌ها و تمدن‌ها و ارزش‌های موردنظر یک ملت عموما براساس ظروف مرتبطه در یک فضای رقابتی عمل می‌کند به شرطی که آن تولیدات در رقابت با سایر تولیدات بتواند جای خود را باز کند. البته این موضوع لزوما به معنای برتری آن تمدن و فرهنگ به لحاظ فلسفی و نظری نیست.

برای مثال فرهنگ اسلامی از همان غنا برخوردار است؛ اما به‌صورت بالقوه و نه بالفعل. آنچه برای ملت‌ها حائز اهمیت و توجه است تولید به‌معنای عام آن وبه صورت بالفعل است. تولید در عرصه دانش و علم، تولیدات صنعتی، تولید فیلم، کتاب و... این تولیدات برتر است که همراه آن فرهنگ و ارزش‌های آن کشور و تمدن نیز انتقال می‌یابد و مقبول می‌افتد. اگر می‌بینیم امروزه فرهنگ غربی به اقصی‌نقاط جهان گسترش یافته است صرفا به دلیل تولیدات آنهاست. این واقعیت غیر قابل‌انکاری است و اگر کشوری بخواهد فرهنگ و ارزش‌های مقبول خود را به دیگر نقاط جهان صادر کند باید بداند که صرفا با شعار و حتی برتری‌های بالقوه نمی‌تواند بلکه این برتری باید در قالب تولیدات قابل رقابت و به‌صورت بالفعل به جهان عرضه شده تا مورد استقبال واقع شود. بنابر این باید بیش از آنکه نگران جهانی‌سازی باشیم باید نگران ضعف داخلی و ضعف تولیدات تمدنی باشیم و بدانیم که اگر کالای برتری تولید نکنیم و نتوانیم در رقابت با سایر تولیدات پیروز شویم، نمی‌توانیم ارزش‌های خود را نیز جهانی کنیم. البته بدیهی است که استفاده از ابزارهای رسانه‌ای نیز درتسریع این فرایند انتقال حائز اهمیت و توجه می‌باشند.

منبع : روزنامه آرمان

موضوعات مرتبط : جهانی شدن    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید