تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1627

جهانی شدن معماری و یا جهانی نشدن معماری

هنر ها از نظر کلی به شش هنر تقسیم شده است :
  1. نقاشی
  2. تئاتر
  3. مجسمه سازی
  4. هنر معماری
  5. هنر موسیقی
  6. شاعری وهنر سخنوری

نگارنده سینما را هنر هفتم نمی داند زیرا سینما هنری مجازی و در هنرهای مجازی در رده خود قابل ذکر است .
نكته : از قدیم هراقلیم و یا سرزمینی دارای بعضی از هنرها بوده و برخی سرزمین های دیگر دارای هنرهای دیگر .
هنر سخنوری شاعری هر منطقه و هرسرزمین به آن منطقه و سرزمین اختصاص داشته دارد و سایر هنرها نیز دارای این چنین خصوصیت بوده اند .

تبلور و آفرینش هنرهای معماری و مجسمه سازی و موسیقی و تئاتر و نقاشی در هر زمان و هر نقطه از جهان متفاوت بوده است و به طور قاطع میتوان گفت که این هنرها ی ششگانه در نام مشترک ولیکن درارائه خلاقیت در کشورها متفاوت می با شند .
در این مقال سعی در بررسی و مقایسه هنر معماری در جهان است.

در سالیان دور بدلیل بعد مسافت سرزمین ها با یکدیگر هنر معماری هر سرزمین مخصوص به خود بوده است .
برخی اوقات بدلیل مودت و دوستی وجه اشتراکهای خاص دو اقلیم در اثر معماری هریک با شباهت در دیگر اقلیم دیده شده و تاثیر معماری آن اقلیم در اقلیم دیگر قابل مشهود است .

در تاریخ به ثبت رسیده که برخی اوقات بدلیل جنگاوری ها بنای ارزشمند تخریب و یا آنکه طبق نوشته مورخان پس از تخریب بناهای ارزشمند مصالح آن را که سنگی و یا چوبی بوده به سرزمین خود حمل می نموده و یک اثر معماری باآن سبک و سیاق بنا می کردند که نمونه کامل این مورد بنا به نوشته مورخین درمعماری رومی کاملا"مشهود است .

رومیان به یونان حمله کرده و بعضی بناها را تخریب و مصالح آن به روم جهت احداث بنای جدید حمل نمودند .
اگر معماری روم مورد مطالعه قرارگیرد این مطلب و اثر معماری یونانی در معماری رومی بخوبی هویداست .
معماری ایرانی از قدیم منحصر به ایرانیان بوده و هیچگونه کپی برداری از معماری غربی درآثار بجامانده مشاهده نگردیده است و سیر تکامل معماری ایرانی و مغرب زمین بطور جداگانه ادامه یافت که شکوفائی هنر معماری مغرب زمین معماری گوتیک می باشد .

در معماری مغرب زمین در بعضی موارد نفوذ و تداخل معماری ایرانی بخوبی قابل رویت است و در معماری ایرانی نیز در بعضی مواردگوشه هائی از معماری غربی نیز دیده میشود .
دگرگونی معماری در مغرب زمین با تکامل و پیشرفت تکنولوژی ساخت دچار تغییراتی شد و همچنین در ایران با توجه به پذیرش اسلام معماری خاص (معماری اسلامی تلفیق با معماری ایرانی) جلوه گر شد .

زمانیکه ایرانی ها دین اسلام را برگزیدند مساجد باصلابت وعجین شدن با معماری قبلی معماری با شکوه جدیدی بوجود آمد و زمانی که مغرب زمین مسیحیت را انتخاب نمود در آثار معماری آنان این مورد نیز اتفاق افتاد .
از قرن 16به بعد در هردوسرزمین تغییرات و تکاملی در معماری بوجود آمد در مغرب زمین معماران با نظریه های مختلف آثاری را طراحی و به مورد اجراء گذاردند و در مشرق زمین نیزبه نوبه خود معماری خود را تكامل داد .

در مغرب زمین ساختمانهای بلند و پنجره های کشیده با معماری جدید ویا معماری بیونیک و سایر سبکها توسط معماران بزرگ ابداع و بر اساس آن ایده ها و نظریه ها معماری مغرب زمین رو به تکامل نهاد .
در اینجا سخن آن است که با تکامل معماری مغرب زمین آیا معماری آنان فراگیر شده است و آیا می تواند فراگیر و جهانی شود که بشرح زیر به آن پرداخته خواهد شد

یکی از پایه های معماری در ایران قدیم و بعد از اسلام حکومت و مذهب بوده است واین دو مولفه همیشه مد نظر معماران ابرانی بوده است .
اگر میدان نقش جهان نمونه بارز و جهان پسند می شود فقط بدلیل موقعیت جغرافیائی و ادغام فضاها و ترکیب خواسته ها و داشته ها با کالبد می باشد .

اگر معماری خانه روی آبشار فرانک لوید رایت مورد توجه قرار گیرد بدلیل آنست که استفاده مکانی از طبیعت شده و معماری بدیع بوجود آمده دلیل شهرت و زیبائی آن گردیده است در آثار لوکوربوریه و سایر معماران بزرگ این چنین موارد بسیار است .

یکی از پارامترهای موثر در معماری و خلق آن توسط معمار طبیعت و محیط است .
کویر معماری خود راطلب میکند و طبیعت سبز نیز به همچنین نباید انتظار معماری یكسان داشت .
زمانی که معماران غربی باغ ایرانی را نمی شناسند ولیکن گوشه ای از معماری آن را الگو قرار میدهند و یا طاق و قوس را در طرحهای خود پیاده میكنند این تعامل معماری است نه جهانی شدن معماری.
درسرزمین پارسی زبان همیشه تکلم و تفکر پارسی خواهد بود .با توجه به وسائل ارتباط جمعی واطلاع رسانی می توان با سایر کشور از نظر زبان و فرهنگ و معماری دارای تعامل بود ولیکن نمی توان زبان و فرهنگ ومعماری آنان را جهانی تصور نمود .
آیا تاکنون توانسته اند یک زبان جهانی از نظر تکلم و فهم درست کنند . آیا تاکنون توانسته ان فرهنگ یکسان و جهانی عرضه و پیاده کنند ویا هزار مورد دیگر كه در تمام موارد جواب خیر است .

خلاصه کلام :

با توجه به توضیحات و مطالب فوق بنظر میرسد :
  1. تمدن هر قاره مخصوص به خود آن قاره بوده واگر کشوری تغییر تمدن می دهد آن تمدن کاذب و عاریه است .
  2. انتقال جزئی از فرهنگ هر سرزمینی به سرزمین دیگر امکان پذیراست ولیکن اثرات آن سطحی است و نمی توان فرهنگ و هنر یک کشور را عینا" به کشور دیگر منتقل نمود .
  3. اگر بعضی از معماران از معماری سایر کشورها الگوبرداری و با ایده خود در می آمیزند و در دیگرمکان آنرا پیاده می کنند دلیل جهانی شدن آن معماری نیست بلکه هنر معمار درتلفیق اثر خود با آن می باشد .
  4. فقط صنعت امکان جهانی شدن دارد ولیکن صاحب صنعت همان مالک اولیه و مخترع صنعت است.صنعت در طول زمان تکامل و یا تغییر می کند و چه بسا که صنایع قبلی از رده خارج می شوند در صورتی که هنر معماری جاودانه است در دیگر هنرها نیزاین چنین است
  5. هرهنری در نقاط مختلف در نام برابر ولیکن در ارائه متفاوت است و هنرمند است که در هر زمینه ای طراحی می کند و در نهایت هنر خود را ارائه می کند .

ختم کلام

طبیعت زنده در همه زمینه ها دارای هنر وخلاقیت است .
هنر قابل بیان و لمس و درك است وبی هنرزندگی مفهوم ندارد .
هنر دارای جایگاه والائی است و خداوند سرآمد هنرمندان دنیا است .
تا زمانی که اقلیم جهانی نشود و تا زمانیکه نژاد انسانها به یک نژاد تبدیل نشود و سرزمینها در یک الگو قرار نگیرد هنر جهانی نخواهد شد .

تبلیغ كم و یا زیاد توهم بوجود آورده و تعقل به همراه ندارد پس با تبلیغ نمی توان فرهنگ و هنر كشوری را جهانی نمود و به سایر كشورها دیكته نمود .
نمی توان با تعیین ضوابط و روابط خاصی اعلام نمود كه هنر ومخصوصا" معماری دارای این الگو و جهان شده است .
برای اندیشه ها و تفكرات و خلاقیت ها نمی توان یك چهارچوب و ضوابط خاصی در نظر گرفت و اگر این اتفاق بیافتد یعنی افول بشریت یعنی غروب زندگی و در نهایت مرگ زندگی وهنرها .

سخن آخر

با توجه به این پروسه جهانی شدن هنرها مخصوصا" هنر معماری در کلام و عمل جایگاه ندارد .

بیژن علی آبادی

مجموعه مقالات مرتبط : جهانی شدن    
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید