تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1565

جهانی شدن یا نشدن معماری

اگر قبول کنیم که یکی از تعاریف معماری به نظم در آوردن فضا برای عملکرد خاصی است لذا در تنظیم فضا علاوه بر تقلای ذهن برای طراحی جهت انطباق امکانات موجود با نیازهای فیزیکی استفاده کنندگان از فضای مذکور، تفکر به پویایی انسان ها در طول زمان وسیال نمودن معماری در جهت هماهنگی با پویایی مورد بحث موجب می گردد ذهن از دایره محیط پیرامون فراتر رفته و به دنبال راهکارهای پاسخگو بگردد.

از آنجا که به روایتی معماری مجموعه ای از هنرها وتکنیک ها است که زیر چتر اقتصاد به منصه ظهور می رسد لذا سیالیت بخش معنوی و هنری آن متأثر از تکنولوژی روز واقتصاد جامعه خاصیت خویش را کمی از دست می دهد.

با توجه به اینکه یکی از اهداف علوم وفنون جهانی اعتلای موضوعات جدید به منظور تسهیل در تولید وافزایش رفاه بهره برداران می باشد. لذا معماری نیز به عنوان شاخه ای از علوم هنری همپای تکنولوژی در فضای جهانی به جولان در آمده بدون آنکه خواسته باشد می تواند مقهور تکنولوژی معماری جهانی گردد.

اگر جهان را دو قطبی فرض نموده وبه جهان شرق وجهان غرب تقسیم نماییم می بینیم که هر چه در جهان شرق به احساس، عرفان، اشراق وملکوت وعشق به عالم بالا پرداخته می شود در غرب عقل وقانون حاکم است، البته این بدان معنی نیست که در شرق به عقل وقانون توجهی نمی گردد و در غرب نیز به احساس وقعی نمی گذارند. بلکه کفه ترازو در شرق وغرب هر یک به یک طرف می چربد. به همین جهت چنانچه تلفیقی منطقی در مکتب عقل گرای غرب واحساس گرای شرق ایجاد گردد می توان معماری آفرید که برای همان منطقه ساخته شده باشد وآن وقت است که می توان گفت جهانی شدن ویا نشدن معماری اهمیت خود را از دست داده است . متأسفانه در بستر معماری وطن ما کمتر آثاری به استناد موارد فوق ایجاد می گردد بلکه آثار اغلب برای تقلید مطلق از شکل ظاهری ساختمانی در یک گوشه از جهان بدون توجه به فلسفه نهفته در آن و بدون توجه به عملکرد بنا طراحی و ساخته می گردد. نمونه بارز اینگونه ساختمان ها چشم اندازهای اغلب خیابان های شهرها وحتی روستاهای ما را به خود اختصاص داده است ، ساختمان هایی که نه با ساختمان مجاور هماهنگ است ونه بوئی از معماری محلی برده است و قابل توجه تر اینکه در تقلید شکل ظاهری بنا حتی بزرگی وکوچکی شهر نیز نقش نداشته وچه بسا که نمای یک ساختمان با عملکرد عمومی وبا سطح زیر بنای زیاد وحتی چندین طبقه که در شهرهای بزرگ کشور وبا تقلید مطلق کپی شده است عیناً در شهر کوچکی وبرای یک ساختمان کوچک مسکونی دو طبقه بکار گرفته شده است. وجود شیشه در حد افراط در نمای ساختمان ها بدون توجه به اقلیم های مختلف سرزمین وشرایط آب وهوایی خاص هر نقطه وبکار گیری پوشش های آلومینیومی نماها بدون ملاحظات عملکردی ساختمان ویا چشم انداز عمومی ووسعت دید خارجی از خصوصیات اینگونه بناها است وهر ساختمان به جای هماهنگی با بناهای مجاور سعی در شاخص نمودن بنای جدید دارد ومعلوم نیست تا کجا ادامه خواهد داشت.

جهانی شدن معماری یا نشدن آن ارتباط زیادی به تقلید از معماری شرق ویا غرب ندارد بلکه هدف آن است که راهی در جهت ارتقاء وتعالی معماری پیدا شود. از آنجا که ادبیات وهنر متأثر از فرهنگ وتاریخ وخصوصیات هر قوم وکشوری است و تلاش در جهت به صورت واحد در آوردن فرهنگ ها امری غیر منطقی ونشدنی است لذا معماری هر کشور ومرز و بومی در محدوده جغرافیایی معینی منتج از تاریخ زندگی گذشتگان ومتأثر از شرایط اقلیمی وتابع فلسفه روحی وروانی - عرفانی وعادات مردم آن سرزمین خواهد بود و نمی توان به طور قاطع جهانی شدن آن را تأیید نمود.

بدیهی است هدف دست و پا زدن در فضای رواق و گنبد و قوس چند نقطه ای و آجر و گچ و چوب و حصیر و بی بهره بودن از تکنولوزی های جدید و پرواز ننمودن فکر نیست بلکه اتکا به توان خروج از دایره سراب غیر واقعی معماری جهانی است ، شاید بتوان فارغ از جهانی شدن و یا نشدن معماری ، اندیشه ای را بکار گرفت که با توجه به تکنولوژی روز و برای اقلیم و مردم ان و منطبق بر اقتصاد جامعه ساخت و جلوه های ویژه اثری ساخته شده در نقطه ای از جهان الگوی بی چون و چرای طراح نباشد *امکان پذیر است اگر بخواهیم *

یزدان هوشور

عضو مرتبط : یزدان هوش ور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید