تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1885

حال و آینده بافت تاریخی تهران - گفت و گو با اسکندر مختاری

دکتر اسکندر مختاری فعالیت حرفه ای خود را از 17 سالگی و با گذراندن دوره ی مرمت تزئینات بدنه در اصفهان آغاز کرد. او پس از فارغ التحصیلی در رشته ی باستان شناسی دانشگاه تهران و در 36 سال گذشته تمام تلاش خود را بر مرمت بناهای تاریخی و پژوهش در زمینه ی تاریخ معماری ایران معطوف داشته است. با او درباره ی گذشته، حال و آینده ی بافت تاریخی تهران گفت و گو کردیم. او ارائه ی راه کار جدی و کارگشا در حفاظت از بافت تاریخی یک محله را در گرو داشتن نگاهی فرا محله ای، ملی و حتی فراملی می داند. مختاری مهم ترین دلیل رشد نا به سامان شهرها  به ویژه تهران را نداشتن استراتژی مشخص می داند.

تعریف بافت تاریخی از نگاه شما چیست و چرا باید به بافت تاریخی و مرمت آن اهمیت دارد؟

این لفظ بافت تاریخی به یک دوره از تاریخ تحولات حفاظت در جهان مربوط می شود. ابتدا مرمت گران نگاه به اثر تاریخی داشتند و سپس ناگاهشان به اثر و محیطی که آن اثر تاریخی در آن جا واقع شده معطوف شد. بعدها کارشناسان متوجه تاریخی بودن. بخشی از شهرها می شوند که در نتیجه لفظ «بافت تاریخی» و «شهرتاریخی» مطرح می شود. امروز بحث دیگری با عنوان منظر تاریخی مطرح است. یعنی یک شهر تاریخی در بستری از طبیعت قرار دارد پس باید شهر را با بستر آن دید.

چرا مرمت و حفظ تاریخی اهمیت دارد؟

این به نوع نگاه ما به آینده بستگی دارد. اهمیت دادن به بافت تاریخی یک نگاه کیفی است. کیفیت نیز یک سویه نیست و به سویه های گوناگون توجه دارد. همه چیز به دست ما. افکار عمومی و مدیریت کلان است. می توانیم مرمت بافت تاریخی را بی اهمیت دانسته، آن را مزاحم و هزینه بر فرض کنیم اما وقتی بحث کیفیت زندگی پیش کشیده می شود، تعلق انسان به مکان اهمیت پیدا می کند و نیاز به فرهنگ مطرح می شود. چرا شهرهای جدید مانند پرند و هشتگرد جدید و ... جذابیتی برای زندگی مردم ندارند؟ زیرا این شهرها از پشتوانه بی بهره اند.

 مردم از این شهرها خاطره ای ندارند و از روی ناچاری در آن ها زندگی می کنند. این شهرها گورستان و فضای مذهبی ندارند. رنگ تاریخ در این شهرها دیده نمی شود. و عموماً این بوی گذشته است که زندگی را دلچسب می کند. در نتیجه توجه به بافت تاریخی یک امر کیفی است که ما می توانیم در زندگی امروز شهرمان آن را در نظر بگیریم یا نگیریم. ولی در پی هر یک از این دو انتخاب نتیجه بی متفاوت خواهیم داشت. شهر بدون تاریخ و شهر با تاریخ.

آیا تهران در میان شهرهای تاریخی کشورمان از پیشینه ی کم تری برخوردار است. و تنها باید ااین تاریخ دویست و چند ساله ی دوران مدرن مورد توجه قرار گیرد؟

شهر تهران به عنوان یکنقطه ی اسکان برای انسان در زمره ی قدیمی ترین و کهن ترین مناطق اسکان در فلات ایران است. تمدن چشمه علی مربوط به هزاره ی ششم پیش از میلاد است، یعنی هشت هزار سال اااز سابقه ی سکونت انسان در این جا می گذرد. آثاری از هزاره ی دوم پیش از میلاد در شمیران و کهریزک پیدا شده است. این ها نشان اگر یک پیوستگی سکونت است.

 در دوره های ماد، هخامنشی، ساسانی و اسلامی، تهران همواره محل سکونت بود. اما از پایتخت بودن تهران دو صده بیشتر نمی گذرد. آن چیزی که تهران را از شهرهای دیگر متمایز می کند و تعریف تاریخ را به شهر تهران مربوط می کند این است که تهران ظرفی است که در آن تاریخ دگرگونی از سنت های تاریخی به زندگی مدرن قابل ره گیری و پی گیری است. ما در هیچ شهر دیگری مانند تهران نمی توانیم بازتاب لحظه های دگردیسی اجتماعی و فرهنگی مان را در معماری و شهرسازی پی گیری کنیم. نخستین ساختمان های فرهنگی، معابر، تحولات عظیم فرهنگی و سیاسی که پی آمدهای شهرسازی و معماری دارد در تهران شکل گرفته است. ما نخستین ساختمان های پیش از مدرن و مدرن و بزرگ ترین ساختمان ها و مجموعه های حکومتی را در تهران داریم. نخستین خیابان ها به معنای خیابان در دوره ی معاصر در تهران است.

حال و آینده بافت تاریخی تهران

آیا می توان برای تهران دوره ای تاریخی به صورت دهه یا سده را دوره تخریب آثار و بافت تاریخی نامید؟

حرکت تهران یک حرکت رو به رشد بوده و نمی توان گفت در یک مقطع بیشترین در یک مقطع بیشترین تخریب را داشته است. نگاه به شهر نگاه توسعه ای و با توجه به کمیت ها است. به شبکه ی ارتباطی توجه می کند برای آمد و شد سواره، به بارگذاری توجه می کند برای بالا بردن تراکم و به بارگذاری تجاری و عمومی توجه می کند برای آن که نیازهای شهر را برآورده کند. اما همواره به کیفیت شهر کمتر توجه شده است.

این کم توجهی نگرشی پیوسته است. از دوره یی که ما پای به دوران معاصر گذاشته ایم این نوع نگاه هیچ گاه از تهران رخت بر نبسته و همواره تسری داشته است، گاه کند و گاه تند شده و البته هر گاه این روند رونق اقتصادی هم داشته تخریب هم سریع تر بوده است.

از زندگی کیفی سخن گفتید، این کیفیت از نگاه شما چیست؟

هر مدیری به گمان خود خیال می کرده با دگرگونی در شهر به کیفیت زندگی کمک می کند.

بحث من توجه به هویت شهر است، هویت شهر از جمله امور کیفی است که به شهر مربوط است.

هویت شهرها که به این سادگی نابود نمی شود زیرا یافتن یک هویت تازه خود می تواند هویت شهر به شمار بیاید.

منظورتان چگونه هویتی است؟

بسیاری از شهرها هویت خود را از دست داده و یا تغییر هویت می دهند. هویت شهر وابسته به نشانه هایی است که انسان در طول زمان از خود در شهر به جا گذاشته است. اگر این نشانه ها نباشد آن هویت هم از بین می رود و به تاریخ می پیوندد. روزگاری شمیران پر از باغ بود و اموز پر از ساختمان های بلند است. آیا باغ امری کیفی نیست؟

روستاهای زیادی در پی توسعه ی شهر به درون کشیده شده اند. حتی به تازگی اسامی این روستاها را نیز پاک می کنیم. و این گونه به آرامی شهرمان از نشانه ها تهی می شود همه ی این هویت های شهر ما را تشکیل می دهند.

در دوره های گوناگون، مدیران شهری تلاش کردند برنامه هایی را برای بهبود وضع زندگی شهر تهران اجرا کنند اما هر مدیر جدید عملکرد مدیریت قبلی را زیر سوال برده است. اکنون پرسش این است که چه کنیم که در دوره های بعدی راه رفته را باز نگردیم؟

ما تا دهه ی 50 موضوع فرسودگی و از بین رفتن بافت تاریخی را نداشتیم و از آن زمان بود که به آرامی مرمت و نگه داری بافت تاریخی مطرح شد. در آن زمان کمیته ای متشکل از اداره ی کل آثار تاریخی و شهرداری تهران تشکیل شده بود  که به صورت مشترک روی محله ی عودلاجان و بازار تهران کار کردند. گزارش عملکرد آن ها در آن مقطع زمانی چاپ شد. در چهار دهه ی پیش نیز همین پرسش امروز مطرح بود. این که ما چطور می توانیم از نابودی مراکز تاریخی شهرهایمان جلوگیری کنیم.

این موضوع بیشتر درباره ی مناطق مسکونی و تجاری مطرح بود و بحث تمرکز اداره ها هنوز حاد نشده بود. به موازات توسعه ی شهر این مسئله مرتب حادتر شد. شاید امروز بیشتر از هر زمان دیگری مسئله ی بافت تاریخی شکل های پیچیده تری پیدا کرده و دیدگاه ها دگرگون شده است.

 اگر زمانی عودلاجان را به عنوان یک بخش مسکونی از تهران می دیدیم، امروز باید نگاه خود را تغییر بدهیم و هر محله را به عنوان بخشی از اندام شهر که شهر به آن نیاز دارد ببینیم. کسانی که در مناطق 22 گانه ی تهران زندگی می کنند مستقیم و غیرمستقیم به منطقه ی بازار تهران و مانند آن نیاز دارند. مرکز تاریخی رم را در نظر بگیرید، این مرکز تنها برای ساکنان رم نیست بلکه باید به تمام ایتالیا سرویس بدهد، حتی باید این منطقه یک نیاز بین المللی را نیز پاسخ بدهد.

رای پاسخ گویی به نیازهای مرکز تاریخی تهران، ما نیازمند نگاه فرامحله ای هستیم. اگر فرامحله ای نبینیم مشکل ما پیچیده می شود زیرا در این صورت ما ساکنان واقعی محله را ندیده ایم. حاشیه نشین ها در بافت تاریخی زندگی کنند یا باید به حاشیه بروند یا در بافت تاریخی و فرسوده زندگی کنند. شما به گذر امام زاده یحیی توجه کنید. چقدر مهاجر افغان و چقدر مهاجر تازه به تهران آمده می بینید؟

اگر آمار بگیرید خواهید دید درصد بسیار کمی از ساکنان این محله ها پیشینه ای بالای 30 سال سکونت دارند آن هایی هم که مانده اند سن بالایی دارند. سال 73 من آمار گرفتم؛ بخش شمالی خیابان سوراسرافیل مسکونی بود جایی که در زمان قاجار سه هزار نفر جمعیت داشت.

در آن زمان در تمام این محدوده ی 10-12 هکتاری 30 خانوار زندگی می کردند و در این خانوارها تنها یکی بود که بالای 30 سال سن داشتند. امروز همان یک خانوار هم دیگر نیست! در کوچه ی مدرسه در محله ی عودلاجان تنها یک خانواده است که اعضایش از بچگی در این محله زندگی کرده اند و بقیه ی ساکنان مهاجر اند.

پس می بینید که برای برنامه ریزی در بافت تاریخی و فرسوده باید در مقیاس ملی کار کرد. باید مالکیت ها را عمومی تر در نظر بگیریم، مراکز فرهنگی را به این محله ها بیاوریم و هنرمندان و فیلم سازان در این محله ها مراکزی عمومی دایر کنند و دیگر مسئله ی سکونت بحث ثانویه باشد. برای عودلاجان باید در مقیاس ملی برنامه ریزی کرد.

این ها سخنانی کلی است، من می خواهم جزئی تر و دقیق تر درباره ی راه حل ها گفت و گو کنیم.

درست است. یکی از دلایلی که در تهران کارهای حفاظتی از بافت تاریخی ناموفق بوده این است که همه فکر می کردند با احکام کلی می شود بافت تاریخی را درست کرد. با ثبت اثر در فهرست آثار ملی یا کنترل تراکم نیز نمی شود. باید نخست سازمان و تشکیلاتی را در محل درست کرد. سپس پروژه های پیشتاز برای آن تعریف کرد و بعد مطالعات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و ... را در مقیاس شهر انجام داد.

باید گام به گام مستند نگاری و معرفی ارزش ها صورت بگیرد. شما هر چقدر ارزش ها را بهتر معرفی کنید خراب کردنش دشوارتر می شد. باید نخست ارزش ها را کشف کنیم و سپس ببینیم برای ارزش های مدیریتی، بین المللی، عملکردی، هنری، معماری، ساختاری و ... چه باید کرد.

برای همه این ها باید یک نظام ارزیابی تعریف کنیم. براساس آن نظام ارزیابی، آسب شناسی کنیم و براساس آن آسیب شناسی، درمان ارائه کنیم درمان ها هم سطح های گوناگونی دارند. در این خصوص سطح محله ای، شهری، ملی و بین المللی را باید در نظر گرفت زیرا راه حل درمان بسیاری از دردها به در همان محله، که در محله ی دیگری است.

.... و سخن آخر؟

من گمان می کنم ما به اندکی تحول دیدگاه نیاز داریم. اگر می خواهیم در حفاظت از بافت تاریخی موفق شویم باید از اظهار نظرهای غیر کارشناسی پرهیز کنیم. بیشتر آسیب های بافت تاریخی ناشی از نظرهای غیرکارشناسی است که در قالب کارشناسی بیان می شود. جانب داری های غیرکارشناسانه و غیرعادلانه باعث تخریب شده و نتیجه ی عکس دارد.

رسیدن به هر هدفی نیازمند راهبرد و استراتژی است. ما هدفمان یکی نیست و به هیچ روی استراتژی نداریم. بنابراین اقداماتمان نیز در مسیر نامعملوم پیش می رود. به نظرم این اقدامات در شهرهای ما تنها متکی بر تقاضا است. اگر کسی می خواهد جایی 5 طبقه بسازد سرانجام می سازد و اگر کسی بخواهد نمای ساختمانش را سنگ صیقلی یا شیشه کند، سرانجام می کند، بی توجه به این که در بافت تاریخی قرار دارد یا خیر.

تمام شهرهای ما در همه ی دوره ها بر پایه ی تقاضا شکل گرفته و رشد کرده است و هرگز استراتژی درست، مشخص و کارشناسانه یی نداشته ایم. از شرکت شما در این گفت و گو سپاس گزارم.    

برگرفته از ماهنامه شهر و ساختمان - تیرماه 1392
به نقل از وب سایت موسسه تاریخ شفاهی معماری و شهرسازی
گفتگو از : عباس عبدالعلی زاده
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : بافت تاریخی    
استان مرتبط : تهران  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید