تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2620

حجیج: طراحی منظر و معماران مكتب نرفته!

حجیج (1) آرمیده در بخش كوچكی از دامنه زاگرس شمالی، روستای هزار ساله منطقه اورامان در فاصله 20 كیلومتری غرب پاوه (استان كرمانشاه) كه پس از گذشت از راه‌های پرپیچ‌وخم و صعب‌العبور زاگرس، آن را در می‌یابی، در حالی‌كه رود خروشان سیروان (2) ، در عمق دره‌های عمیق، عبورت را همراه است و قله‌های سر به فلك كشیده و پرصلابت، ورودت را به سرزمین رازهای سربه مُهر، ندا در می‌دهد. خود را كاشفی می‌یابی كه در این عصر (عصر ارتباطات و دهكده‌ جهانی) ، انگار هنوز میهن‌ات را ندیده‌ای. اینجا ایران است! لحظه‌ای درنگ می‌كنی، چگونه این همه زیبایی و عظمت را نادیده می‌گیری و لب به ستایش آفریننده نمی‌گشایی؟

كنجكاو و مضطرب، تنها تویوتای فرسوده‌ای كه سال‌هاست مصالح یا اجناس مورد نیاز را از پاوه به روستا می‌آورد، آنقدر مطمئن نیست كه در عرض جاده‌ای كه گاه از فاصله دو چرخ كمتر است! به پایین نلغزد. اما راننده با چنان مهارتی مسیر مال‌رو را می‌پیماید كه باورنكردنی است. بی‌راهی مسیر تو را سحر می‌كند و هزاران پرسش را از یاد می‌بری. راننده می‌گوید: «در اكثر ماه‌های سال تنها جاده ارتباطی این دهات قطع است و تنها وسیله رفت و آمد (قاطر) هم در این هوا قابل استفاده نیست، این شانس شماست كه برف‌ها در این قسمت زودتر آب شده است».

زیست‌گاه شاهو(3) كه از مناطق زیست بومی با ارزش غرب كشور است، در یك زمان چهار فصل به همراه دارد. تغییرات ارتفاعی منطقه كه در حواشی رودخانه سیروان شروع و تا مرتفع‌ترین حد ارتفاعی (با 2390 متر اختلاف ارتفاع) ادامه دارد، با برخورداری از جریان‌های مدیترانه‌ای، این زیستگاه را منحصر به‌فرد ساخته است.

در حالی‌كه پوشش‌های گیاهی حاشیه سیروان در حال زرد شدن و خزان است و كشاورزان،‌ مقدمات برداشت محصول را فراهم می‌آورند،‌ ارتفاعات سه هزار متری منطقه پوشیده از برف است. این‌جا طبیعت، مادر زندگی است. جاده ادامه دارد و كوره‌راهی كه به موازات بستر رودخانه پر آب، تو را پیش می‌برد و در مسیرش از دوآب و داریان تا به حجیج و بعد اسپریز(4)، دیوزنا(5) تا به پالنگان(6)، بدیع‌ترین مناظر طبیعت را در پهنه دید می‌گستراند.

دره‌های عمیق، قلل برف‌گیر و سربه فلك كشیده، چشمه‌سارها، درختچه‌های بلوط و مزارع پلكانی كه به دست اهالی در دل صخره‌های سخت كنده شده، چنان فریبنده و دلپذیرند كه هر بیننده را مسحور از طراوت زندگی می‌كند. می‌اندیشی كه یك بار آن‌چه را كه می‌بینی به تصویر بكشی و به تمام دنیا عرضه كنی و لااقل به مردم كشورت!

در نزدیكی چشمه زیبای «بل»(7) پس از گذر از گردنه «كلنگ‌چین» وقتی به حجیج ممارسی، دورنمای روستا، تا زمانی حركت را ازا تو می‌گیرد. مجموعه خانه‌های سنگی و پلكانی با باغ‌های گسترده بر صخره‌های عبوس و سخت.

ایستاده‌ای در سكون و تماشا، نمونه‌ای بدیع از معماری ارگانیك و تعامل جانانه انسان و طبیعت. اینجا حجیج است، با مردمی اصیل، مهمان‌نواز و خون‌گرم به استقبال‌‌ات می‌آیند در روستایی كه به نظر می‌رسد آخر دنیا باشد. گذرگاه‌های منطقه چنان پر ابهت و دست نیافتنی است كه تصور نمی‌كنی در بخشی از آن، فرزندان آدمی را پذیرفته و پناه داده باشند.

وارد روستا كه شدی، خانه‌ها از درون و بیرون زیباست و چنان استوار و ایستا جلوه می‌كنند كه در مقابل قدرت و مهارت انسان در غلبه (یا سازگاری) با محیط خشن و پرصلابت، چاره‌ای جز تحسین نداری. غنای طبیعت و زیبایی آن همراه با معماری بعنوان الگوهایی برای شناخت تقابل بین طبیعت و انسان می‌تواند پژوهش‌گران، مردم‌شناسان و اندیشمندان هر موزه از علوم انسانی را به خود جذب نماید. هر جا كه لازم است معماری به كمك عملكرد آمده و از پیرایه‌ها گریخته است. هم‌چنان‌كه طبیعت زیبای دره نیز با تلفیق با بافت مسكونی جلوه بسیار دل‌انگیز به این مجموعه حیاتی داده است.

در تمامی خانه‌های از سنگ‌های موجود در طبیعت استفاده شده كه كمابیش تراشیده شده و به ضخامت آجر معمولی یا بیشتر درآمده است. سنگ‌ها را در دیواره با ملات گل (یا بدون آن) روی هم قرار داده و در فاصله بین آنها از الوار و تخته‌های چوبی برای جذب رطوبت هوا و جلوگیری از لغزش سنگ‌ها استفاده شده است. سازه‌ سقف از تیرهای چوبی است و اصطلاحاً تیربند شده‌اند. شاخه بال‌های درختان جنگلی نیز كه گل‌اندودند، جزیی از مصالح سقف به شمار می‌روند. گل را برای اندود كردن كف و دیواره‌های اتاق از داخل نیز بكار می‌برند. پی ساختمان‌ها همان سنگ‌های صخره‌ای است كه با ابزار هموار شده تا بنایی دریك یا دو طبقه روی آن استمرار گردد.

منازل معمولاً دارای دو یا بیشتر اتاق هستند كه یكی از آنها معمولاً برای پذیرایی و میهمان اختصاص دارد و بقیه زندگی در اطاق‌هایی دیگر جریان دارد. درب منازل كه اكثراً چوبی، دو لنگه و بسیار قدیمی است معمولاً دارای تزیینات و كنده‌كاری‌هایی نیز هست. در‌های بعضی از خانه‌ها هم یك لنگه‌ای است، اتاق، از پنجره‌ای كه در ماه‌های گرم (كه چند ماه از سال بیشتر نیست) معمولاً باز است نور می‌‌گیرد. روستا دارای زمستان‌های سرد و طولانی است و به همین خاطر پنجره‌‌ها سطح بسیار كمی از دیوار را به خود اختصاص داده‌اند.

پشت‌بام هر خانه، حیاط منزل دیگری است و محل رفت و آمد عموم و گذران اوقات فراغت. در حقیقت تنها فضای صاف و قابل استفاده عمومی همین بام خانه‌هاست كه به تبعیت از شیب دامنه كوه به صورت طبقه‌طبقه (پلكانی) در آمده است. عریض و طویل.

تزئینات اماكن عمومی نیز دارای كنده‌كاری‌های زیبا و در و پنجره‌هایی است كه با اسلوبی ماهرانه در دیواره‌های سنگی جای دارد و آنجا كه لازم است، ستون‌هایی از چوب در داخل و بیرون، بار سقف را كم كرده‌اند.

مسیر كوچه‌های سنگی به تبعیت از فرم كوهستان به شكل نعل اسبی و نیم دایره است و دارای كف‌پوش ناهموار و صعب‌العبور.
صخره‌های كوه تراشیده شده تا بتوان در دل آن صیفی و دانه‌های گیاهی كاشت حتی درختچه‌هایی را كه ریشه‌های عمیق نداشته باشند روی همین صخره‌ها به بار می‌نشیند. ولی به هرحال زمینی برای كشاورزی وجود ندارد.
صخره‌های سخت و گذرگاه‌های نامساعد باعث گردیده كه دام عمده این روستا را بز تشكیل ‌دهد تا بتواند از مناطق صعب‌العبور عبور كند و به گیاهان نقاط بالاتر دست یابد.

در باره تاریخچه شكل‌گیری حجیج حرف و گفتگو بسیار است به نقل از معمرین روستا كه از بحرالانساب بهره می‌برند: یكی از فرزندان حضرت امام موسی كاظم‌ (ع) به نام عبیداله(8) كه برای مبارزه علیه خلفای عباسی همراه برادرش پیراسماعیل به این منطقه آمده بود. این محل را برای سكنا انتخاب می‌كند. برادرش بعدها به اسپریز (روستای مجاور) می‌رود و او این منطقه را به تدریج به مركزی صنعتی مبدل می‌نماید و به این طریق اندك‌اندك یارانی دور او جمع می‌شوند. می‌گویند مسجد جامع روستا(9) توسط صنعت‌گرانی كه عبیداله از روستاهای مجاور فراخوانده بود بنا می‌گردد. این صنعت‌گران تولیدات صنعتی نظیر گیوه،‌ پارچه، لوح (نوعی بافتنی) و سایر وسایل زندگی مردم را بعهده می‌گیرند و نسل‌های بعد از ایشان آن را به نقاط دیگر و زمانی نه چندان دور به دمشق و بغداد می‌فرستند. و در مقابل مایجتاج خود را فراهم می‌كنند. هنوز هم صنایع دستی زیبای حجیج خریدارانی چند دارد ولی زمانه مهلت نمی‌دهد و با آن‌چه میراث فرهنگ و صنعت این مردم می‌باشد، در ستیز است و مصرانه میل به خاموشی آن دارد.

زبان و گویش محلی مردم، كردی اورامی است كه شاخه‌ای از زبان‌ شمال‌غربی ایرانی میانه است و به هزاره دوم قبل از میلاد برمی‌گردد. این زبان به علت داشتن ادبیات مكتوب اهمیت خاصی دارد و با آن‌كه از زبان‌های دیگر از جمله زبان‌های عربی، ارمنی، تركی و به ویژه فارسی كهن نیز لغات بسیار در آن دیده می‌شد، از اصیل‌ترین گویش‌های ایرانی است و قرابت و نزدیكی با زبان‌ اوستایی و پهلوی دارد. به‌طوری كه اگر متنی پهلوی برایشان یك اورامی زبان گفته شود، لغات بی‌شماری از آن را می‌توانند دریابند.

جالب آن‌كه لغات اصیل فارسی كه اكنون بیشترین آن از بین رفته است در زبان این مردم هم‌چنان به قوت خویش باقی مانده است. گویش اورامی ظرفیت بالایی در پذیرش شعر دارد ترانه‌های دل‌انگیز سیاه‌چمانه و گورانی(10) سابقه‌ای به قدمت تاریخ دارد. در این دیار كمتر كسی است كه با زبان شعر آشنا نباشد،‌ موسیقی و شعر در رگهای مردم با عشق جاری است. هم‌چنان كه هوره(11) ‌خوانی، آمیزه‌ای از زندگی و طبیعت و جلوه‌ای بدیع از كلام خیال‌انگیزی است كه انسان را مسحور و مبهوت می‌سازد.

و اما از نظر اقتصادی مدرم منطقه جزء فقیرترین و محروم‌ترین روستاییان كشور به شمار می‌روند. مردم ججیج نه از روستاییان سایر مناطق محروم‌ترند بلكه از روستاییان مناطق كردنشین نیز شرایط نامساعدتر و فقیرانه‌تری دارند.

ذهنیت برای ترك روستا از همین شرایط آغاز شده اس. بدین لحاظ حتی عشق به زادگاه برای ترك روستا از همین شرایط آغاز شده است. بدین لحاظ حتی عشق به زادگاه نتوانسته مردم را در منطقه نگهدارد و ایشان برای نجات خود و خانواده‌اشان از شرایط نامساعد تدریجاً مهاجرت كرده‌اند. این بخش از كشور با داشتن رودخانه‌های پرآب مانند سیروان، لیله، مرخیل و پاوه‌رود یكی از مناطق پرآب غرب كشور است، رودخانه‌هایی كه همگی پس از طی 24 كیلومتر مرز آبی با كشور عراق دارد كه آن كشور شده و منابع آبی سدهای كردستان عراق را تشكیل می‌دهند.

در حالی كه بسیاری از باغات منطقه بر اثر كم آبی دچار مشكل هستند. ایجاد سر بر روی رودخانه بزرگی چون سیروان می‌تواند نقش شایسته‌ای در بهبود وضعیت كشاوری، تامین انرژی برق ارزان قیمت و احداث مزارع پرورش ماهی داشته باشد. وضعیت روستای حجیج هم مانند تمام روستاهای كشور قابل پیش‌بینی است. آهنگ این سكونت‌گاه‌های سالهاست نواخته شده و در گذشت ایام از مردمی كه روزگاری در میان رودهای پرخروش، چشمه‌سارهای جوشان، درختان سرسبز و صلابت پرشكوه طبیعت زیسته‌اند. كه اثری می‌یابی. شهرها با انبوه مردمانی كه از این دیار و مشابه آن بسیار مهاجرت كرده‌اند متراكم و متراكم‌تر می‌شود همزمان به سرعت از دست خواهد رفت و اگر امروز چاره‌ای نیندیشیم

مهندس سید علیرضا قهاری




پي‌نوشت‌ها:
  1. حجيج (Hajij) كه در محل با كتابت هجيج معروف است. در فاصله 20 كيلومتري غرب پاوه در استان كرمانشاه (با طول جغرافيايي 46 و عرض 35) قرار دارد. حجيج در لغت به معناي مرد حجت‌گوي است (فرهنگ فارسي دكتر محمد معين ـ انتشارات اميركبير ـ تهران 1363)
    - دهي است از دهستان اورامان لهون از بخش پاوه در 34 هزار گزي شمال پاوه يك هزار گزي شمال رودخانه سيروان، كوهستاني و سردسير، 1072 تن سكنه دارد. آب آن از چشمه و محصول آن لبنيات و مختصر ميوه، غلات است. شغل اهالي چارپاداري، مكاري (كرايه ظروف) گيوه و شال بافي است. راه آن مالرو و صعب‌العبور است . فرهنگ جغرافيايي ايران ـ جلد 5)
  2. رودخانه سيروان sirvan: اين رودخانه از بخش رزاب و مريوان سرچشمه گرفته و پس از عبور از شمال‌غربي اورامانات، دوآب و شمال هرتا، با پيوستن رودخانه‌هاي ژادرود، قشلاق‌رود، ليله، لوشه، زمكان و دشت حر وارد كشور عراق مي‌شود.
  3. زيستگاه شاهو: اين زيستگاه قسمت كوچكي از زاگرس شمالي است كه در حد فاصل شهرستان‌هاي پاوه در دامنه غربي، مريوان در قسمت شمال شرقي و سنندج و كرمانشاه در دامنه‌هاي جنوب‌شرقي قرار گرفته است. قله اصلي زيستگاه شاهو (شاكو) است كه در محل با عنوان كوه (پيرخدر) ناميده مي‌شود.
  4. Sparis
  5. Divzanav
  6. Palangan
  7. چشمه آبشار بُل Boll: منسوب به خداي آب در اساطير بابل در 2 كيلومتري روستاي حجيج واقع است و از منابع مهم تغذيه رودخانه سيروان مي‌باشد. آب اين چشمه معدني داراي خواص فراوان درماني است.
  8. سيد عبيداله (كوسه حجيج): مشتاقان منطقه در ايران و عراق به زيارتش مي‌روند. مرقد اين بزرگوار بنايي سنگي بود. كه در سال‌هاي اخير توسط اداره اوقاف، چهارطاق آجري با گنبد مياني كوچك به روي آن احداث شده است.
  9. مسجد جامع سيدعبيداله: كه بناي آن به اواخر قرن دوم هجري منسوب است و از نمونه‌هاي كهن مساجد ايراني به‌شمار مي‌رود. اين بنا در طول ادوار گوناگون مرمت شده و در سال 1375 تعمير اساسي يافته است. چله‌خانه و عبادت‌گاه سيد عبيداله نيز در بخشي از همين مسجد قرار دارد.
  10. سياه‌چمانه و گوراني (اورامي): دو گونه از نواهاي مردم منطقه است . سياه‌چمانه از الحان پاييزي است و زمان خواندن‌ آن به وقت برگ‌ريزان و بسيار غم‌انگيز است. اما گوراني از الحان بهاري و ابيات آن دوبيتي‌هاي محلي است و به هنگام دميدن سبزه‌ و گل در دشت و كوهستان و در مراسم عروسي و شادماني با همراهي شمشال (نوعي ساز بادي شبيه ني) و يا بدون ساز خوانده مي‌شود.
  11. هوره: (منسوب به خورشيد) از نواهاي قديمي است مي‌گويند نكيساي باربَد براي خسروشيرين هوره مي‌خواند. در گذشته برخلاف امروز، هوره را به همراه تنبور اجرا مي‌كردند اين نوا داراي چهارده مقام است و هر يك از اين مقام‌ها داراي شاخه‌هايي چند. با ظهور تصوف در نقاط كردنشين، اهل سنت و جماعت دراويش قادريه، هوره را با جذبه و حالت گريه و استغاثه به گونه‌اي خاص خواندند كه به «سوز» معروف شد.
موضوعات مرتبط : جاذبه های معماری    
استان مرتبط : کرمانشاه  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید