تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2521

حفظ هويت و فرهنگ مهم ترين مسئوليت معماران است

در حالیکه مسئولین عالی رتبه کشور همچنان بر لزوم حفظ و احياء معماری ایرانی - اسلامی تاکید می ورزند متاسفانه شاهد آنیم که روز به روز معماری های بی هویت و ساخت و سازهای بی ارزش در سراسر کشور در حال توسعه و تخریب بافت های ارزشمند تاریخی هستند . دو موج مخالف اما هم هدف از دو سو به سرعت بی سابقه معماری فرهنگی و بافت های ارزشمند را نیست و نابود می کنند . از یک سو انبوه سازان و مسئولین شهری به نام توسعه و نوسازی بافت فرسوده در حال انهدام میراث فرهنگی هستند و از سوی دیگر طراحانی تازه به دوران رسیده با طرح و پیشنهاد بناهایی به سیاق معماری غربی و بیگانه با شرکت در مسابقات و نفوذ در مراجع ساخت و ساز در برابر معماری ایرانی و فرهنگ ملی- اسلامی قد علم کرده اند تا جایی که شاهدیم طرح هایی کاملا ناملموس و غیر فرهنگی به عنوان هتل و اقامتگاه زائران ! در شهر مقدس مشهد که دارای هویت آشکار مذهبی است در دست اجرا قرار گرفته است که اساسا وجودشان مغایر فضای روحانی است .

بناهای امروز شهری به جز تعدادی انگشت شمار که توسط معماران آگاه طراحی می شوند به دو دسته کلی بناهای فاقد ارزش معماری و بناهای سلیقه ای تقسیم می شوند . پیداست که اگر این سلیقه از بستر فرهنگی و هویت ملی خود برنخیزد باید معطوف به جای دیگری باشد که این جای دیگر یا دیکانستراکشن است یا نئوکلاسیک ملغمه غربی یا سبک مدرن . قابل توجه آنکه هر سه نوع این سبک ها دهه هاست که از رده خارج شده اند .

مهم ترین رویکرد معماری امروز بازگشت به هویت ملی ، عقیدتی و اقلیمی است . جهان اول به سرعت مراحل مدرن و پست مدرن و ساختارزدایی و فردگرایی را طی کرد و امروز به این نتیجه رسیده است که برای حفظ هویت ملی و آرامش روانی شهروندان و تثبیت موقعیت بین المللی باید رویکردی بر اساس شرایط خاص سرزمینی برگزیند . حتی دنیای عرب هم به سرعت این مهم را دریافته است و برای احياء هويت از الگوبرداری از معماری ايرانی نيز بهره می جويد چنانکه در قطر از معمار آمریکایی چینی الاصل ( ای . ام . پی ) خواسته می شود تا با استفاده از نمادها و عناصر معماری ایرانی موزه هنرهای اسلامی را طراحی کند ، در ابوذبی نورمن فاستر مسئول طرح مصدر می شود هماهنگ با اقلیم گرم و با شکل و ظاهر معماری ایرانی - اسلامی و در دبی رم کولهاوس برای طرح برج جدید خود ایده از معماری بستک ایران می گیرد . و ما این سو متحیر ایستاده ایم و از هر کسی می پرسید معماری ایرانی یا اسلامی چیست یا نمی داند یا آن را انکار می نمايد. پس چگونه است که این غیر مسلمانان و غیر ایرانیان می توانند معماری اسلامی خلق کنند؟! البته شهرداری تهران هم که در احیاء معماری اسلامی مستاصل مانده است ظاهرا به این نتیجه رسیده که هیچکدام از ده ها شرکت مشاور و هزاران معمار ایرانی قادر به انجام این کار نیستند و از F.O.A ( دفتر معماران خارجی ) که معلوم نیست چه آشنایی با تهران و معماری ایرانی - اسلامی دارد خواسته است که طرح تهران دارالقرآن را بر عهده گیرد ! و البته اين طرح نيز در ادامه ديگر طرح های شرکت توسعه فضاهای فرهنگی چيزی جز ساختمان های خودساخته ضد فرهنگی نيست که تپه های عباس آباد را تبديل به مجموعه ای بی هويت و مشمئز کننده به نام فرهنگ کرده است و عجب آنکه دست بزرگ ترين مشاوران و معماران در اين کار است .

نپندارید که اگر هویت و گذشته ملتی را به قیمت خودنمایی و اظهار وجود شخصی زیر پا گذاردید خود از این هویت زدایی و انهدام مصون خواهید ماند . این تازه شروع کار است . متأسفانه با رویکردهای سراسر اشتباهی که مراکز آموزش معماری در پیش گرفته اند و هیچ دانش درخوری از معماری ایرانی و اسلامی قابل کاربرد در ایران امروز آموزش داده نمی شود و به اسم تربیت خلاقیت طراحی های بی معنی و بی ریشه تشویق می شود فارغ التحصیلانی وارد عرصه حرفه می شوند که در مواجهه با واقعیت یک واحد از دروس دانشگاهی را قابل استفاده نمی بینند پس ناچارند از صفر شروع کنند یا به خواسته های کارفرما تمکین کنند یا چنانچه مصر باشند و از طریق مسابقات معماری و ارائه طرح های به اصطلاح تازه ( که نمونه همه آنها را می توان در مجلات خارجی معماری یافت ) به موقعیتی دست یابند آثاری را به بار خواهند آورد که تیشه به ریشه معماری راستین این سرزمین است . بی تردید همانگونه که مسئولین جمهوری اسلامی ایران به درستی دریافته اند رویکرد درست جهانی به ایران نیز خواهد رسید و احیاء هویت و بازیابی فرهنگ خودی در صدر مسئولیت های معماران قرار خواهد گرفت اما در آن زمان نه اثری از بافت تاریخ و معماری های اصیل این سرزمین باقی مانده است و نه هیچ معمار ایرانی آشنا با معماری ایرانی یافت می شود ! آن وقت به عنوان کشوری بی هویت و عقب مانده انگشت نمای اعراب خواهیم شد که فرهنگ و معماری - و با این مصوبه جدید سازمان میراث فرهنگی مبنی بر آزادی فروش آثار باستانی ! - اسناد تاریخیمان را نیز به یغما برده اند . آنگاه برای احیای هویتمان باید پای دیگرانی از شرق و غرب را به کشور باز کنیم تا با هزار منّت به بهایی گزاف صورتک هایی از معماری خودمان را تحویل دهند و معماران داخلی را به کل از عرصه معماری خارج سازند .

تا دیرتر نشده است به خود آییم که همانگونه که هیچ شخصی بدون گذشته خود هویت ندارد هیچ ملتی با گسست از فرهنگ و تاریخ خود موجودیت ندارد . از شما می پرسم اگر امروز به هر دلیلی حافظه خود را از دست دهید می توانید به زندگی ادامه دهید ؟ چرا نه ؟ شما که زنده اید و تمام اعضاء بدن و مغزتان درست کار می کند فقط گذشته تان پاک شده است . فکر نمی کنید که تمام هویت انسان در گذشته و تمام آن چیزی است که در طول زندگی گرد آورده است ؟ فرهنگ و گذشته يک ملت ، حافظه تاريخی اوست که بدون آن هويت و موجوديتی نخواهد داشت . بايد به هوش باشيم که به نام نوآوری آن را متلاشی نکنيم و فرهنگ بی بدیلشان را با ضد فرهنگ مصرف گرایی و جلوه فريبنده تکنولوژی خدشه دار ننماييم . معماری عرصه خودنمایی و رقابت شخصی نیست ، عرصه خدمت به ملت و تضمین زنده ماندن فرهنگ اوست و اگر این خواست اساسی را برآورده نسازد محکوم به نابودی است .

ساناز افتخارزاده / پژوهشگر و معمار

مجموعه مقالات مرتبط : معمار و مسوولیت اجتماعی    
عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید