Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1465

حکایت معماران فیلمساز

(مقالات گذشته - خرداد 1382)
گفتگو با تهمینه میلانی و محمد نیک بین

آمیختگی انکارناپذیر معماری و شهرسازی با زندگی مردم، در عین حال که ویژگی ها و ظرافتهای معنادار به این رشته بخشیده، عرصه یی فراخ نیز برای نقدو داوری همگان فراهم آورده است.

از این رو، نگاه صاحبنظران دیگر رشته های هنری، فنی، فرهنگی و علوم اجتماعی به مسایل معماری و شهرسازی و اساسا مسایل مبتلا به یک جامعه شهری، می تواند دریچه های تازه یی را در این حوزه پیش روی شهروندان بگشاید در نخستین شماره مجله، این که دانش معماری و نگاه زیبایی شناسی هنر معماری در عالم سینما چه جایگاه و ماحصلی دارد، پرسش محوری ما را با زوجی معمار و سینماگر شکل بخشید؛ مهندس تهمینه میلانی، کارگردان و مهندس محمد نیک بین، تهیه کننده تهمینه میلانی در کارنامه سینمایی خود فیلمهایی چون بچه های طلاق، افسانه آه، دیگه چه خبر، کاکادو، دوزدن، نیمه پنهان واکنش پنجم را دارد که به ویژه تریلوژی اخیر وی سرشار از مفاهیم فیمینیستی است.

 محمد نیک بین نیز افزون بر فعالیتی گسترده در حوزه معماری و ساختمان، در عرصه تهیه کنندگی فیلم نیز حرفهایی برای گفتن دارد. وی افزون بر تهیه کنندگی و مشارکت در ساخت چند فیلم همسرش، در تهیه فیلمهای«بمانی» داریوش مهرجویی و«داستان ناتمام» یکتا پناه نیز مشارکت داشته است.

آنچه پیش روی دارید گفت وگوی علی اکبرعبدالعلی زاده و مهندس علیرضا سرحدی با این زوج هنرمند است:

خانم تهمینه میلانی! شما یکی از کارگردانان فعال و مطرح حوزه سینما هستید و در پرونده سینمایی شما، فیلمهای خوب تا متوسط وجود دارد، البته این تقسیم بندی را منتقدان سینمایی قائلند؛ به هر حال می خواهیم بپرسیم در سینما به دنبال چه چیزی می گردید؟

تهمینه میلانی - از آن دسته آدمهایی ام که عاشق ایجاد رابطه با مردم هستند و سینما به عنوان هنر و یک وسیله ارتباط جمعی، از امکانات وسیعی برای ایجاد این رابطه برخوردار است. از بچگی به دلیل علاقه مفرط مادرم به سینما هفته ای چند روز سینما می رفتیم و این پرده جادویی که دارای خصلت جمعی بود و احساست انسانی چون، خنده، گریه، اندوه و همدردی و ... را در یک جمع بزرگ پدید می آورد، مرا مجذوب خود ساخت. از همان کودکی و نوجوانی مطمئن بودم که سینما گر خواهم شد و هزاران مطلبی را که در فکر و دل دارم بر پرده خواهم نشاند. بهر حال از آن دسته از فیلمسازان هستم که هنر برای هنر با سلیقه ام جور نیست.

پس خود را یک فیلمساز اجتماعی می دانید؟

تهمینه میلانی- معتقدم هنر باید در خدمت جامعه و رشد اجتماعی و فرهنگی آن باشد از این رو تلاش می کنم با تکیه بر مسائل مهم اجتماعی و حقوق انسانی در فیلمهایم نوعی چالش در جامعه ایجاد کنم تا قدمی هر چند کوچک در راه تعادل اجتماعی و رفع تبعیض بردارم.

و معماری را با سینما چگونه جمع یافتید؟

میلانی-از ابتدا، سینما رشته مورد علاقه من بود ما تا 8 سالگی در تبریز ساکن بودیم اما بعد پدرم که پزشک بود، به قزوین منتقل شد ماهم در این شهر ساکن شدیم رو به روی منزلمان سینما خیام بود و سر کوچه مان سینما آریا و تنها یک کوچه بالاتر سینما ب ب و یک خیابان جلوتر هم سینما ایران، چون کسی را در قزوین نداشتیم و مادرم هم به فیلم علاقه داشت، هر روز سینما می رفتیم فیلمهای ایرانی، خارجی، هنری را همینطور درهم می دیدیم حتی بعضی فیلم ها را بارها و بارها می دیدیم.

تابستان ها یا روزهای تعطیل ساندویچ درست می کردیم، صبح وارد سالن می شدیم و شب به خانه بر می گشتیم. خوب یادم هست وقتی به قزوین رفتیم فیلم گنج قارون در سینما خیام، برای اولین بار اکران و سینما آریا هم در سال 1348 یعنی حدود یازده سالگی ام با فیلم قیصر افتتاح شد. به هر حال بعد از اینکه دیپلم گرفتم در امتحان ورودی مدرسه عالی رادیو تلویزیون شرکت کردم و قبول شدم ولی پدر و مادرم به خاطر آنکه تشخیص می دادند 90 درصد بدنه سینما فاسد است با تحصیل من در این رشته مخالفت کردند و از این رو در کنکور سراسری شرکت کردم و در رشته برق قبول شدم.

 این رشته، انتخاب اول من محسوب می شد ولی با روحیه حساس من جور نبود با رشته معماری هم آشنا بودم چون پسر خاله هایمان آرشیتکت بودند و وقتی کار آنها را دیدم، رفته رفته فکر کردم، معماری رشته خوبی برای من است.

پس در کنکور دانشکده علم و صنعت که یکی از سه دانشکده یی بود که رشته معماری داشت، و فقط کنکور آن برگزار نشده بود شرکت کردم و قبول شدم، اما یک سال بعد انقلاب فرهنگی شد ...

و تعطیلی دانشگاه ها

میلانی-بله! می دانید که معماری رشته بی مبتنی بر تحقیق است یعنی حتی برای ساخت یک خانه هم لازم است مخاطب شناسی و روانشناسی، و کلاً فرهنگ و روان افراد استفاده کننده از آن در نظر گرفته شود همچنین اقلیم و منطقه جغرافیایی محل ساختمان بررسی شود، در فاصله تعطیلی دانشگاه ها با چنین تجربه یی به دفتر آقای مسعود کیمیایی معرفی شدم تا برای فیلمنامه هایشان تحقیق کنم، داستان فیلم ایشان در منطقه بوشهر اتفاق می افتاد، لازم بود روی لباس، معماری و ویژگی های مردم شناسی بوشهری ها تحقیق کنم.

و همینطور رفته رفته به صورت تجربی وارد سینما شدم.

گفتید که ارتباطی میان سینما و معماری دیدید، مگر در آن سالها شناخت قابل قبولی از سینما داشتید؟

میلانی-  با سینما بیگانه نبودم، بویژه با تاریخ سینمای جهان آشنا بودم ولی به لحاظ تکنیک چیز زیادی از سینما نمی دانستم. ببینید! سینما مجموعه یی است از همه هنرها، ادبیات و ... همین اندازه بگویم که معماری، سینما و تئاتر از آنجا که خصلت تک واحدی ندارند و یک فعالیت هنری جمعی هستند، شباهت بیشتری با یکدیگر دارند، وقتی بچه بودم دایی بزرگم در تهران دانشجوی دندانپزشکی دانشگاه تهران بود و بسیار به سینما و کلاً هنر علاقه داشت در واقع او نقش اساسی در زندگی ام بازی کرد چرا که حضور او در خانه مان به مباحث هنری و ... دامن می زد.

از این رو با سینما و هنرهای دیگر بیگانه نبودم. شاید اکنون نیز بستر اصلی علاقه مندی من و آقای نیک بین نقاشی است. در آن سالها نور و سایه روشن را می شناختم و می دانستم پرسپکتیو چیست، ضمن این که اساساً ویژگی سینما این است که شما را بلافاصله مجذوب می سازد.

اصلاً همین که این همه آدم در یک سالن تاریک می نشینند و مجذوب یک پرده روشن می شوند، همه با همه می خندند یا گریه می کنند، دست می زنند و ... این همان جادوی سینماست، از آنجا که اساساً آدمی اجتماعی هستم، از این که دیدم این پرده چنین رابطه ای را این سادگی و در گستره یی وسیع ایجاد می کند، علاقه مندی ام شدت یافت.

آقای نیک بین! به عنوان یک معمار، پای شما چطور به سینما باز شد؟

نیک بین - من از 11 سالگی می خواستم معماری بخوانم هیچوقت خواب و خیال سینما را هم درسر نداشتم، وقتی با همسرم ازدواج کردم، تازه با سینمای ایران آشنا شدم قبل از آن ایران نبودم و اصلاً سینمای ایران را نمی شناختم. مدتی فقط تماشا می کردم و خانم میلانی هم تجربه کسب می کرد، کم کم پا را در آب کردم و جلو آمدم ...

و امروز نسبت سینما و معماری را چگونه می بینید؟

نیک بین- هر دو اینها به عنوان هنر، مشترکات فراوانی دارند از جمله اهمیت نور، پرسپکتیو، طراحی، طراحی دکور، مدیریت و کارگروهی و ... ضمن این که در سینما، مرکز کار، کارگردان است و در یک پروژه ساختمانی، معمار.

میلانی - فکر می کنم هر دو رشته معماری و سینما کاملاً به سرمایه وابسته اند هر دو رشته نیاز به مخاطب شناسی دارند همانطور که برای طراحی یک ساختمان به مردمی که از آن استفاده می کنند، فکر می شود، برای ساخت یک فیلم هم مخاطبین فیلم در نظر گرفته می شوند. بنابراین شما برای اینکه یک فیلمساز خوب  یا آرشیتکت خوب باشید باید جامعه شناس، فیلسوف و روانشناس خوبی هم باشید، تولیدات هر دو رشته پس از پایان ساخت به داوری گذاشته می شود مهمتر از همه اینکه معماری کاربرد زیادی در سینما دارد در واقع بستر سینما اصلاً به محل فیلمبرداری وابسته است.

به عبارت بهتر اساساً شما برای ساخت فیلم به فضاهای متنوعی احتیاج دارید یعنی معماری یکی از ستونهای کار در سینماست و بعد از فیلمنامه مهمترین آن. هر فیلمی که قرار است ساخته شود، در مرحله اول تابع لوکیشن است و لوکیشن اگر فضای طبیعی چون دریا، صحرا، دشت و ... نباشد، یک فضای معماری تعریف شده است.

 شما با استفاده از معماری و لباس، بی هیچ توضیحی به تماشاگر می گویید این فیلمی که قرار است تو ببینی، در یک فضای روستایی در گیلان یا در شهر تهران در سال 1382 ایا قرن سیزدهم و ... روی می دهد و مناسبات کدام طبقه و گروه فکری مثلاً قشر سنتی، تازه به دوران رسیده، حاشیه نشین شهری، روستایی مرفه یا فقیر و ... را به تصویر می کشد.

 همچنین معماری می تواند حس خاص مورد نظر فیلمساز را به سادگی با تاثیر بر ناخودآگاه تماشاگر بیافریند. به عنوان مثال در فیلم دو زن وقتی فرشته شخصیت اصلی فیلم ازدواج می کند، دیوارهای خانه همسر او خاکستری روشن است و هر چه مشکلات این دو زوج شدت می گیرد، دیوارها تیره و تیره تر می شود تا در نهایت خاکستری کاملاً تیره می شود، بطوری که تماشاچی احساس خفگی می کند .... یا نمای ساختمان در ابتدای ازدواج، آجری با فضای سبز و شمعدانی های زیباست ولی با اوج گرفتن درگیری این زوج، کم کم این نما فرسوده شده و در انتهای فیلم حتی آجرهایی از نما حذف شده و با حذف سبزی، خانه حالت مخروبه می یابد، یا وقتی می خواهم بگویم انتهای زندگی شخصیت زن فیلم، بن بست است؛ در پایان فیلم، یک کوچه بن بست می گذارم که نیمی از آن ساختمان مدرن است و نیم دیگر ساختمان، سنتی. زن هنگام فرار در این کوچه گیر می افتد و هر چه در انتهای کوچه را می کوبد، کسی پاسخ نمی دهد.

در فیلم از همین کوچه به عنوان نماد جامعه استفاده می شود. در واقع می توان از معماری استفاد مضاعف معنایی کرد. یعنی با استفاده از معماری و رنگ براحتی می توان حس خفقان، اندوه، ناگزیری و ... را در ناخودآگاه تماشاچی به وجود آورد.

 این امر آنقدر اهمیت دارد که در کشورهای صاحب صنعت سینما، حتی مکان فیلمبرداری را بر اساس طراحی که طراح صحنه ارایه می کند، می سازند. یعنی اتفاقی که در ایران رخ نمی دهدا. نکته دیگر در مورد اشتراک سینما و معماری این که روند شکل گیری یک ساختمان از نقشه، تراکشن و .... تا پایان بسیار به شکل گیری یک فیلم از طراح اولیه، فیلمنامه ها و ... شبیه است، یعنی خود سینما یک مهندسی دارد.

نیک بین- ضمن این که امروز نقش مهندسی در سینما خیلی پررنگ شده است. به ویژه در سینمایی که از توانایی و تخصص های متفاوت و مختلف در ساخت یک فیلم استفاده می شود یعنی از بسیاری رشته های مهندسی که ظاهرأ غیر مرتبط با سینما هستند در ساخت یک فیلم استفاده می شود.

در سینمای ایران البته اینها بیشتر به یک شوخی شبیه است، چون اصلأ چنین شناختی در میان سینما گران به ویژه تهیه کنندگان وجود ندارد. اما شما که اهمیت موضوع را می دانید در کدام فیلم از چنین روشی بهره برده اید؟

نیک بین- ما در فیلم«کاکادو» برای اولین بار در سینمای ایران می خواستیم یک فیلم علمی- تخیلی بسازیم. برای همین یک سری اتفاقاتی باید رخ می داد که همه اینها به متخصص نیاز داشت ما هم در طراحی و اجرای جلوه های ویژه، ساخت ماکت، ساخت سفینه آسانسورسفینه و.... از حضور مهندسانی بهره بردیم که تا به حال کار سینمایی نکرده بودند.

میلانی- یا مثلأ در فیلم واکنش پنجم 15 دقیقه اول داستان در یک رستوران می گذرد. باید رستورانی پیدا می کردیم که حداقل 15 روز در آن سکوت محض باشد اما رستوران های این چنینی، معمولأ مناطق شلوغ شهر واقع اند ضمن اینکه هیچکس حاضر نیست در این مدت رستورانش را تعطیل کند.

همینطور اجازه نمی دهند کارگردان هرطور که می خواهد در وسایل صحنه و نور تغییر ایجاد کند. بنابراین ما یک رستوران طراحی کردیم و ساختیم.

جالب تر اینکه در دو فیلم اخیر ما ساختمان های بزرگی را پیدا کردیم که قرار بود تخریب شوند و بیشتر فضاهای مورد نیاز فیلم را تنها در یک ساختمان فیلمبرداری کردیم. در نیمه پنهان، دفتر جاوید، زندان، خانه زهره،زیرزمین خانه زهره و... را در یک ساختمان طراحی کردیم.

دفتر فیلم و انبار وسایل هم در همان ساختمان بود یا در فیلم واکنش پنجم، حتی زندانی را که قرار بود در بوشهر باشد، در تهران و در لوکیشن مشابهی که دیگر بخش های فیلم را هم در خود جای داده بود، فیلمبرداری کردیم.

چون به هرحال زندان هایمان وجوه اشتراک زیادی را دارند و همه شهرها به نوعی تیپیکال هستند و...

معماری، سبکهای مهمی در تاریخ هنر به وجود آورده است، مثل: باروک و... آیا سینما تحت تاثیر چنین سبکهایی بوده است؟ اگر پاسخ شما مثبت است در سینمای ایران چه؟

میلانی- طبیعتأ هنر سینما هم همانند سایر هنرها در دوره های مختلف و نیاز جامعه و حتی نوآوری، سبکهای متنوعی را طلب می کرده که به وجود آورده است.

متاسفانه در سینمای ایران تعداد سینما گران مولف که سبک خاصی بوجود آورده اند، محدود است، ولی هستند کسانی همچون استاد مرحوم علی حاتمی که همواره اسم او ما را بی اختیار به یاد صحنه های متنوعی از زندگی دوره قاجار یا اوایل حکومت پهلوی می اندازد و این یعنی تأثیر این کارگردان و ایجاد یک سبک یا همچون استاد بیضایی که سبک خاصی به وجود آورده و یا استاد کیمیایی هنوز هم وقتی فیلمی در کوچه و بازارهای قدیمی ساخته می شود تماشاچی بی اختیار به یاد فیلم قیصر و فضای موفق ارایه شده در آن می افتد.

البته این به این معنی نیست که آنها فقط به دنبال سبک ویژه ای باشند، چرا که می دانیم در پرونده فعالیت هنری هر یک از ایشان فیلمهای متنوعی با سبکهای متنوع وجود دارد.

خانم میلانی! با توجه به این که شما معماری خوانده اید، آیا مولفه های این هنر را در شیوه بیان سینمایی تان دخالت می دهید؟ اساسأ چنین نگاهی در سینمای ایران وجود دارد؟

میلانی- فعالیت سینمایی در ایران تابع شرایط خاصی است. مثلأ اسپیلبرگ را در نظر بگیرید او تخیل می کند و تخیل او با هزینه سرسام آوری ساخته می شود، یعنی او به عنوان مولف، محدودیتی برای ارایه فکر خود ندارد، ولی سینمای ایران بسیار فقیر است و سرمایه محدودی در اختیار فیلمسازان برای ارایه فکر خود قرار داده می شود فاکتور زمان هم برای ارایه فکر بسیار مهم است.

بنابراین دستیابی به ایده آل تقریبأ غیرممکن است و شما برای آنکه به عنوان فیلمساز به حیلت خود ادامه دهید باید به محدودیت های موجود اهمیت بدهید ودر واقع از حداقل ها حداکثر استفاده را ببرید.

معماران بزرگ دنیا براین باورند که می توانند با هنر معماری معنای بصری و دریافتهای ما انسانها را نسبت به جهان اطراف تغییردهند، آیا چنین عملکرد(ادعایی) را از معماری می پذیرد؟

میلانی- من به این جمله عقیده دارم که بزرگی می گفت:« ما ساختمانهای خود را می سازیم و آنها متقابلأ به ما شکل می دهند.» مثلأ توجه کنید به زندگی یک خانواده سنتی پراولاد که در یک آپارتمان 70 متری که نه تناسبی با فرهنگ او دارد و نه فضای کافی برای زندگی، طبعأ اغلب این افراد عصبی، پرخاشگرو... هستند.

 بنابراین معتقدم معماری هم در زندگی اجتماعی و هم روانی ما نقش بسیار مهمی را بازی می کند.

اگر بخواهیم برای خلق یا ایجاد بیان نوینی در سینمای ایران، رابطه یی بین مولفه های معماری ایران و سینما پیشنهاد کنیم، تا چه اندازه موفق خواهیم بود، اساسأ چنین ایده ای می تواند صورت تحقق یابد؟

میلانی- این یک بحث کلی و عام در سینماست و ربطی به سینمای ایران ندارد. ولی همینقدر بگویم که مساله محدودیت مالی یک پروژه سینمایی تأثیر بسیار مهمی را در ارایه فضاهای معماری قابل قبول یا استفاده درست از معماری در سینما برجای می گذارد و این مساله کاملأ همسو با کل مسائل اجتماعی، اقتصادی و روانی جامعه است.

 به نظر من مهمترین نکته در سینما این است که معماری هر فیلم را مستقل از فیلم دیگر ارزیابی کنیم و گرنه اتفاقی که در مورد شهرک سینمایی که آقای حاتمی برای هزاردستان ساخت، تکرار خواهد شد.یعنی تمام فیلمهای مربوط به قاجار و اوایل حکومت پهلوی در همان چند خیابان و محله ساخته خواهد شد و تعریف نادرستی از فضا و معماری واقعی آن دوره خواهد داد.

 این فیلمها تصویری که از یک دوره تاریخی به تماشاچی می دهند، محدود به چند خیابان و محله است، به طوری که گویی شهر تهران تنها محدود به همینها بوده است و در تهران آن سالها جز یک سینما، یک گراند هتل و چند مغازه، چیز دیگری وجود نداشته است. بنابراین فضای لازم ساخته شده برای سریال هزاردستان برای این سریال کاربرد دارد و برای فیلمهای دیگر در همان دوره تاریخی و با موضوع متفاوت یا باید فضای جدیدی خلق شود یا همان فضا گسترش یابد.

کمی هم با رویکرد اجتماعی به مهندسی، معماری شهرسازی و سینما توجه کنیم، این رشته ها تاثیرات اجتماعی دارند و دست اندرکاران آن شاید رسالتی اجتماعی برای خود قائلند، نظرشما چیست؟

نیک بین- در معماری، دقیقأ ما با مخاطب سروکار داریم ومی خواهیم با فضاها مخاطب را که همان مصرف کننده فضاست، تحت تأثیر قراربدهیم گاهی محلی را برای مصرف خاص و مخاطب خاص طراحی می کنیم. مثلأ سالنی برای اوقات فراغت جوانها. گاهی پروژه هایی داشتیم که در آنها پیش ازطراحی به این موضوع فکر شد که چگونه بر رفتار و فرهنگ مردم تأثیر بگذاریم.

اما بسیاری از مسایل با فرهنگ سازی صرف حل نمی شود مثلأ به دلیل گرانی قیمت آپارتمان یا سودجویی بسازوبفروش ها، در اغلب موارد از دست مهندس طراح هم کاری بر نمی آید چون فرهنگ سود بادآورده حاکم است.

در سینما شما به معضلات اجتماعی نظر دارید و به بی عدالتی مثلأ نسبت به زنان و... در شهرها نیز چنین مسائلی مطرح است، ساخت و سازهای شهری ما بیمار است، روابط سالم نیست، در چنین فضایی به مردم و حتی مهندسان ظلم می شود، دستهای آشکارو پنهان باندهای قدرت، اجازه فعالیت سالم حرفه یی را به مهندسان نمی دهند، مهندسی که از بودجه این کشور استفاده و تحصیل کرده، نمی تواند قابلیتهای خود را به کارگیرد و معمولأ حرف اول وآخر را بسازو بفروشها می زنند.

مهندسان هم در بهترین حالت می شوند کارگزاران این قدرتها، پول می گیرند تا برای آقایان برج طراحی کنند...

میلانی- در سینما هم چنین قدرتهایی وجود دارند. دو دختر و پسر و یک گیتار! پدر سینمای کشور را درآورده.

 الان کسی نمی آید واکنش پنجم بسازد، از تهران تا بوشهر برود که یک فیلم اجتماعی بسازد، یعنی همان شبه مافیایی که در سینما هست و فیلم ارزان می سازد و ده برابر فیلم ما پول در می آورد؛ دو آپارتمان و دوچشم آبی و یک گیتار، می شود یک فیلم! می خواهم بگویم این مساله دلالی، بزن و برویی و این که هیچ چیز سرجای خودش نیست، در همه ارکان زندگی ما رخنه کرده است. فکرمی کنم نیاز به تعیین ظوابطی برای اجرایی کردن برخی اصول داریم چرا که ساختمان های شهرهای ما از اولین اصول نیز بی بهره اند. همین حالا می توانم ساختمانی را به شما نشان بدهم که با بیش از 20 طبقه حتی پله فرار ندارد.

حال فرض کنید چنین شناختی در مهندس طراح وجود داشته باشد. اما آیا او امکان عملی کردن ذهنیت خود را دارد؟ مثلأ در سینمای ایران فرض کنیم کارگردان ذهنیت پیچیده و کاملی دارد که در مرحله نگارش فیلمنامه مقداری از این ذهنیت به خاطر عملی نبودن حذف می شود در پیش تولید، مقداری دیگر، همینطور تا زمان نمایش فیلم که ممیزی هم مقداری از جزییات فیلم را حذف می کند... در نهایت، فیلم آماده شده، فرسنگها با آنچه فیلمساز می خواسته فاصله دارد.

نیک بین- معماری هم همینطور است در زمان طراحی، قشنگ ترین طرح ها را پیش بینی می کنی ولی طرح تا مرحله اجرا به خاطر مسائل اقتصادی و... تغییراتی جدی می کند مهندس تنها باید سعی کند با مواد موجود براساس دانش خودش بهترین نتیجه را بگیرد حتی یک سری مسائل اجرایی ایجاد مشکل می کند. کارفرمایی که مرتفع سازی می کند گاهی از کار کم می گذارد.

مرتفع سازی پدیده جدیدی است و سازمان مدیریت تا به خودش بیاید این همه ساختمان بنا شد، تازه جلوی مرتفع سازی را گرفته اند و کم کم قوانینی در حال شکل گیری است ولی حجم زیادی از ساختمان ها بدون رعایت موازین و اصول علمی ساخته شدند البته خیلی از همکاران ما در این حرفه سعی کردند خودشان بر استانداردها پافشاری کنند.

ولی حتی اگر ساختمان را تقویت کنید، تاثیرات منفی حرفه ای دربر دارد. مثلأ اگر ساختمان در برابر زلزله تقویت کنید شایعه می شود که ساختمان ضعیف بوده و این شایعه در مرحله فروش نتایج منفی به دنبال دارد.

میلانی- ببینید این دیدگاه ها ریشه فرهنگی دارد من و مهندس با دو فرهنگ متفاوت باهم ازدواج کردیم ایشان 23 سال از ایران دور بودند و من تمام عمر در ایران بزرگ شده ام ومهندس نیک بین بیش از نیمی از عمر خود را در آمریکا گذرانده است.

 روحیه من در برخورد با یک پروژه معماری کاملأ با ایشان متفاوت بود من تصور می کردم همه کارها باید سریع، دم دستی، ارزان و کم انرژی انجام شود و مهندس نیک بین عقیده داشت که باید طرح های دیگر(آلترناتیو) بررسی شود. از آنجا که سیستم حاکم در ایران بنوعی است که در اغلب موارد هرچه انرژی بگذاریم، به مرحله بن بست می رسیم و انرژی ها به خاکروبه می ریزد خودمان هم تلاش زیادی نمی کنیم اما من از مهندس نیک بین یاد گرفتم که همه چیز تقصیر سیستم نیست ما خودمان هم تنبل شده ایم. می دانید مثل چیست؟ مثل وقتی که با معماری قدیمی کار می کنید و توضیح می دهید که فاصله آرماتورها و قابها درست نیست، می خندد. طرز فکر من در برخورد با ایشان تقریبا شبیه برخورد آن معمار قدیمی با خودم بود کل فرهنگ شهرسازی، معماری و تربیت دانشگاهی ما اینگونه است یعنی آن کسی هم که می خواهد نوآوری کند بعد از یک مدت آنقدر سرخورده می شود که بالاخره همرنگ جماعت می شود نکته دیگر که در فرهنگ سازی خیلی مهم است وجود حرکت های جمعی است من چقدر می توانم مثلأ در سینما فرهنگ سازی کنم وقتی 5 شبکه سراسری در حال تخریب همان عمل است! در مورد ساختمان سازی هم احداث یک ساختمان یا ده ساختمان استاندارد فایده ای ندارد چرا که مجموعه شهرسازی روبه تخریب است.

یعنی باید تسلیم شویم؟

میلانی- شما انتخابات نظام مهندسی را بررسی کنید آیا واقعأ دموکراتیک است؟ واقعأ آدم کارآمد و برحق انتخاب می شود؟ انتخابات خانه سینما هم همینطور، کانون کارگردانان هم چنین است و وقتی شما نتوانید در شرایط عادلانه فعالیت کنید طبیعتأ نمی توانید در فرهنگ سازی موثر باشید ابتدا باید پایه را درست کنیم و گرنه مجبوریم تک صدا باشیم، شما یک مصاحبه مفید انجام بدهید. من یک فیلم بسازم و آقای نیک بین یک ساختمان طراحی کند...

یعنی مثلأ وقتی انتخابات نظام مهندسی دموکراتیک نیست، ما باید کنار بکشیم و منتظر بمانیم؟

میلانی- من اگر قرار بود اینطور فکر کنم که باید خانه نشین می شدم و فیلم نمی ساختم اما باید ضوابطی برای کارهای فرهنگی تعیین شود یعنی به نوعی حرکتها سازماندهی شوند تا بتوانند موثر واقع شوند.

شما در کدام تشکل مهندسی عضو هستید؟

میلانی- نظام مهندسی. با خانم های معمار دانشگاه ها هم یک تشکل داریم.

فکر می کنید این تشکل ها تأثیرگذار هستند؟

میلانی- یک سمینار با خانم های معمار در موزه هنرهای معاصر گذاشتیم که استقبال خوبی از آن به عمل آمد و طی آن نظرات خانم های معمارمطرح شد. حداقل فهمیدیم ما خانم های آرشیتکت علم و صنعت با خانم های دانشگاه ملی همفکر هستیم!

همه این حرکت ها مهم است ولی از من نخواهید زندگی خصوصی و فعالیت هنری ام را تعطیل کنم و دنبال این تشکل ها بیافتم. بالاخره در سینما هم گرفتاری دارم. به ما حق بدهید که انرژی را جایی بگذاریم که نتیجه بهتری دارد.

شما به عنوان یک زن معمار و زن فیلمساز محدودیتهایی دارید در عین حال از مزیت همکاری با همسرتان در سینما و معماری نیز برخوردارید، چقدر به خاطر زن بودنتان دچار مشکل می شوید؟

میلانی- در زندگی مشترک که مشکلی ندارم اما قبلأ در زندگی حرفه ای ام آنقدر دوغاب و سنگ ریزه برسرمن ریخته اند که حساب ندارد.

یعنی دیگر این مشکلات را ندارید؟

میلانی- حالا دیگر می دانند که معمار باتجربه ای هستم و دیگر واکنش منفی نشان نمی دهم.

به عنوان یک معمار، مثلأ تا چه اندازه با مساله فروش تراکم موافق هستید؟

میلانی- بلند مرتبه سازی لازمه زندگی امروز انسان است در جای خودش کار درستی است اما نه اینکه بیاییم در کوچه شش متری برج بسازیم.

نیک بین- بلندمرتبه سازی در همه کشورهای دنیا اتفاق می افتد و ما هم آن را به ارث می بریم. اما متاسفانه زمان محدود یعنی وقتی این کار داشت رواج پیدا می کرد عده ای از آن سو استفاده کردند. نداشتن آگاهی بزرگترین مشکل ما در هر رشته ای است.

 به خاطر همین عدم آگاهی بزرگترین مشکل ما در هر رشته ای است. به خاطر همین عدم آگاهی بعضی اتفاقات شتاب منفی گرفت. ما اولین کشوری نیستیم که با بلندمرتبه سازی مواجه شدیم به همین خاطر اصلاً بحث راجع به انجام یا عدم انجام آن بیهوده است اگر برنامه ریزی و الگوی درستی داشته باشیم بلندمرتبه سازی چیزی بدی نیست.

ضمن اینکه می دانیم شهر بزرگی مثل تهران نمی تواند به صورت افقی رشد کند، جلوی رشد آن را هم که نمی توانیم بگیریم. با شرایط اقتصادی که ما داریم، ساخت و ساز مهمترین صنعت این کشور است و بیشترین حجم آن هم در تهران متمرکز است.

 ناگزیر باید قوانینی را وضع کنیم که چگونگی و قواعد مرتفع سازی در آن تعریف شود. متاسفانه ما معمولا با وقایع ، برخوردی احساساتی داریم یک موقع می گوییم مرتفع سازی همسنگ مدرن شدن است و از آن به شدت حمایت می کنیم بعد ناگهان از آن طرف بام می افتیم به طور کلی کار را تعطیل می کنیم. فکر می کنم این توقف موقتی اگر درست پیش بینی نشده باشد باعث رکود اقتصادی در عرصه ساخت و ساز می شود، امیدوارم از این فرصت استفاده کنند و قوانین لازم و مکان های مناسب را بر اساس طرح جامع شهر تهران وضع کنند این تحقیقات هم از قبل صورت گرفته است. طرح جامعی که پیش از انقلاب تصویب شد همه اینها را پیش بینی کرده بود.

متاسفانه بعد از انقلاب تصویب شد همه اینها را پیش بینی کرده بود، متاسفانه بعد از انقلاب ضوابط آن طرح رعایت نشد.

 ولی مطمئنا شهرداری و وزارت مسکن روی این طرح کار کردند. حتی می دانم در مورد مرتفع سازی یکی دو شرکت مشاور تحقیق کردند و ضوابطی را بیرون دادند درست یا غلط، تحقیقاتی انجام شده و اینطور نیست که لازم باشد ما از صفر شروع کنیم. مهم این است که کار به دست افراد متخصص سپرده شود که فارغ از مسائل سیاسی کار کنند البته می دانید که خیلی از فاکتورهای سیاسی، اقتصادی و ... در مقوله شهرسازی اثر می گذارد در همه جای دنیا یک سری آدم های گردن کلفت روی شهرسازی اثر می گذارند. ولی حداقل امیدوارم برنامه ریزی کار توسط افراد متخصص صورت گیرد.

میلانی - در برخی موارد نیز قدرت های موجود ضوابط را تغییر می دهند مثلا در کشوری که در آن امنیت اقتصادی روانی و اجتماعی کمرنگ باشد، اتفاقاتی می افتد که بر روابط اجتماعی تاثیر می گذارد و فرهنگ تنگ نظری، ریاکاری، حسادت و چاکرپروری ... رشد می کند، چون افراد می خواهند به هر قیمتی که هست زنده بمانند متاسفانه در جامعه ما روابط نزدیک چشم در چشم خانواده و جامعه به رابطه فرادست و فرودست تبدیل شده است، یعنی شما از کارفرما یا رئیس خود زور می شنوید در خانه به همسرتان زور می گویید او به بچه و بچه به همکلاسی و ... تا وقتی این شرایط برقرار است ما رنگ تعادل اجتماعی را نخواهیم دید نه فقط در معماری و شهرسازی بلکه در همه زمینه ها.

در حال حاضر احساس امنیت در جامعه وجود ندارد تا من به راحتی در مورد شهر، خانه و زندگی ام حرف بزنم. اینجاست که می گویم مشکل پایه وجود دارد. همین عدم امکان انتقاد باعث می شود مشکلات لایه به لایه افزایش یابد مثل زنگاری که بر قلب و روح آدم می نشیند شما یکبار زور می شنوید می گویید یک روز جوابش را می دهم، بعد از نوبت دهم، دیگر عادت می کنید و این عادت را به فرزندان منتقل می کنید از این رو فکر می کنم مشکلات ما پایه ای است یعنی رابطه خانوادگی، شهری، فرهنگی و اجتماعی تحت تاثیر همین شکل می گیرد.

می دانید که تا دو ماه دیگر انتخابات نظام مهندسی برگزار خواهد شد در مورد انتخابات چه نظری دارید و اساساً این حرکت های صنفی را تا چه اندازه موثر می دانید؟نیک بین- من اطلاعات کافی ندارم ولی به نظر می رسد گرایش هایی که ارتباطی به نظام مهندسی ندارد بر این نظام تاثیر گذار هستند این مشکل در جامعه مهندسان مشاور هم وجود دارد وقتی آدم، درگیری میان گروه ها و تنش های بی مورد را می بیند، احساس می کند اگر وارد این جریان شود، انرژی اش تلف می شود. کار ما صنفی است اگر می خواستیم فعالیت سیاسی کنیم سیاستمدار می شدیم ما توقع داریم نظام مهندسی یک سری کارها را برای حرفه مان انجام دهد. وقتی می بینیم در نظام مهندسی نمی توانم کار صنفی بکنم و حرکتها تبدیل به حرکت های سیاسی شده و ... خب! دلیلی نمی بینم وارد فعالیت های نظام مهندسی شوم.

یعنی میدان را به آدم هایی می دهید که می خواهند حرفه ما را سیاسی کنند؟

نیک بین- من چاره ای ندارم! به نظر می رسد میدان را از امثال من خواهند گرفت. آنهایی که می خواهند عرصه را قبضه کنند اصلا به ما اجازه حرکت نمی دهند.

و این تبلیغ ناامیدی نیست؟

این مساله روز کشور است. حرکت اصلاح طلب به خاطر عملکردی که داشت باعث شد امید مردم نسبت به اصلاح طلبی هم از بین برود.

میلانی- ولی مردم ناامید نیستند، بلکه به جریان اصلاح طلب امیدی ندارند.

نیک بین- مردم آگاهی خوشان را در رای گیری نشان داده اند و اگر حضورشان افول پیدا کند، دلیل دارد. شاید انتظاراتشان برآورده نشده.

در مورد ما نسبت به نظام مهندسی هم همین اتفاق افتاد. در مجموع آنچه شما می گویید به دل می نشیند و آدمی را به تحرک وا می دارد. فکر می کنم اگر اطلاع رسانی مناسبی صورت گیرد، میزان مشارکت مثلاً در همین انتخابات نظام مهندسی فزونی خواهد گرفت.

به هر حال مساله اصلی در نظام مهندسی به اعتقاد من استقلال این نهاد صنفی به عنوان یک نهاد حرفه یی مهندسی و مردمی است و می باید سعی کنیم از تسلط دولتی ها و نیروهای سیاسی بر این نهاد جلوگیری کنیم تا بتوانیم به مسائل حرفه ای مان بپردازیم. 

منبع ماهنامه شهر و ساختمان - خرداد ماه 1382
به نقل از وب سایت موسسه تاریخ شفاهی معماری و شهرسازی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید