تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2310

خاطراتی از دبیرستان بدر تهران

دبیرستان بدر در بالای در بالای بازارچه حمام نواب (غرب خیابان ری)واقع است.سال تحصیلی من در اوایل دهه چهل در این مدرسه با سال های 43-40و تحصیل در دوره سیکل دوم رشته ریاضی مطابقت دارد.

دبیرستان بدر در حقیقت در فضای خانه اعیانی«نصیرالدوله»شکل گرفته بود.البته جبهه شمالی خانه نوسازی شده در سه طبقه که در همه اتاق ها کلاس تشکیل می شد.

ساختمانهای شرقی و غربی و جنوبی همچنان با معماری زمان قاجار باقی مانده بود که بیشتر به صورت انباری،محل سکونت سرایدار و محل نمایشگاه دائمی کارهای دستی دانش آموزان وبه قول امروزی ها مکان مناسب جهت کارهای فوق برنامه نظیر تمرین تئاتر برای اجراهای رسمی ویا برقراری محفل مشاعره و تمرین موسیقی و فعالیت های روز نامه نگاری استفاده می شد.

مدرسه بدر چند پله ای از کوچه نصیرالدوله پایینتر بود.در شرق کوچه قسمت روبرو یک سقا خانه واقع شده و نبش غرب کوچه دست چپ حمام سنتی میرزاعلی اصغر بود و دست راست مسجد لواسانی قرار داشت که زمان ما امام جماعت آن با آیت الله حاج شیخ محمد علی لواسانی بود که پس از رحلت پدرش آیت الله شیخ عیسی لواسانی امام مسجد شده بود.کوچه نصیرالدوله زمستان ها غرق در گل تا جایی که دکتر محی الدین معارفی دبیر ادبیات دبیرستان بدر در سال های پیش از دهه چهل غزل واره ای با ردیف«گل»سروده بود با این مطلع:

کوی نصیردوله که رحمت کند خداش
بر بود گوی پر گلی از کوچه های گل
جغرافیای کوچه خلاصه ست در سه حرف
دریای گل،جزیره گل،تنگنای گل

در دوره دوم رشته ریاضی دبیرستان بدر آن سال های (43-40)سه چهره معروف بی سرو صدا دانش آموز در این مدرسه بودند در حالی که معروف بود مدرسه بدر مجموعه ای از بچه های شر و شیطون محله امامزاده یحیی،بازارچه حمام نواب کوچه در دار و کوچه آبشار را در خود جمع کرده است. و لیکن برعکس این سه دانش آموز که بعدها در حقیقت چهره های معروفی هم شدند بسیار آرام و متین بودند.

اول یادی از شهید محمد بخارایی می کنیم که جذب گروه موتلفه اسلامی شد و حسنعلی منصور نخست وزیر شاه را ترور کرد و دو نفر دیگر حسین گیل(حسین گیلک)و عباس رضایی وثوق(منوچهروثوق) از بچه های امامزاده یحیی و کوچه آبشار که از بازیگران سینمای ایران شدند و معرف حضور تمام علاقمندان به سینما هستند.

البته نا گفته نماند منوچهر وثوق از بچه های خوش تیپ کلاس چهارم ریاضی بود که در آن زمان که کراوات زدن در بین دانش آموزان جنوب شهررسم نبود کراوات می زد و همیشه لباس های تیره و اتو کشیده می پوشید و قدی بلند داشت و هیکلی ورزیده و مبصر کلاس چهارم هم بود.

 چون بچه های کلاس با توجه به این که هر کدام اهل شاخه شونه کشیدن بودند از او حساب می بردند و حسین گیل هم از دانش آموزان لوطی مسلک،اهل ورزش و نماز خوان ولی سربزیر و متواضع کلاس چهارم بود.در سال 40یک نمایشگاه از طرف اداره«فرهنگ استان»به دبیرستان ها ارسال شد که دانش آموزان مستعد آن را تمرین کنند و مقابل اولیاء دانش آموزان به روی صحنه بیاورند. از جمع ده بازیگر انتخابی برای اجرای تمرین 2 نفر متعلق به کلاس چهارم ریاضی بودند.

حسین گیلک و عباس رضایی وثوق این دو چهره ی معروف آینده سینما که اتفاقا استارت بازیگری این دو نفر از همین نمایشنامه زده شد،در سالن آمفی تئاتر دبیرستان علمیه روی صحنه امد از گروه 10نفر تئاتر دبیرستان بدر سال40فقط این دو نفر به کار بازیگری کشیده شدند که هنوز هم کم و بیش این حرفه را ادامه می دهند.سال های چهل و چهل ویک تحصیلی با تجدید حیات جبه ملی دوم، مدارس و دانشگاه ها و بازار بسیار متلاطم و آبستن حوادث بود.

سالی بود که قشر متدین جبهه ملی نظیر مرحومان آیت الله طالقانی،مهندس مهدی بازرگان و مهندس یداله سحابی تشکیل«نهضت آزادی ایران»را اعلام کرده بودند که بسیار بین افراد متدین مورد اقبال واقع شده بود و به قول امروزی ها معروف به ملی مذهبی ها شدند.دو رویدادچشمگیر همان زمان که اتفاق افتاد مربوط به دو عضو جبهه ملی ایران و ابتدا فوت حاج پهلوان تختی بود که مراسم بزرگداشت این دو شخصیت در ابن بابویه شهر ری برگزار شد.

از دانش آموزان دبیرستان بدر که جهت انتظامات بهره گیری شده یک خاطره در ذهن بچه های تهرون آن سال ها به جای مانده است. از میدان شوش مردم به علت شلوغی و نبودن وسیله نقلیه پیاده به سوی گورستان ابن بابویه جهت شرکت در مراسم می رفتند.

البته نا گفته نماند راه پیمایی های متعدد با هم آهنگی جبهه ملی در محل جلالیه(بوستان لاله فعلی)و میدان بهارستان برقرار می شد که شرکت دانش آموزان عضو جبهه ملی دبیرستان بدر در این رویداد قابل ذکر است.

یکی از این دانش آموزان که بسیار شجاع و ورزیده بود شهید محمد بخارایی نام داشت که در همان سال ها چند بار تعطیلی دبیرستان بدر جهت شرکت در تظاهرات جلوی مجلس شورای ملی توسط بخارایی مدیریت می شد. در آن سال های پرمخاطره رئیس دبیرستان بدر آقای الوند پدر سیروس الوند کارگردان فعلی سینما بود که نگارنده در کنار بخارایی به فعالیت های سیاسی در دبیرستان مشغول بود.

روزی آقای الوند من و بخارایی را به دفترش احضار کرد و گفت من با مرحوم دکتر حسین فاطمی همکلاس بودم.آن مرحوم کلیه فعالیت های سیاسی خود را خارج از مدرسه انجام می داد و هیچ وقت نظم مدرسه را به هم نمی زد.از من و بخارایی تعهد کتبی گرفته شد که حق هیچگونه فعالیت سیاسی را در دبیرستان نداریم. این تعهدنامه در آرشیو سال تحصیلی 41-40 دبیرستان موجود است و برگ تعهد محمد بخارایی در آن سال یک سند تاریخی به حساب می آید.

در سال 41- 40 دانش آموزان عضو جبهه ملی هر هفته روزهای دوشنبه در منزل پدری یکی از دانش آموزان با مدیریت شهید محمد بخارایی در کوچه آبشار خیابان ری جمع می شدیم. رابط و سخنگوی حوزه جبهه ملی دبیرستان بدر مهندس هاشم صباقیان (وزیر کشور دولت موقت) بود که آن زمان دانشجوی دانشکده فنی تهران از فعالان سازمان دانشجویی جبهه ملی به حساب می آمد.

به علت عدم توفیق در تحصیل من و بخارایی قبل از گرفتن دیپلم تصمیم به ترک تحصیل کرده و به دنبال کار رفتیم. او بلافاصله جذب بازار کار شد و در دفتر آهن آلات حاجی بابا واقع در خیابان بوذر جمهوری رو به روی بازار آهنگران مشغول شد و من هم به استخدام نیروی هوایی درآمدم.

بخارایی پس از ترک تحصیل و شرکت در جلسات مکتب توحید از طریق شهید حاج صادق امانی با دیگر بچه محل های بازارچه سوسکی نظیر رضا صفار هرندی و مرتضی نیک نژاد وارد فاز نظامی موتلفه شدند. شهید محمد بخارایی همراه دیگر دوستان که اشاره شد و همچنین صادق امانی از کسبه خیابان صاحب جم (شرق بازارچه سوسکی) در اردیبهشت سال 1344 تیرباران شد.

اینجانب هم به استخدام نیروی هوایی درآمده و ملبس به اونیفورم نظامی شدم تا اینکه پس از سه سال و نیم خدمت در آبان 1345 پس از چند بار بازجویی توسط (سپهبد بعدی) که از نیروی هوایی اخراج شدم. یکی از دبیران روشنفکر آن سال های دبیرستان بدر سید بزرگوار یک روحانی خوش فکر به نام حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا میرفخرایی دبیر ادبیات بود. زنگ درس آن مرحوم سرشار از انرژی مثبت بود.

در دقایق پایانی کلاس 2 تن از بچه ها به نام مجید نیکنام و حسن گلپایگانی برادر اکبر گلپایگانی خواننده معروف به دستور میرفخرایی با صدای صاف و پاکشان خستگی معلم را درآورده و بچه ها را شاد می کردند و با پایان زنگ بچه ها شاد و شنگول کلاس را ترک می کردند. قبل از انقلاب نیکنام و گلپایگانی هراز گاهی با ارکستر منصوب به خودشان برنامه های هنری نیز اجرا می کردند.

 

بررسی و نوشته: روح الله پارسا
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : تاریخ شفاهی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید