تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1405

موزه و خاطره - خاطرات دور و نزدیک در موزه ها

مردم ما در گذار تاریخ حامل فرهنگ و هنر وزینی هستند که ما بخشی از آن را در معماری و بخش دیگری را در موزه ها می بینیم ،گویی که بازتاب این هنر و فرهنگ در ساختمانها و اشیا تاریخی دیده می شود ،زندگی در معماری جریان دارد و مردم خاطرات خود را در این مکانها تجربه می کنند ،جواهراتی که به مناسبت تولد کودکان ، ازدواج و اعیاد خریداری و هدیه می شود ،ظروفی که در آنها هر روز غذا می خورند یا ظروف عتیقه ای که فقط در میهمانی ها از آنها استفاده می شده است ، مردم با اینها زندگی می کنند و بعدها همین ظروف در موزه ها  گذاشته شده و ما آنها را می بینیم ، هم یاد آنها می کنیم و زندگیهایی که با عشق و شور در زمانی دیگر در جریان بوده و هم آن روز با دوستان و خانواده برای ما هم یک خاطره می شود ، خاطره ای که بعد از سالها که با بچه هامان برای بازدید دوباره موزه می رویم ، انگار روی در و دیوار و اشیا موزه حک شده است و در ضمن توضیحاتی که برای آنها می دهیم ، خودمان سالها عقب تر به دنبال جوانی خود هستیم و دوستان و اساتید و ساعتهای خوشی که آنجا بودیم .

مثلا همین موزه هنرهای معاصر ایران ، با وجودی که خیلی قدمت ندارد و کارهای آن هم خیلی قدیمی نیستند ، خودش خاطرات زیادی دارد ، یادمان می آید از نو شدن ایران و برای نو شدن ، فضاهای نو نیز لازم است ، کامران دیبا با چه ذوق و سلیقه ای و چه حرفه ای ، ساختمان را طراحی و ساخته است ،فضایی نو که خاطرات معماری قدیم ایران را تداعی می کند ،یاد بادگیر ها یاد حیاطهای محفوظ خانه ها ، یاد حرکتهای سیال و آرام توی کوچه پس کوچه های قدیم ، یاد نورهایی که از سقف بازارهای قدیمی به پایین می آمد و یاد انسجام و ترکیب فوق العاده بناهای قدیمی ایران .

از این یاد ها که بگذریم یاد ترم یک معماری ، که با استاد عزیزمان مهندس ادیب زاده ( که حالا دکتر هستند ) می افتم که با چه شوقی ما را به کشیدن کروکی و دقت در پرسپکتیو این بنا ، تشویق می کرد ، زاویه ای پیدا کردیم و پرسپکتیوی کشیدیم و همه مشغول ، کمی خسته شده بودیم که دیدیم استاد با جعبه ای شیرینی آمدند و به  همه شیرینی دادند ، درس شیرین و اخلاق خوش و مهارت در تدریس ،چنان قوتی به ما داد که تا آخر تحصیلات برویم و سالها کروکی بزنیم و کتاب کروکی هم چاپ کنیم و .....

بعد از آن مرتب به موزه می آمدیم با سهراب سپهری و نقاشیهایش ، پرویز کلانتری ، پیل آرام که فقط در مجله ها کارهایش را دیده بودیم ،حالا در موزه کارهایش را تمام و کمال و بزرگ پر کار می دیدیم ، هر بازدید یک خاطره بود برای ما و یک تجدید خاطره با بخشی از هنر معاصر ایران  ، هنرمندانی که هنر مدرن را به ایران آوردند و چهره ای دیگر از هنر را به ایرانیان نشان دادند ولی با ته مایه های ایرانی و همچنان جذاب و تاثیر گذار ، ایران درودی، اسبهای ترقی جاه ،خط نقاشیهای جلیل رسولی ، ابرنگهای آتشزاد و خرمی نژاد و رنگ روغنهای فوق العاده  کاتوزیان و ...   هر نمایشگاهی که در موزه برگزار می شد چقدر خاطره انگیز بود و جالب برای من مشتاق .

بعد از تمام شدن درس حالا دوباره وقت انتقال تجربیات بود یاد آوری خاطرات و گوشزد کردن این تلاشها برای نسل جدید ، به تدریس مشغول شده بودم و اینبار با دانشجویانم به خلق خاطرات جدید می پردازیم ، بچه ها را برای بازدید و کشیدن کروکی به موزه می برم و تاریخ تکرار می شود ، اما ما کجا و دکتر ادیب زاده کجا !

یادم رفت از پرویز تناولی بگویم که هم برای این موزه و هم فرهنگسرا نیاوران مجسمه هایی زیبا ساخته که عکس گرفتن در کنار آنها جز خاطرات بازدید کنندگان است .

موزه ها پیوندی ناگسستنی با تاریخ دارند و ما هر چه بیشتر تاریخ را خوانده باشیم و بشناسیم از موزه ها بیشتر لذت می بریم  ,هر موزه ای خاطرات بخشی از تاریخ ایران را به یادما می آورند ،موزه ایران باستان از همان ورودی ما را به یاد دوره ساسانیان می اندازد و طاق کسری  وقتی که کشور ایران قدرت زیادی داشت و کاخها نشانه ای از قدرت و عظمت پادشاهان بودند ، دهانه های بزرگ و قوسهای برافراشته .

خلاصه برای زنده نگه داشتن فرهنگ این مرز و بوم باید برای نسل جدید  از تاریخ بگوییم و از خاطرات و آنها را به موزه ها ببریم و برای انتقال این فرهنگ وقت بگذاریم و تلاش کنیم و گرنه نسل جدید غرق در بازی و کامپیوتر و اینترنت برای خودشان خاطرات دیگری می سازنند و با قهرمانان دیگری آشنا می شوند و به موضوعات دیگری فکر می کنند و شاید ما و فرهنگ ما در ذهن آنها جایی نداشته باشد ، وقت تنگ است و زمان در گذر  .

 امیر جوانبخت  ، عضو انجمن مفاخر معماری ایران

موضوعات مرتبط : معماری موزه    
عضو مرتبط : امیر جوانبخت  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید