تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :980

خاطره شهر،50 سال بعد!

سایت پارک ملت تکه زمین کشیده ای در بخش شمال غربی پارک ملت تهران است که مدتی است تبدیل به پردیس سینمائی پارک ملت شده است. بنائی که گفته میشود از بناهای شاخص دوران جدید تهران است.برای معمارش جوایز متعدد و شهرت وافری به همراه داشت و بهتر از همه آغازگر ایده ساخت پردیس های سینمائی بود. اما به نظر من این بنای شاخص جدا از تمام محاسن و معایب ای که علمی و غیرعلمی به آن برچسب زده شده ،برای من، معمار متولد تهران و ساخته شده با خاطرات خیابان ولیعصر (عج) نماد یک پارادوکس است.

برای رسیدن به پردیس سینمائی ملت باید از بزرگراه گذر کرد. از پل طبقاتی صدر، از تونل نیایش، دور برگردان ها را  دور زد. به باند کنار گذر بزرگراه رفت و به پارکینگ مدرن موجود در محل رفت و با گذر از یک گیت پادگانی وارد آن شد. به زیر ایوان بتنی پردیس رفت. از رمپ ها با کفپوش های صنعتی قرمز بالا رفت. بلیط الکترونیکی خریداری شده را نشان داد و به  لابی خلوت  و نهایتا سالن مدرن آن رفت. از این زاویه پردیس سینمائی ملت مناسب جهان امروز ما است.ترکیب بتن و شیشه به خوبی عملکردهای جهان معاصر را تامین کرده است. سینما که خود هنری صنعتی شده است نیز کمابیش در پردیس سینمائی ملت خود نمایی می کند با نمایش فیلم های خالی از معنویت و سرشار از جلوه های ویژه و جنجال و انرژی خود نمایی می کند.

اما برای رسیدن به این بنا راه های دیگر نیز می باشد. به میدان ونک، از کلیدی ترین میدان های معاصر تهران برویم.از خیابان ولیعصر (عج) قدم زنان بالا برویم. به پارک ملت برویم.طرحی از دکتر ایرج اعتصام عزیز!هیچوقت ژستهای او را هنگام نمایش اتود هایش (که برای توضیح ایده های طرحش برای فیلمبردار نشان می داد) را یادم نمی رود! از پلکان مفاخر شعر و ادب پارس بالا برویم. دور دریاچه را بزنیم. از پیچ پارک بگذریم.مجسمه ها و میادین و پهنه های سبز و درختان بلند را ببینیم و به پردیس برسیم. متاسفانه اینجا امتداد این محور فرهنگی و سبز، بنایی میشود بتنی و سرد. در این زاویه است که پردیس سینمائی ملت پارادوکس دارد.

در این پارادوکس ما برنده ایم، زیرا پردیس سینمائی ملت، یک سینمای خودروئی آمریکائی نیست بلکه یک سینمای مردمی است.سینمائی برای عابرین ،اما برای عابرین طراحی نشده، برای خودرو سوارها طراحی شده، کسانی که میخواهند خیلی سریع از بزرگراه به منزل برسند نه سینما شاید به همین دلیل است که علیرغم تمام خدمات جانبی این پردیس ( گالری، فست فودها، نمایشگاه ، فروشگاه کتاب و سی دی و...) هنوز این پردیس شلوغ نیست.من می گویم زیرا برای عابرین جوان و عاشقی که در پارک ملت هستند و دنبال فضایی برای ثبت خاطره و خوش گذرانی هستند طراحی نشده.برای مدیران بالا شهر نشین پولدار طراحی شده که با خودروهای لوکس از بزرگراه با عزیزان خود روزی، گاه گداری به سینما بروند. پس پردیس خلوت، مدیریتی و خاص است. جایزه می برد، شهرت و اعتبار می آورد.اما مردمی نیست، انسانی نیست، محبوب و عامه پسند نیست.هوش ها را می برد اما دلها را نه!

بر همین اساس 50 سال بعد که پردیس را خراب کنند من ایده ای دارم.پیشنهاد میکنم بنایی مردمی، سبز و برای عابرین طراحی گردد.در کنار این هدف اصلی دوباره بر اساس احساسات و نه فقط منطق و ریاضی سعی شود بنا از آنجا که خط نهایی و مرز پارک ملت با بزرگراه (شهر) می باشد، دارای ارتفاع مناسب و سکوهای دید مردم باشد.پارک ملت ارزش این را دارد که از دید پانوراما دیده شود.کوه های شمال تهران همینطور، شهر همینطور.این شهر ماست؛ اگر میل به دیدن آن از این زاویه نبود امروز بام های خود ساخته در شمال تهران پاتوق جوانان نبود.حتی اگر مجبور باشند فقط در داخل ماشین های خود بنشینند و به شهر بنگرند(یا شاید به آینده و نقشه های خود!)اگر این میل نبود امروز سایت های عکس برداری ماهواره ای پرطرفدار نبودند.این نسل دوست دارد گاهی از بالا نیز به منظره و شهر خود بنگرد و همین نسل است که مخاطب سینما و بنای ماست نه مدیران گرفتار....

علیرضا عظیمی حسن آبادی
نیمه مرداد 1393
آماده سازی دست نوشته ها:نرگس فلاح کیش



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید