Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1036

خانه های ما

(مقالات گذشته-بهمن 73)

در محوطه دوم که عرض آن را بیست و طول آن را بیست و سه ذرع برآورد کردیم،سه طرف بنا داشت. سمت شمال و روبروی مدخل قطعه ای را به عرض هشت ذرع جدا کرده در آن یک تالار قلمدانی تقریباً در وسط و طرفین آن دو اطاق و دو ایوان جلو هر یک از این دو اطاق ساخته بودند که حیاط به اطاقها به وسیله چهار پله جلو ایوان مربوط شود. این ایوانها از دو طرف به تالار قلمدانی هم راه داشت. عرض تالار سه ذرع و سه چارک و طول آن در حدود هفت ذرع و عرض اطاقهای جنبین سه ذرع و طول آنها هر یک چهار ذرع بود. بغل اطاقهای کوچک، هر یک صندوقخانه یا پستونی بطول اطاق و عرض یک ذرع و نیم و بغل ایوانها هم عرض و طول ایوان دو مکان، برای قهوه خانه و آبدارخانه ساخته شده بود و بالاخره در دو انتهای ساختمان مغرب، یک انبار و در سمت مشرق یک راهرو که بعد از یک پیچ این قسمت را به قسمت سوم مربوط می کرد بناکرده بودند.

خانه های ما

ارتفاع این بنا از کف حیاط یک ذرع و نیم و زیر تالار قلمدانی وسط یک زیرزمین ساخته شده بود. سقف تالار پنج ذرع از کف آن ارتفاع داشت و آن را دو پوشش کرده بودند. فاصله بین پوشش اول و پوشش دوم یک ذرع و نیم می شد. ارتفاع سقف اطاقها و صندوقخانه ها و انبار و راهروهای طرفین این تالار منتهی به سه ذرع می رسید زیرا روی این دو قسمت بنا مثل زیر بالاخانه هایی ساخته شده بود.

سمت مغرب یک بنای سه قسمتی که یک اطاق پنج ذرع در سه ذرع و چارک با یک شاه نشین و دو راهرو در طرفین شاه نشین در وسط و دو اطاق سه ذرع و نیم در چهار ذرع و نیم در طرفین و دو راهرو در سروته ساخته شده بود که قسمت انبار و قهوه خانه بنای سمت شمال در غلاف این بنا واقع می شد و در عقب راهرو، سمت بنای شمالی پلکانی بود که به بام این قسمت می رفت و این بام فضا ی جلو بالاخانه سمت راست بنای شمالی می شد. ارتفاع این رشته ساختمان سه قسمتی از کف حیاط به سه ذرع نمی رسید و ارتفاع سقف آن منتهی به سه ذرع و نیم بود

خانه های ما

ساختمان سمت مشرق عبارت بود از یک راهرو که قدری به سمت مشرق رفته وبعد سمت شمال می پیچد و این حیاط را به قسمت سوم مربوط می کرد و بعد از این راهرو یک اطاق خدمتکار و پس از آن پلکان بام و بعد از آن هیزم دان و بعد آشپزخانه و بالاخره قرینه راهرو سمت شمال محل ضروری بود.

تالار ساختمان سمت شمال ارسی پنج دهنه و بالاخانه های طرفین هم هر یک ارسی سه دهنه و جلو تمام ارسیها پرده کرباسی داشت تا بالارو  ارسیها منظم تا شده بود که با قرقره و بند و بساط بالا کشیده بودند و چون محوطه سوم را هم برای اندرون ساخته بودند دلیلی نداشت که از دو رو کردن بنای سمت شمالی این حیاط خودداری کنند. بنابراین چه اطاقهای زیر و چه بالاخانه های رو، همه در و پنجره و حتی بالاخانه ها، ایوان هم به سمت حیاط عقب داشت.

طول محوطه عقبی را که وصل به کوچه حمام می شود سی ذرع و عرض قسمت اول آن را بیست و عرض نصف دوم یعنی سمت کوچه آن را پانزده ذرع برآورد کرده ایم. پس در سمت شمال که سمت کوچه و جای آبرومند خانه است بیش از پانزده ذرع یک سه قسمتی نظیر سه قسمتی سمت مغرب حیاط قبل، تصور کنید منتهی قدری عریضتر و به واسطه زیرزمینی که زیر اطاق وسطی بود، ارتفاع آن بیشتر و در عقب هر یک از دو اطاق جنبین یک صندوقخانه یا پستو هم علاوه کرده بودند و بعد از تمام اینها یک راهرو که آخر آن دری به کوچه حمام کوچکه داشت، مخرج دیگر این خانه ها به بیرون یعنی کوچه حمام کوچکه بود. روی دو اطاق جنبین این سه قسمتی دو بالاخانه روی صندوقخانه ها زیر را، راهرو ساخته بودند که فضای روی اطاق و شاه نشین و راه روهای جنبین شاه نشین به منزله حیاط و بهار خواب این دو بالاخانه می شد.

خانه های ما

در سمت مغرب هفت هشت ذرعی از دیوار حیاط به دیوار همسایه متصل بود و بعد از آن که عرض زمین به بیست ذرع رسیده بود، در این گریختگی آشپزخانه و انبار خواربار که به خوبی آن را می شناسیم و پلکان بام همین ساختمان مختصر واقع شده بود.
در سمت مشرق بنای تنکه سازی که عبارت از راه پله بام همین قسمت که به قسمت بالاخانه های جنوبی هم مربوط می شد و سپس محل ضروری و بعد ایوانی بهارنشین و بعد هیزم دان و در سروته این رشته بنا دو راهرو مدخل حیاط که یکی به کوچه و دیگر به حیاط سابق بود ساخته شده بود. این حیاط بیست و دو ذرع طول و سیزده چهارده ذرع عرض داشت.

تمام اطاقها این خانه ها را با طاقچه و رف ساخته بودند و ازاره اطاقهای بزرگ آن همه تا طاقچه، نقاشی روغنی و باقی آن جدول کشی و رنگ سفید روغنی داشت. در سقفها به جای جاقلابیکه امروز گچبری می کنند، ترنج بزرگی می انداختند و گچبری می کردند یا نقاشی و مذّهب اکلیلی می نمودند. سایر اطاقها اکثر سفیدکاری بود مگر در اطاق نوکر و خدمتکار که فقط به شمشه کاهگل اکتفا کرده بودند.

من نتوانستم تاریخ این ساختمان را به دست بیاورم ولی مسلماً بعد از فوت مرحوم میرزا اسمعیل و شاید بین 1270 و 1275 ساخته شده باشد و یقیناً در موقعی بوده است که پسرهای زن اولی پدرم بزرگ بوده و شاید میرزا محمد و میرزا محمود وزیر، زن هم داشته اند زیرا چنین به نظر می رسید که اندرون اول را، برای پسرها مفصل تر و پرمکان تر طرح ریزی کرده باشند.

خانه های ما

با اینکه در آن اوقات تظاهر در لوازم زندگی طرف توجه نبوده و پدرم هم از جوانهای عهد فتحعلیشاه و در دوره محمد شاه مرد کاملی بوده و علاقه ای به این قبیل ظاهرسازیها نداشته است، تنگی و کوچکی بیرونی سبب شده که دو سه حیاط شصت هفتاد ذرعی که سمت مغرب قسمت بیرونی واقع بوده و تا نصف قسمت اندرون وسط می آمده است، خریداری کند تا در آنها بیرونی وسیع تری بسازد و موقتاً از بیرونی دری به این خانه ها باز کرده بودند که پسرها و نوکرها و صادر و وارد خارجی خانه مرفه تر باشند.
در یکی از این خانه ها به آخر کوچه بن بست اعتصامی امروزه باز می شده است.

در این وقت در تهران غیر از کاروانسراها، جائیکه شخص غریب در آن منزل کند وجود نداشته و کلیه خانه هائیکه سر و کاری با ولایات داشتند، مجبور بودند محل نسبتاً آبرومندی در بیرونی خود داشته باشند تا واردین خارج را که گاهی با اسب و نوکر هم می آمدند بتوانند پذیرایی کنند. مخصوصاً پدرم که زن اولش گرگانی و زن بعدیش نایه ای بوده و قوم و خویشهای زنها که از خارج می آمده اند، بر اقوام خودش که از گرگان برای انجام کاری به تهران رفت و آمد داشتند علاوه می شدند. از جمله این مهمانها یکی خان قجری بوده است که با اسب و نوکر گاهی از استرآباد می آمده و پدرم خیلی از او تجلیل می کرده و در انجام مقاصد او بذل جهد می نموده است. همینکه بعضی فضولها که همیشه در هر خانه ای هستند سبب این حسن توجه را می پرسیده اند، پدرم می گفته است این خان از بازماندگان ارباب اولی پدر من است و این جمله موید شرحی است که خواننده در مقدمه قسمت اول «شرح زندگانی اسلاف من» خوانده است. بلی! در آن دوره حقشناسی در عموم مردم به قدری بوده است که بعد از هشتاد سال هم تظاهرات آن در زندگی دیده می شده و حاجی میرزا نصرالله، مستوفی اول دیوان اعلی که گذشته از استیفای چندین ولایت، سمت استیفای خزانه و ضابطی اسناد خرج و به اصطلاح امروز سمت مدیری کل منحصر بلاعزل وزارت مالیه را هم داشته است، از پذیرایی خان مفلوک استرآبادی کوتاه نمی آمده است. اینکه می نویسم «خان مفلوک» برای آن است که اگر آدم متعینی بود، البته طرف توجه واقع شدنش مورد تعجب واقع نمی شد که بپرسند این مرد کیست که شما از او به این گرمی پذیرایی می کنید؟ زیرا در آن دوره هر قدر هم حول و حوش آقا فضول بودند کنجکاو نبودند و پرسشهائی که در این روزگار همه به خود اجازه می دهند در زمان پدران ما مرسوم نبوده و اختیار آقای خانه نامحدود بوده است.

باری، نوبت ساختمان این بیرونی آبرومندتر هم رسید. از خراب کردن این دو سه خانه کوچک، فضائی به عرض چهارده پانزده و طول بیست و شش هفت ذرع در بغل خانه های سابق پیدا شد که نصف بیشتر آن وصل به بیرونی کوچک قدیم بود. در سمت شمال این قطعه زمین، یک تالار بزرگ به طول هشت و عرض چهارده ذرع و یک چارک با سه شاه نشین که عرض آنها یک ذرع و چارک بود در عقب آن و یک گوشوار به عرض دو ذرع و سه چارک و دو راهرو که یکی راهرو تالار و دیگری پلکان اطاق گوشوار بود، در سر و ته حیاط طرح ریزی شد. زیرا این بنا را هم یک زیر زمین بسیار وسیع روشن ساختند. ارتفاع این بنا از کف حیاط دو ذرع و چارک و روی گوشوار تالار یک بالاخانه هم ساخته شد. ارتفاع سقف تالار از کف آن پنج ذرع و هفت دهنه ارس رو به حیاط داشت. در سمت روبروی این ساختمان هم یک بنای سه قسمتی با سه زیرزمین ساخته شد. سمت مغرب هم یک رشته بنای تنکه سازی به عرض دو ذرع و سه چارک بنا کردند که مرکب از دو راهرو در سروته و دو اطاق در جنب راهرو و محل مخفی خانه و پلکان بام بود. در محلی که اطاق آب انبار بیرونی کوچک سابق وصل به این حیاط می شد، ایوان مرتفعی بود که سه درِ نیمه شیشه از آن طاق به این ایوان باز می شد و در گوشه آن دری بود که به راهرو آخری سه قسمتی سمت مغرب اندرون وسط متصل می گشت.

این بنا بعد از مراجعت پدرم از سفر مکه به اتمام رسیده است ولی سفت کاری آن در حضور خود و نازک کاری و تزئینات آن را البته با دستور چگونگی آنها، به مباشرین عمل واگذاشته و با پسر ارشد خود میرزا محمد به این سفر زیارتی دور و دراز که یک سال وقت می برده رفته است.
فاصله زمانی ساختمان این حیاط با قسمت اصلی، شاید ده پانزده سال بیش نباشد. زیرا چندان تفاوتی در اسلوب بنائی حاصل نشده فقط درها و پنجره ها از چهارگوشی مبدل به هلال گشته است. ارسی ها هلالی و بالاروها هم هلالی است در صورتیکه در ساختمان حیاط های سابق تمام ارسیها و بالاروها چهارگوش است. شیشه های آنها هم همه چهارگوش است در صورتیکه شیشه و آلت بندیهای ارسی ساختمان جدید، نقش و نگار دوری داشته و به اصطلاح زمان قواره کاری است. شیشه خرده هایی در بعضی از ارسیهای بناهاب سابق کارکرده بودند در صورتیکه این بنا از این خرده کاریها معاف است و از مقایسه دو ساختمان می توان حکم کرد که در نورگرفتن اطاقها بیشتر علاقه دارند و از این رو شیشه کاری اطاقها بیشتر و مخصوصاً جامهای شیشهها بزرگتر است و شیشه های کف دستی و کوچکتر کمتر در آن به کار برده اند.

خلاصه پدرم که از مکه مراجعت کرده این خانه ساخته و پرداخته و فرش کرده بوده است ولی همین که چشمش به آینه کاری تالار و تجاوز میرزا رضای مباشر بنائی از دستور افتاده با اینکه مرد کم آزار پرحوصله ای بوده است، بقدری عصبانی شده که با عصای دست خود پنج شش تا از جامهای آینه را که به جرزهای اطاق کار گذاشته شده بود خرد کرده و ضمناً میرزا رضا هم که به اغوا و اطمینان میرزا محمود پسر دوم پدرم این تجاوز از دستور را مرتکب شده بود یکی دو عصا میل کرده است.

چنانکه در آینده خواهیم دید، این خانه ها به میراث به ما رسید و بعد از بیست سی سال جام های شکسته که علامت عصبانیت آن روز پدرم بوده به حال خود باقی مانده بود و ما آنها را اصلاح و اطاق را یکنواخت کردیم. این حیاط فعلاً متعلق به خانم صارم السلطان اردلان و تا پنج سال قبل که من به ملاقات عموی خانم مشارالیها، مرحوم محمد اردلان (سردار مکرم)، به این خانه رفتم عیناً به حالل سابق خود برقرار و یقیناً امروز هم تغییری در اساس ساختمان آن حاصل نشده است.

حیاط ها همین که ده پانزده ذرع عرض و طول پیدا می کرد، در سمت بنای فاخر خانه که اکثر بلکه همه در سمت شمال بود، در مقابل اطاق وسط به فاصله دو ذرع الی دو ذرع و نیم ازاین بنا، حوض مربع مستطیلی می ساختند. این حوضها بیش و کم چهارو نیم در سه ذرع بوده است فاصله این حوض را تا بنای سه ظرف، نظامی فرش می کردند که عصرها و صبحها و شبهای بهار و تابستان در سمت سایه آن تخت زده بنشینند. دوره باقی حیاط را هم تا دو ذرع از دیوار از همین نظامیها فرش میکردند و یک راهی که باز به عرض دو ذرع بود از وسط آجر فرش پائین حیاط تا قسمت حوض و آجر فرش بالای حیاط میکشیدند و آن را هم از نظامی فرش کرده خَرَند می نامیدند. در طرفین این خرند دو قطعه زمین باقی می ماند که عرض هر یک دو سه ذرع و طول آنها پنج شش ذرع بود. این دو قطعه را باغچه می کردند و در این باغچه ها در خانه های ما درختهای میوه از قبیل گوجه و زردآلو و آلوبالو و انار و به و سیب و آلو می کاشتند. سالی یکبار این باغچه ها بیل زنی می شد و کوت می خورد و در آنها سبزی و گلی هم کاشته می شد ولی بواسطه سایه درختان هیچوقت این سبزیکاری و گلکاری به جائی نمی رسید.

فرش و اثاث

در این وقت فرش یکپارچه به اندازه طاق هیچ معمول نبود بلکه کناره و سرانداز و میانفرش مرسوم بود. کناره و سرانداز اعم از قالی یا نمد باید یکجور و میانفرش که حکماً باید قالی باشد، ممکن بود جور دیگر بشود و این طور فرش بازندگی دوره کمال تناسب را داشت. اولاً به جهت اینکه افتادن قدری از دو کناره و یک سرانداز بر روی میانفرش عیبی نداشت، نیم ذرع تا سه چارک بلکه یک ذرع تفاوت عرض و طول اطاقها در اندازه فرش نسبت به آنها تفاوتی حاصل نمی کرد. فرش اطاق پنج در سه با طاق پنج و نیم در سه و نیم و چهار در شش هم می خورد و همچنین بالاتر و پایین تر. پس همینکه شخص از هر یک از فرشهای سه و چهار و سه و پنج و سه و نیم و شش چند دستی داشت، با کم وزیاد شدن روی هم افتادگی کناره و میانفرش و سرانداز، به اطاقهای هر خانه ای می خورد. زیرا چنانکه دیدیم در ساختمانها هم عرض و طول اطاقها بیش و کم همین اندازه ها بوده است. ثانیاً در جارو کردن و تکاندن و باد دادن هم راحت تر بوده، زیرا هر قطعه از آن را یک نفر به خوبی می توانسته است حمل و نقل کند. تطهیر این فرشها هم که گاهی به خصوص در خانه های بچه داری لازم می شد آسان بود که این موضوع هم چیز کم اهمیتی نبود. ثالثاً در این وقت مردم همه با کرسی خود را از سرمای زمستان محفوظ می داشتند و کرسیها هم همیشه چاله ساخته ای از مصالح بنائی داشت که با تازدن میانفرش، چاله کرسی پیدا می شد و با بردن خاک آن به خارج، کرسی را می گذاشتند و در موقع جمع کردن بساط کرسی هم، جز خاک ریزی و مستوی کردن چاله با باقی کف اطاق و گستردن تاخورده میانفرش زحمت دیگری وارد نمی کرد. کرسی با منقل و زیرمنقلی منحصر به اطاقهائی بود که زیر آن آب انبار  یا زیرزمین باشد و نتوان در آن چاله کرسی ساخت؛ باقی اطاقها همه چاله کرسی داشت.

آگاهینامه راه و ساختمان و معماری - بهمن 1373  
بررسی و نوشته: عبدالله مستوفی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید