تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2214

خانه وارث خاطرات نسل ها

خانه وارث خاطرات نسل ها

«من از این خانه پر نور به در می نروم
من از این شهر مبارک به سفر می نروم
منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر
من از او گر بکشی جای دگر می نروم»

مقدمه

در طول تاریخ، سکونت یکی از مهم ترین نیازهای انسان بوده است. در هر سرزمین با توجه به فرهنگ، آیین، اقلیم و نحوه معیشت مردم، فرم و الگوی خاصی از سکونت به وجود آمده، اما معیارهای اصلی طراحی مسکن در بین اقوام مختلف به طور مشابه به کار رفته است. زیرا علی رغم اینکه تمام انسان ها، هم نژاد و هم مذهب نیستند و اغلب کیلومترها دور از یکدیگر و بسیار متفاوت زندگی می کنند. تفکر معنوی، پندارها، نیازها، ارزش های ذاتی، خواسته واقعی و آنچه در ناخودآگاه ذهن، جوهره و مفهوم درونی آنها شکل می گیرد یکسان است. لذا در نهایت بسیاری از معانی نهفته در خانه های سنتی اقوام مختلف در این دهکده کوچک جهانی، یکسان و به پاره ای ارزش ها پاسخی مساوی داده، اگرچه پوسته ظاهری آنها به ناچار در هر مکان و زمانی با توجه به فرهنگ و بینش جامعه متفاوت بوده است. این معنا، روحی است که اگر دمیده شود کالبد بی جان بنا زنده می گردد، مفهومی که این روزها انسان ها در خلوت سرگشته و گمشده خود می جویند ولی در خانه های سرد و خاکستری خود نمی یابند. به عبارتی مسکن فقط ترکیب احجام زیبای هندسی نیست و باید روح در آن دمیده شود تا زنده گردد.

حکایت بهشت در بهشت، حکایت جانماز مادربزرگ بود بر روی باغ گل سرخ قالی اتاق که با ارسی های چوبی رو به حیاطی کرده بود که از پشت شیشه های آبی و زرد و قرمز، باغچه و چهار سرو چهار گوشه حوض آن، پاک و خاطره انگیز به نظر می آمد و حس پاکی و تقدس با آرامش و خنکی نسیمی که از خاک نم خورده به مشام می رسید در هم می آمیخت.

هر اتاق با حضور رنگارنگ قالی، تداعیگر بهشت کوچکی بود که از درهای چوبی به حیاطی که قلب خانه بود گشوده می شد کمی دورتر و پشت دیوارهای کاهگلی خانه که زنده بودند و نفس می کشدند کویر جهنمی، جبار و بی گذشت حضور داشت و اینگونه بود که مفهوم در عمق ذهن و روح هر کس معنا می یافت و حس امنیت و آرامش در لحظه به لحظه حضور تامین می شد.

«در درون گرایی خانه های ایرانی جوهر زندگی به صورت محافظت شده جریان دارد با حصاری که بیرونی است و به کوچه و محله تعلق دارد. اما پشت این پرده و در درون، عناصر ساختمانی با تمام ویژگی ها و ظرفیت و تزئین خود بروز می کنند و با آب و درخت و دیگر عناصر دورنی به زندگی انسان های مستقر در آن غنا می بخشند هر خانه جهانی کوچک و حریمی است که پیوسته خانواده را در بر دارد. حیاط مرکزی نقطه ثقلی است که مجموعه کثرث ها را وحدت می بخشد. آب به عنوان آیینه آسمان و مظهر صافی، پاکی و تطهیر، در مرکز آن نشانده شده است. زندگی و حیات همچنان ریشه در آب دارد و این نگین در کمیت مختصر، در خانه های ایرانی و در فرهنگ نیاکان ما، تا بدان حد کیفیت معنوی یافته که با آن وضو می سازند و عابدانه نماز و شکرانه به جا می آورند.»

کف سنگ حیاط و کوچه که نشان از طبیعت و سرسختی داشت، خاک سرخ کویر که تبدیل به خشت و بنا می شد، درخت کهنسال که آسمان را بر فراز سر خود می افراشت، با زندگی انسان همراه بود و او را با طبیعت مانوس می کرد و با نماد آشیانه ای با آرامش و معنویت شکل می گرفت.

انسان در آن کوچه های خلوت تنها نبود. پشت هر دیواری آشنایی بود و یار و غمخواری در آنجا دوستی ها قوت می گرفت و به انس و علاقه و محبت تبدیل می شد و گاهی به عشقی پاک و آسمانی و اینگونه برای هر فرد خاطرات گوناگونی شکل می گرفت و نهایتاً سبب ایجاد حس تعلق به مکان می گشت.

زندگی در گوشه گوشه خانه که خاطرات کودکی در هر طاقچه و صندوق خانه و پستویش شکل گرفته بود جریان داشت و بخش عظیم و دل انگیزی از خاطره های مشترک و فرهنگ خویشاوندی در این کالبد زنده می ماند.

هر فضایی مفهومی داشت، از هشتی کوچک ورودی گرفته تا ایوان و حیاط و از سه دری و پنج دری گرفته تا سرداب و حوضخانه، روش طراحی حدود و مرزها را تعیین می کرد، فضاهای پاک را از فضاهای ناپاک دور و فضاهای درونی را از فضاهای بیرونی مستور.

جایگاه خلوت بزرگان را از محل بازی کودکان محفوظ و مکان پخت و پز را از استراحت جدا. هر فضایی آنطور خلق می گردید که بهترین مکان برای انجام عملکردهای خود بود، توان و ناتوانی، نیازها و خواسته های انسان در مقیاس و اندازه او طراحی می شد. اگر بر زمین می نشست ابعاد و محل درها و پنجره ها برای او شکل می گرفت تا سرسبزی حیاط را ببیند رابطه بصری هر اتاق و حیاط الهی و آسمانی بود و وقتی درها را باز می کرد گل و سبزه و درخت و آب را به خانه می آورد و وقتی می بست خاطراتش همراه معنویت و همچون شعری از فراسوی شیشه های رنگی درها شکل می گرفت.

در مناطق کویری ایران هدف معمار در نحوه طراحی مسکن سنتی با توجه به اقلیم گرم و خشک، خلق فضاهایی بود با تاکید بر ایجاد حس آسایش و آرامش و امنیت. برای نیل به چنین دیدگاهی ولی با اقلیمی متفاوت در شمال ایران در دشت ها و کوهپایه های گیلان و مازندران معماری به شکل دیگری به وجود آمده است.

طبیعت زیبای آن مناطق که تجلیگاه بهشت در زمین است نیازی به استعارات و خلق عناصر طبیعی ندارد، در آنجا معمار با خلق نوع خاصی از الگوی سکونت، سبزی طبیعت، خنکی رود و عطر شیرین هوا را به زندگی ارمغان می دهد.

ایوان ها به دو شکل متفاوت یکی از بیرون در چهار سوی فضاهای بسته و دیگری در دل خانه و بین اتاق هایی است که به شکل نعلی آن را احاطه کرده اند. این فضای نیمه باز که قلب خانه است و ظاهراً عامل ارتباطی فضاهای بسته به نظر می رسد، بخش اصلی و مهم خانه را به وجود می آورد. این ایوان ها با کف چوبی و سقف گالی پوش به نرمی و مهربانی انسان را از تابش آفتاب و باران محافظت نموده و از آن طرف نرده های ظریف چوبی با طبیعت به گفتگو می نشینند.

در اینجا نیز مانند حیاط منازل کویری قلب خانه فضایی سبک، سیال و بهشت گونه است که اگرچه در آنجا گودال باغچه ها برای تلطیف حرارت و گرما به عمق خاک پناه برده اند، در اینجا ایوان ها برای تعدیل رطوبت و برخورداری از موهبت باد، بالاتر و به صورت معلق قرار گرفته و عبور از فضای سبز حیاط به آنها با پلکانی سبک و آشکارا بر روی نما صورت گرفته که این انتقال به شفاف ترین حالت ممکن سبزی و طراوت را همراه با باد معطری که از شالیزار برخاسته، آرام به قلب زندگی آنها می برد. حرکت هوا و عبور نسیم خنک در زیر کف چوبی و سبک ایوان با رطوبت و سبزی و طراوت مه صبحگاهی در هم می آمیزد و این سرا چون قایقی شناور با پیچ و تابی موزون در بهشت سیر می کند.

در خانه های ژاپنی علی رغم تفاوت آیین و دین و فرهنگ مردم ژاپن با ما ایرانیان، همین نحوه نگرش در خانه-های سنتی آن دیار نیز دیده می شود که تمایل به تلفیق فضاهای سکونتی با طبیعت را دارد، ژاپنی ها اعتقاد دارند که هر عنصر یا پدیده در طبیعت مانند کوه ها و سنگ ها و حتی درختان جلوه گاه حضور خداوند بوده و هر عنصر به شکل طبیعی خود مورد احترام و زنده کننده حس تحسین است، لذا در نحوه نگرش مسکن فضای درونی از فضای بیرونی جدا نبوده، بلکه عناصر آن پیوسته می باشد و با ایوان باریکی که مانند نوعی فضای انتقالی از درون به بیرون خانه عمل می کند به هم مرتبط می گردند. این ایوان باریک در حد فاصل فضای بیرون و داخل قرار دارد، به طوری که در موقع باران نیز مرطوب می شود. حیاط مسکن سنتی در ژاپن غالبا با شن سفید و سنگ ریزه ها پوشیده شده و برای قدم زدن درحیاط، سنگ هایی با فرم طبیعی مسیر عبور را نشان می دهد.

ژاپنی ها منظره باغ را در فضای درونی خانه حتی در وسعت بسیار کوچک ایجاد می نمایند که ویژگی عمده آن استعاری بودن کامل اجزاء می باشد. در این روش سنگ ها و صخره های کوچک نشانه کوه و شن سفید نماد سطح مواج آب دریا است. این هنر حکایت از تحقق مناظری است که انسان هر چه به آنها بنگرد، شکوه، وسعت و عظمت طبیعت را در ابعاد کوچک و محدود در خانه خود می بیند.

استفاده از پیمانه و تاکید بر ابعاد و دید انسانی در آفرینش فضاهای چند منظوره از دیگر دیدگاه های مشترک نهفته در معماری سنتی مسکونی ژاپنی و ایرانی است.

در گذشته، فضاهای داخلی خانه ژاپنی از هم جدا نمی شدند و اتاق های چند منظوره را ایجاد می کردند. ضمناً با وجود استفاده از تاتامی برای پوشش کف به منظور رعایت تناسبات و اقلیم، ستون های داخلی نیز تاثیر مستقیمی بر تقسیم بندی فضاها داشتند.

در خانه های کویری نیز استفاده از پنجره با ابعاد یکسان، اتاق های سه دری و پنج دری را با پیمانه ای به وجود می آورد که تناسبات آنها هماهنگی زیبایی با ابعاد قالی های ایرانی داشت و شاید اندازه قالی بود که از شکل اتاق پیروی می کرد. همانند ابعاد زیرانداز حصیری که زنان روستایی در نقاط شمالی کشور می بافتند و با آنها به اتاق ها روح و رنگ و در عین حال آرامش می دادند.

همانطور که در و پنجره خانه کویری و نرده ایوان خانه شمالی به طریقی طراحی گردیده که در حالت نشسته، به راحتی نظاره گر حیاط و طبیعت هستیم، خانه سنتی ژاپن نیز برای همان حالت انسان طراحی شده و درها، پنجره ها و طاقچه ها به روشی قرار گرفته اند که هم آثار هنری داخل خانه و هم باغ بیرون به خوبی قابل رویت باشند، در تداوم همین دیدگاه در خانه های مدرن امروز ژاپن هنوز در و پنجره و مبلمان برای استفاده و دید مطلوب انسان نشسته بر زمین طراحی می شوند.

مفاهیم و مبانی طراحی مسکن برای ایجاد فضایی مناسب، جهت تامین نیازهای روحی و معنوی در جوامع مختلف قابل تعمق و بررسی می باشد. در کشورهای مسلمان نیز معیارها و ارزش های فرهنگی و دینی بر روح مجتمع های مسکونی تاثیر داشته است. در این کشورها طراحی خانه، فرم های گوناگون اما مفاهیم یکسانی دارد. مثلاً در خانه ایرانی، رعایت محرمیت را در متفاوت بودن صدای کلون در برای زنان نسبت به مردان و نوع ورود از هشتی به دالان و به خانه و نیز جدا کردن حیاط های اندرونی و بیرونی در یک سطح را می بینیم. نادر اردلان در کتاب حس وحدت در خصوص درونگرایی و رعایت حریم ها در خانه های ایرانی چنین گفته: «درست همچنان که زندگی خانوادگی با دوایر هم مرکز حریم های انفرادی اش، خارج از دیدگاه عموم است، خانه حیاط دار نیز خود را از چشم جهان بیرون پنهان می دارد و حرمت آن دایره درونی را پاس می دارد. میان خانواده اما رشته یی از مناسبات مشترک نشوونمو می یابد که حیاط مرکزی نماد آن است. این حیاط خود واسطه ای است تا جهت معنوی خانواده معین شود و هویت خصوصی خانواده محقق گردد.»

طراحی در بافت سنتی و قدیمی شهر اسلامی و در عین حال مدیترانه ای الجزیره، بدین صورت بوده است که مردان در کوچه ها و گذرهای عادی شهر تردد و وارد خانه می شدند. ولی عبور و مرور زنان از طریق گذرهای تعریف شده بر بام ها صورت می گرفت. آنان از مسیر ورودی های بام ها به خانه می رفتند. اهمیت این جداسازی و ارزش این ورودی ها به قدری جدی و قدرتمند بود که خلق دو معبر شهری را در دو ارتفاع مختلف برای زنان و مردان سبب گردید و تاثیر آن در طراحی مسکن به ایجاد الگوی خاصی از خانه انجامید که در آن اندرونی و بیرونی در سطوح مختلف ارتفاعی از هم جدا می شدند.

رعایت و معیارهایی که در گذشته زندگی را دلپذیر، خاطره انگیز و امن کرده است نیاز انسان امروزی نیز می باشد. معماری مسکونی امروز نه تنها خواسته های اولیه روحی و معنوی انسان را مانند رعایت محرمیت، بهره گیری از عناصر طبیعی، مسالمت و تلفیق با محیط، توجه به پیوند نسل ها، تقویت تعامل اجتماعی، ایجاد حس آسایش و احترام را نادیده می گیرد، بلکه مخرب جامعه بشری نیز محسوب می شود.

متاسفانه علی رغم اینکه تکنولوژی امروز می توانست با به کارگیری دید گاه های غنی معماری گذشته به تداوم آداب سکونت و نیز به استفاده صحیح از منابع طبیعی و حفظ محیط زیست کمک کند، با دیدگاه های نابجا، باعث تخریب فرهنگ گذشته و منابع طبیعی گشته است. معماری مسکونی ایران که در زمان خود بسیار پیشرفته و باشکوه بوده از هفتاد سال پیش همزمان با افتتاح اولین دانشکده معماری و ورود تحصیلکردگان ایرانی و خارجی به عرصه فعالیت و با اهمیت دادن به عملکرد و اقتصاد زودرس به سمت ویرانی افول نمود، زیرا معماران تحصیلکرده، تکنولوژی روز را به معماران سنتی انتقال نداده و نتیجاً آنچه ساخته شد یا تکرار خانه های سنتی توسط معماران سنتی بود و یا رواج مسکن انبوه برگرفته از الگوهای ناقص خارجی توسط دانش آموختگان دانشگاهی و سپس واژه خانه ارزان قیمت در مسیری اشتباه افتاد و تبدیل به مسکن کوچک شد که جوابگوی مسائل اجتماعی یک خانواده و لذا یک جامعه نبود.

در گذشته اگر خانه کوچکی وجود داشت خانه ای بود با تمام اجزای لازم و فضاهای ریز و درشت و مفاهیم تعریف شده در حد وسع یک خانواده که به نسل بعدی نیز منتقل می گردید ولی پیامد مسکن ارزان قیمت امروزی و جابه جایی های پیاپی در اثر کوچک بودن آن و بزرگ شدن خانواده، معضلات اجتماعی بسیاری چون نداشتن حسن تعلق، احساس تنهایی و نداشتن آشنا و همسایگان را دارد. ضمناً عمر کوتاه مسکن نیز از دلایل بی ثبات شدن یک خانواده در یک محل می باشد که منجر به نداشتن خاطرات مشترک نسل های مختلف می شود. عمر مسکن باید طولانی تر از عمر انسان باشد تا نسل بعدی خانواده وارث آن شود و تمام فرهنگ و آداب و خصوصاً خاطرات گذشته را همراه خود چون میراثی ارزشمند حفظ کند و رابطه نسل اول با نسل سوم را نگه دارد. اما امروزه نداشتن رابطه بین این دو گروه سبب تنهایی، کسالت و ایجاد حس بیهودگی برای اولی و نیز بی هویتی و بی پشتوانگی برای گروه سوم شده است.

پرهیز از ساخت در سطح زمین و عدم ارتباط با طبیعت صرفاً به جهت برطرف نمودن اشراف، استفاده از مصالح نا مناسب بدون در نظر گرفتن مسائل زیست محیطی و اقلیمی و همچنین ناهماهنگی با هویت بافت، از جمله معضلات معماری مسکونی امروز ایران است.

بلند مرتبه، انبوه سازی و سرعت در ساخت ضرورت جامعه امروز است اما در این میان انسان و نیازهای فردی و اجتماعی او نباید فراموش شود. اینکه در گذشته هر خانه ای درون گرا و محرم و در کنارش زندگی ها جمعی بود، اما امروزه انسان ها با هم و در مجموعه های بزرگ ولی تنها زندگی می کنند، سوال وهم آور غم انگیزی است که بی پاسخ مانده و اینکه چرا در گذشته با دانش کم، معماری شگفت آوری خلق می شد، کاملاًٌ اقتصادی در جهت پایداری محیط زیست و منابع طبیعی، اما امروز با علم و تکنولوژی پیشرفته، بناهایی ساخته می شوند که مخرب طبیعت و غیر مسئولانه و غیر اقتصادی اند نهایتا مقوله ای مبهم و نامعلوم است.

شاید زیست گاه های هزاران ساله نیاکان به ما بیاموزند که آنها در محل سکنای خود هیچ اثر ضد محیط زیست برای آیندگان باقی نگذاشته و آنچه از آنها برایمان مانده، خاک و انبوهی از درختان سبز است، در عوض ما در شهرهای جدید و خصوصاً در بخش ورودی آنها برای وارثانمان، انبوهی از مصنوعات ساختمانی جدید که متاسفانه در هزاران سال آینده نیز به طبیعت باز نمی گردند باقی گذاشته ایم.

«تادائو آندو» معمار ژاپنی در خلق آثار خود به حس فضا برگرفته از آیین و دیدگاه های سنتی شرقی که بیانگر خلوص، سادگی و سکوت و همواره در پی تلفیق با طبیعت و بهره گیری از نور و باد است وفادار مانده، او در مورد معماری چنین می گوید:

«معماری بیان کننده یک نظام فکری مستقل است. معمارانه فکر کردن تنها کنار آمدن با شرایط بیرونی یا حل مشکلات علمکردی نیست. من اعتماد پیدا کرده ام که معماران باید خودشان را برای طرح کردن سوالات بنیادی بپرورانند تا بتوانند به تصورات شخصی معمارانه خود آزادی عمل بدهند و بتوانند انسان ها، زندگی، تاریخ، سنت ها و اقلیم را در نظر بگیرند. ما باید فضاهای معمارانه ای خلق کنیم که در آنها انسان بتواند، شگفت زدگی، اکتشاف، تفکر، آرامش و لذت زندگی را همانطور که از طریق موسیقی و شعر می تواند، تجربه کند.»

او خود در مورد طرح مجتمع مسکونی روکو در کوبه در تلفیق با طبیعت چنین گفته است: «تعداد 20 واحد در طول شیب جانمایی شده اند. به طوری که تراس های خصوصی را به وجود آورده اند که از جهات گوناگونی مشرف به اقیانوس است، من انتظار دارم زندگی در این واحدهای خصوصی در اطراف تراس ها متمرکز شود و موقعیتی را برای ارتباط برقرار کردن با طبیعت به وجود آورند.»

محمدمهدی محمودی - نیلوفر نیکقدم
به نقل از وب سایت موسسه مطالعات منظر پایدار

عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید