تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1310

خانه وباغ (قسمت اول)

همواره گفته می شود دسته ای از باغ ها وجود دارند که می بایست اسلامی قلمداد شوند. در واقع، ایده باغ هایی که بازنمونی از بهشت هستند در اسلام بالیده و چه نتیجه ای طبیعی تر از این که باغ ها در تمدن اسلامی برای به تصویر کشیدن بهشت به وجود آمده اند؟

به گفته روگلز، رابطه زبان شناختی میان فردوس/جنت و باغ نمی بایست ساده گرفته شود. قرآن بهشت را به شکل باغ توصیف می کند اما این بدان معنا نیست که باغ های جهان اسلام به منظور بازنمائی بهشت طراحی می شده اند. این موضوع می تواند در چارچوب الهیات مورد شک قرار بگیرد چرا که گذشته از همه اینها خداوند خالق غایی تمامی باغ هاست و هیچ دلیلی وجود ندارد که بخواهیم باغ های زمینی را نماینده جهان پس از مرگ بدانیم شاعرانی چون سعدی و مولانا و برخی دیگر (صرفنظر از سابقه فرهنگی شان) همواره باغ را با مثالی برین مرتبط می دانند. نیازی نیست ریشه در فرهنگی داشته باشیم که پایگاهش در صحراست تا قابلیت های رهایی بخش یک باغ را بستانیم. حتی سنت هایی در زمینه باغ به مثابه فردوس برین در فرهنگهایی وجود دارند که کاملاً سکولار هستند. متون هیجان زده در باب باغ ها اغلب آنها را با بهشت مقایسه می کنند و اهمیت بیشتری برای منبع فرهنگی قائل اند تا دینی. مسئله اهمیت آب در باغ های اسلامی به دلیل اهمیت آن در خاورمیانه نیز کاملاً غیرواقعی است. نخست اینکه کمیاب بودن آب در خاورمیانه ذاتاً حقیقت ندارد. در گذشته نیز، مکان هایی کم آب وجود داشته اند و بیابان ها مکان هایی بوده اند که آب در آنها جایگاه نخست را دارد. اما مطمئناً مکان های پرآبی نیز در خاورمیانه وجود داشته اند و تمام جهان اسلام پوشیده از بیابان های تفته نبوده است. یکی از مشکلات منطقه ای مکه خطر زیر سیل رفتن شهر بوده چرا که این شهر در دره ای قرار داشت که غالباً در پی باران های شدید زیر آب می رفته است. آنچه مسئله اهمیت آب برای باغ های اسلامی را مورد تردید قرار می دهد این است که هرکسی با هر سطحی از دانش، در باب باغ ها می داند که آب در هر فرهنگ اینچنینی عملاً حائز اهمیت است. این تفکر در کشورهای پرآب و کشورهای کم آب تر نیز شایع است و گیاهان نیز گستردگی یکسانی دارند. به عنوان مثال آندره لونوتر طراح باغ در قرن هفدهم فرانسه قصد نداشت تا ورسای را تنها با گیاهان و بناها طراحی کند. او می بایست تعداد زیادی آبنما نیز در نظر می گرفت که شامل فواره ها و آبشارها بود. ورسای به هیچ رودخانه ای وصل نبود و حتی در منطقه خشکی از پاریس واقع بود و پمپ ها و مخازن گرانقیمت و پیچیده ای برای راه اندازی آبنماهای آن درنظر گرفته شده بود. شاید لوئی چهاردهم به دلیل بار معنایی مذهبی آب میخواسته از آن در باغش استفاده شود. اما هیچ سندی مبتنی بر این نیت وجود ندارد. در هر حال، مرجع باغ هایی با محورهای متقاطع در جهان اسلام، تلویحاً همان اشارات قرآن به چهار نهر در بهشت است اما در واقع، این نوع معماری ماخذی پیشااسلامی دارد و متناسب با شرایط محلی و تفکراتی است که هیچ ربطی به اسلام ندارد. بعدها روگلز اذعان کرد باغ ها مشترکاتی با بهشت دارند خاصه هنگامی که مقابری در آنها باشد و یا بخشی از یک مسجد باشند. در آندلس (اسپانیای مسلمان) باغ ها نشانی از قدرت فرمانروا بود و معنای سیاسی آنها طنین گسترده تری از معنای مذهبی شان داشت. همان طور که در بسیاری از نقاشی های پار یدیده می شود ممکن بود از باغ ها به منظورهایی غیر از مذهب استفاده شود. نجیب اوغلو باغ های ترکیه را در خدمت هدفی مشابه می داند یعنی نشان دادن قدرت سیاسی و ایجاد فضایی خصوصی و لذت بردن از طبیعت اکبر شاه (امپراطور مغول) ناقد امکانات افراط کارانه باغ های اینچنینی بود. کسانی که رویکرد زیبایی شناسانه شان بر پایه شک عمومی به لذت های جسمانی است طبیعتاً می بایستی نگران اینگونه از باغ ها باشند. باغ ها نماینده فضای وسیعی برای رهایی از نفس در لذت از طبیعت هستند. در اینجا برای باوراندن مذهبی بودن این نظریه تلاش نمی شود و حتی القاء نمی شود چیزی به نام دیدگاه اسلامی معیار وجود دارد و مسلمانان نمی پذیرند که شخص می بایست از لذت ها برکنار باشد. اسلام غالباً گرایشی به ریاست ندارد و خود را دینی میانه رو می داند، چیزی میان افراط یهودیت و خودانکاری مسیحیت. اما بدون شک گونه ای ریاضت مهم و سخت در بسیاری از تفسیرهای اسلام وجود دارد که می بایست خاصه به دلیل تأثیر آن بر ادراک زیبائی مورد توجه قرار بگیرد.

عبدالرحمن عقیده دارد «رابطه محکمی میان زیبائی شناسی مغول، تصوف و باغ ها وجود دارد.» دلیلش آن است که «باغ ها برای بازتولید و تأکید بر طبیعت به وجود آمده اند. حاکمان مغول و صوفیان هر دو، رنگ های فراوان و ترکیبات گل ها و برگ ها، صدای آب و پرندگان و سایر جلوه های شب و روز را تحسین می کردند و با این تحسین بود که به پرستش خالق میپرداختند.» پس می توان تفسیری خاصه مذهبی از باغ داشت و تعبیری عمیق تر و پرمغز تر از اجزای آن ارائه داد. تضاد میان این دو عقیده که لذات جسمانی می توانند راهی باشند برای رسیدن به تعالی معنوی و اینکه چنین لذتی می تواند مانعی باشد بر سر راه فهم اساس حقیقی طبیعت، در جایجای زیبائی شناسی اسلامی وجود دارد. جانب هر کدام از جنبه های این تضاد را هم بگیریم آنها هر دو نمایاننده مشکلات و امکان یک زیبائی شناسی دینی هستند. پذیرفتن مشتاقانه مادیت جهان، خطر محدود کردن ادراک ما از جهان به جنبه های بیرونی آن را در بر دارد. در مقابل، رد این مادیت مساوی با انکار نقشی است که خداوند برای نمایاندن خود به ما در محیطی اجرا می کند. این به مثابه نقد گونه ای از محیط مادی ای است که خداوند با دقت بسیار برای ما آفریده است.

معنای باغ های اسلامی چیست؟

روگلز در همان کتاب آورده است:
«در جوامع پیشامدرن اسلامی تمرکز بیشتر بر لباس و سربند پوشاندن بر بدن بوده است. دیوارها، پرده ها و درها نگاه را محدود می کردند، و حتی در فضای شهری کمتر پیش می آمد که فضا به سبب یک کوچه و یا میدان به روی شهر باز شود. در نتیجه، چنین پیش آمدهایی که در آن دورنمایی وجود داشت بسیار پراهمیت بودند.»

بهتر است این ادعا را در برخی جنبه ها بررسی کنیم چرا که آشکارا اشتباه است. نخست اینکه نمونه های بسیاری از شهرهای جهان اسلام وجود دارند که در آنها فضا گشوده شده است تا شهر را به نمایش بگذارد. فرمانروایان ذاتاً بر این عقیده اند که چنین فضاهایی بر قدرت آنها تاکید دارد. این فضاها در سراسر جهان اسلام وجود داشته و دارند. جالب است بدانیم نگاه شخص نویسنده به این موضوع چه بوده است اما او عقیده دارد این استثنائی است که قاعده را اثبات می کند. واضح است که استثنا قاعده را تکذیب نمی کند و اینکه مفهوم بنیادینی در اسلام به نام انزوا و محدوده خصوصی وجود ندارد. در اینجا، استفاده از مقایسه میان حجاب و موقعیت زنان مفید خواهد بود چرا که می گوید با زنان در تمامی اعصار و در تمامی جوامع اسلامی به طریقی مشابه رفتار شده است. می دانیم این موضوع در مورد گذشته صادق نیست و امروز نیط در جوامع مسلمان زنانی در کنار هم قدم بر می دارند که یکی با حجاب است و دیگری پوشیده نیست برخی از مسلمانان امروزی احساس می کنند حجاب برای زنان مناسب است و برخی نه. طی دوره های مختلف تاریخی و فرهنگی نیز رویکردهای متفاوتی بدین مسئله اتخاذ شده است. فرمانروایان جهان اسلام تمایل نداشتند تا هر کسی قادر به دیدن درون باغ هایشان باشد و این خصیصه میان ملاکان تمام جهان مشترک است. آنها می خواهند مردم بدانند املاک بسیار زیبایی دارند اما ملک آنها گردشگاه عمومی نیست و سطحی از محدوده خصوصی همراه مالکیت است. هیچ چیز اسلامی در این مسئله وجود ندارد. مدارکی هست مبنی بر اینکه در باغ های اسلامی عمارت هایی با منظورهای عاشقانه ساخته می شدند و بخش هایی از باغ به اینگونه از اعمال اختصاص داده می شد که ساختن شان نیازمند برنامه ریزی های خاصی بود. چیستی و چرایی محدوده خصوصی یکی از سوالات جالب است. در نقاشی های دوره مغول در هند و افغانستان باغ های فراخ و بازی وجود دارند که به منظور ارتباط با محیط دراماتیکی که غالباً در آن زندگی جریان دارد، ساخته شده اند. این نقاشی ها منبعی هستند برای آشنائی ما با باغ های کشمیر و سرینگر، جائی که پشت صحنه کوه ها، پل ها، رودخانه ها، جنگل ها، همه و همه در مقام قابی برای این نقاشی ها به کار رفته اند. باغ ها نماینده گونه دیگری از زیبائی منبعث از تعالی طبیعت هستند. سلطان ظهیرالدین محمد بابر در قرن شانزدهم باغ بسیار زیبائی در کابل بنا کرد و تا آنجائی که می دانیم مهمترین قصد و نیت او سیاسی و عاشقانه بوده است. تا آنجائی که از ساختار و طرح اولیه آن برمی آید مسلما هیچ نکته مذهبی در آن وجود ندارد. اما این نشانه غیر مذهبی بودن بنا نیست، اما پیش از تصمیم گیر در مورد مذهبی بودن یک بنا می بایست دقت فراوان کرد.

جیمز دیکی می گوید:
«تفاوت روان شناختی میان مسلمانان و اروپاییان به خوبی در باغ های سنتی آنان مشهود است. دیوارهای بلند باغ های اسلامی مانع از دیده شدن درون باغ می شوند، دیوارهای باغ صاحبش را از دیده شدن درون باغ و خود را در مقابل مضرات و خوبی های زندگی در خیابان ها محافظت می کند. آنجا و درون بهشت مصنوعی خود می تواند از خلوت خود لذت ببرد، از فضایی عطرآگین، رنگ ها و اشکال گوناگون در ترکیبات بی پایان... باغ های اسلامی مسحور کننده اند... آرامش بخش... خردمند و طبیعی، در حالتی که هر چیزی مکمل آن دیگری است.»

به نظر یونگ ورای جنبه های مختلف فرهنگی مثل باغ ها و دیگر جنبه ها هنر اسلامی، اصول روانشناختی کلی ای وجود دارند که روشنگر معنای آنها هستند. این نظریه جالب است و می تواند راه حلی باشد برای تمامی مشکلات موجود اما هیچ مدرکی برای اثبات خود ندارد. و کاملاً غیر قابل قبول است. این توصیفات در مورد هر باغی خارج از شهر که خود را در مقام محل امنی می بیند، در این دنیای پرهیاهو و آشوب، صدق می کند.

باز هم تقابل طبیعی و مصنوع

زیبائی شناسی باغ ها چیزی میان طبیعی و مصنوع است. 1آنها از مصالح اولیه طبیعی ساخته شده اند اما علی رغم تلاش برای بازتولید طبیعت، ترکیبشان طبیعی نیست. باغ ها یا دست کم گیاهان از فضای بیرون به سازه های تزئینی کوچ داده شده اند اما اغلب واضح نیست که قرار بوده بازنمائی گیاهان نمایشی از گیاهان باشد و نه از اشکال. برخی از این بازنمائی ها ساختار خارق العاده ای دارند و در مقابل تلاش برای بازتولید یک چیز طبیعی، تلاش بیشتری برایشان انجام شده است. در مورد باغ ها نیز چنین چیزی وجود دارد، ترکیب بخش های مختلف در خدمت تولید تاثیری است که آنقدرها هم طبیعی نیست، اگر چه در طبیعت قرار دارد. نظریه باغ بهشت وار بودن باغ های اسلامی می گوید که آنها به باغ های بهشتی ارجاع می دهند یا خواهند رسید، اما حتی چنین باغ هایی نیز قابل توصیف نیستند. جان بروکز در کتاب «باغ های بهشت: تاریخچه و طراحی باغهای اسلامی» شرحی بی نقص ارائه می دهد، هیجان او به همراه خودش پا به فرار می گذارد او مصمم است تا منشأ تمامی باغ ها در جهان اسلام را در باغ های پارسی بیابد. علی رغم تمامی شواهدی که از گستره وسیعی از طراحی های باغ ها ارائه می دهد. در اینجا می توان همان وسواس شرق شناسانه در تعمیم دادن را دید، وسواسی که بی توجه به حجم زیادی از شواهد متناقضی که بر ضدش وجود دارند، می بالد. برخی از مینیاتورهای دوره مغول مذهبی نیستند. شاید بتوان گفت یادآور لذتی هستن که در بهشت وجود خواهد داشت و طبیعتاً توصیف آن لذت می بایستی جسم مند باشد. بسیاری از این تصویرسازی ها داستان های مشهور و یا اساطیر پارسی یا حتی هندی هستند و هیچ وابستگی ای به اسلام ندارند. مسلماً مسلمانان در گذشته از بودن در باغ ها لذت می برده اند و امروز هم این لذت ادامه دارد اما تلاش برای کشف منشا اسلامی برای چنین لذتی به شکست انجامیده است.

فضای اسلامی

در تقابل با گرایش غربی و تمرکز آن بر ظاهر بیرونی بنا، دغدغه کهن اسلامی بیشتر پایه در احساس حاصل از فضای داخلی دارد. نتیجه معماری درونگراست که در فضا کمتر به بنا و بیشتر به خود فضا اهمیت می دهد. چنین مفهومی موقعیت ایده آل بشر را بازتاب می دهد: فقدان نگرانی از سمبل های بیرونی، اما وجود فضا برای روح درونی برای تنفس و بالیدن. مثال زدنی ترین این موقعیت ها زن مسلمان سنتی است که در پس حجابش، فضایی محصور برای خلوتی ازلی. جان بروکز در مورد معنای فضاهای واسطه در معماری کشورهای گرمسیر می گوید «تالارها به مثابه مکانی هستند که روح از طریق آنها میان باغ و عمارت رفت و آمد می کند، باغ در مقام جان و عمارت در مقام جسم.» از طرف دیگر، آیا تالار فقط تالار نیست، بخشی از معماری در تمام کشورهاست و نه تنها کشورهای اسلامی؟ پیروان تصوف اغلب مفهوم برزخ را شرح داده اند و این مفهوم غالباً برابر با پندار انگاشته شده است. مرتبط دانستن بخش متداولی از معماری مثل تالار با مفهوم متافیزیکی بزرگی مثل برزخ به نظر بعید می رسد اما براساس برخی رویکردها می توان این کار را انجام داد چرا که جهانی که ساکنش هستیم عالم صغیری است در دل یک عالم کبیر و هر چیزی در جهان ما بازتابی است از چیزی مهمتر در کیهان در مقام یک کلیت. متافیزیک اندیشه اسلامی و کاربرد آن در مفهوم اجزای معماری سنتی در اصفهان، گرانادا و آگرا متبلور است و مشخصه شان این است که به دست مسلمانان و برای مسلمانان ساخته شده اند، این تک عامل تمامی اختلافات ساختاری دیگر را پوشش می دهد و همین عامل اتحاد تمامی مناطق جهان اسلام است.

در حالت برون گرا اکثر بناها شکل چهارباغ به خود می گیرند. در محل تقاطع این چهار شاخه، عمارت یا مقبره ای قرار دارد. در مقابل، باغ های درون گرا هستند که بر خلوت و محدوده خصوصی تاکید دارند. به نظر می رسد بروکز هر دو نقاشی را می شناخته و بنابراین گفته است هر دوی آنها اسلامی هستند. هر دو بازنمون «فضایی خاص هستند که در خود بازتابی از کیهان و بهشت را داراست و این تفکر، در خود نظم و هماهنگی را پرورش می دهد.» در حقیقت بسیاری از باغ ها نظم و هماهنگی را می پرورانند حتی باغ های خودرو و به ندرت عمومی متداول در انگلیس قرن هجدهم که کانت با آنها مخالف بود، نیز پایه در نظم و هماهنگی داشتند هرچند نه زیاد واضح. بروکز نمی تواند بگوید باغ های اسلامی هم درونگرا هستند و هم برونگرا و هر دو نمونه یک باغ اسلامی اند چرا که این دو گونه در تضاد با هم هستند. بجا نیست اگر بگوئیم، بیشتر از خود بنا، برفضا تمرکز بوده، بنایی که آن فضا را محدود می کند و توجه و دقت بیشتر بر بنا معطوف بوده است. به خصوص در مورد مساجد این فضای داخلی است که ساده و بی آرایه است و ساختار آن کاملاً نامربوط می باشد. گذشته از اینها ضرورتی برای عبادت در مساجد وجود ندارد، نماز اغلب در خانه ها، خیابان ها و یا در هواپیما یا هر جائی که فرد در هنگام اذان حضور دارد خوانده میشود. بروکز مانند بسیاری از کتابهای هنر اسلامی، اصولی دارد که از آنها دفاع می کند و مثال هایش برای این اصول آنقدر دقیق هستند که باورپذیر باشند. نظریه به ادراک نمی انجامد بلکه به دنبال آن روانه می شود. سه گونه کتاب در این موضوع وجود دارد. خوشبختانه دیگر نمونه های زیادی از این گونه رویکردها وجود ندارد. گونه دیگر نوعی رویکرد متداولتری است که در آن نظریه و توصیفات هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند. نویسنده نظریه ای را مطرح می کند که قرار است توصیفی از هنر باشد اما موضوع بحث را به هر آنچه در درون نظریه اتفاق می افتد محدود می کند. تعاریف اعجاب آور فراوانی وجود دارند که به وضوح مرزهای نظریه را باطل می کنند اما نویسنده متوجه این موضوع نیست این دسته سوم کم حجم است چرا که می گوید استفاده از اصطلاح هنر اسلامی چندان مسئله مهمی نیست چرا که چیز زیادی از موضوع به ما نمی رساند.

وقتی سخن از بناها در میان باشد، این گونه تخیل مبهم در باب باغ ها رواج بیشتری دارد و تمرکز بیشتر بر درون بناهاست. خانه های اسلامی درونگرا هستند و بر تزئینات بخش های داخلی تمرکز دارند در حالی که نمای رو به خیابان آنها عموماً دیواری عظیم است. دلیلش آن است که فضای محصور در دیوارها، طاق ها و گنبدها مهمترین بخش معماری اسلامی است. معماری اسلامی و غربی تفاوت های زیادی با هم دارند. در معماری مدرن غربی، یک خانه در فضایی قرار دارد که با اشکال و موادی که پیرامون آن را دربرمی گیرد مشخص می شود. فضا در بسیاری از معماری های اسلامی از اشکال مادی اطرافش کنده شده و با سطوح درونی این اشکال تعریف می شود. دلیل عدم توجه مسلمانان به فضای خارجی خانه هایشان می تواند این باشد که تفاوت گذاری میان فقیر و غنی را مذموم می دانند. امینی می گوید «جامعه اسلامی به طبقات مختلف تقسیم نمی شد. نمای بیرونی اغلب خانه ها یکسان بود، بی آرایه، بسته و بی تکلف، بدون تفاوت، چه فقیر و چه غنی... محله فقرا یا اغنیا وجود نداشت.» بدان سبب که تعلیمات اسلام تمامی مظاهر خودنمایی و تفاخر را محکوم می کرد اما تاثیر چندان ملموسی بر شیوه زندگی ساکنان شهرهای اسلامی نداشت.

ادامه دارد (خانه ما نوشته الیور لیمن قسمت دوم)

 

منبع: ماهنامه اطلاعات حکمت و معرفت شماره  10
برررسی و نوشته: الیور لیمن ترجمه: نازنین اردوبازارچی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

 

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید