تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1653

خانه و تنوع فضایی؛ حضور «دیگری» در فضای «خودی»

تلاش ساکنان جهت ایجاد فضای پذیرایی مجزا
توضیح عکس: تلاش ساکنان جهت ایجاد فضای پذیرایی مجزا


((به نقل از وب سایت انسان شناسی و فرهنگ :  در سه یادداشت پیشین از مجموعه یادداشت‌های خانه و تنوع فضایی، نیاز «ارتباط با خود» در دو بعد ذهنی و جسمی و نیز نیاز «ارتباط با خانواده» مورد بررسی قرار گرفت. «نیاز ارتباط با جامعه» در سطح بعدی قرار گرفته و موضوع یادداشت حاضر است.))
منظور از جامعه در این‌جا گروه‌های مختلفی هستند که اعضای خانواده به دلایل مختلف خواهان حضور آن‌ها در فضای خانگی هستند. خویشاوندان، دوستان، همسایگان و برخی از روابط کاری در این‌ جایگاه قرار می‌گیرند.فضای «ورودی» و نیز «پذیرایی»، دو فضایی هستند که به نظر می‌رسد بیش از سایر فضاها با موضوع حضور دیگری در فضای خانه سنخیت دارند. ورودی، نوعی از فضای مرزی است و در مختصاتی قرار دارد که «دیگری» هنوز وارد خانه نشده ولی در حریم و در نزدیک‌ترین فاصله از درون قرار گرفته است. درمقابل، «پذیرایی» محل حضور دیگری در فضای خودی است، قسمتی از فضای خودی که در معرض حضور، رفت‌وآمد، دید و استفاده دیگری قرار می‌گیرد و به واسطه همین ویژگی، ماهیتی متفاوت از سایر بخش‌های خانه پیدا می‌کند.

خودی/ دیگری، خودمانی/ میهمانی و.... واژگان آشنایی هستند که دنیای شناختی و روابط اجتماعی انسانی را شکل می‌دهند و از اهمیتی اساسی برخوردارند. این واژگان حتی در مورد مسائل ظاهرا پیش‌پاافتاده‌ای چون  لباس پوشیدن، ظروف و وسایل خانه، میوه‌ها و خوراکی‌های موجود و... نیز کاربرد داشته و تجربیات انسانی را به دو دوسته اصلی تقسیم می‌کرده‌اند. به دلیل همین ذات لایه‌لایه و سلسله‌مراتبی روابط اجتماعی، فضای خانه نیز دوگانه طراحی می‌شده است. چون افراد با هرکس، حدی از نزدیکی و رفت‌وآمد را دارند، بنابراین سطوح مختلفی از حقوق را حاضرند به افراد مختلف بدهند. برخی تنها اجازه نزدیک شدن به خانه و برقراری ارتباطات سطحی، سریع، نسبتا رسمی و غالبا کارکردی را پیدا می‌کنند، به این معنا که روابط از نوع به اصطلاح «دم‌‎دری» است و برخی دیگر، به داخل فراخوانده می‌شوند که باز همین‌ گروه نیز لایق حقوق متفاوتی نسبت به فضای شخصی شمرده می‌شوند. این حق می‌تواند از ساده‌ترین لایه‌ها (دیدن لوازم و تزئینات و چیدمان خانه) تا پیچیده‌ترینشان (گشت زدن در فضاها، استفاده آزادانه از آن‌ها و حتی تغییرشان) را شامل شوند. در ادامه و با استناد به نتایج پژوهش کیفی نگارنده، این موضوع بیشتر مورد بحث قرار خواهد گرفت.

ورودی

داخل و خارج همیشه به واسطه  فضایی مرزگونه از هم جدا می‌شوند که نمود آن در برخی از فرهنگ‌ها «حصار» است، موضوعی که آموس راپاپورت بسیار بر آن تاکید کرده و معتقد است حصارها از آن‌رو مهم هستند که مرز بین مقدس/نامقدس، انسانی/غیرانسانی، امن/ خطرناک، درونی/ بیرونی را مشخص می‌سازند و ذهن انسان نیازمند داشتن چنین مرزهایی برای برقراری نظم اجتماعی مدنظر خود است. او ساختن را نظم دادن محیط بر مبنای یک مدل ذهنی می‌داند و به همین‌رو می‌گوید حتی بومیان استرالیایی که ساختمانی نمی‌سازند، عمل تفکیک و تمایزبخشی فضایی را انجام می‌دهند، مثلا زنان آن‌ها به کرات دورتادور منزل را به شکل دایره‌ای به قطر 9 متر جارو می‌کنند و همین تغییر شکل ظاهری زمین، مرزی مهم میان فضای عمومی اردوگاه و فضای خصوصی خانواده آن‌ها محسوب می‌شود. او ادامه می‌دهد در سراسر قلمرو این بومیان، هیچ دیوار حائلی نیست ولی مرز بین محیط خارجی بیابان، محیط نیمه‌داخلی اردوگاه و محیط داخلی خانواده‌ها همواره مشخص است و کسی به آن تعدی نمی‌کند. راپاپورت درواقع می‌گوید گرچه در و دیوار و نرده و نظایر آن، عموما برای تعیین مرزهای داخل/خارج، مقدس/نامقدس، مذکر/مونث، عمومی/خصوصی، جلویی/پشتی و... به کار می‌روند ولی همواره مرزهایی نامرئی هم وجود دارند که گرچه دیده نمی‌شود ولی ساخته شده و در مراودات اجتماعی، تعیین‌کننده‌اند؛ مثلا خانه‌های تک‌اطاقه قوم مایا که بی هیچ تقسیم‌بندی کالبدی‌ای تنها از طریق یک نظام ذهنی پیچیده به دو بخش زنانه و مردانه تقسیم می‌شوند. این مرزهای نامرئی را با ذکر مثال‌های متعددی درخصوص «آداب ورود» در فرهنگ‌های مختلف توضیح می‌دهد. مثال شاخص او در این‌جا خانه‌های دهقانی قدیمی در نروژ و سوئد است که غریبه‌ها با رسیدن به تیر مخصوصی در سقف بنا می‌بایست ایستاده و اذن دخول بگیرند با این‌که ظاهرا تا همان‌جا هم در داخل اطاق هستند. مشابه این اعتقاد در منطق خانه‌های قدیمی ایران نیز وجود داشته و ضرورت برداشتن کلاه از سر، خم شدن به نشانه احترام و ... بخشی از آن بوده است. همچنین سکوهای تعبیه شده در بیرون در اصلی خانه‌ها امکان ارتباطات دم‌دری را نیز فراهم می‌کرده است.

این آداب ورود در خانه‌های ژاپنی نیز بسیار مورد احترام بوده و فضاهایی برای آن اختصاص داده می‌شود. ورودی یا Genkan بخش کوچکی در خارج از خانه ژاپنی است که در آن باید کفش‌ها را از پا در آورد و یا از میزبان، اذن دخول گرفت که این خود، با آداب خاصی در فرهنگ ژاپنی همراه است. برای ورود به یک خانه ژاپنی، میهمان باید در مقابل فضای ورودی ایستاده و صاحبخانه را صدا کند. او اجازه نزدیک شدن ندارد تا این‌که کسی به جلوی درآمده و از او برای ورود دعوت کند. در مرحله دوم، میهمان بر روی  پله سنگی اول قدم گذاشته و کفش‌هایش را از پا درمی‌آورد. سپس آن‌ها را رو به در ورودی، طوری که هنگام بیرون آمدن از خانه بتوان سریع آن‌را پوشید دقیقا کنار هم جفت می‌کند. این جفت کردن کفش‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد و در بین برخی مردم با مفاهیم دیگری چون خوشبختی و بدبختی در ارتباط است، به طوری که خوب جفت نکردن کفش‌ها و دور افتادن لنگه‌هایشان از هم، خوش‌یمن تلقی نمی‌شود. پس از طی این مرحله، میهمان می‌تواند قدم بر روی پله چوبی گذاشته و وارد خانه شود.  از قدیم، وجود کفش‌های جفت شده در کنار هم، گویای حضور اعضای خانواده در خانه بوده است. امروزه نیز هنوز این ورودی، در معماری خانه‌های ژاپن حضور دارد و تنها در مواردی، تغییراتی در شکل داشته و جاکفشی به آن اضافه شده که به آن Getabako می‌گویند. کفش‌ها را به همان شیوه در آن جفت کرده و دمپایی راحتی داخل خانه‌ای را می‌پوشند و وارد می‌شوند.

فضای ورودی، علاوه بر آن‌که مرز درون و بیرون خانه است، با برخی فعالیت‌ها نیز در ارتباط قرار دارد چرا که افراد برای خروج از خانه نیازمند آماده‌سازی خود هستند، به این معنا که لباس‌هایشان را برداشته و بپوشند. کفش‌هایشان را تمیز کرده و واکس بزنند. کلید و کیف را بردارند و عازم بیرون شوند. از آن سو نیز ورود به خانه باز نیازمند همین مراحل به صورت معکوس است. ضمن آن‌که ارتباط درون و بیرون می‌بایست به گونه‌ای باشد که حریم داخل را حفظ کرده و امکان ارتباطات به اصطلاح دم‌دری با همسایه‌ها را نیز فراهم آورد. برهمین اساس، خانه به گفته افراد مورد مطالعه، نیازمند فضایی ورودی است خصوصا آن‌که خانه‌های ایرانی، عموما و سنتا مفروش بوده و تمیز نگه داشتن فرش و وارد نشدن خاک و آلودگی به داخل، مورد تاکید بوده است.

اطاق پذیرایی

در سنت ایرانی همواره به این مسئله توجه شده و خانه‌ها، فضاهایی با ویژگی‌های خاص نیز برای روابط غیرخانوادگی ساکنانشان داشته‌اند. «میهمان‌خانه» یا «پذیرایی» مجزا و مستقل که همچنان آرزوی بسیاری از زنان ایرانی است زاییده چنین توجهی به روابط اجتماعی بوده و البته مزایای دیگری نیز داشته است. از بین رفتن این استقلال و در مواردی، تداخل حریم‌ها با یکدیگر، مسئله‌ایست که فضا را به سمت نوعی یکنواختی سوق داده و به معضلات و دشواری‌های بسیاری نیز دامن زده است.

از عمده‌ترین این مسائل، «میهمان‌نوازی» است. آمدن میهمان، دیگر کمتر تجربه وجدآور سابقش است چرا که با حدی از استرس و تنش حتی در بین نسل قدیم که همواره مشتاق و منتظر آمدن میهمان بوده برخوردار است. به عنوان نمونه، صحبت‌های این اطلاع‌رسان: «من واقعا از این احساس که هر آن ممکن است کسی در بزند و وارد شود و خانه نامرتب باشد ناراحتم. نه این‌که بگویم خانه‌ام آشفته است، نه. همین که منظم نباشد و چیزهایی روی زمین باشد. نداشتن تفکیک بین این دو فضا بر روابط بین من و همسرم هم تاثیر می‌گذارد. چون من حساسم و شوهرم ریلکس است... همین بینمان تنش ایجاد می‌کند در صورتی که اگر فضای جدا داشتیم من راحت‌تر بودم.»

سبک زندگی به سرعت تغییر می‌کند درحالی که نظام ذهنی و اندیشه‌ها و ارزش‌ها دیرپاتر هستند. در تجربه عملی برخی ساکنان جوان خانه‌های جدید، گرچه عملا «خانه‌داری» و توجه به تمیزی و آراستگی خانه دیگر مورد توجه نیست ولی هنوز همین افراد نیز ناخودآگاه خود را با همان معیارها می‌سنجند و این مسئله، مواجه شدن با دیگری را دلهره‌آور می‌سازد، مسئله‌ای که زندگی در حریم‌های مخدوش‌شده، بغرنج‌ترش می‌کند. به همین‌دلیل، برخی ساکنان خانه‌های جدید می‌گویند که «میهمان‌گریز» شده‌اند و فضا در این مسئله، نقشی اساسی داشته است؛ فضایی که حریم خانه را ناگزیر به فضای «خودی» تبدیل کرده و آمادگی‌شان را برای پذیرش «دیگری» در این حریم خودی کاهش داده است. دیگری در اغلب این فضاها جایی ندارد و حضورش نیازمند تغییرات و صحنه‌آرایی مجدد حریم خودی است که برای ساکنان چندان خوشایند نیست. این اطلاع‌رسان می‌گوید: «الان خیلی وقت‌ها برای میهمان، آمادگی ندارم و وقتی کسی می‌خواهد بیاید تمام اعصابم به هم می‌ریزد. در صورتی که من واقعا میهمان رفتن و آمدن را دوست دارم... این فضا باعث شده ما از میهمانی زده شویم.»

نظافت خانه در چنین وضعیتی کار دشواری است که می‌بایست به شکلی سریع و خارج از برنامه انجام شود. علاوه بر آن، خدشه‌دار شدن روند معمول فعالیت‌های جاری در خانه است. به طوری که گاه برای صحنه‌آرایی جدید، می‌بایست کل صحنه‌آرایی موجود را برهم ریخت که همیشه خوشایند نیست. این اطلاع‌رسان می‌گوید: «وقتی وسط خیاطی باشم و کسی تماس بگیرد که می‌خواهد بیاید باید سریع همه‌چیز را جمع‌وجور کنم که سخت است.»

بنابراین، یکی شدن پذیرایی و نشمین، نوعی به هم ریختگی حریم‌هاست که در عالم شناختی و ذهنی، احساس خوبی را به همراه ندارد. خصوصا آن‌که در کنار مفهوم فرهنگی‌ای چون «آبروداری» قرار گیرد. به اعتقاد ساکنان، حریم‌های متداخل خانه‌های جدید از شفافیت بیش از حدی برخوردارند که مطلوب زندگی اجتماعی نیست و همواره حدودی از پوشیدگی، ضرورت دارد. این مسئله حتی در مورد نسل جدید که بسیاری از ارزش‌ها و نگرش‌هایش نسبت به نسل پیش از خود متفاوت شده نیز صادق است. این نسل هرچند به ظاهر، فردگراتر شده و از جمع‌های خانوادگی بزرگ دیروز فاصله می‌گیرد اما همچنان روابط غیرخودی یا کمترخودی‌ای را در خانه‌اش دارد که نیازمند تفکیکند. حال این روابط می‌تواند دوستانه و یا حتی کاری باشد. با پیشرفت تکنولوژی‌های ارتباطی، مفهوم کار در خانه دوباره دارد رونق می‌گیرد و خانه-دفتر کار (home office)، مفهومی است که نسل جدید درحال رفتن به سمت تجربه‌اش است. برهمین اساس، خانه نیازمند سیستم لایه‌بندی برای پذیرش دیگری در کنار خودی است. این اطلاع‌رسان در این‌باره می‌گوید: «من به سلسله‌مراتبی بودن فضا معتقدم ولی خانه من چنین امکانی به من نمی‌دهد، جایی که رابطه جنسی دارم جلسه کاریم را هم باید برگزار کنم!» و یا این یکی می‌گوید: «بعضی‌ها دوست دارند عکس‌هایی از دوران نامزدی یا ازدواجشان را به دیوار بزنند که خوب شاید نخواهند جلوی دید بقیه باشد ولی ترجیح دهند که هر روز خودشان نکاهش کنند.... یا بعضی‌ها که هنوز کودک درونشان بیدار است و دوست دارند عروسک نگهداری کنند شاید اگر فضای عروسکشان جلوی دید بقیه باشد مورد مسخره قرار بگیرند.»

سختی نظافت و آماده‌سازی فضا، جبر توقف کارهای جاری و تغییر صحنه و نیز ضرورت حفظ حدودی از رسمیت و فاصله با دیگران، داشتن تفکیک بین فضای خودمانی و میهمانی را ضروری می‌سازد. با این حال، صرف وجود این فضای مجزا کافی نیست و مسئله مورد توجه دیگر، جایگاهش در کلیت خانه و استقرارش در لایه‌های بیرونی‌تر آنست. به عبارت دیگر، اطاق میهمان باید طوری باشد که دیگر اهل خانه بتوانند زندگی‌ معمولشان را داشته باشند و حتی بتوانند خانه را به پشت صحنه‌ای برای پذیرایی از جلوی صحنه میهمانی تبدیل آورند، مثالی که این فرد در رابطه با موضوع مذکور می‌زند: «در خانه‌های قدیمی اگر چیزی داشتی یا نداشتی میهمان نمی‌فهمید ولی الان همه چیز شفاف شده و من این شفافیت را دوست ندارم. اگر بخواهی خرید کنی یا از همسایه چیزی قرض کنی باید از جلوی چشم میهمان رد شوی و بروی و فضاهای پوشیده و پنهان و به اصطلاح پسله نداری.»

نتیجه‌ای که از این بحث حاصل می‌شود آنست که زندگی اجتماعی در فرهنگی چون ایران، همواره با پذیرش دیگری در داخل خانه قرین بوده و هست. داشتن اطاقی تحت عنوان میهمان‌خانه یا پذیرایی که بهترین فضای خانه با بهترین امکانات و وسایل پذیرایی بوده به همراه مسائل و ارزش‌های اخلاقی که در مورد میهمان در ذهن ایرانیان وجود داشته و دارد توجه به این فضا و حفظ آن‌را ضروری می‌سازد. بررسی گروه مورد نظر نشان می‌دهد که با توجه به ارزش‌ها، فرهنگ و سبک زندگی ایرانی، این شیوه از ادغام فضای پذیرایی در نشیمن که درواقع، شکل محترمانه از بین بردن آنست فشاری روانی به افراد وارد کرده و تبعاتی فرهنگی دربردارد که در یادداشت‌های آینده به آن‌ها پرداخته خواهد شد. به نظر می‌رسد بازنگری در طراحی این دو فضا (یعنی ورودی و پذیرایی) و همچنین تلاش برای بازگرداندن این منطقه به خانه‌های ایرانی، ضرورتی است که از طراحان و معماران انتظار می‌رود.

 

منابع:

  • راپاپورت، آموس، 1366، منشا فرهنگی مجتمع‌های زیستی، ترجمه راضیه رضازاده، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی دانشگاه علم و صنعت.
  • غزنویان، زهرا، 1391، انسان‌شناسی فضای خانگی شهری؛ از مطلوبیت تا واقعیت، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، استاد راهنما: ناصر فکوهی، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران.
  • غزنویان، زهرا، مروری بر فضای خانگی در ژاپن، انسان‌شناسی و فرهنگ، 19 دی 1391.

زهرا (منیژه) غزنویان - به نقل از وب سایت انسان شناسی و فرهنگ

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید