تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1212

خرانق ، قلعه ای که هنوز هست

خرانق قلعه ای که هنوز هست

مدتها بود که سوار قطار نشده بودم هنوز ریتم صدای پی درپی  چرخهای فولادین قطار در برخورد با درز ریل ها برایم خاطره انگیز است  در کودکی محل خدمت پدر در اداره راه آهن ورسک مازندران بود  که بدلیل کمی امکانات زیستی  سایر اعضائ خانواده درتهران زندگی میکردند و بهمین جهت درهر سال یکی دونوبت به  پدر سرمیزدیم که تنها وسیله رفت وآمد قطار بود که علیرغم پر سروصدا ئی آن  برای ما بچه ها  بخصوص در داخل تونل ها بسیار اعجاب انگیز ورویایئ بود هنوز خاطرات خوش دیدن آنهمه درخت در جنگل وپیچ وخم های مسیر در منطقه فیروزکوه را مضمضه میکنم  .با اینکه الان دوران پیری را  می گذرانم ولی باز هم سفر با قطار  برایم  جالب است  . البته  بنظرم قطاری که سوت بلند نکشد وبوی گازوئیل ندهد وبی سروصدا حرکت کند  هیجانی ندارد . این بار سفری بود به اردکان یزد به همراه دوستانی معمار ویا معمار مسلک  که فارغ از سن وسالشان حال وهوای معمارانه ای داشته وزمان را فراموش کرده بودند .  هدف از سفر دیداری  از قلعه نیمه فراموش شده خرانق در شهرستان  اردکان یزد ودر کنار کویر خشک وشنی آن بود . قلعه ای مربوط به پیش از اسلام که روزگار احتضار خود را میگذراند وهنوز چشم براه مردمی است که سالهاست اورا ترک کرده اند  ودیگر درکوچه های تنگ وگهگاه سرپوشیده آن صدای قیل وقال  بچه  ها وبع بع گوسفندانی که از چرا برمیگشتند شنیده نمیشود این پیر فرتوت  در سرما وگرمای تابستان بدون هیچگونه محافظی سر در گریبان فروبرده وباترس از هر قطره بارانی که مبادا پاره ای دیگر از تنش را دچار تخریب ویا آسیب گرداند بیشتر درخود مچاله  می شود .                                                     

سالها ی دور و در اوایل دهه پنجاه که باتفاق  همراهان دانشجو از این قلعه استوار که برشیبی ملایم نشسته بود دیدار کردیم  هنوز نفسی میکشید و گهگاه  در پیچ وخم کوچه های آن دخترکی با لباس رنگین  با کوزه آبی بردوش و با حجب وحیا صورت خود را با  چارقد گل گلی  می پوشاند وسریع گم میشد .  هنوز چهره خندان مردی را بخاطر دارم که با کوله باری از علف به خدا قوت گفتن من سرتکان داد وبا لهجه ای بسیار دلنشین  خسته دل نباشی را چاشنی  لبخند خود کرد . شاید دیدار یواشکی دختری قلب جوانی پاک را  هنوز در کوچه های طاقی آن میلرزاند . امروز که نام ونشان مردمان صمیمی قلعه  خرانق در هیاهوی شهرهای دیگر احتمالا گم شده است  دیگر قلعه نیمه ویران برایم حال وهوای سابق را ندارد  شاید عده ای از  همراهان معمار  در این سفر نیز همین  احساس رادارند . با اینکه همه فکر ما این بود که تصورات خوبی از مرمت واحیای قلعه برای خود بسازیم مع الوسف گهگاه نا امیدی به سراغمان می آمد ولی وقتی مجددا به چهره غرور انگیز  قعه نگاه میکردیم ومیدیدیم هنوز درچشمان بی فروغ او غرورزندگی موج میزند  احساس مسیولیت میکردیم .من درخلوت خود صدای مبهم این پیر غرورمند را میشنیدم که میگفت کجا بودید آنموقع  تا زیبایی وسرزندگی مرا ببینید روزهایی راکه احشام قلعه در نیمه روشن سحرگاه باصدای زنگوله های خود راهی دشت میشدند وغروبگاه  با پستانهای پرشیرکه آب حیات ما  بود فضای قلعه  راپر از سروصا میکردند کجا بودید آنموقع که دخترکان قلعه گوش بزنگ صدای پای  دلداده خسته از درو زوزانه بودند تا شاید بتوان حتی برای لحظه ای چهره مردانه  وعرق کرده آنان را از لای کلون در ببینند. آن زمان.مهتاب زیبای دشت  برایم معنای دیگری داشت  .آسمان آبی چون سقفی لاجوردین به قلعه جلوه ای سحر انگیز می داد با اینکه آبی اسمان هنوز هم  همه را هوائی می کند  اما کجا هستند مردمی که از آن سرمست گردند . ایکاش رمقی بود ودوباره جای  پای مردمم را وعطر خوش وجودشان را حس می کردم.     

فرصت کم بود و وقت رفتن نزدیک.  فکر می کردم  حیف نیست که این میراث کهن که وجب به وجب آن تاریخ مدنیت نسل هائی را باز گو می کند دستخوش بی مهری گردد .  آیا  میشود از این آسمان شفاف ودشتهای سبز دل انگیز وعظمت بی چون چرای کویر بهره برد. حتما می شود راهی پیدا کرد که شوق زندگی در روستای خرانق  در مردمی که جلای روستا کرده اند  زنده گردد وچراغ روبه خاموشی قلعه خرانق مجددا نور افشانی کند وبا زنده نگهداشتن این میراث بارزش نگذاریم  چون ارگ بم فقط خاطره ای از قلعه خرانق باقی  بماند .

خوشبختانه هنوز هستند افراد پرهمتی که با تلاش خود وبعنوان  بخش خصوصی وباهر نیتی که دارند  دست به کار گردند  وبا راهنمائی متخصصین بخش های خصوصی ودولتی  مقدمات سرمایه گزاری جهت امر گردشگری در خرانق را  شروع کنند که کرده اند . بر اساس طرح جامع گردشگری  خرانق که بتصویب رسیده است  باایجاد محل های اقامتی وتاسیسات رفاهی  خدماتی در آینده برای گردشگرشاید بتوان امیدوار بود که غبار ایام از چهره قلعه خرانق نیز زدوده شده  ودوباره نسیم حیات  به روستا دمیده شود.                                                                                                                          

   یزدان هوشور 19 /9 /92

استان مرتبط : یزد  
عضو مرتبط : یزدان هوش ور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید