تاریخ آخرین ویرایش : یکشنبه،2-7-1396
تعداد بازدید :137

خرید و گردش در آرامش پیاده‌راه‌ها

 

دورنمایی که از شهرها و راه‌ها در داستان‌ها و تاریخ‌مان وجود دارد، با آنچه که امروز می‌بینیم، تفاوت‌های جدی دارد. ‏
طبق آنچه ما از گذشته‌ها می‌دانیم. «شهر» جایی بوده که زندگی که در جای جای آن جریان داشته است، نه فقط در خانه‌ها، بلکه در مسجد و تکیه، میدانگاهی، در بازار و بازارچه، در قهوه‌خانه، سفه‌های کنار کوی و برزن، در مسیرهای رفت و آمد، در مصطبه‌های کنار درِ خانه‌ها و حوض‌ها، آب نماها، جوی‌ها و درختان نیز روحی مضاعف بر کالبد این مجموعه ساختمان می‌دمید. همه و همه اینها، انسان را دعوت می‌کرد به زندگی و به آرامش و به تلاش برای تعالی در سایه یک زندگی بدون اضطراب و تنش.‏
در میان شهرها، راه‌ها محل گذر انسان بود و حتی اگر مرکبی هم مهیا بود، صاحب آن، در مسیرهای داخل شهر، از آن پیاده می‌شد، افسار مرکب به دست می‌گرفت و به احترام رهگذران، پیاده طی مسیر می‌کرد و به این ترتیب از مرکب بیشتر را در مسیر زمین، باغ یا راه‌های خارج از شهر استفاده می‌شد.‏
با تغییر شرایط و تمرکزگرایی‌سیاسی، شهرها رفته‌رفته بزرگ‌ و بزرگتر شد، تا جایی که امکان رفت و آمد در آنجا به صورت، پیاده مشکل شد. از سویی تشکیلات دیوانی به وزارتخانه‌ها و سازمان‌ها تغییر شکل داد و رفت و آمد به شهرها، هر روز افزایش یافت و درشکه و کالسکه و بعد از آن‌ها،
«اتول» وارد مسیرهای درون شهری شد. ‏
خیابان‌های جدید برای عبور اتول‌ها(خودروها) کشیده شد و کوچه‌ها تا حد ممکن برای فراهم شدن شرایط رفت و آمد آن‌ها، فراخ شد. «اتول» جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد، مرکبی با صندلی‌های راحت، بدون تکان‌های آنچنانی اسب و استر، سرعت بالا و از همه مهمتر، مقادیر زیادی تفاخر در میان در و همسایه‌ها!‏
تعریض خیابان‌ها به قیمت تخریب پیاده‌روها ‏
شاید علاقه بیش از حد به مدرنیته و اتول سواری در دنیای نو، باعث شد که فراموش‌مان شود که قرار بود در جای جای شهر زندگی جریان داشته باشد، قرار بود شهر آرامش و تعالی باشد به این ترتیب شهر کم کم محلی شد برای عبور هرچه سریعتر خودروها، سرعت برای رسیدن به محل کار، سرعت برای به دست آوردن درآمد و ثروت بیشتر و سرعت برای رسیدن به برنامه‌های روزانه که همه چیز را توجیه می‌کرد. «توسعه» نامی بود که با آن هر اتفاقی منطقی می‌نمود. مثلا تعریض خیابان‌ها برای عبور بیشتر خودروها به قیمت تخریب باریکه راه پیاده رو‌ها و یا حتی تخریب بافت‌های مسکونی قدیمی شهر برای احداث خیابان‌های جدید.‏
تغییرات در شهر فقط به کوچک شدن مسیر عبور رهگذران و عریض‌تر شدن راه عبور خودروها محدود نشد، اما این یکی که از مهم‌ترین آنها است و بیش از دیگر تغییرات به چشم می‌آید. در طول دهه‌ها شاهد تنگ‌تر شدن فضای عبور و مرور شهروندان برای بهبود شرایط رفت و آمد خودروها بوده‌ایم و گرچه تا حدی بخش‌هایی از آن ناگزیر بوده، اما نتیجه‌اش فرار شهروندان از شهر و پناه گرفتن آنان به پستوی خانه‌ها بوده است.‏
اما چند سالی است که برخی از شهرداری‌ها از جمله در پایتخت، اقداماتی را به ویژه در مراکز شهرها برای بهسازی و ساماندهی مسیر عبور رهگذران انجام داده‌اند. سنگفرش شدن پیاده روها، نصب نیمکت‌ها و توجه به مبلمان شهری، شروعی برای بهسازی مناظر شهری بود و پس از آن خیابان باغ سپهسالار که یکی از خیابان‌های پر جنب و جوش پایتخت است و روزانه هزاران عابر، به ویژه بانوان و کودکان برای خرید کفش به آنجا می‌روند، بر روی خودروها بسته و کف آن سنگفرش شد، تا فضای خاطره انگیزی در آن به وجود آید. این اقدام، ابتدا با واکنش کسبه مواجه شد، اما آرام آرام مشخص شد که این برنامه اگر فروش آن‌ها را بالا نبرده باشد، مطمئنا موجب کاهش آن نشده است، چرا که شمار بیشتری از شهروندان با خیال راحت‌تر و آرامش بیشتر برای حضور هر روزه رهسپار این مرکز خرید می‌شوند.‏
خیال رهگذران راحت است
احمد در خیابان باغ سپهسالار فروشگاه روسری دارد که قدمت‌اش به سا‌ل‌های پیش از بسته شدن این خیابان باز می‌گردد. وی در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات یادآور می‌شود: سال‌ها قبل و زمانی که ورود خودروها به خیابان‌ آزاد بود، شهر خلوت‌تر از امروز به نظر می‌رسید و مردم با ماشین از خانه‌هایشان بیرون می‌آمدند، اما حالا ترافیک به قدری سنگین است که حتی اگر بخواهند هم نمی‌شود ماشین به اینجا بیایند. بییشتر مشتریان با مترو یا وسایل نقلیه عمومی به اینجا می‌آیند. خیابان‌ باغ سپهسالار از نظر تعداد جمعیت فرقی نکرده است و همان میزان گذشته را دارد که قبل از این بود، اما حالا آرامش بیشتری وجود دارد، هم سر و صدا نیست و هم اینکه خطر حرکت خودرو و موتور سیکلت‌ها برای عابران پیاده وجود ندارد. وی تاکید می‌کند: مردم راحتند، بچه‌ها بدون نگرانی در محوطه بازی می‌کنند و خیال خانواده‌ها هم راحت است، اما به طور کلی بسته شدن خیابان باغ سپهسالار تأثیر چندانی در فروش کالا در این خیابان نداشته است. ‏
وی با اشاره به جمع شدن زباله در جوی‌های سرپوشیده خیابان باغ سپهسالار می‌افزاید:زیرسازی‌های «پیاده راه» چندان خوب نبوده است و به همین دلیل جوی دچار آب‌گرفتگی می‌شود، بدون اینکه بتوان به سرعت آن را تمیز کرد.‏
‏ وی مدیریت خیابان باغ سپهسالار را از دیگر مواردی می‌داند که مشکل ساز شده است. می‌گوید: چند نفر در این خیابان مسئول شده‌اند که کار خاصی انجام نمی‌دهند و فقط سالانه مبلغی را دریافت می‌دارند، در حالی که اینجا را شهرداری ساخته است و برای آن هزینه می‌کند، تأمین نور و نظافت آن هم با شهرداری است و مدیریت آن هم باید مثل همه جا باشد.‏
تاثیر منفی بر کسب و کار
علیرضا قنبری، صاحب فروشگاه دوربین‌های عکاسی با سابقه ۳۵ سال کار در خیابان ناصر خسرو نیز درباره بسته شدن این خیابان بر روی خودروها به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: بازار دچار رکود است و بسته شدن خیابان ناصر خسرو
متاسفانه رکود را بازار بیشتر کرده است. وی می‌افزاید: البته بسته شدن خیابان ناصرخسرو برای عابران بهتر شده و فضای جالبی به وجود آورده است، پیاده‌رو‌ها و جوی‌ آب خیابان که وضعیت خوبی نداشت، پاکیزه شده و امنیت رهگذران افزایش پیدا کرده اما روی کاسبی‌ها تأثیر منفی داشته است. ‏
وی تأکید می‌کند: اینجا بورس دوربین‌های عکاسی بود، ولی به دلیل ضررده‌بودن، بسیاری از مغازه‌ها‌ تعطیل شده‌اند. البته با رونق گرفتن بازار گوشی‌های تلفن همراه، تمایل به داشتن دوربین‌های عکاسی هم بسیار کاهش یافته و مجموعه‌ای از این تغییرات، صنف ما را از رونق انداخته است و اگر شرایط همین باشد و نیمی از خیابان ناصرخسرو باز باشد، می‌توان به کار ادامه داد، اما اگر مجدد کل خیابان بسته شود، ما هم مجبوریم کارهای‌مان را تعطیل کنیم. ‏
‏«پلازا»ی ایرانی! ‏
مهندس امیررضا پوررضایى، مدیر دفتر معمارى آهوپا‎ ‎در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات در مورد پیاده‌راه‌های تهران می‌گوید: پیاده راه رفتن، طبیعى‌ترین شکل جابه‌جایى انسان است، شکلى از جابه‌جایى که حتى به قبل از انسان هوموساپینس، یعنى همین انسان امروزین مى رسد. انسان در این شکل از جابجایى بیشترین ارتباط را با محیط برقرار مى کند و بى شک مى تواند بیشترین لذت را از محیط ببرد. البته این بر مى گردد به میزان مطلوب بودن محیطى که قرار است در آن پیاده رفت و آمد شود. اگر محیط به اندازه کافی مطلوب باشد، پیاده راه، امکان بهره‌وری بیشترى را فراهم مى کند. به بیان دیگر ایجاد «پیاده راه» و مسیرهایى در شهر که امکان ارتباط و لذت بردن از شهر را بیشتر کند، حتماً خوب است، اما جانمایى و انتخاب مکان مناسب که با حداقل تغییر و آسیب این نتیجه حاصل شود و حفظ و ایجاد جاذبه‌هاى متفاوت آن محل براى رهگذرانی که از این پیاده راه‌ها استفاده مى کنند، بسیار اهمیت دارد.‏‎ ‎
مهندس پوررضایی به نمونه‌هایی از پیاده‌راه‌سازی‌ در دیگر کشورها اشاره می‌کند و می‌افزاید: نمونه این محل‌ها در شهرهاى بزرگ دنیا، «پلازا»هاى شهرى است. ما متأسفانه معادلى براى «پلازا» در زبان فارسى نداریم که امیدوارم با گسترش این فضاها، معادل زبان‌پذیرى هم براى این واژه پیشنهاد و انتخاب شود. پلازاها از جاذبه‌هاى گردشگرى شهرها به حساب مى آیند و محل اجتماعات و سرگرمى شهروندان هستند.‏
وی با بیان اهمیت درنظر گرفتن جوانب گوناگون اجرای این طرح ادامه می‌دهد: به نظر مى رسد در مواردى پیاده راه شدن معابر، تصمیمى است که از منظر مدیریت ترافیک و با تکیه بر علم مهندسى ترافیک، اتخاذ شده است، اما ایجاد چنین فضاهاى شهرى نیاز جدى به کارهای تخصصی گروه‌هاى مختلف شهرساز، معمار، جامعه شناس، فرهنگ شناس، روان‌شناس، کارشناسان امنیتى و انتظامى، متخصصان ایمنى و مدیریت بحران، متخصصان اقتصادى و مهندسى فروش و البته متخصصان ترافیک دارد.‏‎ ‎
نوین‌گرایی در شهرهای امروزی
مهندس پوررضایی در بخش دیگری از گفتگوی خود با روزنامه اطلاعات، به جایگاه انسان در شهرها می‌پردازد و می‌گوید: مى دانیم که محور و مرکز
نوین گرایى [مدرنیته] در جهان امروز، انسان است، اگر نوین گرایى
را پدیده اى رو به رشد و یا حتى رو به فرا گیرى در جامعه امروز بدانیم و اگر بپذیریم که انسان مایل است به طبیعى‌ترین و قدیمى‌ترین شکل در زیستگاه خود حرکت کند و از آن لذت ببرد، در این صورت به نظر نمى رسد که ما به سمت حذف حضور انسان در شهرها پیش برویم. سئوالى که باقى مى ماند این است که انسان مایل است در شهرهاى بزرگ راه برود یا خیر؟ من پاسخ آمارى مستدلى براى این پرسش ندارم، اما دیده‌هایم حکایت از این تمایل دارد. شخصاً هم تمایل دارم هر فرصتى که دست دهد، در خیابان‌ها قدم بزنم. در مجموع باید بگویم که در ابتداى قرن حاضر ما جامعه اى سنتى داشتیم که نوین گرایى داشت به آن وارد
مى شد. امروز جامعه اى هستیم نوین‌گرا [مدرن] که بخشى از باورهاى سنتى مان حفظ شده است. در این جامعه، محور، انسان یا به عبارت دقیق تر،
شهروند است و کسى نمى تواند
او را از حضور درشهر، بازدارد.‏‎ ‎
به فکر سالمندان باشند
یک شهروند تهرانی ساکن خیابان ۱۷ شهریور در مورد این پیاده‌راه‌ به گزارشگر روزنامه اطلاعات می‌گوید: در برخی از خیابان‌هایی که تبدیل به پیاده راه شده اند، کوچه‌های فرعی و بن بست‌های مسکونی وجود دارند. اهالی این خانه‌ها که عمدتا از قدیمی‌های همان محل و بعضا سالمند و بیمارند، با پیاده راه شدن خیابان‌های اصلی، از نظر دسترسی به وسایل نقلیه و آمبولانس، به مشکلات جدی برخورده اند. شهر فقط به گردشگران اختصاص ندارد، بلکه حیات آن مدیون حفظ بافت‌های محلات و ساکنان‌اش است. وقتی به دلیل پیاده راه
شدن یک خیابان، ساکنان قدیمی آن مجبور به ترک محل شوند، بافت فرهنگی محله تغییر می‌کند.‏‏ شهروند دیگری نیز صحبت‌های نفر قبلی را تایید می‌کند و می‌گوید: در اماکن مسکونی نباید «پیاده‌راه» احداث شود، چون ساکنان آن محله‌ها را از حق شهروندی خود محروم می‌کند. ولی در مراکز خرید، اینکه من توقع داشته باشم با خودروی شخصی بیایم خرید کنم و همانجا سوار خودروام‌ شوم و به خانه‌، برگردم، زیاده خواهی است. ‏
شهروند بعدی در خیابان باب همایون در گفتگو با گزارشگر روزنامه می‌گوید: به نظرم شهرداری باید همه محدوده بازار تهران را «پیاده راه» کند و فقط وسایل نقلیه برقی را به خیابان‌های منطقه بازار راه بدهد. در این حالت، هم حس و حال تهران قدیم دوباره زنده و احیا می‌شود و هم در کاهش ترافیک و شلوغی منطقه ۱۲ شهردار تهران تاثیر دارد و به نظرم حتی امنیت محل را هم بالا می‌برد. ‏
اجرای عدالت اجتماعی
مهندس علی اصغر کریمی ـ کارشناس ارشد مدیریت شهری در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات در خصوص پیاده‌راه‌ها اظهار می‌دارد: هدف از ایجاد پیاده راه در کلانشهرهایی مانند تهران می‌تواند کاهش ترافیک در محدوده مرکزی شهر و تمرکززدایی کاربری‌ها و در نهایت اجرای عدالت اجتماعی در ارائه خدمات به شهروندان باشد. در عین حال ایجاد پیاده‌راه، نگاه ویژه به عابران و حفظ تکریم شهروندان در مقابل خودروها است که ذیل سیاست‌های پیاده محوری در جوامع شهرنشین قرار می‌گیرد.‏
مهندس کریمی ادامه می‌دهد: درمدیریت نوین شهری، یکی از روش‌های تمرکز زدایی ازمراکز شهری ایجاد پیاده راه‌ها است که طی سال‌های اخیر متاسفانه در ایران به شکل نامناسب درحال اجراست.‏
‏ به گفته وی، برای ایجاد پیاده راه مولفه‌های زیادی نیاز به بررسی دارد، از جمله شمار عابران پیاده درمحور موردنظر باید بر تعداد سواره‌ها غالب باشد و عملا آن محور در اختیار پیاده‌ها قرار گیرد. ایجادتسهیلات مانند پارکینگ و تعیین محورجایگزین، از دیگر موارد مهم است که ضرورت دارد قبل از ساخت پیاده راه‌ها پیش‌بینی شود.‏
اولویت با کیست؟
بابک شهریاری ـ مهندس عمران در گفتگو با گزارشگر روزنامه اطلاعات ابراز عقیده می‌کند: ما قبل از طراحی هر برنامه‌ شهری باید ببینیم برای چه چیزی اهمیت قائل هستیم؟ دنیای غرب به سمت کمرنگ شدن اهمیت انسان پیش رفته است و فلسفه و تئوری‌هایشان همین است و اولویت را به مسائل اقتصادی داده اند. این طور نیست که اقتصاد در خدمت بشر باشد، بلکه بشر در خدمت اقتصاد قرار گرفته است و ارزش انسان به درآمد زایی بستگی دارد، در حالی که اقتصاد دانشی است که قرار است به ما کمک کند. به گفته این کارشناس با سابقه کشورمان، ما هم در خیلی از موارد متأسفانه دچار بی راهه‌های غرب شده‌ایم و به آن سمت رفته‌ایم و به جای اینکه به ارزش‌های انسانی بپردازیم، خود را فدای اقتصاد کرده ایم. برای همین ممکن است برخی اتفاقات مثل ایجاد پیاده راه به نظرمان عجیب بیاید، در حالی که این اقدام خیلی پسندیده و برای شهر لازم است، که آن‌هم باید در نظر گرفته شود. ‏
مهندس شهریاری ادامه می‌دهد: خود «خرید» بالنفسه نوعی تفریح است و لذت دارد، و از اینرو ایجاد پیاده راه‌ها در مراکز خرید می‌تواند به تفریحی بودن آن کمک کند. این کار همچنین می‌تواند به یاری حفظ فضای سبز منطقه بشتابد و چشم‌انداز‌های زیبایی پدید آورد. ‏
شهریاری با اشاره به نقصان‌هایی که در برخی از مناطق شهری وجود دارد؛ می‌گوید در خیلی از نقاط شهرهایی مانند تهران، اصولاً مسیری برای رفت و آمد پیاده‌ها دیده نشده و یا برخی مواقع به قدری نامناسب است که حتی یک شهروند تندرست به سختی می‌تواند از آن استفاده کند. در عمل کسی که دچار معلولیت است، از بخشی از امکانات شهری نمی‌تواند استفاده کند. گمان می‌کنم ایجاد پیاده‌راه‌ها به ویژه اگر به مبلمان شهری هم در آن پرداخته شود، می‌تواند خیلی مفید و زیبا و برای جذب گردشگران هم مناسب باشد. ‏
زندگی مسالمت‌آمیز انسان‌ و خودرو
در عصر حاضر انسان و خودرو با هم تنیده شده‌اند، تا آنجا که نمی‌توان آن‌ها را کاملا تفکیک کرد.‏
‏ بابک شهریاری با اشاره به این مطلب می‌افزاید: خیابان محل رفت و آمد است و اگر یک خیابان ویژه تردد عابران و پیاده باشد، یک ویژگی است که به آن خیابان اضافه شده است،‌ اما برعکس این اتفاق نمی‌تواند بیفتد و خیابانی مختص رفت و آمد خودروها باشد. یعنی می‌توانیم جلوی عبور خودروها را بگیریم، ولی علی‌القاعده نمی‌شود و نباید جلوی عبور عابران پیاده را گرفت. چون هدف اول انسان و محوریت شهرها با انسان است. در وهله بعد باید برای خودروها فکری کنیم، البته در اغلب موارد برعکس است، زیرا جایی برای عبور پیاده‌ها نیست به همین دلیل ساخت پیاده‌راه‌ها حرکت جالب و مفیدی محسوب می‌شود. ‏
سجاد تبریزی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید