تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1491

خوانسار

اشاره: دکتر هینریش بروگش، سفیر پروس (آلمان کنونی) در ایران، از سالهایی که در ایران سپری کرده (1861- 1859)، خاطراتی پربار و خواندنی به یادگار نهاده که مرحوم کردبچه به فارسی برگردانده است.

بهترین و باصفاترین راهی که در طول مسافرت خود، طی کردیم، راهی بود که از گلپایگان به خوانسار واقع در پنج فرسخی در پیش گرفتیم. از خیابان‌ها و کوچه های پر گرد و خاک گلپایگان عبور کردیم و به خارج آن شهر رسیدیم و نفسی در هوای آزاد کشیدیم، راه به طرف جنوب می رفت و کمی که جلو رفتیم، کوهی از دور نمودار شد که آن را کوه «وانشان» می نامیدند و در دامنه این کوه، دهی به همین نام وجود داشت که راه خوانسار از آنجا می گذشت.

در آن طرف رودخانه، گله ای از آهو و غزال دیدیم که به سرعت به طرف چمن‌های اطراف فرار می کردند. جلوی ما جنگل پردرخت و انبوهی قرار داشت که کاملاً شبیه جنگل های آلمان بود و ما را به یاد وطن می انداخت و واقعاً تعجب آور بود که وسط صحراها و بیابان‌های خشک و کم آب ایران چگونه چنین جنگل های سبز و پردرختی نظیر اروپا به وجود آمده است!

در سر راه و دامنه های کوهها، روستاهای بسیار آباد و سبز و خرمی با باغات پردرخت دیده می شدند. این از مناظری بود که در ایران خیلی به ندرت می توانستیم تماشا کنیم.

اولین روستای سر راه «تیجون» نام داشت که در ارتفاعات دامنه کوه بود. از دومین روستا به نام «کوتکون» که دارای خانه های متعدد و باغچه بود، گذشتیم و به ابتدای روستای بزرگ و آباد خوانسار که در طول رودخانه گسترش دارد، رسیدیم. گستردگی این روستا به حدی است که طول روستای خوانسار را اگر اشتباه نکنم، طی دو ساعت پیمودیم. مناظر این روستا واقعاً توصیف ناپذیر و فوق العاده زیباست.

اطراف راه درختان کهن و پر از شاخ و برگی قرار داشتند که شاخه های آنها در بالای جاده به هم می رسید و دالانی سبز و خرم را به وجود می آورد، در دو طرف جاده، چمنزارهای طبیعی زیبایی دیده می شد که چشمه سارهای متعددی در آن جاری بود و آن طرف چمنزارها خانه ها و کلبه های روستایی که برخلاف سایر روستاها با سلیقه بسیار ساخته شده بودند، خودنمایی می کردند. پاره ای از خانه ها در وسط دره و پاره ای در دامنه کوه و ارتفاعات قرار داشتند، هر دو دسته این خانه ها خوش منظره و برای اقامت ایده آل به نظر می رسیدند. سبک ساختمان خانه ها و کلبه های روستای خوانسار، شباهت زیادی به روستاهای شمال ایتالیا داشت و مناظر آن از ایتالیا هم بهتر و زیباتر بود.

پی این خانه ها و کلبه ها را تخته سنگهای بزرگ و نتراشیده تشکیل می داد که با گل و آهک به صورت توده ای سخت به یکدیگر درآمیخته بودند و روی این پی، خانه را با آجر ساخته بودند که از یک تا سه طبقه داشت. و اتاقها از پنجره های مشبک به طرف رودخانه و جاده، نور می گرفتند.

خوانسار

در ورودی خانه ها نسبتاً بزرگ و راهرو و دالان آنها هم مانند خانه های روستایی اروپایی، سنگفرش هستند. در حقیقت خوانسار، یک روستای کاملاً اروپایی است و تنها تفاوتی که با روستاهای اروپا دارد، کوه بزرگ پشت سر آن، معروف به کوه خوانسار است که برخلاف کوههای اروپا، خشک و بدون سبزه و علف و گیاه است. پشت این کوه، قبایل و عشایر بختیاری زندگی می کنند که گاهی از اوقات به این طرف آمده و مایحتاج خود را از بازار خوانسار خریداری می کنند. در راه خانه ای که برای اقامت خود درنظر گرفته بودیم، از وسط چمنزار طبیعی گذشتیم، روی این چمن، پارچه هایی را که با نیل به رنگ آبی درآورده بودند، پهن کرده بودند که خشک شود.

در خوانسار، کارگاههای رنگرزی فراوان است و استادان رنگرز خوانسار در ایران، شهرت دارند. از صنایع دستی خوانسار کارهای روی چوب و مخصوصاً درست کردن قاشقها و شربت خوریهای چوبی است که با ظرافت و زیبایی بسیاری می سازند.

خانه محل اقامت ما، در ارتفاعاتی واقع در انتهای روستای خوانسار قرار داشت، تالار بزرگ این خانه مشرف به باغ وسیعی بود، دیوارها و سقف این تالار تزییناتی وجود داشت که در خانه های دیگر روستایی نظیر آن را نمی توان یافت.

زنان روستایی روی بام خانه های مجاور آمده بودند تا خراجیانی که از دیار دور به روستای آنها آمده بودند تماشا کنند. خوانسار در داشتن دختران و زنان زیبا در ایران شهرت دارد؛ ولی ما چیزی مشاهده نکردیم!

بررسی و نوشته: دکتر هینریش بروگش
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

استان مرتبط : اصفهان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید