تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :4053

درآیگاه شهر اصفهان

  1. درباره شهر
  2. فضای نماد
  3. اندازه نماد
  4. صحن نماد
  5. بخش زیرین نماد
  6. درآیگاه شهر اصفهان
  7. ویرایش درآیگاه
  8. باغ‌های دوازده‌گانه مجموعه درآیگاه
  9. معماری باغ‌ها
  10. پشتیبانی درآیگاه

درباره شهر

اصفهان را در كل می‌توان چكیده فرهنگ شهری ایران دانست و این نقش ویژه یا خویش‌كاری شهر، در تاریخ اصفهان از سده‌های سوم و چهارم تاكنون آشكارا دیده می‌شود.
بی‌گفت‌وگو هر نمادی در شهر بارقه‌هایی از فرهنگ معماری اصفهان را را (مفهوم ـ فضا ـ فرم ـ عنصر) می‌یابد با خود داشته باشد. اما این شهر تنها از آن گذشته نیست توان و مردم این شهر پویه‌ای شتابنده و بی‌توقف پدید آورده‌آند كه اكنون آن، مفصلی از صفر است. به شتاب همه چیز به گذشته می‌رود و همواره آینده پیش‌روست اگر چنین نبود تحركت و تكاپوی شهر، پتانسیل بسیار مردم شهر و … آن‌قدر بارز نبود می‌توانستیم به پنداریم یا بیانگاریم كه گذشته‌ای تابناك در مانداب فرسودگی و ایستایی اكنون به گل نشسته و شهر تنها میراثی است كه پیشینیان و برای آیندگانی كه دانسته نیست در كجا هستند و چگونه می‌زند می‌باید نگه داشته شود. اگر در هر جای دیگر هم این مطلب راست باشد در اصفهان درست در نمی‌آید. در اصفهان نه پرهیب كه چشم‌انداز مدرن‌ترین و پوینده‌ترین شهر ایران توسط همین مردم اكنون شهر در دست بنیاد است. از این روی نماد شهر اصفهان سهندی مدرن است با ویژگی‌های امروز و آینده ما. پیشروترین فرم و فضا و فن كه همه در همین نماد به نمایش در می‌آید.

تجلی ناد شهر نماد شهر، دیالكتیكی از دو نقیض گذشته و آینده، سنت و مدرنیته، سنگینی و پرواز است.
جمع نقیض در سنت، هنر، فلسفه و معماری ما سنتی دیرپاست و به گمان بنیاد اندیشگی عرفان ما نیز بر همین دیالكتیك و جمع نقیض استوار است. در معماری ویراسته و كهند ما نیز یگانه شدن حجم‌ها و فضاهای نقیض به هم نهادی نغز از هنر معماری رسیده است. پدنهشت راه و راهوند، فضای درون و بیرون و … همه حكایت از گوهر دیالكتیكی معماری ما دارد. جدا از آن كه اصفهان خود چنین انگاره‌ای را تحمیل می‌كند. گفتیم اصفهان شهر نوخاسته یكی دو روزه‌ای نیست كه با یك استانداری و چند خیابان به دنیا آمده باشد. این شهر تجسم فرهنگ و فرهنگ معماری ماست، درحالی‌كه تنها میراث‌دار سنت‌ها نیست.

این شهر می‌رود كه تا مدرن‌ترین شهر سرزمین ما بشود. این ویژگی ـ این اكنون ویژه ـ بی‌گفت‌وگو می‌باید و می‌شاید كه در نماد شهر دیده شود. در این اكنون، آینده سبك و سیال بر شالوده نیرومند فرهنگ غنی گذشته می‌آویزد. و نماد اكنون نیز هم نهشتی از این هم‌آمیزی می‌شود: سنت و نو، یا سنگینی و صلابت فرهنگ گذشته و سبك‌بالی آینده قائم بر آن، در توحیدی پرمعنی نماد شهر را می‌سازند.

تندراه شرقی ـ غربی چمران در شمال شرقی اصفهان قرار دارد. راهی كه فرودگاه و قسمتی از راه دور شهری اصفهان را به درون شهر می‌پیوندد. اما این راستا ـ راستای چمران ـ اصفهان تاریخی را نشانه نمی‌رود و ما به لحاظ عاطفی نیازمند راستایی هستیم تا قلب اصفهان را كه مركز تاریخی شهر است، سوی گزنیی كند اما مطلب به همین‌جا پایان نمی‌یابد، در معماری اصفهان به‌ویژه معماری مسجد‌های ان، مفهومی غنی و ژرف دیده می‌شود كه شگفتی فرهیختگان را برانگیخته است. مفهومی كه می‌توان آن را در ردیف غنی‌ترین و والاترین دست‌آوردهای معماری اصفهان قرار داد. چرخشی به سوی قبله.

در آیگاه دو مروارید گران‌قدر دوره زرین‌شهر ـ مسجد امام (جامع‌عباسی) و مسجد شیخ، آن‌قدر زیبا و ماهرانه به سوی قبله می‌چرخد كه جز با دقت بسیار نمی‌توان آن را دریافت، آفرینش درخشان معماری كه گوهر آن مفهوم ژرف سوی‌گیری به سمت قبله است، سنتی گران‌بها برای ماست.

نماد شهر اصفهان كه از سوی تندراه چمراه ایوانی را به سوی تازه‌واردان و مسافران می‌گشاید، با چرخشی ساده، در راستای قبله و محور در آیگاه، قرار می‌گیرد این چرخش، مبین سمت‌گیری شهر تاریخی و جایگاه همیشگی اصفهان نیز هست.

فضای نماد

در پیش گفته شد از ویژگی‌ هر نماد «مبین» بودن آن است. حجم و فضای نماد می‌باید كه حالاتی را بیان كند. اما نماد اصفهان نخستین امپرسیون شهر است كه به چشم‌ مسافران می‌آید و نیز در آیگاه كه پهنه نماد است با در نظر داشتن همین موردها فضاهای مجموعه بررسی و طراحی شد. فضای درون نماد ـ هر چند با انگاره بیرونی آن كاملاً متفاوت است. فضایی كاملاً نمادین است و فضایی با شخصیت و هویت ویژه است. ما از معماری كهن خود آموخته‌ایم كه فضای درون قائم به خود و مستقل می‌باید ویراسته شود. به گمان این دلیل اصلی پوشش دوگانه گنبدها نیز همین است. نمونه‌های درخشتان با اندیشه در گنبدخانه خاكی، گنبدخانه مسجدامام (جامع عباسی) یا نمازخانه مسجد شیخ دیده می‌شود. فضای نماد (زیرنماد) نیز از مدرنیزه شده همین اندیشه طرح شده است پوشش نماد ضمن آن‌كه بخشه خود را محدود می‌كند طرح كلی ناد را و سقف بیرونی آن را نیز به نوعی نشان می‌دهد. این پوشش سبك و شفاف، یك جدال دیالكتیكی در معماری نماد متبادر به ذهن می‌كند در پایین كف صیقل خورده و درخشاننماد فضا را در زیر بازسازی می‌كند.

در میانه نماد آبزنی بلورین قرار می‌گیرد كه راهی خمیده از آن می‌گذرد كه یادآور سنگاب‌های قدیمی است آب نیز رمزی است به نشانه پاك شدن در ورود به شهر كه گردش به سوی قبله را نیز در خود دارد. بلور آیزن و گردش مسیر سبب می‌شود تا گسلی كه در اثر راه در سنگاب ایجاد شده، احساس نشود این فضا تنها با تفاوت كف و دیدار سقف از فضای بیرون جدا می‌شود.

اندازه نماد

اندازه‌های بنا همواره یكی از دل‌مشغولی‌های پیشرفت فن‌آوری بوده است و این مورد برای بناهای سهند كه جنبه نمادین آن اصل تلقی می‌شود بیشتر احساس می‌شود. در نماد شهر اصفهان محدودیت فنی كه تندراه چمراه و استقرار نماد بر این راه پیش آورده نیز از عامل‌های اندازه نماد محسوب می‌شود این مونومان با ارتفاع 72 متر از نقاط مختلف شهر دیده می‌شود بدون آنكه بی‌تناسب جلوه كند.

صحن نماد

صحن دایره شكلی به قطر 45 به‌عنوان بستر نماد طراحی شد كه در طراحی آن سعی در به حداقل رساندن پوشش روی تندراه بوده است. صحن نماد علاوه‌بر تأمین ایستایی نماد به لحاظ فرم، دسترسی پیاده و سواره‌های نماد را نیز تأمین می‌كند.دسترسی‌ای در جهت شمال به جنوب در امتداد قطر صحن نماد به‌صورت پل در نظر گرفته شده كه فقط برای عبور اتومبیل‌های تشریفات است و در مواقع عادی گذرگاه عابرین پیاده است و قسمت شمال تندراه چمراه را به جنوب آن پیوند می‌زند.

بخش زیرین نماد

این بخش در تراز 6- به فضاهای مورد نیاز مقامات و فضاهای نمایشگاهی اختصاص داده شده است. سالن اجلاس، اتاق‌هایی برای كنفرانس و ملاقا‌ت‌های سران و مقامات از بخش‌های اصلی این مجموعه هستند كه با توجه به مسایل امنیتی طراحی شده‌اند.

درآیگاه شهر اصفهان

درآیگاه شهر اصفهان نه فقط یك نشانه شهری، چون میدان آزادی تهران، بلكه یك مجموعه هماهنگ شهری است كه بعد از طی طول تندراه چمراه با ارائه فضایی آشنا، ورود به اصفهان را اعلام می‌كند. درآیگاه علاوه بر این‌كه بستری برای نماد شهر است، فضایی تعریف شده را ارائه می‌كند كه از یك سو هویت خود را به روشنی ارائه می‌دهد و از سوی دیگر توسط عملكردهای عمومی قابل قبولی با بافت اطراف پیوند می‌خورد و مهم‌تر آن‌كه بافت گسسته شهری را پیوند دوباره می‌زند.

طرح «نماد و درآیگاه شهر اصفهان» با نظر به مسایل شهری موجود و با دركی كه از خصوصیات یك طرح شهری ارائه شده، وظایفی را در برنامه كار خود قرار می‌دهد. این وظایف به تفكیك زیر مطرح می‌باشند:

نخست پاسخ به مشكلات موجود در محدوده مورد نظر،‌ در حت توان و كاربرد طرح چكیده‌ای از كاستی‌ها و نارسایی‌ها در محدوده موردنظر - مشكلاتی كه در حیطه طرح قابل برخورد هستند - عنوان می‌گردد.

  • گسستگی بافت‌شهر یكی از مهم‌ترین مسایل موجود است كه در ارتباط تنگاتنگ با دیگر مشكلات می‌باشد و حل این گسستگی و برقراری اتصال در بافت، امكانی را فراهم می‌كند كه جریان هماهنگ زندگی در محدوده مركزی شهر، به‌تدریج در بافت شمال تندراه نیز جاری شود.
  • تداوم محورهای خدماتی موجود در شهر، در این محدوده نیازی است كه آشكارا قابل رك است و به نظر می‌رسد كه تأمین این خواسته، خود می‌تواند امكان پیوستگی بافت را فراهم كند و میدان لاله به عنوان یك اتصال زنده و فعال موجود، بهترین امكان را برای رسیدن به این خواسته فراهم می‌كند.
  • حركت سریع اتومبیل در تندراه چمراه كه به‌عنوان یك بایستگی شهری مطرح است و حل گرده ترافیكی را در میدان لاله برای انتقال این حركت به درون بافت شهری ضروری است. از همین رو یكی از اهداف اصلی طرح درآیگاه را به اتصال در بافت جنوب و شمال تندره چمراه در محدوده میدان لاله اختصاص داده‌ایم. این اتصال در كالبد یك مركز شهری كه در برگیرنده مجموعه یادمان و درآیگاه شهر اصفهان است و با هدف طرح راهوند تا امروزین برای تندراه چمراه، تلاشی در راه ارائه پاسخ به مشكلات موجود در طرح مجموعه‌ای شهری درخور اصفهان است.
  • تبدیل میدان لاله به بستری كه در برگیرنده نماد، شهر باشد.
  • ایجاد نماد معنوی و فرهنگی در درآیگاه جهت تأمین كاركردهای اوقات فراغت متناسب با هویت كاركردی فرهنگی و با هدف زنده و فعال نگه‌داشتن فضا.
  • استفاده از مجموعه یاد شده جهت ایجاد هماهنگی و سازگاری بین یادمان و بافت اطراف.
  • ایجاد امكان گسترش كاربری‌های عمومی از سمت شمال و جنوب كه امكان ترمیم بافت توسط حركت خودجوش شهری و طراحی‌های شهری را فراهم كند و به عنوان بخش پشتیبانی مجموعه كارآیی داشته باشد.
  • استفاده از فضای سبز موجود در جنوب میدان به عنوان پهنه درآیگاه، به‌منظور استفاده بهینه از سایت.
  • تعیین كاركردهای پذیرفته و پویا برای گسترش مجموعه پشتیبانی یادمان.
  • در نظر گرفتن امكان پاركینگ برای تأمین آمد وشد مردم و به مجموعه و ممانعت از ایجاد مشكلات ترافیكی
  • تأمین امكان انتقال حركت تند سواره به داخل مجموعه و نهایتاً تبدیل به حركت پیاده.
در طراحی پهنه نماد نكاتی در نظر گرفته شده كه به قرار زیر است:
  1. سهندوارگی فضا در پهنه نماد
  2. راهوندی بودن پهنه نماد
  3. كاربردی بودن پهنه نماد
  4. عمومی بودن پهنه نماد
  5. درآیگاه به مثابه مفصل بیرون و درون‌شهر
  6. پهنه نماد عاملی برای اتصال شهری

ویرایش درآیگاه

با انتخاب میدان لاله به‌عنوان جایگاه نماد و طراح مساله درآیگاه محدوده میدان لاله به دقت بررسی و شناسایی شد.
بافت شهری در این محدوده، بافتی است ناهمگون، كه به دو بخش نوساخته و قدیمی تقسیم می‌شود و مرز این دو بخش، تندراه چمراه است كه چون خط تفكیكی آن‌ها را از یكدیگر گسسته است. درحالی كه در جنوب تندراه ما شاهد بافت نسبتاً یك‌پارچه شهری هستیم. در شمال آن با بافتی پراكنده و اسفنجی، با خصوصیات حاشیه روبرو هستیم. كه تأثیرپذیری بسیار محدودی از خصوصیات شهری اصفهان داشته است، بخشی از شهر كه محورهای موجود در آن، كارایی لازم را نداشته و در واقع نشان از هویت شهری اصفهان ندارد.

میدان لاله را مجموعه مسكونی لاله در شمال شرق، بافت نوساز مسكونی در شمال غرب، پارك لاله در جنوب شرق، ساختمان رفاه در جنوب و ساختمان‌های اداری دولتی (ساختما آتش‌نشانی، دبیرستان و…) در جنوب شرق احاطه كرده‌اند. با هدف استفاده مناسب از سایت، پارك لاله در امتداد محور زینبیه بستر مناسبی برای طراحی شناخته شد.
پارك لاله به مساحت 20 هكتار در امتداد محور زینبیه، فضای سبزی است ه تا مجموعه مسكونی لاله امتداد داشته و گره ترافیكی لاله قسمت شمالی آن را از بین برده است. این پارك بستر سبزی است كه مسیرهایی در آن طراحی شده است.

و اما طرح درآیگاه چرا محوری دیده شد؟
زیبایی‌شناسی یا مبحث زیبایی جز آن‌كه شخصی است ابعاد اجتماعی، فرهنگی و تاریخی نیز دارد. به زندگی و شیوه زیست و باور آن مردم نیز وابسته اس.
محور به نحوی خود باور ماست!
این ویرایش با باغ‌سازی و طرح پروست هم رشته شده است. چهارباغ یا پارك‌هایی پیاده ما مفهومی از گرامی بودن محور نزد ما است.

امتدادهای هم‌نواخت با فرهنگ، یكی و یگانه شده است. چشم‌اندازهای بی‌انتهای خط آب كه فرسنگ‌ها تداوم دارد خود امتداد را مفهومی ژرف‌تر بخشیده است. باغ‌سازی ژاپنی می‌تواند چشم‌اندازهای بی‌شمار، گوناگون، لوند و پرانعطاف ارائه دهد. باغچه‌ای، گلی، تك‌ درختی، یا پله و فانوسی عنصرهای این فضای متغیرند. تنوع بنیاد این زیباشناسی است . اما تفكر یا منشی كه می‌تواند ساعت‌ها یك پیماد موسیقی را بشنود، اهل لوندی و دیگرگونی نیست. راستاهای بی‌پایان جوی آب و دیواره هم‌نواخت سروهایی كه تا دوردست می‌رود جایمان پسندیده اوست، تا آن‌جا كه ساختار طرح بهشت نیز محوری است محور و راستای یك خط، ساختار ذهن دینی اوست. قبله و خط قبله برای ایرانی از محور مفهومی دیگر ساخته است پس در آیین محوطه‌پردازی ما «محوربندی» یك دستور است.

محور درآیگاه شهر، فضایی خطی است كه از صحن نماد شروع شده و در امتداد محور زینبیه (جهت قبله) به سمت شهر امتداد می‌یابد.
برای اینكه محوره با دسترسی‌های سوره تقاطع نداشته باشد، ناگزیر در تراز منهای سه قرار داده شد. این اختلاف تراز عامل شده تا محور به عنوان عرصه‌ای متفاوت از درآیگاه دیده شود.
پلكانی كه تراز صفر را به منهای سه می‌رساند، عامل بخشه‌بندی فضای محور است، هم محور را به صورت بخشه‌ای جدا تعریف می‌كند و هم فضاهایی داخل محور را به صورت عرصه‌های جداگانه درمی‌آورد. در میانه محور درآیگاه راهوندهایی به صورت صحن پیش‌بینی شده به مساحت 1500 مترمربع و بخشه‌بندی‌هایی كه این صحن‌ها را از هم جدا می‌كنند این صحن‌ها محور را به دوازده بخش مساوی تقسیم می‌كند.

صحن فروردین، اولین بخشه محور، در دل نماد جای دارد. محور با فضای ناد مرز گسسته‌ای ندارد. فروردین یا فرودگان اعتقاد به دوام زندگی پس از مرگ نزد ایرانیان است. اعتقاد به جاودانگی و نامیرایی. صحن فروردین یادمان شهیدان است. نماد زندگی مادی و مینویی، نماد تیرگی و روشنی است. نیمی از صحن آب است و نیم دیگر سنگ سیاه صیقلی. هفت لوح مرتفع كه نام شهدای جنگ روی آن حك شده و در نیمه روشن صحن در اطراف محیط حوض واقع شده‌اند. آب از قسمت بالای حوض روی این لوح می‌ریزد و نام شهیدان را می‌شوید. در میان هر ستون شكافی قرار دارد كه منبع مولد نور در آن قرار می‌گیرد. كه با استفاده از فناوری لیزری یا فیبرنوری، ستون نور با ارتفاع زیاد بالا می‌رود. این ستون نور تا فاصله زیادی از شهر دیده می‌شود.

به این ترتیب هر دوازده صحن با استناد به نام بروج دوازده‌گانه طراحی شده‌اند. محور فضایی بخشگانی است، جایگاهی برای حضور و تماشا و عاملی برای ارتباط باغ‌ها،

باغ‌های دوازده‌گانه مجموعه درآیگاه

با توجه به مفهوم باغ در اساطیر ایران، قدمت باغ‌های ایرانی و ارزش و اهمیت این فضا در فرهنگ ما، باغ فضایی درخور هم‌جواری با نماد تشخیص داده شد. در حقیقت فضای درآیگاه مجموعه‌ای راهوندی از باغ‌هایی با متن فرهنگی است. این باغ‌ها در واقع فضاهایی گردش‌گاهی، فرهنگی هستند كه مجموعه نماد را به یك فضای كاربردی پرجنب و جوش تبدیل می‌كنند. درآمیختگی مجموعه نماد با شهر از طریح این باغ‌هاست. طراحی باغ‌ به صورتی بوده كه مجموعه نماد را به یك مجموعه راهوندی تبدیل كرده‌اند.

معماری باغ‌ها

باغ‌ها به‌صورت صحن‌های بزرگ طراحی شده‌اند كه كالبد كم ارتفاعی آن‌ها را در برمی‌گیرد و درختان مرتفع این مجموعه را محصور می‌كند با توجه به اقلیم اصفهان كه 9 ماه از سال هوای آن مناسب است صحن‌های باغ به‌صورت فضاهای بازا برای اجتماع مردم، اجرای نمایش، كنسرت و… طراحی شده‌اند و در اطراف صحن‌ها فضاهایی برای كاربری‌های مختلف باغ‌ها در نظر گرفته شده است. این با‌غ‌ها عبارتند از باغ قدمگاه، باغ یادها، باغ جهان‌ما، باغ آینه، باغ مهتاب، باغ مهتاب، باغ تماشا، باغ نگارستان، باغ هزارنقش، باغ تندیس، باغ طاووس، باغ گلزار و باغ پالیز.

پشتیبانی درآیگاه

یك مجموعه نگهداری و نگهبانی، پاركینگ‌هایی عمومی و اختصاصی و یك فرودگاه چرخ‌بال پشتیبانی درآیگاه را تشكیل می‌دهند.

سید محسن میردامادی

استان مرتبط : اصفهان  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید