تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :837

در آرزوی شهری خوشبخت

واقعا روزی می‌شود که من از خواب بیدار شوم و تمام موضوعاتی که این روزها شاهد آن هستم را دیگر نظاره نکنم و این موضوعات را به صورت دیگری مشاهده کنم. این موضوع یکی از آرزوهای من یا بهتر بگویم یکی از رویاهای من است که این روزها زمان‌هایی که قصد رویا‌پردازی دارم به این موضوع فکر می‌کنم.

فکر می‌کنم که این امکان دارد روزی از خواب بیدار شوم و ببینم در مواجهه با دنیایی هستم که مقررات به خوبی اجرا می‌شود و می‌دانید و می‌دانیم زمانی که مقررات در یک جامعه به خوبی اجرا شود، شهروندان آن شهر از خوشبخت‌ترین مردمان می‌توانند قلمداد شوند. زمانی که چشمانم را باز کردم دوست دارم ببینم شهری که در آن هستم، با نظم و انضباط به کار خود ادامه دهد؛ اجتماعی که به حقوق یکدیگر احترام می‌گذارند و با مهربانی با هم رفتار کنند.

دوست دارم پدر و مادری از هم جدا نشوند؛ نه به خاطر خودشان بلکه به خاطر فرزندی که بی‌پدر و مادر در این شهر می‌تواند چه اتفاقاتی را تجربه کند. دوست دارم قانون مدار باشیم دوست دارم از اولین سلامی که به هم می‌دهیم با صداقت باشد تا آخر آن. نمی‌خواهم و دوست ندارم در شهری که زندگی می‌کنم، کسی دیگری را گول بزند و سر هم کلاه بگذاریم. دغدغه‌ رانندگی نداشته باشیم به خاطر یک سبقت همدیگر را به قصد کشت کتک نزنیم.

دوست دارم این هنجارهایی که امروز شاهد آن هستیم را دیگر نبینیم! می‌خواهم بگویم دوست دارم در شهری که زندگی می‌کنم، احساس خوبی داشته باشم. با فراق بال در این شهر راه بروم. مایلم به جایی برسیم که حقوق خودمان که هیچ به حقوق جانوران نیز احترام بگذاریم به محیط زیستمان به حرفمان به اعتماد مردم‌مان همه و همه مانند یک قطار در ریل‌های مشخص حرکت کنیم. این موضوع هیچ عیبی ندارد پذیرش و دوست داشتن هم‌نوعی ایراد محسوب نمی‌شود.

برای هر اتفاق کوچک صداها بالا نرود یقه‌ها گرفته نشود، بلکه صدای خنده بالا رود و سخنانی در باب ستایش از افراد گفته شود. به شهری می‌اندیشم که در آن، عمر مردم با استرس و ناراحتی طی نشود. اما اگر این موضوعات به تحقق بپیوندد انرژی ناخوداگاهی آزاد خواهد شد که باعث تجلی یک شهر می‌شود «شهری روشن»؛ شهری که دیگر انسان‌ها از خانه‌ها و خیابان‌ها فراری نیستند و به دنبال جایی غیر از آن برای آرامش نمی‌گردند. هیجان‌ها دیگر منفی نیست و در درگیری‌ها خرج نمی‌شود.

اگر غیر از این باشد فضایی با لبخند و آرامش خواهیم داشت. دیگر هیچ کس از آینده نگران نیست. و از قبال نگرانی آینده دست به کارهای غیرمعقول نمی‌زند. دیگر بازار اختلاس داغ نیست، کسی از رانت استفاده نمی‌کند، کسی حق کس دیگر را به زور تصاحب نخواهد کرد. کسی بابت پارتی و ارتباط از کس دیگر ناعادلانه پیشی نمی‌گیرد. افراد زیاده خواهی و فرصت‌طلبی نمی‌کنند.

دیگر پرونده‌ای در قوه قضاییه وجود نخواهد داشت. دادگاه‌های ما خالی خواهند بود، دیگر شاکی در خانه‌ها را با فریاد نمی‌کوبد و ساحت صاحب خانه را با بی‌آبرویی نمی‌آلاید. اگر شهرهامان اینچنین باشد، کشور گلستان می‌شود؛ سیاستمداران ما با اخلاق می‌شوند، کسی افراط نمی‌کند و مرد لایقی را از کار برکنار نمی‌کنند. افراد حرمت نگه می‌دارند. در واقع تنش‌های بی‌فایده بین قوا به وجود نمی‌آید که از بابت آن مردم ضرر کنند. صدای مردم به همه جا می‌رسد کسی قادر نیست حق مردم را بگیرد کسی نمی‌تواند با رابطه، کاخ بسازد در حالی که دیگران در خیابان آواره‌اند. درختان و فضای سبز ما را کسی از بین نمی‌برد.

ما دارای فرهنگ غنی هستیم که باید روی آن کار کنیم تا دوباره آن را بازیابیم. ما بیش از هر زمان احتیاج به آرامش داریم تا بتوانیم یکدیگر را بازیابیم. حقوق صلح‌طلبان را تبیین کنیم تا پیشرفت داشته باشیم. مصالح کشوری را اولویت دهیم. تمام سخنان من برای مردم این شهر است. اکنون هر یک از ما وظیفه‌ای داریم و باید به آن عمل کنیم. مهم نیست در چه جایگاه اجتماعی هستیم مهم این موضوع است که ما مانند یک زنجیر به یکدیگر وصل هستیم.

شهربانو امانی
نماینده دوره های پنجم و ششم مجلس شورای اسلامی
به نقل از روزنامه آرمان امروز
 


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید