تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2569

در باب هم اندیشی

پهنه وری اندیشه انسانی را حدودی نیست.

اندیشه را به سرانجامی گفتاری (بیانی) و سپس عینی رساندن روندی است که طی قرون و اعصار وسوسه و دغدغه آدمیان اندیشمند بوده است.

«من می اندیشم پس هستم»

انسان بدان معنایی رسیده است که وجود خود را مرهون اندیشه خود می داند.
اندیشه را کم بها نباید داد، و روایت اندیشه خود ارزشی است والا که جوامع انسانی را بالا و پری امروزی داده است. چنانکه «مالکیت اندیشه» اکنون مبحثی است حقوقی که صاحبان خود را در ردیف گنجینه داران می شناسد و حرمت این دارائی را پاسداری می نماید.

فرآیند اندیشیدن که از ذهن انسانی تراوش می کند تا به آنجا که ثبت و منتشر می شود بخشی مشخص است. اما از آنجا که اندیشه بیان می گردد و نشر می شود وسعت عام می یابد و دیگر متعلق به شخص نیست، پس آنگاه به چالش و نقد کشیده می شود.

تک اندیشی و تک گوئی، دیگردر جوامع انسانی براحتی پذیرفته نخواهد بود، حتی اساتید و دانشمندان بزرگ نیز از نقد و چالش مصون و محفوظ نیستند.
سخنوران بلامنازع و اندیشمندان منزوی هر دو احتمال بیراهه روی را در پیش روی دارند. گرچه تک اندیشی پی و پایه اندیشه انسانی است لیکن، در نقد جمع است که اندیشه معنای جهان شمول می یابد و به تعریفی از شاملو «در خطاب و عتاب اندیشه های دیگران می شکوفیم».

برقراری ارتباط، انتشار افکار و بحث و مجادله در حضور دیگران (و نه فقط انتشار کتبی) معنی هم اندیشی دارد. هم اندیشی در بر گیرند، مباحثی است که جهت دستیابی به ایده های جدید مطرح می شود و در نهایت به انسجام و «خرد جمعی» می انجامد.

هم اندیشی همچون ابزاری برای شناسائی فرصت های تفاهم و تزاید قوت افکار در جامعه است.تباین افکار نباید باعث اجتناب از طرح اندیشه ها گردد که این تباین خود مقدمه ای بر تفاهم نهائی و تکیه بر خرد جمعی خواهد بود.

هیچ اندیشه ای را کوچک و بی مقدار نباید شمرد. غربیان سالهاست که بر ارزش اندیشه های آنی (هر چند بی مقدار) پی برده اند.
روش «طوفان ذهنی» یا Brain storming سالهاست که در «اتاقهای فکر» جهت حل مسائل کوچک و بزرگ روز به کار گرفته می شود. حتی افراد غیر متخصص را نیز به جلساتی تخصصی دعوت می کنند تا فارغ از جزئیات، به تبیین نظرات بپردازند. ژرفای تک اندیشه ها آنقدرها پر بها نیست که بی شک اندیشه های ژرف در پی چالش و نقد بروز خواهند کرد.

ارزش هم اندیشی در زمانه ای که سرعت ارتباطات فزونی گرفته است، در تسریع حل مشکل است و هم آنکه افراد را به بیان افکاری وا می دارد که در غیر از آن زمان، فرصت بیان یا انتشار آن را نداشته و گاه به لایه های تاریک ذهن و مغز ایشان روانه می شود.
تجارب هم اندیشی نشان از آن دارد که هرگاه اندیشه های یک گروه از افراد را درگیر نمائیم، در کمترین زمان ممکن است مفاهیم جدید ایجاد نماید، تغییر و اصلاحاتی در دیدگاههای حاضران بروز کند، نقدپذیری را افزایش دهد و ناقدان را به قوانین نقد و بررسی مشرف سازدو نهایتا" فضائی به وجود آورد که در آن مفهوم «خرد جمعی» شکل پذیر شود. انسجام و تشکل «خرد جمعی» مقصود و غایت پدیده هم اندیشی است. احساس مشارکت مثبت فرد در جمع، رویکردی است که مشارکت دیگران رانیز در هم اندیشی توجیه می نماید، بیان صریح و آزادانه عقاید و انرژی مثبتی که از یک جمع غیر رسمی آزاد می شود، در تداوم خود به شکل گیری «خرد جمعی» خواهد انجامید.

دیرگاهی منحصراً گستره های ادب و هنر جایگاه «نظر» بود و قیل و قال مدرسه را بر میتافت، حال این گستره را نیز دیگر حدودی نیست و از حیطه علوم انسانی فراتر رفته و درانواع علوم دیگر نیز تسری یافته است و جوامع علمی و هنری و ادبی هر یک به مقیاس خود از پدیده هم اندیشی بهره ورند.

می دانستیم که "همه چیز را همگان دانند" و اکنون قاطعانه معتقدیم که «رعد حقیقت از تصادم افکار ساطع می شود». جامعه بالغه، جامعه ای است که اندیشمندان و پیشروان آن به حاکمیت خرد جمعی در کلیه جوانب آن واقف و قائل باشند ، «خردی» که از جمعیت اندیشه های هم اندیشان آن جامعه تبلور یافته و ضامن اعتلاء علم و فرهنگ جامعه در سطوح مختلف آن است.

م _ ایمانی

مجموعه مقالات مرتبط : تجاربی از هم اندیشی    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید