Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1441

در جست وجوی افق های نو

(مقالات گذشته - خرداد 1382)
گفت و گو با دکتر مهدی قالیبافیان

در اتاقی نه چندان فراخ که سرشار از کتابهای مهندسی است، سه میز کوچک و بزرگ، مکانی امن برای مردی سپید موی و سپیدروی است که باور دارد از 30 سال پیش تاکنون، جای آن که کارهای بزرگی انجام دهد، ساختمان ها را پینه دوزی کرده است.
البته برای مخاطبانی که با گوشه یی از زندگی سراسر تلاش و صداقت این استاد پیشکسوت سازه آشنا هستند، این سخنان جز فروتنی و تواضع مفهومی ندارد.

«مهدی قالیبافیان» دکتری مهندسی ساختمان های بتن آرمه از فرانسه، 68 ساله و اهل تبریز استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران است و با آن که لهجه آذری ندارد اما در خلال صحبت هایش و در خاطراتی شیرین که بر زبان می آورد، نمی تواند میزان مهر و علاقه خود به زبان و سرزمین مادری اش را پنهان کند:

«زبان ترکی، زبان کاملی است، چنانچه با یک کلمه آن می توان جمله ای را ادا کرد، حتی در صنعت و رایانه!»

وی در رشته تخصصی خود، بیش از هر چیز یا عدد و رقم و ابزارهای صنعتی کلنجار می رود از این رو مخاطب انتظار لحن و برخوردی خشک و جدی و نگاهی غیر منعطف دارد اما روحیه حساس و گفتار شیرین او ناخودآگاه نخستین عاملی است که آدمی را تحت تاثیر قرار می دهد، تا آن جا که وقتی می خواهد از دوران کودکی اش یاد کند در اعماق چشمان او برق خنده یی بی پروا زبانه می کشد، ساق های آبی پارچه ای دستش را که به خاطر کثیف نشدن آستین لباس روشنش هنگام نگارش مطالب به دست می کند و نشان از عادتی دیرین و رسمی فراموش شده دارد، تا می کند و گوشه میز می گذارد و می گوید: جز پنج سال اول زندگی که در عالم بچگی، آرام و سر به راه بودم، حیات پرتلاطمی داشته ام.

دکتر  قالیبافیان حمله متفقین به ایران را آغاز ایجاد تلاطم در زندگی اش عنوان می کند و می گوید: «هرگز فراموش نمی کنم که آن زمان از درک معنای وطن عاجز بودم و وقتی بزرگترها می نشستند و درباره آمدن بیگانه به وطن صحبت می کردند، در حال جستجوی آن بودم.»

اینجا که می رسد وی نقبی به گذشته می زند: «یادم هست در آذربایجان، گاه مسابقه هایی برای جنگ گاو، قوچ یا خروس برپا می کردند تا پس از مبارزه، حیوان برنده اعلام شود. اما اگر یکی از این حیوانات چند دقیقه زودتر به میدان مسابقه می آمد، مسابقه به هم می خورد چون معتقد بودند: «حیوان وطن کرده» وقتی حیوان وطن می کرد، هیچ چی حریفش نبود.

من هم مثل هر انسان دیگری بالاخره دانستم وطن یعنی چه. و این مفهوم را تا ابد دوست خواهم داشت چرا که زادگاهم بوده و گورگاهم خواهد بود.»

قالیبافیان که پس از دریافت دکتری خود در رشته مهندسی ساختمان های بتن آرمه و انتشار پایان نامه دکتری خود در سال 1344 از فرانسه به کشور بازگشت، نخستین اقداماتش را چنین بازگو می کند: «زمانی که بسیاری از متخصصان ساختمان، راجع به ضرورت محاسبات زلزله هیچ صحبتی نمی کردند، من نخستین ساختمان بتن آرمه ایران را با رهنمودهای مهندس «خلیلی» - استاد درس بتن آرمه- برای زلزله محاسبه کردم که نتیجه آن ساختمان «فیلیپس» واقع در میدان فردوسی شد و چند سال پس از آن، نخستین مطالب پیرامون زلزله و اقدامات ساختمانی پیشگیری از آسیب های آن به طور جدی و رسمی در کشور مورد توجه قرار گرفت.»

این استاد دانشگاه با بیان این که طراحی در حالات حدی در آن زمان تنها در برخی کشورها به طور رسمی انجام می شد، می گوید: «در سال 1345 برای نخستین بار در کشور، طراحی در حالات حدّی را در دانشگاه تدریس کردم و سپس آن را به طور عملی نیز انجام دادم که نتیجه آن طراحی ساختمان روزنامه اطلاعات سر خیابان جلیل آباد تهران شد.

قالیبافیان که یکی از علاقمندان تحلیل مسایل سیاسی و اجتماعی است، زندگی پرفراز و نشیبی را به دلیل درگیری های حاد اجتماعی خود داشته است. وی هیچگاه نسبت به اوضاع جامعه خود بی تفاوت نبوده و از این رو رویدادهای مهم تاریخی در چند ده ساله اخیر هریک به نوعی رد خود را بر زندگی وی بر جای گذاشته است.

وی درباره دلیل اصلی گرایش خود به رشته مهندسی می گوید: ((درزمان نوجوانی، به خاطر آنکه برادرم دانشجوی رشته پزشکی بود، دوست داشتم پزشک شوم ولی رشته ی مهندسی مکانیک توجهم را جلب کرد ولی مهندسان مکانیک در آن زمان با بحران بیکاری مواجه شدند و حتی یک نفر به خاطر اعلام اعتراض خود اقدام به لبو فروشی در مقابل دانشگاه کرد، من، با در نظر گرفتن رونق بازار کار در رشته مهندسی ساختمان، در این رشته به تحصیلاتم ادامه دادم)).

وی که به دو نسل از دانشجویان، با عشق و علاقه درس داده است، به دلیل محبوبیت و ویژگی های شخصیتی برجسته، همواره بیشترین آرای انتخابات سازمان نظام مهندسی را به خود اختصاص داده است، با بیان این مطلب که داشتن ارتباط دو سویه با دانشجویان یکی از بزرگترین شانس های او در زندگی حرفه ای اش بوده است، می گوید: « من دانشجویی ازلی- ابدی هستم که هر روز می خواهد چند کلمه بیشتر بیاموزد. با این حال معتقدم برای بخشیدن اعتماد به نفس به جوانان، باید صحنه فعالیت را برای آنان خلوت کنیم زیرا هرگاه از جوانان غافل شده ایم به دنبال مسایل جنبی رفته اند».

این جا که می رسد استاد یادی از مرحوم یوسف شریعت زاده می کند و می گوید: « همیشه آرزو داشتم با او کار کنم چرا که هروقت با آن مرحوم کار می کردم، چیزی یاد می گرفتم. از این رو همواره پیش خود از ایشان به عنوان یک معلم با احترام یاد می کنم».

قالیبافیان بر پیگیری و سماجت ورزیدن بر اندیشه های درست تأکید دارد و می گوید:« من عادت ندارم کنار بکشم».

وی که از شهریور سال 1339 تا کنون در گروه مهندسان محاسب«سانو» به کار طراحی و محاسبه سازه ساختمان ها پرداخته و در چارچوب تهیه نقشه های اجرایی کارخانه ماشین سازی تبریز نقش اساسی داشته است، می افزاید:« زمانی که در ماشین سازی تبریز مشغول به کار بودم متوجه شدیم که با یک نوع «جوش» دقت و صحت کار تأیید نخواهد شد، به همین خاطر، برای تغییر شیوه شکل جوش ها، آیین نامه گونه ای تدوین کردیم که هر چند در ابتدا به دعوا و درگیری انجامید ولی به تدریج با ارایه طرح علایم قراردادی اتصالات در ساختمان های فلزی به استاندارد جوش ایران دست یافتیم.»

این استاد دانشگاه همچنین از سال 1346، ضمن تدریس بتن آرمه، مسئولیت اداره آزمایشگاه مصالح ساختمان دانشگاه فنی دانشگاه تهران را برعهده دارد، در تهیه بیش از 50 مدرک فنی رسمی مملکتی مشارکت فعال داشته و افزون بر تألیف 18 جلد کتاب و نشریه به زبان فارسی، کتاب و مقالاتی به زبان فارسی، فرانسه و انگلیسی نیز ارایه کرده است.

وی در حالی که تقریباٌ بدون نیاز به تأمل، تاریخ تمامی وقایع مهم زندگی اش را به خاطرمی آورد، با ذوقی خاص از احساس خود به هنگام بازگشت به وطن می گوید:« روزی که به کشور بازگشتم14 مرداد ماه سال1344 و مصادف با روز جشن مشروطیت بود.

فراموش نمی کنم وقتی که سوار بر هواپیما، از بالا چراغانی شهر را دیدم حالتی پر شعف به من دست داد واز مهر ماه همان سال، بی آنکه بدانم چه کاره ام! به دستور مهندس خلیلی که بسیار دوستش داشتم به اتاقی در دانشکده راهنمایی شدم و هنوز هم در همان اتاق به کار مشغولم».

قالیبافیان بر وجود مخالفت برخی مسئولان با کارهای نو در ساختمان سازی تأکید دارد اما در عین حال این موضوع را به تمام کشورها تعمیم می دهد و می افزاید:« به علاقمندان هر رشته باید توصیه کرد که با یک مسیر، نمی توان به نتیجه رسید. باید راه های مختلف را آزمود. در ایران همیشه در مقابل کارهای نو، دافعه و مقاومت وجود داشته است اما این که چه باید کرد؟ پاسخها متفاوت است، مثلا من راه های مختلفی را امتحان کرده ام، نخست به اداره استاندارد دخیل بستم! استاندارد نوشته شد اما قانونی برای اجرا وجود نداشت.

 از چند سال پیش به این سو دریافتم که اساسأ از یک مسیر نمی توان به نتیجه رسید. باید کار فرهنگی را جدی گرفت. همیشه برای دانشجویان مثال می زنم: وقتی شما آمدید برای مصرف کننده یعنی کسانی که می خواهند صاحب یک مسکن باشند توضیح دادید که اگر فلان کار را انجام ندهید، ساختمان برسرتان فرو می ریزد، مطمئنأ دیگر هیچکس زیر چنین سقفی نمی خوابد یعنی معمولا ریشه اصلی دردها، ناآگاهی است، از این رو باید اطلاع رسانی کرد.»

برخورد بناها و جوشکارها گاه چنان موجب خرسندی این استاد سازه شده که از لحن و بیان آنان با علاقه و شعف فراوان یاد می کند و می گوید:« سال ها پیش، هنگام جوش دادن اتصالات یک ساختمان با جوشکاری آشنا شدم که به الفاظی که من برای انواع جوش استفاده می کردم، می خندید و به جای آن از الفاظ بسیار زیبای فارسی استفاده می کرد. به طور مثال او به جوش« U » (یوشکل) می گفت: در زلاله ای و یا به جوش« V »(وی شکل) می گفت، جناقی. یادم است که همان موقع کنارش نشستم و از او خواستم برایم بیشتر توضیح دهد، پس او گفت و من هم نوشتم...»

استاد دانشکده ی فنی دانشگاه تهران، همچنین با اشاره به تعمیر پل مرزی ایران و ترکیه (پل قطور) که در زمان جنگ با تخریب 65درصدی یکی از پایه های اصلی مواجه شده بود، می افزاید: آن زمان قطار را از پل شکسته عبور دادیم و بعد تعمیر آن با موفقیت انجام شد.

وی که در تمام دوران تحصیلاتش در دانشگاههای داخلی و خارجی با احراز مقام نخست فارغ التحصیل شده و از تزهای دکتری خود نیز با درجه «بسیارممتاز» دفاع کرده است، نزول سطح کیفی کار ساخت و ساز را پس از انقلاب کاملا مشهود می داند و می گوید: تعدادی قابل ملاحظه از ساخت و سازهای تهران آسیب پذیرند با وجودی که تعداد افراد تحصیلکرده در این زمینه افزایش یافته است اما سودپرستی و بی بند و باری اجتماعی، همچنان یکی از موانع جدی پیشرفت و ایمن سازی ساختمان ها به شمار می رود چنانکه در صورت وقوع زلزله فاجعه یی ملی رخ خواهد داد.

این استاد سازه، در حالی که نقش معمار را به لحاظ ارتقای سطح کیفی بناها پر اهمیت می داند، تأکید می کند: « اگر معمار و مهندس سازه باهم هماهنگ باشند در این زمینه به کیفیتی بهتر دست خواهیم یافت، در غیر اینصورت باید اعتراف کرد که به تنهایی کار کردن نتیجه ای جز سترونی در پی نخواهد داشت».
قالیبافیان در ادامه با اشاره به روند ساخت و ساز بیمارگونه در شهرهای کشور به ویژه پایتخت معتقد است: «امروز ضرورت جامعه ایجاب می کند جوانان پرانرژی و متخصص که در صف نخست سازندگی هستند وارد عمل شوند و از ابتکارات خود استفاده کنند.

گفت و گو با دکتر مهدی قالیبافیان

پس من و عده ای مانند من نیز باید بپذیریم که حضور دایم ما در سازمان نظام مهندسی نه تنها فایده ای نخواهد داشت بلکه فضا و جا را برای مانور افراد ساعی تنگ خواهد کرد.» وی تأکید دارد:« هیأت مدیره سازمان نظام مهندسی جای جوانان پر انرژی است که مستقیما در ساخت و سازهای شهری دخالت دارند و از نزدیک مسایل را می شناسند، من فکر می کنم ما جای آنها را اشغال کرده ایم.

از این رو در انتخابات آینده نامزد نخواهم شد ولی اگر شرایط برگزاری انتخابات به صورت آزاد، قانونی و دموکراتیک فراهم باشد، از حضور نسل جوان و کسانی که دستشان در خمیرساخت و ساز شهری است، حمایت خواهم کرد.

وی در مورد سازمان نظام مهندسی و اساسأ تشکل های غیردولتی موجود در این حوزه نیز اعتقاد دارد: «NGOها مثل سایر قضایا باید زمینه های اجتماعی و فرهنگی داشته باشد. در کشور ما هم NGOها شروع به کار کرده اند نه کسی می تواند بگوید من آغاز کرده ام و نه کسی می تواند جلویش را بگیرد. هر گروهی با دید خودش با این جریان تعامل دارد. یکی کمک می کند.

یکی درگیر می شود یکی مخالف است دیگری موافق. یکی از مقالات بعد از اینکه یک ساعت برای او صحبت کردم که نظام مهندسی باید شکل غیردولتی داشته باشد و مستقل... بعد از اینکه همه این ها را گفتم پاسخ خود را در یک جمله خلاصه کرد:« فلانی تو نظرت این است که سی، سی وپنج هزار مهندس متشکل بشوند، ما خبر نداشته باشیم»؟ گفتم:« این تعریف     است. می توانید خبر داشته باشید ولی خود را متولی و قیم ندانید. چرا که غیر دولتی یعنی غیردولتی.»

ولی هنوز این فرهنگ جا نیافتاده است مثل هر کار دیگر، نه کسی می تواند بگوید این تشکلها را دستوری ایجاد کنیم نه کسی می تواند تعطیلش کند این ضرورت زمان است. هر کس به سهم خودش می بایستی کمک کند به اینکه این ضرورت زودتر حاصل شود. ما نمی توانیم با ضرورت مقابله کنیم، می توانیم به آن لطمه بزنیم. می توانیم کمکش کنیم تغییرش نمی توانیم بدهیم...»

وی در پاسخ به این پرسش که آیا دو پروژه در دست احداث« برج میلاد» و« تونل رسالت» توجیه اقتصادی برای کلانشهر تهران خواهد داشت؟، می گوید:« با وجودی که از پروژه برج میلاد اطلاع چندانی ندارم ولی به آن علاقمندم اما در خصوص «تونل رسالت» باید توضیح دهم این پروژه به طور قطع در کاهش ترافیک شهرنقش به سزایی خواهد داشت.

قالیبافیان وقتی صحبت از اوقات فراغت می شود دست هایش را به هم می زند، بلند می خندد و می گوید: «سنم بالا رفته و کارم زیاد است. گاهی نوع کارم را تغییر می دهم و گاه از فرط خستگی یا عصبانیت به نوشتن پناه می برم و وقتی کاردرمانی نتیجه نداد!( با دست به صندلی مخمل راحتی کنار پنجره اشاره می کند) آن موقع زمان شعر درمانی است. روی همان صندلی می نشینم فال حافظ می گیرم و صفا می کنم.»

استاد دانشگاه تهران به علاقمندی خود به موسیقی اشاره و اظهار می کند:« موسیقی آذربایجانی را به خاطر حالات رویایی اش بیش از هر چیز دوست دارم اما افسوس که تلاشم در یادگیری هنرساززدن، بی ثمر ماند».

وقتی دفترکار دکترقالیبافیان را ترک می گویم ناخودآگاه با خود می اندیشم آیا نهادهای آموزشی-علمی جامعه ما در حال حاضر ظرفیت و توان پرورش افرادی همسنگ با این پیشکسوتان را داراست؟

آیا اساسا چنین دغدغه یی در میان است؟ و به راستی با این سرمایه های گرانبها در زمان حیاتشان چگونه رفتار می کنیم...

بررسی و نوشته: آرزو پاک
منبع :  ماهنامه شهر و ساختمان-خرداد 1382
به نقل از وب سایت موسسه تاریخ شفاهی معماری و شهرسازی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید