Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1462

در حاشیه بوم (مقالات گذشته – زمستان 1362)

تلاش امروزین انسان در پی شناخت ناشناخته های غریب، باشتابی خارج از توان کالبدی فردی افراد جامعه، روبه پیش در جریان است. ابعاد قلمرو ذهنی او را در پژوهش ویژگیهای اتم، منظومه، کهکشان و ردیابی پیوندهای عناصر متشکل آنها، نمی توان محدود شمرد. چه، با نیم نگاهی به گذشته های دور و نزدیک و زمینه هایی از ماوراء الطبیعه، ذهنیت عمومی و اشتهای علمی و عرفانی او اشباع ناشدنی می نماید. در حالی که فرهنگ امروزی او برپایه های تجربه و دانش گذشته اش استوار است وقایعی هم که طی تاریخ بر او اتفاق افتاده در شکل گیری فرهنگ او سهم موثری داشته و با شتابی روزافزون بردانسته های خود می افزاید. فقط نیم نگاهی به گذشته وماورای قدیمی زمینی خود دارد. در این گیرودار از قرابت با آنچه که روزی با وجودش عجین بوده، غافل مانده و فاصله ای بعید با آن گرفته است، تا آن جا که ضمن احساس رابطه ای غریب با مصنوعات گذشته دیگر آن را نمی شناسد و نمی تواند پیوندهای تنگاتنگ این گذشته را با دست سازهای قدیمی تفکیک و تحلیل نماید. هستند بسیاری از دست سازها که در بدو اکتشاف در محوطه های باستانی معما می نماید و تشخیص علت وجودی و ساخت و کاربرد آنها نیازمند سال ها مطالعه و تحقیق متخصصین آزموده می باشد . حتی در پاره ای از موارد چه بسا شیئی طی چند نسل ناشناخته باقی می ماند و متخصصان با آزمایش های علمی و برخوردهای عاطفی و تجربی خود نتایج مطالعه را با ارایه فرضیه های مختلف در زمینه کاربرد و شیوه ساخت به گونه ای مطرح می کنند که خود بر هیچ یک از آن ها باور قطعی ندارند. این ها همه در حالی است که شتابان، روبه پیش، در پی کشف ناشناخته های بکر می تازند و گذشته و تاریخ زمینه های مختلف علمی خود را دانسته می انگارند.

در حاشیه بومکالبد معماری بومی نیز همراه با صنایع دستی و ابزار کار سنتی بومی _ و به طور کلی آثار فرهنگی و بومی _ از جمله دانسته فرض شدهایی است که وقتی برخوردی آگاهانه با آن ها پیش آید، ضمن احساس آشنایی با ابعاد مختلف آن، دست یابی به مشخصات و پیوندهای عوامل متشکل آن بعید و معما به نظر می رسد.

در جهان امروز، جذابیت چشمگیر حوزه های فرهنگی پیشرفته و شتاب فعل و انفعالات اقتصادی و فرهنگی مانع از توجه به وجود انواع زندگی بومی در گوشه کنارهای دور افتاده شده است. می توان چنین پنداشت که شیوه زندگی سنتی و سازه های بومی دسته های متعدد مردمان، در اقصا نقاط پراکنده جهان، در چنان شرایط اقتصادی خاصی از هر سرزمین و در ارتباط با فرهنگ و علوم مقطعی از تاریخ پیشرفت های علمی بشر به سر می برند که تنها جوابگوی نیازهای اقتصادی _ اجتماعی همان حوزه است.

در صورتی که اگر نشر و توسعه فرهنگ و ابداعات و اختراعات و شیوه استفاده از ابزار، و همچنین آداب و رسوم اجتماعی، را در یک مقطع از تاریخ و در یک حوزه جغرافیایی در نظر بگیریم و برای آن مرکزیتی قایل شویم، بسیاری از نقاط مجاور همان حوزه را می توان بازشناخت که در قبول و انتخاب و تأثیرپذیری از آن فرهنگ و ملحقاتش بی تفاوت باقی مانده و تبعیت نپذیرفته اند یا این که مدت زمانی طولانی فرصت لازم بوده تا انقیادات جدید مورد پذیرش نقاط دور افتاده تر نیز واقع گردد. کما این که هم اکنون نیز نقاطی از جهان از قبول و انتخاب بسیاری از پدیده های جدید در امان مانده و ابداعات و اختراعات جدید بدان راه نیافته یا کمتر راه یافته است. عدم استفاده از برق و ره آوردهای آن در بعضی از سرزمین ها می تواند مثالی در این زمینه به شمار آید.

تعمیم مشخصات بالا به مقاطع مختلف تاریخ شاهدی بر تنوع فرهنگ های بومی خواهد بود. بر حسب این که هر سرزمین در معرض تابش گونه ای از امواج فرهنگی، علمی، اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته باشد وضعیتی متناسب با میزان تأثیرپذیری از عوامل بالا داشته و به همان صورت تاکنون باقی مانده است.

علاوه بر مدارکی که توسط متخصصان علوم مختلف از تاریخ و سیر تحولات فرهنگی معرفی شده، دریافت سایر ناگفته ها از طریق انتقال ناآگاه پیام هایی است که در فرهنگ عمومی مستتر بوده و استعداد دریافت و نزدیکی به آن در آدم وجود دارد. در صورتی که فرهنگ عمومی را تبلور مجموعه تأثیرات محیط زیست و حوادث، رویدادها، برخوردها، اکتشافات، اختراعات بر استعدادهای انسان بدانیم، ترکیب فرهنگ سنتی یک سرزمین نیز در محدوده خاص خود مشابه آن خواهد بود. با این تفاوت که اولاً عوامل بالا با مقیاس کوچکتری برآن سرزمین تأثیر گذاشته اند، و دوم این که پیوند بین فرهنگ سنتی و عوامل طبیعی، دست سازها و بالاخره تأثیرات مردم بومی بر طبیعت سرزمینشان از اصالت بیشتری برخوردار بوده و در مقیاس آدمی قابل درک و مطبوع است.

 

به همین لحاظ مصنوعات و معماری بومی را در مواجهه با سرزمین های ناشناخته در پیوندی مرموز، مأنوس و قابل فهم در می یابیم. سازه های بومی در رویارویی صریح ساکنان با وضعیت اقلیمی است و می توان سادگی این رابطه را به همراه پیام های مستحیل در فرهنگ عمومی دو اصل قرابت و آشنایی با سازه های بومی که تاکنون برای اولین بار دیده می شوند به شمار آورد. فرهنگ امروزین ما نتیجه برخورد انسان با طبیعت طی وقوع حوادث متعدد در طول تاریخ است. هر حادثه ای در گوشه ای از فرهنگ روز تأثیر می گذارد که پس از تکرار آن، در صور مختلف، صیقل یافته و بصورت زبان، شعر، مثل، طنز، ضرب المثل، در ادبیات؛ ورنگ و خط و نقاشی اشکال؛ و مجسمه و معماری؛ اختراعات و علوم و بالاخره ساخت گوشه های فضای زیست و همچنین پیوند و رابطه های این عوامل و پوشش آن ها بریکدیگر، عناصر مختلف فرهنگی را تشکیل می دهند به طوری که تفکیک و مرزبندی تأثیرات هر عنصر بر عناصر دیگر ناممکن می نماید. به همین لحاظ برشمردن ویژگی های اصیل آثار معماری، بدون در نظر گرفتن وضع جغرافیای تاریخی هر اقلیم و ابعاد و مشخصات فرهنگی علمی ساکنان آن، مشکل به نظر می رسد.

اولین برخوردهای انسان با طبیعت را، برای مأوی گرفتن، می توان انتخاب آگاهانه یا نیمه آگاهانه ای دانست که در گوشه کنارهای مطبوع طبیعت برای رفع نیازهای روزمره، گزینش محلی امن برای خوابیدن، توالت، پناه گرفتن و محلی برای ارتزاق انجام گرفته است، بدیهی است که وجود آب باید انگیزه اصلی انتخاب محل ارتزاق بوده باشد و بطریق اولی محل استراحت را نیز در حول و حوش منابع آب آشامیدنی باید جست وجو کرد. به طور مثال می توان انتخاب غاری را برای سکونت در مجاورت منابع غذایی در زمره اولین اقدامات او برای رفع نیازهای روزمره اش به شمار آورد.

رابطه بین دو اصل پناهگاه و منابع غذایی را، ضمن در نظر داشتن عوامل جوی، روز و شب، فصول سال، سرماوگرما، میزان رطوبت و نزولات آسمانی می توان محور اصلی تحرکات انسان و اساس اقدامات بعدی او در نظر گرفت. تحرکات آدمی، درمقیاس تجهیزات طبیعی اش در فاصله بین منابع غذایی و مأمن و همچنین نیاز به رفع ناهنجاری های طبیعی بین این دو مکان، استعدادهای نهفته او را به انتخاب و تجربه خواص بسیاری از عناصر قابل دسترس و ایجاد پایه های علوم، ضمن دخالت در ترکیب و شکل آن ها، واداشت.

در حاشیه بومویژگی های اقلیمی انسان را در انتخاب چگونگی برخورد با مشکلات خاص هر سرزمین _ با استفاده از عناصر همان سرزمین _ و ساخت ابزار و شیوه متناسب با نیازهای خود در تأثیر متقابل با طبیعت اقلیم بارور و مجرب گردانید.

وضعیت فرهنگ بومی ساکنان هرسرزمین را می توان نتیجه این تقابل و انتخاب روش مردم بومی، در همزیستی با امکانات طبیعی، دانست که برحسب پیشرفت های تجربی علمی ساکنان آن، امروزه شاهد انواع فرهنگ های بومی در نقاط مختلف جهان می باشیم.

تلاش آدمی در رفع ناهنجاری های محیط به ابداعات عدیده و دخل و تصرف در محیط زیست انجامید. معماری را نیز می توان متکی برتبلور این فعل و انفعالات برپایه های معماری بومی و علوم و فرهنگ سرزمین های مختلف دانست. به سخنی دیگر، فراگیری و عمومیت یافتن گونه هایی از این تلاش در چند سرزمین مشابه و شکل گیری آثار ارزنده معماری در پاره ای از سرزمین ها، نتیجه تبلور تجربیات معماران بومی بوده است. پس می توان معماری بومی را هموار کردن طبیعت برای پاسخگویی به نیازهای مکانی دانست که با انتخاب و استفاده از مقدورات هر سرزمین پدید آمده است.

هرچند که مقیاس تحرکات و ابعاد کالبدی انسان امروزی با کالبد تاریخی اش تفاوتی ندارد و کالبد معماری سنتی بطور اعم و کالبد معماری بومی بطور اخص در خود پیامهای آشنایی از مواجهه انسان و طبیعت حفظ کرده اند، لکن با توجه به تجهیزات امروزی و مقیاس تحرکات ناشی از آن و تأثیرات آن بر ذهنیت، انسان تدریجاً از رویارویی مستمر با طبیعت فاصله گرفته و به جای طبیعت با مصنوعات خود مأنوس و روبه رو می شود. بدیهی است که در حال حاضر مفاهیم فرهنگ سنتی ضمن آشنا بودن تغییر یافته و تدریجاً نامفهوم بنماید. رشد این شکاف بین گذشته و حال و فرسایش و انهدام فرهنگ بومی، و همین طرز معماری بومی و صنایع مربوط به آن لزوم توجه بیشتری به شناسنامه و تاریخ علوم و فنون و کالبد معماری بومی را ایجاب می کند.

با انتشار روزافزون فرهنگ های غالب زمان ما و اقتصاد صنعتی جدید، طولی نخواهد کشید که مظاهر تاریخی فرهنگی موجود در سرزمین های دوردست به علت جذابیت پدیده های نو برای ساکنان آنها، ضمن فرسایش طبیعی کالبد معماری، محو و نابود شود و انسان از بازشناسی محدوده های فرهنگی و گونه های مختلف زندگی، قبل از ثبت و ضبط مشخصات آن ها، محروم گردد. عمق فاجعه در حد محروم بودن از تاریخ و علم به چگونگی شکل گیری مظاهر فرهنگ سنتی و از دست دادن کالبد معماری بومی است. و اهمیت دانش برآن، در حد اهمیت وقوف برحوادثی است که منجربه پیدایش زمین، حیات، انسان و تاریخ شده است . نمونه های فرهنگ سنتی و کالبد معماری بومی که در زمان حاضر یافت می شوند هریک در خود نشانی از سیر تحولات و پیامی از دوره های مختلف تاریخ نهفته دارند. دست یابی به جزئیات و طبقه بندی و ثبت و ضبط مشخصات زیستگاهها، و همچنین عوامل معماری و فرهنگی موجود در هر سرزمین، مستلزم اقداماتی است بیش از نیم نگاهی که در جهان امروز با امکانات و عوامل محدود به آن اختصاص یافته. بدیهی است که نیم نگاه فرهنگ و اقتصاد جهانی بر این میراث گرانبها، حقیر و غیرکافی است. از این روست که همواره برخورد با این گنجینه های ارزشمند تاریخی، که اهمیت آن به میزان ارزش شناسنامه فرهنگی بشر است، با احساس دریغ همراه است. دریغ از غفلت از گذشته ناشناخته و بقایای زنده  ودر حال انهدام فرهنگ سنتی و معماری بومی سرزمینهایی که در معرض تهاجم نظام اقتصادی امروزی اند. دریغ به لحاظ وجود توان اقتصادی و علمی در به کارگیری استعدادهای نیروی انسانی و عدم توجه به ارزشهای وجودی حوزه های فرهنگی تاریخی حتی به میزان شناسایی و ثبت و ضبط مشخصات کالبدی و ارزشهای فرهنگی آنها قبل از انهدام.

البته تاریخ هر سرزمین شاهد تقابل فرهنگهای مختلف بوده و همین رویارویی های کندآهنگ زمینه ساز تکامل جامعه و پیشرفت فرهنگ، علوم و هنر بومی شده که در هر حال برهم تأثیر سازنده داشته اند. گاه نیز این برخوردها موجب انهدام یکی از دو فرهنگ بومی یا مهاجم شده که با توجه به محدودیت میدان عمل تجهیزاتی که موجب پیشبرد یک قوم بوده اثرات تخریبی زیادی در کالبد سرزمین مغلوب، به ویژه آثار معماری بومی و هنرهای سنتی، نداشته است. یا لااقل وجوه طبیعی زمین و محیط زیست گیاهی حیوانی آن اقلیم دستخوش ویرانگری های قوم مهاجم نمی شده یا اندک تأثیری در آن داشته است. درهر حال شعاع عمل تخریبی این گونه تهاجم محدود بوده و شامل کلیه اقالیم روی کره ارض  نمی شده و بدین ترتیب سرزمین های متعددی از انهدام قطعی در امان باقی می مانده است. در مقیاس ویرانگری های فرهنگی طول تاریخ و یغماگری های همه جانبه اقتصاد بین المللی امروزی، علاوه بر بی اعتنایی به فرهنگ بومی _ سنتی، و تخریب هنر معماری، جامعه و ... هر سرزمین، محیط زیست و طبیعت سرزمین های دور نیز در معرض خطر دگرگونی های فاجعه آمیز می باشند. فاجعه ای به بهای حذف واقعیت تاریخ در حوزه های فرهنگی جهان غیر ماشینی و انهدام ارزش های فرهنگی و زیست محیطی اصیل در سرزمین های دور. چه، در جوامع متمدن و پیشرو امروزی مدت هاست که اصالت فرهنگ های بومی سرزمین های نزدیک به شهرهای صنعتی، به تاراج رفته است.

با در نظر گرفتن جاذبیت اقتصادی و جذابیت فرهنگ استفاده از ماشین، در رویارویی با جامعه سنتی سرزمین های دور، آسیب پذیری و انهدام فرهنگ سنتی آثار هنری و معماری اصیل آن قهرآلود به نظر می رسد. لکن شناسایی و حفاظت و ثبت و ضبط مفاهیم و پیام های فرهنگی و بومی و ریشه یابی های علمی و عملی ارزش های کالبدی دست ساز و معماری سنتی و معرفی مطلوب آن، فقط در توان مردم بومی است. هرچند که ایشان قادر به تامین نیازهای روزانه خود نباشند، کلیه راه حل مطلوب این معما منحصر به فعالیت های ایشان است. درصورت توفیق حامیان بومی فرهنگ هر جامعه سنتی نسبت به حفظ و نگهداری و معرفی ارزش های واقعی، فرهنگی_ علمی_ تاریخی آن جامعه می توان به جلوگیری از تحریف تاریخ نیز امیدوار بود.

 نوشته: مهندس محمد مهریار- معماری بومی از انتشارات انجمن فرهنگی ایتالیا-تهران و موسسه علمی و فرهنگی فضا- زمستان 1362
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : سرکار خانم مهندس شهره السادات عربشاه



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید