Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3033

در مورد زیبایی های شهر - سخن آبان ماه ۱۳۹۳

معماری هماهنگی فضا های بهم پیوسته است       گر در آن انسان نباشد آن فضا ها مرده است
بر وزنِ :
زندگی گرمی دل های بهم پیوسته است           گر در آن دوست نباشد همه در ها بسته است
از : فریدون مشیری      

موقعی که از من خواسته شد در زمینه زیبایی های شهر مطلبی بنویسم ، پیش خود میگفتم ، من که هر چه تا به حال گفته و نوشته ام به جایی نرسیده ، چون فضا ، فضای به کار بستن ایده ها و افکار مثبت و سازنده نبوده است ، در نتیجه جایی برای پژوهش و پیشنهاد های سازنده هم وجود ندارد . این صحبت ها را هم از خودم نمی گویم بلکه با دیده ای معمارانه ، به آنچه که در پهنای محدوده های قانونی و خارج از قانونی شهر ها شکل گرفته نگاه کنیم به همین نتایج خواهیم رسید که در شهر های ما ، در روستا های ما ، در راستای محور های کار فضایی که ایده های نویی از معماری در آنها دیده شو وجود ندارد .

شهر موقعی که شالوده اش از بین رفت پایه و اساس قانونی اش از بین رفت ، برنامه ریزی و مدیریتش از بین رفت ، همین می شود که تهران گرفتارش شده است .

چندی پیش در یکی از برنامه های تلویزیونی از یکی از مشهورترین متخصصان محیط زیست کشورمان پرسیدند از کیست که این ناهنجاری ها ، این نابسامانی ها و این ... در شهر وجود دارد ؟ گفت از بی فرهنگی مردم . تقصیر از شهروندان است .. سپس در فیلم مستندی که به نمایش گذاشته شد درخت های قطع شده یکی از زیبا ترین خیابان های تهران را که در مقیاس جهانی شهرت دارد شمارش کردند . از دویست عدد تجاوز می کرد . معلوم شد که این محور ، خیابان ولیعصر است که گرفتار این آفت شده است .

در اینجا مقصر کیست ... ؟ مردم ، شهرداری ، شهردار ، قانون ، ضوابط ، محیط زیست ، سازمان فضای سبز ... ؟
واقعاً مقصر کیست ... ؟

در سرزمینی که یک درخت ، یک قطره آب را نعمت خدا می دانند هدر کردن آب و قطع درختان سر سبز و خرم جنایت محسوب می شود . آنکه درختان را از بین می برد جنایتکار و آنکه دست گدایی در مقابل این عمل انجام شده دراز میکند خیانت کار است .

از مطرح کردن این واقعیات واهمه نداشته باشیم . مشهورترین متخصص زیست شناسی در مقابل عمل انجام شده ی قطع درختان خیابان ولیعصر ، تقصیر را به گردن بی فرهنگی مردم گذاشت . ایشان از گفتن واقعیت طفره رفتند ولی آیا شهردار محترم را هم بایستی جزو مردم به حساب آورد ... ؟ البته در سرشماری آماری ... !!!

مسئله بی فرهنگی مردم نیست بلکه مسئله از بین رفتن اخلاق و وجدان حرفه ای است که در همه گروه ها و تخصص ها از بین رفته است .

حالا از راهی دیگر زیبایی را تحلیل کنیم . من فکر میکنم هر چیزی که مفید باشد زیبا است . آنچه که کاربرد عقلایی داشته باشد مفید است . پس زیبایی بستگی با کاربرد عقلایی دارد ولی خود زیبایی هم فی نفسه دارای پارامتر های متعدد و فاکتور های مختلفی است که اگر در آن نباشد جز و زیبایی محسوب نمی شود .

زیبایی از تناسبات و هارمونی بین آنها و آنچه که حاصل آنها است بدست می آید . یک کار معماری در چه موقع زیبا است ... ؟ در زمانی که از هارمونی و هماهنگی بین تناسبات فضا های شکل دهنده آن برخوردار باشد و همچنین کاربرد مفیدی هم داشته باشد .

کاربرد مفید در چیست ؟ در اینجاست که پای انسان هم وارد کارزار می‌شود پس کار بسیار مشکل شد چون اصولا انسان موجودی دانا است ختی اگر کار خلاف بکند uomo sapiente ولی باز هم دانا است .

در مورد زیبایی های شهر 

یک شهر موقعی زیبا است که شهروندان در فضای آن شهر با آرامش و صلح و صفا و بدون تنش در جوار یکدیگر زندگی کنند .

در مورد زیبایی های شهر
تصاویره بالا ،میدان "کامپو" در شهر "سیه نا" ایتالیا

عامل زیبایی از این شهر رخت بر بسته است . البرز زیبا پیدا نیست ، آلودگی در هر زمینه ای مانع اصلی پیدایش زیبایی ها است .
دست هایمان آلوده است ، آسمان خاکستری است و افکارمان سیاه در افکار سیاه رنگ ها پیدا نیست .

در مورد زیبایی های شهر
(براساس آمار اعلام شده از سوي شهرداري تهران، این شهرداري در سال 91، تعداد 23757 پروانه احداث ساختمان (پروانه ساختمان و تخریب و نوسازی) صادر کرده است) 

دانته در ابتدای کتاب برزخ می گوید : ای آنکه وارد می‌شوی ، دست از هر امیدی بشوی
O vio che entrate , Lasciate ogni Spranza

فرهنگ عمومی به جای پیشرفت به قبل از یک صد سال قبل نزول کرده ، در آن زمان آن فرهنگ . روش زندگی برای خود زیبا بود چون تمدن آن چنان بود . امروز با تمدنی که در پیشرفت های جهان می بینیم - منظور پیشرفت های صنعتی است - و آن را به زمان و مکان خود میاوریم ، متوجه می شویم که با فرو رفتن در فرهنگ های دیرین به جایی نمی رسیم و استفاده از این ابزار و آلات امروزی فرهنگ دیگری می خواهد .البته برای یک روستایی ممکن است این زرق و برق ها و این گچ بری های گل و بوته وار که به در و دیوار ساختمان ها چسبانده می‌شود جالب باشد و از این همه شلوغی و در هم ریختگی خیابان ها لذت برد ولی اینها با تعاریفی که امروزه از زیبایی می‌شود در یک راستا قرار نمی گیرد .

زیبایی آسمانی است ، انسان از یک موسیقی خوب که روح شادی آفرین داشته باشد ، فکرش و روح و روانش در آسمانها به پرواز در می آید . چون در آن موسیقی از هارمونی درملودی‌های طبیعی در هماهنگی با یکدیگر استفاده شده است .

موسیقی شهر است ، هارمونی در رفتار ها است و ملودی طبیعی انسان ها هستند . اگر این هماهنگی وجود نداشته باشد هیچ چیز و هیچ کس و هیچ رفتاری زیبا نیست .

میدان نقش جهان در اصفهان زیبا است برای اینکه همه می گویند زیبا است ، پس حتما زیبا است . این زیبایی آن در چیست ... ؟ در راز های پنهانش ، در طول و عرض زیادش - تنها در جهان - در فلسفه بین بازار ، مسجد ، حکومت و تاریخ ، در معماری بی نظیرش ، در تاق و قوس های تکراریش ... !!! در این میدان تاریخی و بی نظیر - یک طرف قصر جالب عالی قاپو ، سوی دیگرش مسجد هیرت انگیز شاه صفوی با چرخش ۴۵ درجه به سوی قبله رو به رویش سر در ورودی بازار های سرپوشیده خنک با عطر اودیه های مختلف که بوی شرق را به غربی ها می رساند و سوی چهارم گنبد اُخرا رنگ خفته و متواضع شیخ  لطف الله ، تهی و بی روح ، خالی از انسان افتاده است .

در مورد زیبایی های شهر
میدان نقش جهان در اصفهان درنفس خود زیباست ولی تهی از جنب و جوش مردم

در پشت این ریتم یکسانِ تاق و قوس ها که چهار سوی میدان را می چرخد و عناصر چهار گانه را به یکدیگر پیوند می زند ، بازار سر پوشیده قیصریه وجود دارد که با وجود خیلی از شهر های شرقیِ دور و نزدیک به غرب موضوع جالبی در آن دیده می‌شود که همانا رابطه بین تجارت و صنایع دستی است که در راستا های بازار نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کند . در کنار این فعالیت های تنگاتنگ ، مدرسه های قرآنی تمرین های ادامه دارِ زور خانه ای ، فضاهای کاروانسراهاایکه در طول بازار دیده می شوند و حمام های عمومی که فرو رفتگی ورودی آنها نظر رهگذارن را جلب می کند ، حکایت از یک همبستگی زندگی اجتماعی دارد .

آنچه که در سرتاسراین بازار سرپوشیده حتی در تابستان گرم و سوزان باقی می ماند ، احساس آرامش بخشی است که با نور ملایمی که از روزنه های بالایی تاق های خفته به فضای پر از عطر ادویه جاتی که مختص بازار های شرق است تابیده می‌شود تا رنگ های زرد ، قرمز ، سبز و زرد هندی و گرد های سیاه را در معرض دید انسان هایی قرار دهد که وجود آنها باعث گرمی دلها می شود .

از بازار که خارج می شویم ، میدان به انتهایی را در مقابل داریم که هیچ نوع آثار حیاتی در آن دیده نمی شود . میدان زیبای صفوی به فضای تهی مرده ای تبدیل شده که حتی یک کافه قنادی که فضایی دل چسبی برای نشستن و آب خنک نوشیدن را داشته باشد در آن دیده نمی شود . این فضای حجیم تهی دلتنگ است ، افسردگی به همراه دارد ، زیبا نیست.

در مورد زیبایی های شهر
بازار قیصریه، اصفهان

سیروس باور

عضو مرتبط : سیروس باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید