Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1082

دعوت یا هشدار

با سلام و آرزوی توفیق برای آن روزنامه وزین و تشکر از دست اندرکاران صفحه معماری که دراین دوره از تاریخ و فرهنگ کشورمان، زبان بخش مهمی از فرهنگ و هنر کشور هستند و بسترساز فرهنگ معماری آینده. احتمالا در شماره 192 چهارشنبه 5 مهرماه 1385 در صفحه 9 مطلبی در مورد پایتخت فرهنگی ایران توسط نویسنده محترم در ستون حیاط مرکزی به نقد آمده که لازم دیدم، ضمن قدردانی از این مطلب تحلیلی، در نقد یا در پاسخ آن این نوشته را ارسال دارم.

پس از این که شهر اصفهان در سال گذشته از طرف سازمان کنفرانس اسلامی،  برای مدت یکسال پایتخت جهان اسلام اعلام شد، این فکر که این شهر (یا هر شهر مستعد دیگر) می تواند پایتخت دایمی فرهنگی ایران باشد، در بین دانشمندان و دلسوزان کشور نضج گرفت.

اگر این فکر نهادینه شود و برنامه هایش با مشارکت نهادهای مدنی و سازمان های مردم نهاد نوشته شود. فعالیت های فراگیر و سراسری آغاز می شود تا در دیگر بافت های اجتماعی، سیاسی و ملی اثر ژرف خود را بگذارد.

فکر داشتن پایتخت فرهنگی برای ایران (که زمانی خود مرکز فرهنگ و تمدن جهان بوده است). از طرف هر فرد یا سازمانی ارائه شده باشد و اینکه این پایتخت، اصفهان یا هر شهر دیگری باشد می بایست این اهداف را تعقیب کند.

هر شهری که در این برهه از تاریخ کشور ها به عنوان پایتخت فرهنگی انتخاب می شود،  مرکزی خواهد بود برای تلاقی فرهنگ های مختلف ایران زمین و سنتز آن و رشد و توسعه بهترین ها و تعمیم و ترکیب آن در سراسر کشور، مرکزی خواهد شد که با برنامه های ادبی، هنری، سینمایی و علمی و فنی و تاریخی که از تمام شهرهای رنگارنگ و گوناگون ایران فرا می رسد به چهارراه تبادل اندیشه های پرتوان مبدل می گردد.

در بطن سال های نضج رنسانس،هنکامی که هنوز حکومت عرب و اسلامی با مراکز فرهنگی اش در اندالوس و قرطبه برقرار بود، آکادمی افلاطونی روز هفتم نوامبر هر سال بزرگ ترین فرهیختگان علم و شعر و ادب در شهر فلورانس گرد هم می آمدند و به زبان لاتینی، ایتالیایی، یونانی و عربی افکارو عقاید و تحقیقات خود را مبادله می کردند و می نوشتند و فرهنگ شان را در زمینه فرهنگی و فلسفی و حقوقی و سیاسی گسترش می دادند و این چنین، فرهنگ فلورانس توانست اروپای پر از جنگ و خونریزی آن زمان را که می کوشید از استبداد فئودال ها و امپراتورها و پادشاهان جورواجور خارج شود را تحت تاثیر قرار دهد.

 اما با نابودی جمهوری ها، دشمنانی که رنسانس آنها را هدف قرار داده بود، چیره شدند و نتایج رنسانس را سوزاندند و از بین بردند و فرصت طلبان دور قلدرهای پیروز را گرفتند و دوره امپراتوری استعماری آغاز شد.

گریز به عقاید کهن، برای لاپوشی جای خالی عقاید امروزی که به درد پیشرفت جامعه بشر بخورد، از طرف روشنفکران و مدیرانی که جسارت فکر کرد را ندارند جایز نیست.

 عقاید کهن به جای خود، امروز چه کنیم!؟ و جایز نیست که اگر این پایتخت فرهنگی (که با ایجاد آن بسیار مخالفت خواهد شد)، به وجود آمد با به سازمانی بسته تبدیل شود که در دست گروهی به سیاست بازی مسکین و زبون بپردازد

بدیهی است مبارزات مردم در ایران اسلامی (به هر شکل سیاسی، حقوقی، فلسفی، اقتصادی، معنوی و اخلاقی اش) در فعالیت های فرهنگی نیز، همان طور که در سینما، تاثیرات خود را خواهد گذاشت. خوشبینی ما در این است که در جریان نیرومند اجتماعی در حال جریان که در حال ریشه ای شدن است، نیروهای فرهنگی اجتماعی با دینامیسم خود راه را به روی باندبازی های کم مایه و خودبزرگ بینی ها ببندند.

آنگاه که این پایتخت فرهنگی به وجود آمد با پایتخت های فرهنگی ایتالیا، فلورانس، چین و ماچین و هند و چین و هندوستان و روسیه، و سن پترزبورگ یا پتروگراد، لنینگراد (که خود داستانی بی نظیر است) آفریقا و غیره  خواهر خوانده شده و برنامه های مشترک فرهنگی و فراگیر و حق طلبانه خود را در دنیا به پیش ببرد. اگر اصفهان به عنوان، پایتخت فرهنگی، در برابر تهران (پایتخت سیاسی) و برای سبک کردن بارش به میدان بیاید البته که نمی تواند تهران تب آلود و حریصی را که می خواهد همه چیز را به پول تبدیل کند، با بزک به چالش بکشاند.

 نیروهای حریصی که اصفهان کهن را مورد تجاوز قرار دادند و از زیبایی های خفته و بیدارش رانت خواری کردند، با تخریب قله های زشت، پرتکبر، خودپسند و ثروتمند ساختمان جهان نما بالاخره شکست خوردند. به بحران کشیده شدن کمدی - تراژدی تلخ مترویی که می خواهد از زیر دامن رنگارنگ مدرسه چهارباغ رد شود و نگاهی دزدانه به آنجا بیندازد نیز نشان می دهد روند دست اندازی مصرف گرایان و رانت خواران امروزی به تمدن کهن به پایان می رسد.

از این پیروزی نیروهایی جوان و دینامیک و تازه نفس سربلند خواهند کرد که با آگاهی از ارزش های کهن، تمام نیروهای معنوی و فرهنگی به حاشیه رفته و فراموش شده را تحت برنامه ای به روز و پرتحرک به کار خواهند گرفت تا در مسیر کنش ها و واکنش های سراسر کشور اثری فرهنگی، انسانی و انقلابی بگذارد.

حرص و ولعی که در شانزده سال اخیر بر کشور حاکم شد و به نام تعامل و تساهل، روشنفکران زیادی را به طرف سرمایه داران اقتصاد آزاد کشاند، به خصوص در معماری مفتضح، متظاهر، کاذب، فراگیر و سریعی نمایان شد که بیانگر پول شویی ها و انباشت سرمایه های غاصبانه سر هم بندی شده ای بود که فرهنگ گذشته را زیر لگدهای خود له کرد و به دور انداخت، و اگر می توانست و فرصت بیشتری پیدا می کرد همه چیز را و تمام گذشته را کلنگی می کرد.

راه فعالیت های آینده پایتخت فرهنگی کشور، اگر چنین سعادتی رخ بنمایاند، پر از سنگلاخ و پر از مخاطره است. در سالم ماندن این اقدام، ضمانتی نیست اما در کار خیر هم حاجت هیچ استخاره نیست.

روحیه ای سرشار از انسانیت و معنویت مشکلات را خواهد دید و می تواند با تکیه و با شرکت دادن خود مردم و سازمان هایشان، مشکلات را برطرف کند و راه پیشرفت کشور را باز کند.

 

 

بررسی و نوشته: دکتر فرخ باور
روزنامه اعتمادملی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

 

 

عضو مرتبط : فرخ باور   بهروز حبیبی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید