تاریخ آخرین ویرایش : شنبه،29-10-1397
تعداد بازدید :102

دهقان می‌رود

 

‎۱۶دی ماه با پانزدهمین سالگرد در گذشت «علی دهقان» مصادف است.تصدی سمت استانداری در گیلان و آذربایجان شرقی، مدیرکلی فرهنگ و هنر در استانهای آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی، ریاست دانشسرای پسران تبریز و… عناوینی هستند که در بررسی کارنامه علی دهقان به چشم می‌خورد، با این حال آنچه که سبب شده نام «علی دهقان» در خاطره‌ها زنده بماند نه مناصب متعدد وی بلکه کارنامه‌ای سرشار از خدمات ماندگار او در عرصه فرهنگ ایران و آذربایجان است. وی موسس قریب به ۸۰ باب موسسه فرهنگی و آموزشی از جمله « کتابخانه ملی تبریز» و «موزه آذربایجان» محسوب می‌شود‏‎. ‎
علی دهقان به سال ۱۲۸۹ در شهر ارومیه متولد شد. در سال ۱۳۰۹ پس از اخذ دیپلم متوسطه، برای تحصیل در دارالمعلمین عالی به تهران رفت. در سال ۱۳۱۲ به اخذ مدرک لیسانس علوم ریاضی و تربیتی نایل آمد.پس از اتمام خدمت نظام وظیفه، در بهمن ماه ۱۳۱۳ به استخدام وزارت فرهنگ در آمده و تا مهر ماه ۱۳۱۸ در دبیرستان نظام اصفهان، مشغول کار شد. چندی بعد، به سمت رئیس دانشسرای مقدماتی پسران تبریز، منصوب و به شهر تبریز عزیمت کرد. از سال ۱۳۲۳ ریاست اداره فرهنگ آذربایجان غربی به وی محول شد و از سال ۱۳۲۶ به مدت یک سال با اعزام به فرانسه و انگلستان به مطالعه مراکز فرهنگی آنجا پرداخت و پس از بازگشت، ریاست آموزش و پرورش دوره متوسطه و دانشسراها را عهده دار شد‎.‎
در ۲۵ مهرماه ۱۳۲۹ به ریاست اداره فرهنگ آذربایجان شرقی و در ۴ شهریور ماه ۱۳۳۳ به مدیرکلی اداره فرهنگ این استان منصوب گردید.علی دهقان از ۹ آذر ماه ۱۳۳۸ به مدت تقریبا یک سال ونیم، استاندارگیلان و از ۳ خرداد ماه ۱۳۴۰ به مدت تقریبا سه سال و یک ماه استاندار آذربایجان شرقی بود، وی پس از عزیمت به تهران، در ۱۵ مهر ماه ۱۳۴۳ از وزارت فرهنگ باز نشسته شد و سرانجام درشانزدهم دی ماه سال ۱۳۸۲ در همان شهر درگذشت. از تالیفات علی دهقان می‌توان کتاب‌های زیر اشاره کرد: ‎ ـ ‎تعلیم و تربیت در فرانسه (۱۳۲۸‏‎) ‎ ـ ‎تربیت معلم در فرانسه، انگلستان و ایران (۱۳۲۹‏‎) ‎ ـ ‎سرزمین زرتشت (۱۳۴۸‏‎)
تاسیس مراکز فرهنگی و آموزشی متعدد و احداث و نامگذاری مدارس جدید به نام مفاخر فرهنگی و به ویژه مجاهدین و شهدای نهضت مشروطه از اقدامات ارزشمند دهقان محسوب می‌شود، وی طی مصاحبه‌ای که به سال ۱۳۷۸ با فصلنامه تاریخ معاصر ایران داشته می‌گوید‎:‎ ‎»‎بطور کلی در مدت نه سال و یک ماه اشتغال در آذربایجان، در شهر تبریز هفتاد و هشت باب موسسه فرهنگی شامل: بنای عظیم کتابخانه ملی، موزه آذربایجان، اداره فرهنگ، باشگاه معلمان، تکمیل بناهای هنرستان صنعتی، هنرستان دختران، دانشسرای دختران، دانشسرای کشاورزی، پنج باب مدرسه حرفه‌ای، دو باب دبیرستان کشاورزی و بازرگانی، هشت باب دبیرستان شش کلاسه، چهل و سه باب دبستان شش کلاسه، یازده باب کودکستان و مدارس دیگری در سایر شهرهای استان آذربایجان شرقی ساخته شد.
برای مدارسی که می‌ساختم از وزارت فرهنگ تقاضای اسم نمی‌کردم بلکه خودمان در تبریز مدارس را نامگذاری نموده و به تهران گزارش می‌دادیم، بدین ترتیب در مدت نه سال ریاست اداره فرهنگ تبریزاسامی ثقه الاسلام شهید، حاج اسماعیل امیرخیزی، سردارملی، سالارملی، شریف زاده، ضیاءالعلما، حسین خان باغبان، خیابانی، شیخ سلیم و یک عده دیگر را بالای سر در مدارس نوشتیم‎«.‎
دهقان مدیری جسور، باهوش و خوش فکر بود که جلب اعتماد مردم در حقیقت رمز موفقیت وی برای پیشبرد اهداف فرهنگی اش بود،وی ضمن اذعان به این موضوع به مصادیقی نیز در این باره اشاره کرده است‏‎:
«‎این اقدامات بیشتر در نتیجه جلب اعتماد مردم صورت گرفت. در دستگاه دولت پولی نبود وحقوق کارمندان ادارات به زحمت پرداخت می‌شد. درسال ۱۳۲۹ برای موضوعی به چند نفر نامه نوشتم و دعوت کردم به اداره فرهنگ بیایند. یکی از مدعوین یک اسکناس ده تومانی با یک یادداشت دوسطری در پاکت گذاشته و فرستاده بود. در یادداشت او آمده بود که می‌دانم برای گرفتن پول به انجمن خانه و مدرسه دعوت کرده‌اید. من چون وقت آمدن به اداره فرهنگ را ندارم، سهم خود را فرستادم. خدا می‌داند با خواندن این یادداشت چقدر ناراحت شدم و تصمیم گرفتم اگر خواستم کاری برای فرهنگ انجام دهم بایستی ابتدا اعتماد مردم را جلب نمایم زیرا بدون اعتماد و توجه و همکاری مردم هیچ کاری انجام نخواهد شد. خوشبختانه می‌توانم بگویم در این امر موفق شدم. دو سه سالی نگذشت که به کمک اهالی آذربایجان و بخصوص مردم تبریز مبلغ سه میلیون و اندی ریال پول جمع شد و کتابخانه ملی تبریز را ساختم. کتابخانه‌ای با آن عظمت فقط با پول مردم و بدون دیناری از بودجه دولتی ساخته شد. هرگز فراموش نمی‌کنم یک روز صبح حاج محمد علی حیدرزاده یکی از همشهریان، همان کسی که اسکناس ده تومانی فرستاده بود، صبح زود وارد اتاق شد. بدون اینکه بنشیند و کلمه‌ای حرف بزند یک چک پنج هزار تومانی که آن موقع پول زیادی بود به اسم من روی میز گذاشت و گفت شنیدم پولت برای ساختن کتابخانه تمام شده، این را بگیر خدا کریم است و نگذاشت حتی از او تشکر کنم و مراجعت نمود‏».‎
عملیات ساختمانی کتابخانه ملی تبریز که در آبان ماه سال ۱۳۳۳ آغاز گردیده بود، در تیرماه سال ۱۳۳۵ به پایان رسید. این کتابخانه بدون استفاده از بودجه دولتی ایجاد و با اهدای کتابخانه‌های شخصی حاج محمد نخجوانی و حاج حسین نخجوانی ( از فضلا و محققین بنام آذربایجان ) به یکی از کتابخانه‌های بزرگ ایران تبدیل گردید‎.‎
علی دهقان بعنوان موسس موزه آذربایجان نیز نقشی تعیین کننده و تاثیر گذار در شکل گیری آن داشت. وی با تشکیل انجمنی مرکب از مسئولین، معتمدین و اهل فرهنگ، اولین حرکت جدی در راستای ایجاد موزه در تبریز را رقم زد وی در هفدهم آذرماه سال ۱۳۳۵، با هدف تاسیس « موزه آذربایجان» انجمنی در محل اداره فرهنگ ترتیب داده و موضوع ایجاد موزه در تبریز را با جدیت پیگیری نمود. انجمنی که دهقان تشکیل داد مسئولیت یافتن مکانی برای احداث ساختمان موزه، جمع آوری اشیاء تاریخی، تصمیم گیری در خصوص محتوای موزه و تامین بخشی از هزینه‌های احداث بنا و بطور کلی پیگیری روند تشکیل موزه آذربایجان را عهده دار بود‏‎.‎
با پیگیری‌های مستمر دهقان در تیرماه ۱۳۳۶ « آندره گدار» معمار و باستان شناس شهیر فرانسوی و طراح موزه ایران باستان به همراه سید محمد تقی مصطفوی مدیرکل وقت باستان شناسی کشور جهت بررسی موضوع ایجاد موزه و محل آن در تبریز به این شهر عزیمت کردند و پس نهایی نمودن موضوع مکان یابی احداث ساختمان موزه آذربایجان، روز شنبه پانزدهم تیرماه سال ۱۳۳۶ با حضور آندره گدار و جمعی از مسئولین و معاریف شهر، کلنگ احداث موزه آذربایجان به زمین زده شد و بلافاصله کارهای اولیه شامل آماده سازی زمین و پی کنی بنا آغاز گردید. علی دهقان در بخشی از گزارش مربوط به مکان یابی ساختمان موزه خطاب به وزارت فرهنگ می‌نویسد:
‎«طبق مذاکره‌ای که با آقای مصطفوی بعمل آمد قرار شد موزه به طور موقت در سالن طبقه دوم کتابخانه ملی تشکیل و دایر گردد، مستدعی است مقرر فرمایند برای تشویق و گرد آوری و اهدای اشیاء عتیقه، از طرف اداره کل باستان شناسی به قدر مقدور از اشیاء و آثار مکرر مربوط به آذربایجان که در موزه ایران باستان موجود است مقادیری به موزه آذربایجان فرستاده شود».‎
در پاسخ به درخواست دهقان، سید محمد تقی مصطفوی دستور انتقال ۲۰۲ قطعه از اشیاء تاریخی موزه ایران باستان به تبریز را صادر کرد و آثار مذکور توسط اسماعیل دیباج، که در آن سالها رئیس اداره هنر‌های زیبای آذربایجان را عهده دار بود، از موزه ایران باستان دریافت و به تبریز منتقل گردید و با تشکیل نمایشگاهی از اشیاء تاریخی دریافتی از موزه ایران باستان و برخی اشیاء اهدایی مردم در محل تالار فوقانی کتابخانه ملی تبریز، در روز دوازدهم مردادماه سال ۱۳۳۶ « موزه آذربایجان » در تبریز پایه گذاری شد. روزنامه « توحید افکار » در شماره ۳۰۸ خود به تاریخ دوشنبه پنجم خرداد ماه ۱۳۳۷ طی مطلبی با عنوان موزه آذربایجان آورده است:
‎«چون ممکن است اتمام ساختمان مدتی طول بکشد لذا آقای دهقان چندین اتاق از ساختمان کتابخانه ملی را به موزه تخصیص داده‌اند و اشیاء و اثاثیه موزه آذربایجان در آن اطاق‌ها چیده شده، اداره باستان شناسی یک نمونه از آثار باستانی که در موزه تهران مکرر بوده به تبریز فرستاده و اشیایی نیز از طرف اهالی به موزه اهداء شده که فعلا در ویترین‌های مخصوص جا داده‌اند و بدین ترتیب موزه آذربایجان عملا تاسیس شده است‏».‎
در نهایت محل « هنرستان دختران تبریز » از لحاظ ساختمان برای موزه مناسب تشخیص داده شد و پس از دریافت اشیاء اهدایی هیات‌های باستان شناسی، آثار اهدایی مردم و آماده سازی عکس‌هایی از رویداد‌های انقلاب مشروطه، با ایجاد سه غرفه در سالن‌ها وکلاسهای هنرستان، موزه آذربایجان درروز سی ام فروردین ماه سال ۱۳۳۸ آغاز بکار نمود و سه سال بعد در یازدهم مهرماه سال ۱۳۴۱، در محل فعلی افتتاح و فعالیت خود را از سر گرفت. شکل گیری موزه آذربایجان در تبریز را می‌توان تجلی همت مردم فرهنگ دوست تبریز و آذربایجان در صیانت از فرهنگ و میراث ارزشمند گذشتگان دانست. روزنامه « توحید افکار » در شماره ۳۰۸ مورخ پنجم خرداد ماه ۱۳۳۷، با دعوت از مردم به مشارکت در این حرکت فرهنگی می‌نویسد‎:‎
‎»‎طبق تصمیم وزارت فرهنگ نصف مخارج ساختمان را دولت پرداخت خواهد نمود و در سال ۱۳۳۷ دولت یک میلیون ریال بدین منظور به ساختمان موزه کمک خواهد کرد. مبلغ یکصد و هفتاد هزارریال که سال گذشته از طرف اهالی جمع شده بود خرج شده و ساختمان با پولی که دولت کمک نموده ادامه دارد و امید است به زودی یک ساختمان آبرومند به نام موزه آذربایجان در تبریز ساخته شود. چنانچه گفتیم دولت در نظر دارد فقط نصف هزینه ساختمان را بدهد، نصف دیگر را باید اهالی پرداخت نمایند، لذا امید است که بزودی اهالی با همت آذربایجان و آذربایجانیان محترم پایتخت وجه لازم را در اختیار کمسیون موزه بگذارند تا بنای موزه زودتر به پایان رسد. از عموم اهالی آذربایجان انتظار می‌رود اشیایی که ارزش هنری و تاریخی دارند به موزه اهداء کنند که هم در موزه بهتر نگاهداری شود و هم مورد استفاده قرار گیرد، بعد از موفقیتی که تبریز در تاسیس کتابخانه ملی بدست آورده همه امیدوار هستند که در مورد موزه هم موفق خواهد شد‏».
مشارکت در تامین هزینه‌های احداث ساختمان و اهدای آثار ارزشمند تاریخی، فرهنگی و هنری از سوی اقشار مختلف به این موزه جلوه‌ای از این همت و اراده مردم در حفظ میراث فرهنگی محسوب می‌شود. نقش مردم فرهنگ دوست تبریز و آذربایجان در تشکیل موزه آذربایجان به قدری تاثیرگذار بوده است که در نخستین سالهای فعالیت موزه همانند «کتابخانه ملی تبریز» با عنوان « موزه ملی آذربایجان» از آن یاد شده است‏‎.‎
‎ ‎عنوان نوشتار نیز برگرفته از شعر استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص «بهشهریار» است، استاد شهریار قطعه « دهقان می‌رود» را به مناسبت انتصاب دهقان به سمت استانداری گیلان و تودیع از مقام مدیرکلی فرهنگ آذربایجان شرقی سروده و در آن به برخی از خدمات فرهنگی وی در آذربایجان اشاره نموده است که در ذیل ابیاتی از آن بعنوان حسن ختام آورده می‌شود‏‎:
جان آذربایجان دنبال دهقان مـی‌رود
دارد از فرهنـگ آذربایجـان جان می‌رود‏‎ ‎
مردم تبریز گـو از رفتن دهقـان بنـال 
کشت ما آفت همینش بس که دهقان می‌رود‏‎ ‎
او مدیر کل با شخصیت فرهنـگ بود
حیف کاین شخصیت از فرهنگ ایران می‌رود‏‎ ‎
او به ما صدها دبستان داد و با این رفتنش
باز هم از دست ما صدها دبستان می‌رود‏
ننگ گورستان از او نام دبیرستان گرفت 
ننگ ما چون نام شد کاخش به کیوان می‌رود‏
یاد دهقان کی فراموش‌اید از دلهای ما 
او به چندیـن یادگاران درخشان می‌رود‎ ‎

مهدی بزاز دستفروش‏


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید