تاریخ آخرین ویرایش : چهار شنبه،12-7-1396
تعداد بازدید :183

دوگانگی در صنعت گردشگری!‏

‏در سده نوزدهم میلادی توریست‏‎های اشرافزاده فرانسوی فقط برای تحصیلات عالی به دیگر کشورها سفر می‌کردند؛ ولی سپس سفرهای سرگرمی و گشت‏‎وگذار و سپری‎کردن زمان‌های بیکاری نیز در کشوری غیر از زادگاه خود، در شمار سفرهای توریستی به شمار آمد. ‏
اما در دوران باستان سفر چگونه بود؟ بی‌گمان آسان نبوده است! مردانی بی‌باک مانند ابن‌بطوطه(تاریخنگار)، ناصرخسرو(شاعر)، مارکوپولو(جهانگرد بازرگان)، کریسف‌کلمپ(کاشف آمریکا) و واسکو دوگوما(کاشف پرتغال)، رویارویی با سختی‌ها را به جان می‌خریدند و زمان‌های زیادی در بیابان‌ها و دشت‌‎ها و از میان راه‎های پُرسیج و چالش می‌گذشتند(حتی گاهی به بهای از دست‌دادن دارایی) تا به شهر و دیاری بیگانه برسند و بگردند و ببینند و بیاموزند؛ البته انگیزه‌هایی مانند کاوشگری، شناخت نویافت‌ها(کشف)، ماجراجویی، بررسی تیره‌ها(اقوام) و دیدن مردمانی با فرهنگی‌ویژه نیز سبب می‌شد آنان غبار سفر را نفس بکشند. ‏
در دوران باستان برخی از یونانیان و رومیان نیز به ایران سفر می‌کرده‌اند، مانند هردوت(تاریخنگار) و گِزن‌فُون(دانشمند)که بر پایه احساسات و دیده‌ها و شنیده‌های خود سفرنامه‎‏‌هایی نوشته‌اند که هنوز هم خواندنی است. بنیامین تودلای‌ ـ سفرنامه‌نویس اسپانیایی نیز در سده ۱۲ میلادی به ایران آمد.‏
بی‌گمان کسی که سرِ جان و دارایی خود ریسک می‎کند و به سفر می‌رود، روشن است که با دیگر انسان‌ها یک کم تفاوت دارد. به دیگر سخن، عشق به سفر در خون برخی انسان‌ها است و همین سبب می‎شود که مسافر همیشه باشند. آنان(مانند کلمن ریچارد) اگر به سفر نروند و در یک‎جا بمانند، از درون و مغز و روح می‌پوسند؛ آنان فقط در سفر زنده‎اند و باید همیشه جهانگرد باشند. کسانی مانند ریچارد با روح بزرگ و پروازکننده و جیب تهی و سفر با هواپیماهای با کرایه‌های ارزان، همه جهان را از نزدیک می‌بینند. انجام سفر برایشان نشد ندارد و اما و اگر و ولی نمی‌شناسند؛ با اندکی پول، بی‌درنگ چمدان را می‎بندند و به عشق دیدن یک کشور به راه می‎افتند و با هواپیما یا کشتی یا ترن یا دوچرخه و حتی پای پیاده، سر از آن کشور به در می‎آورند و عکس‌ خود را در کنار آبراهام لینکلن در تلگرام خود می‎گذارند و از جاهای دیده‌نشده و نویافت‌ها و ناشناخته‌ها چنان می‎نویسند که حتی ساکنان بومی آن کشورها شگفت‏زده می‌شوند! پس اگر گردشگر ایرانی هستید و سودای جهانگردشدن دارید، چندان سخت نگیرید و حتی با جیب نه چندان پُر راه بیافتید و باور داشته باشید که اگر مانند ریچارد حرفه‌ای شوید و آوازه‎‏‌ای به هم بزنید، کشورها در قدمگاه شما فرش قرمز پهن خواهند کرد، زیرا شما برای آنان در شمار جاذبه‌های توریستی به شمارمی‎آیید!
اهمیت صنعت توریسم در جهان ‏
درآمد دارامندترین کشورهای جهان پس از صنعت خودروسازی، صنعت جهانگردی(توریسم) است. در بسیاری از کشورها توریسم(در کنار گردشگری) پیشرفت شتابان داشته است زیرا بسیار کارآفرین است و هُنایش آن در جامعه، خیلی زود آشکار می‌شود. ورود گروه‌گروه جهانگرد به یک کشور توریستی(مانند صادرات) پول و رفاه برای مردم و کار برای بیکاران و محبوبیت برای کشور به همراه دارد.
«نفت» پیامد فرایندهای بیولوژیک طبیعی و تولید آن بی‎دخالت انسان است؛ صنعت جهانگردی اما بی‎کُنش‎وری انسان، پدیده‌ای پایدار است و در برابر زندگی ماشینی، مردمان جهان را به طبیعت فرا می‌خواند، تا در زندگی آنان، زنگ تفریحی به وجود آورد.
صنعت توریسم، سرمایه‌ای خفته است که با کمی سرمایه‎گذاری می‌توان آن را بیدار و شکوفا ساخت و برای سوددهی به راه انداخت. قطار جهانگردی، ایستگاه‎های فراوان دارد، اما هرگز توقف ندارد و همیشه در راه است و دینامیک و پویا. در حالی که چاه‌های «نفت» با همه ذخیره‎گاه‌های سترگش، روزی سرانجام به چکه‌چکه خواهد افتاد.

خیز شتابناک صنعت جهانگردی 
بر پایه آمار سازمان توریسم جهانی، این صنعت در همه بازه‌های زمانی، خیز شتابناک داشته است و در حالی که در سال ۱۹۵۰ میلادی درآمد کشورها از صنعت توریسم فقط ۲ میلیارد دلار بود، اینک سر به سقف صدها میلیارد دلار می‌ساید و توانسته بیش از ۱۰٫۳ درصد از تولید ناخالص ملی کشورهای جهان را ویژه خود کند. ‏
در این سال‌ها وضعیت کار وکسب در صنعت گردشگری با ایجاد صدها میلیون‌ها شغل، چشمگیر بوده است و شمار جهانگردان از ۲۵ میلیون تن در دهه ۵۰ میلادی، به صدها میلیون تن در هزاره سوم رسیده است. شگفتی برخی کشورها که باریدن باران پول را بر سر و زندگی مردم خود دیده‎اند، دولت‎هاشان را واداشته است که فقط به گردشگری داخلی بسنده نکنند و به گسترش امکانات رفاهی و ایجاد زیرساخت‌های بیشتر توریستی بپردازند که در برگیرنده جاده‌هایی با چشم‌اندازهای زیبا، برق‎رسانی‌های ‌بسنده، شبکه‌های قوی تلفن و ناوگان‌های درون و برون‏‎شهری ایمن بوده است؛ خود به خود این هزینه‎کردن‌ها افزون بر این که رخت نویی بر تن کل جامعه کرده، سبب دگردیسی در زیست مردم بومی نیز ‏‎شده و کیفیت زندگی آنان را بالا برده است. صنعت جهانگردی سبب پربارشدن فرهنگ و ره‏‎بانی از زیست‎بوم و نیز محیط‎زیست شده و چشم‎ها را به روی دهش‌ها(مواهب) و میراث طبیعی کشورها گشوده و به آگاهی اجتماعی انجامیده است.

کشورهای پیشگام ‏
کشورهای موفق در صنعت توریسم به رعایت حقوق و برقراری امنیت جانی و مالی جهانگردان خارجی پایبندند؛ در رسانه‎های آن‎ها به گونه‌ای هنری، مردم برای برخورد با جهانگردان آموزش داده می‎شوند. جهانگردان رفاه را در هر‎جا بجویند، به آسانی می‎یابند و در سفرها با کاهش بهای خدمات مواجه‎اند و به آسانی روادید دریافت می‎کنند و در بانک‎ها خدمات ویژه برایشان مهیا است.
با ابزارهایی مانند آرامش اجتماعی، بهداشت، سازمان‎یافتگی(نظم)، اهمیت‌دادن به شادی و سلامت روحی جامعه و پاکیزگی زیست‎محیطی، برخی کشورها توانسته‏‎اند بیشترین میزان موفقیت را در جذب توریست در جهان داشته باشند؛ که در میان نخستین‏‎ها آلمان و سوئیس و استرالیا به چشم می‏خورد. آن‌ها دارای مراکز مدرن فرهنگی، هنری و تاریخی‌اند و در به وجود آوردن بهترین هتل‏‎ها سرآمدند و همچنین در دانش پزشکی پیشرویند! ‏
کشورهای اسپانیا و ایتالیا به لحاظ میراث فرهنگی، جایگاه برجسته‎ای در جهان دارند. در قلمرو آسیا، هنگ‏‎کنگ با اقتصاد پیشرو، همزمان از رونق گردشگری داخلی و جهانگردی نیز برخوردار است. هنگ‌کنگ افزون بر زیرساخت‎های مدرن جهانگردی، در زمینه محیط‎زیست نیز توانسته است چهره موفقی از خود نشان به نمایش بگذارد. امارات متحده عربی، قطر و کویت نیز توانسته‌اند همپای استانداردهای جهانی صنعت توریسم پیش بیایند و هرسال چند میلیارد دلار از این راه درآمد داشته باشند. ‏
ولی انگار هیچ برنامه درازمدت و میان‎مدت و کوتاه‌مدت در کشور ما در صنعت جهانگردی وجود ندارد. ایران در رده شصتمین کشور جذب گردشگر قرار دارد؛ بر پایه نمودارها، ورودیِ دچارِ نوسان جهانگردی ایران در این سال‎ها، کاهش‎های ۵۰ درصدی را نشان می‎دهد.‏

صنعت پر تضاد ‏
ایران در زمینه جهانگردی، پیکره‎ای از دوگانگی هاست و به دیگر سخن، در میان ۱۰ کشور برجسته جهان به لحاظ جاذبه‎های توریستی ایستاده، ولی سودش از این امتیاز نزدیک به صفر است!‏
ساحل دریای خزر و سواحل خلیج‎فارس و دریای عمان و ده‏‎ها جزیره چرا نتوانسته است جهانگرد جذب کند؛ آیا کسی در جهان گرایشی به دیدن سازه‎های تاریخی تخت‏جمشید، پاسارگاد، بیستون، چغازنبیل، ارگ بم، تخت‌سلیمان، نقش جهان و گنبد سلطانیه ندارد؟ شاید هم کسی از وجود این‌ها خبر ندارد، زیرا در دورانی که کشورهای توریستی با همه توان به تبلیغات مدرن پیرامون تاریخ و فرهنگ و طبیعت و جاهای دیدنی خود می‎پردازند، در کشور ما تبلیغات جهانگردی جایگاهی ندارد؛ ولی در آنسوی آب‌ها تا بخواهی تبلیغات سیاسی سیاه درباره ایران وجود دارد!
گردشگران داخلی ایران نیز چندان پول خرج نمی‎کنند، فقط می‏‎ماند چشم امید به ۴ میلیون جهانگرد خارجی در سال که ورودشان به ایران به رویا می‎زند، زیرا در واقعیت، هرگز از مرز چندده هزار تن در سال نگذشته است. گیر دیگر صنعت جهانگردی در ایران، دولتی‏بودن آن است که راه را بر ابتکار و خلاقیت بخش خصوصی می‎بندد.‏
فقط گفته می‎شود ایران جاذبه‎های گردشگری بسیار دارد؛ اما در غرب و جهان و نزد جهانگردان این جاذبه‎ها چندان به چشم نمی‎آید و اگر هم بیاید فقط به نگاه‏‎کردن تصاویر بادگیرها بسنده می‎شود؛ زیرا جهانگردان به مجموعه ظرفیت‎های گردشگری کشورمان نگاه می‏‎کنند و نه فقط میدان نقش‎جهان! ایمنی، راه، جاومکان، ناوگان هواییردریاییرزمینی، پذیرایی، فناوری‌‌های پیشرفته خدمات‌رسانی، در شمار پارامترهای مورد توجه جهانگردان است. ‏
هما افراسیابی ـ کارشناس ارشد مدیریت در گفت‎وشنود با روزنامه اطلاعات: «ایران با داشتن جاذبه‎های گردشگری و به ویژه جهانگردی در جهان مطرح است؛ اما همان‎گونه که شما گفته‎اید وجود این جاذبه‏ها بسنده نیست. جاذبه‎های زیادی هست، ولی برای آن کارهای صنعتی انجام نشده و به زیرساخت‌هایی مانند خطوط پیشرفته هوایی، جاده‎های استاندارد، امکانات رفاهی و خدماتی و ایمنی پرداخته نشده است تا صنعت جهانگردی پا بگیرد و به وجود آید. ایجاد هرگونه دگردیسی و استانداردسازی خدمات در جهانگردی، نیازمند آگاهی از آزمون‎های دیگر کشورهاست. جهانگردی یک صنعت به شدت رقابتی است و جهانگرد در گزینه خود میان دو کشور ایمن و پرجاذبه، بی‎گمان کشور ایمن را بر می‎گزیند تا دمی در آرامش بسر ببرد، در این مورد ۲ نمونه مصر و دوبی(امارات) را می‌توان نام برد که مصر با ناآرامی‌هایش همه جهانگردان را روانه امارات کرده است.»

پویش‌های سازمان جهانی
سازمان جهانی گردشگریUNWTO‏ (ماندگار در مادرید اسپانیا) یکی از نمایندگی‌های سازمان ملل است که هدایت صنعت جهانگردی در دنیا را به دوش دارد. این سازمان، پایگاه گفت‎وگوی کشورها درباره سیاست‌ها و آزمون‎های از سرگذرانده آنان درباره دانش جهانگردی است و نقش برجسته‌ای بر ریل قراردادن ترنِ خفته جهانگردی کشورهای رو به پیشرفت دارد. یکی دیگر از هدف‎های این سازمان، با توجه به ظرفیت کشورها، شناسایی گونه‌گونی گردشگران است. ‏
هما افراسیابی: «جهانگردان برای چه و کجا می‏‎روند؟ برخی از آنان برای تفریح، استراحت، گذراندن تعطیلات، خلوت‌کردن با خانواده، درمان و استفاده از امور پزشکی و برخی دیگر برای ورزش، امور مذهبی، ماموریت یا شرکت در همایش‎ها راهی سفر می‏‎شوند. برخی از جهانگردان خوشگذران، شیفته غذاهای ملل‌اند و برخی دیگر پیِ آب دریاها، جنگل‌های بکر، طبیعت‌های کمتردیده‌شده و هوای خوب برای بهبود حال خود می‎گردند.»‏
‏«جهانگردانی هستند که با هدف آشنایی با دانش نو و تاریخ و فرهنگ‎‏ و هنر و آداب و جشن‎های ملل یا دیدار از مکان‌های زیارتی، چمدان سفر را می‎‏بندند. جهانگردان ورزشی، دربرگیرنده کوهنوردان، شکارچیان و تماشاگران ورزش هستند. جهانگردان بازرگان، شیفته بازارها و نمایشگاهای کالا و دیدار از کالاهای تولید در کارخانه‎ها هستند و جهانگردان سیاسی نیز برای شرکت در جشن‌ها و مراسم دولتی و کنگره‌ها و کنفرانس‎ها به سفر می‎روند.»‏

ویژگی یگانه کشورها
ویژگی صنعت جهانگردی، شادابی‎بخشیدن به اقتصاد است. هر کشوری یک ویژگی(چهره‌دگریس‌شونده) دارد؛ حتی ریگ‌های بیابان ‌و ماسه‌های کویر هم برای جهانگردان غربی کم‏‎آفتاب‎دیده، دیدنی است. ‏
هما افراسیابی: «سازمان‌های مالی جهانی و دفترهای تامین‌کننده کمک‌های اقتصادی از طرح‌های جهانگردی کشورهای در راه پیشرفت، با کمک‌های فنی و مالی خود به گونه‌ای گسترده پشتیبانی می‌کنند.»‏
‏«صنعت جهانگردی در هزاره سوم نه اقتصاد گذار(حاشیه‌ای) بلکه در شمار ستون‌های اقتصاد ملی کشورها قرار گرفته ست. یورش داعش به پاریس و قدغن‎شدن روس‎ها برای سفر به ترکیه، کوشش‎هایی برای گره‎زدن جهانگردی با سیاست بوده است که اتفاقا کارساز بوده و آسیب‌هایش را رسانده است؛ با این همه در جهان صنعت توریسم در جوشش و پویش بوده است و ورود جهانگردان بیشتر، سرمایه‌گذاری‌های نو، شغل‌های نو، ایجاد نهادهای خدماتی تازه و گسترش زیرساخت‌های مدرن‌تر را به وجود آورده است.» 
«جهانگردی همچنین از پایه‌های تجارت جهانی در بخش خدمات و ترابری و ناوگان هوایی به شمار می‎رود و در این سال‎ها با شتابی بیشتر از تجارت جهانی، پیش تاخته است، با این‎همه هنوز کشورهایی هستند که ظرفیت‎شان در این زمینه دست‎نخورده مانده است.»

کشورهای پیشرو
از ۱۳۲ شهری که در این سال‌ها بیشترین‌ جهانگرد را به خود خوانده است، لندن در پیشانی این صنعت و با نزدیک به ۲۰ میلیون جهانگرد دیده می‌شود و بانکوک(تایلند) ۱۸ میلیون جهانگرد داشته است. پاریس نیز به پیشواز بیش از ۱۶ میلیون گردشگر رفته است.‏‎ ‎دوبی(امارات) شمار جهانگردان خود را با تبلیغات، به ۱۴ میلیون نفر رسانده است. استانبول(ترکیه) شمار گردشگرانش۱۰ میلیون بوده است. نیویورک(امریکا) بیش از ۱۲ میلیون جهانگرد داشته است. همچنین سالانه بیش از ۱۱ میلیون از سنگاپور دیدن می‌کنند. کوالالامپور(مالزی) از دیدنی‌های جهانی است و میلیون‌ها جهانگرد دارد. سئول(کره‌جنوبی) شمار جهانگردانش ۱۰ میلیون نفر است و هنگ‌کنگ با آن که به چین پیوسته، ولی میلیون‎ها جهانگرد خود را نگه‌داشته است. ‏
هما افراسیابی: «شمار جهانگردان هر سال، نه این ‌که کم نمی‎شود، بلکه بر شمارشان افزوده می‎شود. بر همین پایه، پیش‌بینی روند گردشگری، یک بالندگی(رشد) ۳ درصدی را در آینده نشان می‌دهد که شمار جهانگردان را به ۸ر۱ میلیارد نفر در سال می‌رساند.»
«اما در آینه جهانگردی خاورمیانه چه نام‎هایی دیده می‎شود و بیش از ۵۰ میلیون گردشگر به کجاها می‎روند؟ عمان، لبنان، قطر، عربستان، مصر، اردن و فلسطین از موفق‌ها در جذب جهانگردان هستند و در این میان، دوبی(امارات) پیشتاز بی‌همتای قلمرو خاورمیانه است.»

گرایش به جهانگردی ‏
داشتن همسری ژاپنی سبب شدکه یک ایرانی به صنعت جهانگردی گرایش یاید. پروانه آرمینی ماندگار در ژاپن، در سفری یک هفته‎ای به ایران آمده است برای شناساندن ویژگی طبیعت کشورمان به ژاپنی‌ها!‏
می‌پرسم چگونه ژاپن توانسته است صنعت توریسم خود را همپای تکنولوژی خود پیش ببرد؟ آرمینی می‎گوید: «در گذشته‌ها ژاپن سامورایی، برای چیره‎شدن بر جهان جنگیدن را برگزیده بود، ولی اینک از راه مدارا و دانش و فرهنگ و طبیعت وارد شده است. این کشور جزیره‌ای، همه‎چیز در خود دارد؛ سنت‌های فرهنگی ریشه‌دار، نیایشگاهای باستانی، باغ‌های دوست‌داشتنی، چشم‌اندازهای کوهستانی، آداب نوشیدن چای، مسافرخانه‌های سنتی در کنار هتل‌های فوق مدرن.»‏
‏«بوداییان شهر کویاسان(کوه‌‎مانند)، جهانگردان را با یک شب مهمان‎کردن در نیایشگاه بوداییان، شیوه زیست آن پرهیزکاران را از نزدیک به آنان نشان می‌دهند. یا شهر «کانازاوا»، که شهر هنر و سامورایی‌ها است. «هیروشیما» به خاک و خون غلتیده با بمب اتمی سال ۱۹۴۵ میلادی اینک شهر یادبود صلح شده است. در شهر «نیکو» می‌توان ‏‎ ‎پُل‌های با رنگ قرمز لاکی و میمون‌های وحشی را دید. در «تاکایاما»، زندگی روستایی در کنار کوه‌های آلپ جریان دارد. شهر «نارا» با ساختمان‌های آونگ‌اش(معلق) دیدنی‌ست. کیوتو یک شهر ۱۰ هزار نیایشگاه است و در «توکیو»، اقیانوسی از شکوفه‌های گیلاس بهاری به شما خوشامد می‌گوید.» ‏
گروه گزارش

 

 برگرفته از روزنامه اطلاات 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید