آنتونی شرلی پس از ورود به قزوین مورد استقبال گرم شاه‌عباس قرار گرفت. او به شاه پیشنهاد کرد که ایران هیات سفارتی به دربارهای اروپایی اعزام کند و با آنها علیه دشمن مشترک (امپراتوری عثمانی) پیمان ببندد. شاه‌عباس آنتونی شرلی را به همراه حسینعلی بیگ بیات روانه اروپا کرد تا هم باکشورهای اروپایی ارتباط برقرار کند و هم برای ابریشم ایران (که انحصار آن در اختیار شخص شاه بود) بازار بیابد. شرلی و بیات پس از سفر به روسیه واتریش به مونیخ رفتند و از آنجا قاصدی به جمهوری ونیز فرستادند تا آندولت را از آمدن خود مطلع سازند ولی ونیز که مشغول مذاکره با عثمانی بود آنها را نپذیرفت. شرلی و بیات سپس به رم رفتند ولی در آن شهر بر سر مساله حق تقدم در دیدار با پاپ اختلاف یافتند. شرلی از رم به تنهایی به ونیز رفت و چندی بعد در آن کشور پناهنده شد، سپس به اسپانیا رفت و به خدمت پادشاه آن کشور درآمد و در همان‌جا درگذشت.