تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :541

روزجهانی موزه

تاریخ و فرهنگ و ادبیات و زبان و هنر و ثروت و سایر داشته های ارزشمند هر ملتی را وقتی در نشانه ها و نمادهای سفالی و سنگی و فلزی و پارچه ای و شیشه ای و حتی انسانی جمع کنند و پشت ویترین های کوچک و بزرگ بگذارند یا بر قاب دیوارها و سقف ها بنشانند و کسانی به جان برای مراقبت از آن ها بایستند موزه ها شکل می گیرند و چهار دیواری می شوند دور بخشی از چهار گوشه یک سرزمین تا امروزیان و آیندگان از آن خاک و دیگران مابقی سرزمین ها بیایند و ببینند و بدانند.

موزه ها در واقع مشتی پیدا از خروارها دفینه ناپیدا در هر سرزمین هستند که می بایست جلو چشم همگان قرار بگیرند و همچون سندی محکم برای استدلال ها و تئوری های علمی نظریه پردازان مختلف ارائه وند.

 اما نکته مهمی که در ارتباط با اهمیت وجودی موزه ها و از آن مهم تر اهمیت بازدید و آشنایی با موزه ها وجود دارد این است که آیا با وجود هزینه های گزافی که در نگهداری از یک شی خاص پرداخت می شود، نباید برای مخاطب سازی موزه ها نیز سرمایه گذاری یا هزینه پردازی کرد؟

آیا آن که بی پروا و از سر تفنن یا به زور تبلیغات و ورودی های رایگان پا به موزه می گذارد، اصولا می داند چه می خواهد و قرار است در هنگام خروج چه چیزی از این بازدید نصیبش شود یا جز نگاهی از سر تماشا و گاه ملالی از سر طولانی شدن وقت و حتی یادگاری نوشتی بر پیکره آن محیط از سر ناآگاهی، چیز دیگری نصیب نمی برد؟

آیا در مدارس و دانشگاه های ما، آشنایی با موزه های متنوع و ویژه گروه های سنی مختلف جزو دروس عمومی یا مطالب عمومی، تدریس یا تفهیم می شود تا اهمیت بازدید از موزه ها در ذهن این افراد نهادینه و شوق یا ذوق این نوع تفریحات و آشنایی ها جزو برنامه های ضروری آن ها شود؟

آیا رسانه ها، به ویژه صدا و سیما تا کنون فیلم یا سریالی غیر پلیسی از ماجراهای موزه ها به مردم نشان داده اند؟

آخر چه اهمیت و اعتبار دارد که عده ای به زور اردو و بلیط رایگان به موزه ای بروند و سرسری و بی هدف در آن بچرخند و بعد هم موقع تعریف کردن ندانند ارزش آن ها که دیدند و شنیدند چه بود؟

تا این گونه باشد، نه کتاب سوزی سعد بن ابی وقاص، نه ایوان برافکنی مغولان، نه به یغما دادن ترکان، نه ترک برداشتن تخت جمشید در ایران و نه مجسمه شکنی طالبان و داعش و امثالهم در گوشه و کنار دنیا، آهی از نهادی بیرون نخواهد داد.

آنانکه اهل این کارند که خود سر رشته دردست دارند؛ مهم آن هایند که اهل موزه و بازدید از موزه ها نیستند و فرق میان نمایشگاه با موزه را نمی دانند و با این کارها هم اهل دل نمی شوند و حتی وقتی پایشان به این گونه مکان ها باز شود بیم این را باید داشت که مبادا به قهر و خشم، به ناخنی یا نشتری به جایی زخم بزنند و به قول خودشان یادگاری و ردپایی از حضور بی مورد خود برآنجا بگذارند ملل جهان سوم یا ملل در حال توسعه و گذر را باید ابتدا با ضرورت موزه رفتن و اهمیت برپایی و حفظ موزه ها در جامعه آشنا کرد و بعد برای رفتن به موزه ها تشویق کرد.

 چون چنین مردمانی به لحاظ زیرساخت های فکری، انتظار و توقعی از موزه ها و موزه داران و بود و نبود موزه ها ندارند و آنجا را با نمایشگاه یا تفریحگاه اشتباه می گیرند یا عرق و دینی نسبت به حفاظت از آن احساس نمی کنند که اگر روزی شیئی از آن کم شد یا نمونه گرانبهایی کشف شد، با احساس مسوولیت کامل با آن برخورد کنند این همه را نه به روز جهانی و هفته بل فقط به کمک آموزش و بالابردن فرهنگ عمومی می توان به دست آورد.

 

 

بررسی و نوشته: وجیهه تیموری

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : معماری موزه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید