تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1063

روز یوزپلنگ ایرانی

امروزه سریع ترین پستاندار جهان در آسیا یکی از حیوانات دنیا است که در معرض بیشترین خطر نابودی قرار دارند.

گستره پراکندگی یوزپلنگ ایرانی از بخش های وسیعی در غرب و جنوب آسیا در قرن گذشته به بخش‌های بیابانی کشورمان محدود شده و از این جهت شاید نام یوزپلنگ ایرانی برای آن برازنده تر باشد.

سریع ترین دونده مسافت های کوتاه که با حداکثر سرعت ۱۱۰ کیلومتر در ساعت مشهور شده است، به ندرت می تواند با سرعتی متجاوز از ۹۰ کیلومتر در ساعت بدود. یوزپلنگ می تواند در عرض ۲ ثانیه از حالت ایستاده، به دویدن با سرعتی در حدود ۷۰ کیلومتر در ساعت برسد؛ شتابی که حتی در بهترین اتومبیل های مسابقه ای هم دیده نمی شود!

در این حالت، جانور در یک ثانیه با برداشتن ۴ گام بلند، ۲۸ متر را طی می کند. انرژی بسیار زیادی که دویدن با سرعت بالا از جانور می گیرد، موجب می شود تا پس از طی مسافت ۴۰۰-۳۰۰ متر، دیگر نتواند به دویدن ادامه دهد.

یوزپلنگ پس از دویدن بسیار آسیب پذیر است، چون در این حالت آن قدر خسته و ناتوان است که حتی توان دفاع از خود را ندارد و می توان به راحتی آن را گرفت. لذا برای اینکه توان از دست رفته اش را بازیابد، معمولاً به ۳۰ دقیقه استراحت نیاز دارد. به این دلیل جانور به هنگام شکار باید بسیار حساب شده کار کند تا بتواند در همان چند صد متر اول، شکارش را به چنگ آورد.

هرچند گاه گزارش هایی مبنی بر وجود یوزپلنگ در مرز پاکستان با ایران به گوش می رسد، امروزه بیش از ۲۰ سال است که ایران آخرین پناهگاه یوزپلنگ آسیایی جانوری که زمانی از شبه قاره هند تا افغانستان، ترکمنستان و ایران تا شبه جزیره عربستان و سوریه پراکنده بود، در دنیا به شمار می رود.

تا پیش از جنگ جهانی دوم، جمعیت یوزپلنگ در حدود ۴۰۰ قلاده بود که تقریبا در تمام مناطق استپی و صحرایی نیمه شرقی کشور و بخش هایی از نواحی غربی کشور نزدیک مرز عراق دیده می شد. در سال ۱۳۳۸ کانون شکار وقت ایران یوزپلنگ را حمایت شده اعلام کرد.

با اعمال اقدامات حفاظتی، جمعیت طعمه در بسیاری از مناطق کشور روبه افزایش نهاد که این باعث افزایش جمعیت یوزپلنگ نیز شد. در اواسط دهه ۱۳۵۰، جمعیت یوزپلنگ در ایران ۳۰۰-۲۰۰ قلاده تخمین زده می شد. در آن زمان، قلمرو یوزپلنگ تقریبا تمام مناطق کویری نیمه شرقی کشور را در بر می گرفت که از جمعیت انسانی کمی برخوردار بود.

در اواخر دهه ۱۳۵۰ حفاظت از حیات وحش برای چند سال دچار اختلال شد. اکثر مناطق به وسیـله دامداران اشغال و دشت های صاف و استپ ها جولانگاه ماشین ها و موتورسیکلت‌های قدرتمند صحرایی شد که گونه های کویری مثل آهوی ایرانی، جبیر، گورخر و همچنین یوزپلنگ را تعقیب و شکار می کردند.

منطقه حفاظت شده خوش ییلاق که زمانی مناسب ترین زیستگاه یوزپلنگ در آسیا بود تقریبا از بین رفت و برای آخرین بار در سال ۱۳۶۲ یوزپلنگ در آن دیده شد. یوزپلنگ از بسیاری از مناطق زیست خود ناپدید شد و محدوده پراکنش آن به بعضی مناطق دور دست که در آنجا طعمه کافی و امنیت نسبی وجود داشت،محدود شد.

درنتیجه، روند رشد جمعیت بسیاری از گونه های پستاندار بزرگ جثه در کشور طی سال های گذشته بنا به دلایل متعدد به شدت نزولی بوده و همین که جمعیت یوزپلنگ به عنوان نماد حیات وحش ایران از این روند تبعیت نکرده و می توان با قاطعیت و مستدل اثبات کرد که در بدبینانه ترین حالت، جمعیت یوزپلنگ طی دهه گذشته در سرتاسر کشور کاهش نیافته است.

با این حال، به نظر می رسد که حداقل جمعیت یوزپلنگ در کشور را می توان درحال حاضر رقمی بین ۷۰ تا ۸۰ قلاده متصور شد و همین امر بسیار امیدوارکننده تر از برآوردهای بیان شده در دهه ۱۳۷۰ و ماقبل آن است که بیشتر به بیابان های دشت کویر در نیمه شرقی کشور مانند پناهگاه حیات وحش میاندشت محدود می‌شود.

یوز ایرانی معمولاً از دام های اهلی مانند بز، گوسفند و شتر تغذیه نمی کند و تاکنون گزارش مستندی مبنی بر حمله به دام های اهلی توسط یوز وجود نداشته است. ولی متأسفانه این تصور در میان بسیاری از دامداران و شتردارانی که در زیستگاه های یوز زندگی می کنند، وجود دارد که این جانور یکی از دشمنان اصلی دام های آنهاست و اگر گوشتخوارانی از قبیل گرگ، کفتار، کاراکال یا سیاهگوش به دام آنها حمله کند، بسیاری آن را به یوز نسبت می دهند، مخصوصاً درمورد سیاهگوش که به سبب پوست خالدار بدنش شباهت زیادی به یوز دارد و به دام ها بسیار حمله می کند.

در سال های اخیر چندین قلاده یوزپلنگ ایرانی به دلیل سوء تفاهم دامداران محلی از پا درآمده اند. طی یک دهه اخیر، با توجه به مستندات موجود، ۲۷ یوزپلنگ در ایران توسط عوامل انسانی مختلف از پا درآمده اند که حداقل ۱۱ مورد آن در اثر برخورد با خودروهای عبوری بوده است.

توران، بافق و درهانجیر مناطقی هستند که هر یک در جاده های پیرامون خود قربانیانی داده اند. تنها کشته شدن حداقل ۶ یوز در جاده یزد-بندرعباس که از میان منطقه حفاظت شده کالمند می گذرد، این جاده را به خطرناکترین محدوده تردد برای یوزهای ایرانی بدل ساخته است؛ البته این تعداد، معادل یوزهایی است که توسط افراد عبوری گزارش شده اند و احتمالا قربانیان تصادفات جادهای در ایران، بیشتر از این تعداد هستند.

یوزپلنگ های ایرانی جانورانی هستند که گاهی برای جابه جایی میان مناطق مختلف، مسافت های طولانی ـ تا صدها کیلومتر ـ را طی می کنند؛ از همین رو، عبور از جاده های مختلف برای آنها اجتناب ناپذیر است.

اکثر جاده های موجود، پیرامون و نه داخل زیستگاه های اصلی یوزپلنگ قرار دارند و به همین جهت، موجودیت زیستگاه ها به مخاطره نیفتاده است. کشته شدن ۱۱ یوزپلنگ بین سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۰ نشان از لزوم توجه به تمامیت زیستگاه های یوزپلنگ به عنوان عرصه های گسترده ای از مناطق بیابانی کشور دارد.

در نهم شهریور سال ۱۳۷۳ یک یوز ماده که به همراه سه توله اش برای خوردن آب به نزدیکی شهر بافق آمده بودند، مورد حمله چند فرد غیربومی با چوب و سنگ قرار گرفتند. در این ماجرا دو توله یوز کشته شدند، ماده یوز زخمی فرار کرد و تنها یک توله توسط محیط بانان نجات یافت که با نام ماریتا تا سال ۱۳۸۲ در پارک پردیسان تهران زندگی می کرد. از سال ۱۳۸۶ نهم شهریور ماه هر سال برای علاقه مندان و فعالان محیط زیست یادآور روز یوزپلنگ است.

در این سال، روز نهم شهریور ماه به عنوان «روز ملی حفاظت از یوزپلنگ ایرانی» انتخاب شد تا دوستداران حفظ محیط زیست این مرز و بوم با انجام فعالیت های نمادین و معرفی یوز، در حفظ این گربه سان در حال انقراض بکوشند.

 


تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 

موضوعات مرتبط : محیط زیست    
عضو مرتبط : سیروس باور  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید