تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1685

دکتر چ، یک نمونه ی خوب از روشن- فکر!

" در ایران اگر کسی بخواهد مرد و انسان دو سه هزار سال پیش این سرزمین با بشناسد کافی است به میان عشایر کوچنده برود اگرچه بسیار دستخوش تغییر و تحولات شده باشند. اما رفتار ما متناقض است. از طرفی از کار و مصنوعات و محصولات آن ها خوشمان می آید، چه گلیم، چه خوراک و چه آواز ها و فولکلور، اما خود آن ها را نمی پذیریم و در برابر سیاست تخته قاپو یا اسکان اجباری واکنش و عقیده ای نداریم. از آن ها بر آمده ایم اما آن ها را نمی شناسیم و این خطر بزرگ بی هوویتی است که بالای سرمان معلق مانده است.

عشایر ایران، چه آن هایی که مانند قشقاقی های ترک زبان جابجا شده و در فارس مستقر شده و ریشه انداخته اند و چه دیگران، از شاهسون ها تا لرها و بختیاری ها و بلوچ ها یا خراسانی ها، چه کوچ روهای عمودی و چه افقی، چه چادر سیاه ها و چه اقوام ترکمن، کتاب باز مردم شناسی و قوم شناسی فرهنگی اند که روشنفکر شهرنشین آنها مایه ی شرم جامعه و دنیای مدرن دانسته و جایی برای پدیده های قرن ها و هزاره های پیشین تصور نمی کند. این قشر ازجامعه ی فرهنگی ما حتی واردات گوشت صنعتی سرد را به گوشت گرم مراتع ایران را ترجیح می دهد.

بز کوهی آقای شهبازی، از کلانترهای ایل قشقایی در شیراز، برخلاف بزهای معمولی، با هرچهارپایش بالای دیوار می پرید و سپس دستهایش را روی دیوار باغچه گذاشته و خود را تا 2 متربالا می کشید. شهبازی می گفت او به یاد کوه است و فراموشش نمی کند حتی اگر اینجا زاییده شده باشد و ما هم مانند همین بز هستیم، و اگر در شهر هم زندگی کنیم بیاد کوچ و کوه و طبیعت هستیم. مثال دیگر، روایتی است که مرحوم محمد بهمن بیگی در کتاب "اگر قره قاج نیود!" از سرزمین خود و سی مکان، قشلاق ایل، تعریف می کند.

عشایر کوچ رو ازمالکیت خصوصی سرزمین های بزرگ، استفاده ی عمومی می کند و روابط و قوانین جا افتاده ی آن را می شناسد و رعایت می کند و در واقع سرزمین را به گونه ای اجتماعی و فرهنگی به یک مالکیت عمومی تبدیل می کند که ایل خان و خان و کلانتر تنظیم کنندگان ساختار و دولت متحرک آن هستند که بر قوانین خود نظارت دارند و گویا یک بار در سال از هر100 گوسفند یکی را به عنوان مالیات بر می دارند و البته اگر همان صدمین گوسفند لاغر باشد دعوا سر می گیرد. "

دکتر چ در برابر این مقوله طاقت از کف داد و یک هو پرید وسط. او فرصت داشت در نوبت خود پشت میز قرار بگیرد و ایراداتش را وارد کند. اینکار را هم کرد و همان نظرات ارزنده را تکرار کرد. من زرتشت شناس نیستم و امیدوارم زدتشتی ها نظری بدهند. از عشایر هم نیستم و کاش در این هم اندیشی حضورمیداشتند.

چ، که باهوش است و که نمایانگر روشنفکر منعطف و گشادنظر و پژوهشگر نمونه ی فارس زبان، گفت:

"عشایروطن پرست نیستند چون زمین ندارند. زردشت مردم ایران زمین را به کشاورزی دعوت کرده بود تا به علت وابستگی به زمین وطن پرست بشوند در حالی که عشایر کوچ رو، که زمین ندارند، وطن پرست نیستند!"، و دامداری را در برابر کشاورزی قرارداد.

روی سخن من با ایشان نیست چون در آن مخ میخ هم فرو نمی رود. صحبت ما هم در موضوع وطن پرستی نبود. دلیل این "واکنش مشروط" را باید از آن دانشمند روسی پرسید. سخنم با کسانی است که میخ در مخ دارند. نویسندگان ایلات نوشته اند که گله های بز و گوسفند آن ها در زمین های شیب تند و لای سنگهایی می چرند که به درد کشاورزی نمی خورد. مشکل برسر آب است که در طول تاریخ با هم کنار آمده اند. پس موضوع ما دعوای هابیل و قابیل و قتل یکی از آن دو نفر فرزندان حضرت آدم بعنوان جنگ آشتی ناپذیر، از قول تورات قوم یهود، میان کشاورز و دامدار بر سر زمین نیست. اگر در دوران جدید میان کشاورز و عشایر کوچ رو جنگ و دعوا شد به دلیل سیاست دولت هایی بود که بخاطر دشمنی و ترس از عشایر، موضوع را سیاسی کرده و با استفاده از تکنولوژی تراکتور، ایل راه ها و مکان اطراق و چرای گله های ایل را به زور تصرف کردند، و اغلب زمین هایی را شخم زدند که رها کردند زیرا بدون آب به دردشان نمی خورد. اما گویا وقتی زمینی شخم خورد، جزو اراضی کشاورزی محسوب می شود و از حیطه ی عمل عشایر بیرون می رود.

موضوع دیگر، مقوله ی وطن پرستی است. آیا در زمان حضرت زردشت چنین موضوعی وجود خارجی داشته؟ دشمن خارجی و مرزهای قومی وجودداشته که حضرت زردشت بخواهد توسط گسترش کشاورزی علیه دامداری به آن انسجام وطن محوری بدهد؟ می تواند موضوع بحث باشد. آیا زردشت با رستم که با دشمن توران می جنگید هم رزم بوده؟ آیا رستم وطن پرست بوده؟ دشمنی تورانی ها و ایرانی ها برسر چه بوده؟ تضاد و جنگ آن ها برسر تصاحب زمین و آب برای کشاورزی در برابر دامداری بوده؟ یعنی جمعیت زمان آنقدر زیاد بوده که مجبور بودند برای تولید و انباشت و مصرف و معیشت خود، گیریم تجارت و بازار یابی و انحصار طلبی بانکداران و حاحبان زر و زور و تزویر، زمین های مجاور را از یکدیگر قاپ می زندند؟ دشمن خارجی و تهاجم آن باعث بروز ایده وطن پرستی در حضرت زردشت شده بود که بر علیه تورانی ها قصد داشت ایرانی را کشاورز و وطن پرست علیه تجاوزگران خارجی کند؟ جواب با وطن پرست غیور، دکتر چ! تاریخ دلاوری های عشایر لر و قشقایی و شاهسون و ترکمن در برابر ارتش اسکندر مقدونی و ارتش هندی های انگلستان و تزارهای روسی هم لابد وجود خارجی نداشته.

این بود شمه ای از "هم اندیشی" ژرف در موضوع تاریخ مردم شناسی و قوم شناسی و فرهنگ آن ها، یعنی عادات و اعتقادات و مذهب و ایدئولوژی ها و اسطوره ها و قهرمانان و رفتارها و شیوه ی تولید و مناسبات با محیط زیست و فولکلور و مهاجرت ها و کوچ و جنگ و اینها. گفتگویی بسیار جالب بود اما افسوس که بجز مهندس قهاری و مهندس سیروس، دیگران در آن شرکت نکردند.

فرخ باور - 13 امرداد 90

استان مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید