تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :3014

يادداشتي بر روند معماری معاصر ايران

ریشه آغاز تحولات معماری معاصر ایران را باید از دوران صفوی جست‌وجو كرد. از یك سو جنگ‌ها و كشاكش‌های متعدد با حكومت عثمانی و برخی از حكومت‌های اروپایی مانند پرتغال و انگلیس،‌ و از سوی دیگر آمد و شد هیئت‌های نمایندگی و گروه‌های سیاسی اروپایی به ایران و در مواردی بازرگانان اروپایی و روسی موجب آشنایی بیش از پیش ایرانیان با برخی از دستاوردهای فنی و بعضی از ویژگی‌های فرهنگی و هنری اروپاییان شد. در زمینه های هنری می‌توان به طراحان یا نقاشانی كه همراه با برخی از هیئت‌های سیاسی به ایران آمدند، اشاره كرد. آشنایی هنرمندان ایرانی با آنان موجب شد معدودی از هنرمندان از شیوه طراحی و نقاشی آنان اقتباس كنند. محمدزمان یكی از نقاشان دوره صفویه بود كه به شیوه اروپایی نقاشی می‌كرد. او در آثار خود از سایه و روشن و پرسپكتیو استفاده می‌كرد.

تاثیر نقاشان و طراحان اروپایی به همین جا ختم نشد، بلكه به تدریج برخی از حرمت‌ها و چارچوب‌های مربوط به صورتگری مورد بی‌توجهی قرار گرفت. نقاشی‌های دیواری كاخ چهل‌ستون، حاكی از این است كه پادشاهان صفوی بعضی از حرمت‌های مربوط به نگارگری را كه در دوره‌های پیشین رعایت می‌شد، در نظر نمی‌گرفتند. از اواخر این دوره به تدریج افزون بر نگارگری، برخی دیگر از هنرهای تصویری و تجسمی مانند كاشی‌كاری و گچ‌بری نیز از شیوه‌های هنری اروپا اثر پذیرفتند و فرنگی‌سازی به یكی از روش‌های معمول در برخی از هنرها تبدیل شد.

در دوره قاجار، تحولات اجتماعی متعددی در جامعه ایرانی صورت گرفت كه زمینه‌های تضعیف هنرهای بومی و گسترش هنرها و اندیشه‌های غربی را بیش از پیش فراهم آورد. نخست آن كه گروه اجتماعی جدیدی كه قدرت را به دست آورده بود، یعنی ایل قاجار، در ابتدای روند شهری شدن و گسترش حوزه نفوذ تمدنی و فرهنگی خود، به نهادهای اجتماعی، مدنی و هنری پیشین چندان توجهی نكرد. زیرا در آغاز از مقبولیت چندانی برخوردار نبود. این موضوع در از هم گسیختگی نهادها و روابط صنفی و هنری بی‌تاثیر نبود و در نتیجه در این دوره رد برخی از تخصص‌های هنری و صنفی از جمله معماری، زمینه‌های بروز ضعف در حوزه‌های نظری و عملی را فراهم كرد و امكان نو‌آوری در بسیاری از زمینه‌ها مقدور نشد،‌ هر چند كه تلاش‌های بعضی از معماران ایرانی در نمونه‌هایی از آثار خلق شده (به ویژه در مورد ابداع تركیب‌های حجمی تازه نسبت به گذشته) را نمی‌توان نادیده گرفت. به همین ترتیب ضعف برخی از آنان در طراحی بناهای آئینی و تقلید از ویژگی‌های مساجد هند در طراحی مساجد جامع ایرانی قابل تأمل است.

آگاهی از عقب‌ماندگی در زمینه‌های فنی و اجتماعی نسبت به غرب و احساس حقارت پدید آمده در دوره قاجار، منجر به بروز نوعی سرخوردگی اجتماعی و تلاش در تقلید از غرب برای خروج از عقب‌ماندگی شد. عده‌ای چاره را در نوعی تقلید همه جانبه از فرهنگ غرب و مظاهر آن دانستند. این گرایش همراه با تنوع و تفاخر‌طلبی اعیان، رجال و درباریان، ابتدا موجب بروز تمایل به استفاده از برخی عناصر معماری غرب مانند انواع سنتورهای تزئینی،‌ سرستون‌ها و پلكان‌ها و در مراحل بعد استفاده از بعضی تركیب‌های حجمی و طرح‌های معماری شد، به گونه‌ای كه در مواردی، بناهایی به‌طور كامل به تقلید از بنایی مشابه در اروپا طراحی و ساخته می‌شد. عمارت شمس‌العماره و قصر فیروزه از این‌گونه بناها به شمار می‌آیند.

در آغاز دهه نخست قرن معاصر شرایط پیچیده و حساسی پدید آمده بود. از یك سو تلاش‌ها و فعالیت‌های صورت گرفته برای اصلاحات اجتماعی و سیاسی، به نتایج مطلوب نرسیده بود و از سوی دیگر برخی حكومت‌های خارجی و به ویژه اروپایی مصمم بودند كه بیش از پیش در امور داخلی كشور دخالت نمایند. مداخله آنان تا محدوده شكل‌دهی به حكومت پیش رفت. تحولاتی كه در زمینه‌های اداری و سیاسی صورت گرفت، منجر به پدید آمدن نهادهای جدیدی در عرصه‌های آموزشی، اداری، اجتماعی و فرهنگی شد، نهادهایی كه اغلب، هم از لحاظ ساختار سازمانی و هم از جنبه فضای معماری جدید بودند. در نتیجه نه تنها دگرگونی‌ها و تحولات مهم و قابل توجهی در عرصه‌های اجتماعی پدید آمد، بلكه تغییرات وسیعی در عرصه‌های معماری و فضاهای شهری نیز حاصل شد.

غرب‌گرایی كه از دوران قاجار در بسیاری از عرصه‌های اجتماعی و هنری بروز كرده بود، بیش از پیش توسعه یافت. كاربرد تكنولوژی‌های جدید و استفاده از برخی مظاهر آن نیز نقش مهمی در تحولات معماری و شهرسازی كشور داشت. استفاده از اتومبیل و توسعه نسبتاً برنامه‌ریزی شده یا به عبارت دیگر نقشه‌ریزی شده شهر و تغییر در شكل‌ زمین‌های در نظر گرفته شده برای توسعه شهر و چگونگی تقسیم قطعه‌ها به گونه‌ای كه غالباً هر قطعه از یك جبهه در كنار خیابانی اصلی یا فرعی قرار گیرد، از عوامل دگرگونی فضاهای معماری و شهری به شمار می‌آیند.

از یك سو گرایش به نئوكلاسیسیزم و پس از آن به تدریج توجه به مدرنیسم زمینه‌های لازم را برای عدم توجه به توسعه معماری سنتی ایران پدید آورد و از سوی دیگر بروز گرایش‌های ملی موجب پدید آمدن چند گرایش هنری در معماری به صورت كمابیش هم زمان شد كه به اختصار به آن‌ها اشاره می‌شود:

  • شـــاید بتــوان اظهار داشت كه مهمترین ساختمان‌هایی كه در دو دهه نخست قرن معاصر طراحی و ساخته شدند، بناهایی هستند كه اغلب به سبك یا شیوه طراحی آن‌ها با عنوان سبك ملی اشاره شده است. ساختمان‌ بانك ملی ایران (در خیابان فردوسی)، عمارت شهربانی كل كشور، دبیرستان البرز، دبیرستان انوشیروان،‌ موزه ایران باستان و ساختمان پست از این گونه بناها به شماره می‌آیند. این ساختمان‌ها به سفارش نهادهای حكومتی و اداری طراحی و احداث شدند و براساس نوعی گرایش‌های ملی‌گرایانه كه در برخی كشورهای منطقه مانند تركیه نیز وجود داشت، ساخته شدند كه در آن‌ها از برخی عناصر معماری دوران باستان ایران استفاده شده است. مهم‌ترین الگو برای این معماران تخت‌جمشید و سپس ایوان مدائن بوده است. ستون‌ها، سرستون‌ها، نعل درگاه‌ها و برخی از حجارهای تخت‌جمشید و نیز بعضی از تركیب‌های حجمی آن از عناصر و خصوصیاتی هستند كه مورد توجه معماران قرار داشتند.

    در موزه ایران باستان از طاق بیضی شكل ایوان مدائن و برخی از ویژگی‌های نمای آن استفاده شده است. به نظر می‌رسد در بیشتر بناهایی كه با الهام از معماری دوران باستان طراحی و ساخته شده‌اند، به گونه‌ای تلاش می‌شد كه برخی از ویژگی‌های معماری سنتی ایرانی نیز مورد توجه و استفاده قرار گیرد. در وهله نخست كاربرد آجر در این بناها موجب شد كه از نظر مصالح، نوعی حس ایرانی بودن برای بنا پدید آید. افزون براین، كاربرد انواع قوس‌های جناغی شكل در بناهایی مانند دبیرستان انوشیروان، ساختمان پست و ساختمان شهربانی موجب پدید آمدن نوعی هویت ایرانی ـ اسلامی برای این بناها در ساده‌ترین شكل ممكن شد، به‌طوری كه بسیاری از شهروندان این نوع بناها را چندان بیگانه احساس نمی‌كردند، به‌خصوص آن‌كه در بعضی از آن‌ها هر چند در سطوحی كوچك اما به‌صورتی آشكار از تزئینات كاشی‌كاری نیز استفاده می‌شد.

    هماهنگی این گروه از بناها با معماری ایرانی اغلب در سطح نما و برخی از عناصر معماری و حجمی صورت می‌گیرد، در حالی‌كه پلان آن‌ها از یك سو متناسب با نوع فعالیت‌های جدید و از سوی دیگر متناسب با بافت جدید شهری شكل می‌گرفت و از این لحاظ با بناهای قدیمی كاملاً متفاوت طراحی و ساخته می‌شدند.

  • تداوم معماری سنتی ایران در طراحی برخی مساجد و سایر فضاهای آئینی كم و بیش دیده می‌شود. هر چند كه تحول بارز، چشمگیر و قابل توجهی در آن بروز نكرده و در بین بناهای عمومی و بزرگ، نمی‌توان به آثار شاخص چندانی كه تحول و تكامل معماری ایرانی در آن‌ها قابل ملاحظه باشد، اشاره كرد، با این حال در بین آثار طراحی و ساخته شده، نمونه‌های خوب و ارزشمندی نیز یافت می‌شود. به غیر از بناهای عمومی و آئینی، بسیاری از واحدهای مسكونی به ویژه واحدهای مسكونی واقع در شهرستان‌ها كم و بیش مانند گذشته طراحی و ساخته می‌شدند، مگر واحدهایی كه در كنار خیابان‌ها و راه‌های مستقیم طراحی و احداث می‌شدند. در بعضی از فضاهایی كه به صورت سنتی یا بومی طراحی می‌شدند، در برخی زمینه‌ها و عناصر و از جمله در فضای ورودی یا نقش سردرها و نیز سر ستون‌ها از عناصر و نقوش اروپایی اقتباس‌هایی صورت می‌گرفت.
  • به‌تـــــــدریج از اواخر دهه دوم قرن حاضر تمایلات شدید به باستان‌گرایی و نئوكلاسیسیزم و نیز طراحی و ساخت بناهایی با طرح‌های التقاطی مقداری تعدیل شد و به تدریج نهضت مدرنیسم توسط برخی معماران ایرانی كه در اروپا تحصیل كرده‌ بودند، مورد توجه قرار گرفت و بناهای متعددی مانند ساختمان وزارت امور خارجه و هنرستان دختران با الهام از سبك مدرن با تركیب‌های ساده حجمی، فقدان تزئینات و با پلان‌هایی عملكردگرا طراحی و ساخته شدند. آثار معماری مدرن را در این دوره و به ویژه در دوره پس از آن می‌توان در بسیاری از بناهای مسكونی و اداری مشاهده كرد.

حسین سلطان‌زاده
عضو هیئت امناء انجمن مفاخر معماری ایران

موضوعات مرتبط : معماری معاصر    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید