تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1525

ریشه های خشونت از حیوان آزاری تا ....

اخیرا افیلمی کوتاه در شبکه های مجازی منتشر شده که چهار نفر را در حال تزریق ماده ای به یک قلاده سگ برای کشتن حیوان نشان می دهد. صدای دلخراش نعره های حیوان نشان دهنده مرگ دردناکی است. البته بعدا مشخص شد که این ماده اسید بوده و یکی از خبرگزاری ها مدعی شد کسانی که به کشتن سگ ها اقدام کرده اند، در مقابل هر لاشه 15 هزار تومان حق الزحمه دریافت کرده اند!

با انتشار این فیلم موج گسترده ای از اعتراضات مردمی علیه این اقدام راه افتاد. نمایندگان اعضای انجمن های حمایت از حیوانات و معترضان به موضوع سگ کشی در این اجتماع به نحوه کشتار سگ ها انتقاد کرده و آن را غیرانسانی و غیراخلاقی دانستند و تاکید دارند که باید برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی اقدامات فوری انجام شود.

خشونت وجه منفی ذهن و روان انسان است که عوامل متعددی در شکل گیری آن نقش دارند. عصبانیت، تهدید، تخریب شخصیت و تهاجم به آنچه که در جامعه طبیعی تلقی می شود، اشکال متفاوت خشونت است. رفتارهای خشونت آمیز می تواند در قالب کلام یا رفتار باشد. خشونت دارای انواع مختلفی است. خشونت علیه زنان، کودکان، خشونت خانگی، خشونت والدین نسبت یه فرزندان، خشونت در مدارس، خشونت علیه حیوانات و خشونت اجتماعی از انواع خشونت به شمار می رود.

وقتی در یک جامعه، میزان خشونت افزایش می یابد و این خشونت در شکل های مختلف در سطح جامعه به صورت یک عرف پذیرفته شده در می آید، بدون شک باید دلایل بروز آن را در لایه های بنیادی تر فردی یا اجتماعی آن جامعه مورد بررسی قرار داد.

کشتن سگ با اسید در شیراز در حالی که معدوم کردن سگ های ولگرد باید زیر نظر دامپزشک و با روش های بدون درد انجام شود، از جمله خشونت هایی علیه حیوانات است که رواج  آن نشان می دهد الگوهای رفتاری افراد جامعه در مواجه با حیوانات دارای تغییرات زیادی شده که البته بروز چنین خشونت هایی علیه حیوانات نگرانی های زیادی را هم در سطح جامعه به وجود آورده است

آشفتگی در الگوهای رفتاری

دکتر جبار رحمانی، عضو شورای مرکزی انسان شناسی و فرهنگ در گفتگو با ما در پاسخ به این پرسش که چه ضعف های تربیتی، آموزشی و اجتماعی وجود دارد که اشکال نامتعارفی از خشونت به وجود آمده است، می گوید: در مورد رفتارهای نامتعارف، باید دقت کرد که برخی مواقع این رفتارها در مقوله رفتارهای استثنائی در یک فرهنگ قرار می گیرند، یا اینکه گاهی در مقوله رفتارهای رایج و متداول آن فرهنگ قرار می گیرند. اینکه رفتاری استثنایی باشد یا متداول، در تحلیل آن بسیار مهم است. الگوها و هنجاری های رفتار با حیوانات در جامعه ما، عمیقا در دوره جدید دچار بحران شده و به سمت نوعی آشفتگی و رفتار پرخاشگرانه تمایل  یافته است. در جهان سنت، با اینکه حیواناتی مانند سگ نجس شمرده می شد، اما سفارش به توجه به حیوانات و تهیه غذا برای آنها در فصول سرد نشان می دهد حیوان، به صرف حیوان بودنش حق حیات دارد و نمی توان به سادگی این حق را از آن گرفت. البته به طور کلی ما دچار ضعف های فرهنگی بسیاری در چگونگی رفتار با حیوانات هستیم.

خشونت نسبت به حیوانات و ایجاد کلیشه های منفی نسبت به آنها نشان دهنده وجود ضعف های فرهنگی برای بروز این نوع رفتارهای خشن است. به همین دلیل بسیاری از رفتارهای خشن نسبت به حیوانات را نباید شکل نامتعارفی از خشونت دانست، بلکه ناشی از فرهنگ نامناسب ما در مواجهه با طبیعت وعناصر آنست.در مورد رفتار سگ کشی، نمی توان آن را به عنوان یک رفتار عجیب و نامتعارف در جامعه ما دانست.

عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی پیرامون چگونگی افزایش فرهنگ عمومی در مواجهه با حیوانات و کاهش خشونت معتقد است: مساله اصلی در این زمینه اصلاح باورهای عمومی و ارزشهای فرهنگی در مورد رابطه انسان و حیوان است. باید نگاه ما به طبیعت، حیوانات و گیاهان را اصلاح کرد. خشونتی که امروز نسبت به برخی حیوانات دیده می شود را می توان در مورد رفتار نامناسب و خشن ما نسبت به گیاهان هم دید کشتن غیراخلاقی سگ ها در شیراز، خیلی بدتر از قطع درختان در تهران به بهانه ساختمان سازی نیست. در هر دوی این موارد یک موجود جاندار به بهانه رفاه انسانها نابود می شود. لذا نمی توان مرگ سگ را نامتعارف دانست و در سکوت از مرگ یک درخت گذشت.


منطق بنیادین خشونت بر علیه جانداران، صرفا محدود به جهان حیوانی و گیاهی نیست. این منطق در مواقع خاصی قابل تعمیم به جهان انسانی هم هستو کسی که می تواند نسبت به یک حیوان یا یک گیاه (درخت) بی رحم باشد، اگر شرایط اقتضا کند به راحتی در مورد انسان ها هم بی رحم خواهد بود.

هر چقدر اجازه بدهیم رفتارهای خشونت آمیز و غیراخلاقی نسبت به حیوان و گیاه ادامه یابد، قطعا امکان و قابلیت رفتار خشن نسبت به جامعه و جهان انسانی را هم افزایش داده ایم. به همین سبب انسانی که به جهان حیوانی و گیاهی رحم نمی کند، به راحتی ممکن است نسبت به انسان ها هم بی رحم باشد. از سوی دیگر می توان گفت که انسان مهربان نسبت به گیاه و حیوان، قطعا نسبت به سایر انسانها هم مهربان خواهد بود. به عبارتی کاهش خشونت در جامعه صرفا در سطح روابط انسان و انسان نیست، بلکه باید در همه سطوح یعنی روابط انسان با انسان، گیاه و حیوان شکل بگیرد تا بتواند موثر باشد.

خشونت ساختاری                                    

فرشاد اسماعیلی نیز در انسان شناسی و فرهنگ می نویسد: دستی جوجه های ماشینی را داخل یک تشت می ریزد، قوطی رنگ زرد را روی جوجه های ماشینی خالی می کند، جوجه ها را مانند گلوله های پلاستیکی قاطی می کند و به هم می زند، بالا پایین می کند تا اینکه رنگ جوجه ها کاملا زرد می شود./ دستی گربه ای را با تیرکمان نشانه می رود، سنگ به گربه می خورد و گربه از ترس زرد می کند و چند متر بالا می پرد / دستی پتکی برمی دارد و به کله یک الاغ می کوبد، الاغ از ترس زرد می کند، کله الاغ با کوبیدن پتک می ترکد و الاغ تلف می شود...

آنچه در یادآوری شفاهی مساله اجتماعی می شود همان پدیده «خشونت» است. سیمای خشونت، آرایش های گوناگونی در جامعه به خود دیده است: خشونت فیزیکی، خشونت کلامی، خشونت ساختاری، خشونت فرهنگی و ... بسیاری معتقدند جامعه ایرانی در یک وضعیت آنومیک به سر می برد.

 در این وضعیت آنومیک به ویژه در چند سال اخیر، خشونت در اشکال گوناگونی مساله مهم اجتماعی یاد شده است. اما آن شکلی از خشونت که در یادآوری شفاهی مساله می شود، خشونتی است که علیه حیوانات اعمال می شود. خشونتی که یک مساله اجتماعی محسوب می شود.

«الایان پرفیت» معتقد است ایجاد ترس یا احساس ناامنی ملاک تشخیص خشونت است. اما به نظر می رسد این احساس ناامنی و ترس تنها از سوی مهاجمان یا بزهکاران ایجاد نمی شود. گاهی قانونگذار خود در هیئت واضع خشونت یا مشرعیت ساز خشونت عمل می کند و این ناامنی و ترس، این بار به واسطه ساختار است که پیاده می شود.

در یادآوری شفاهی، دست هایی که خشونت را اعمال می کردند دیده می شدند اما در یاداوری کتبی، دستانی که خشونت را مشروعیت می بخشند یا وضع می کنند پنهان اند. قانون گذار کیفری در ماده 679 قانون مجازات اسلامی، چتر حمایت کیفری خود را تنها بر روی حیوانات حلال گوشت یا ممنوع الشکار می گذارد. قانون گذار کیفری در این ماده با حمایت کیفری خود از تنها دسته ای از حیوانات، به اعمال آزار و اذیت از طریق اعمال خشونت علیه حیوانات بی دفاع دیگر مشروعیت می بخشد و به نظر می رسد این خشونت ساختاری یا پنهانی ست که کم اهمیت تر و مساله سازتر از آن خشونت فیزیکی یا عریان که از سوی مهاجمان اعمال می شود، نخواهد بود.

در توجیه اهمیت این خشونت ساختاری گالتوک معتقد است: «آنجا که خشونت ساختاری و خشونت فرهنگی نهادینه می شود، خشونت عریان یا فیزیکی، طبیعی خواهد بود». بنابراین این همسو با ایده گالتوک به نظر می رسد آنجایی که فرهنگ کتبی و حقوقی ما خشونت را مشروعیت می بخشد، فرهنگ شفاهی و اجتماعی ما نیز خشونت را طبیعی می بیند.

این خشونتی که علیه حیوانات اعمال می شود امنیت فرهنگی جامعه را تهدید می کند و ترسی دامنه دار را در دل جامعه ایجاد می کند. همانقدر که آن جوجه ها، آن گربه و آن الاغ از ترس این خشونت زرد کردند، جامعه نیز از ترس این خشونت زرد می کند و این جاست که باید ببینیم قانونگذار در ایجاد این ترس یا در این زرد کردن جامعه چه نقشی داشته است؟

مکانیسم های کنترل خشونت

اما آیا فقط قانون و بایدها و نبایدهای آن می تواند در این مورد بازدارنده باشد و اساسا کنترل اجتماعی در مورد خشونت چگونه باید اتفاق افتد؟

دکتر رحمانی بهترین شکل کنترل اجتماعی خشونت را از درون می داند و در توضیح آن بیان می کند: مکانیسم های اخلاقی و ذهنی هر فردی برای مهار افراد در ارتکاب هر نوع عمل غیراخلاقی، بهترین شیوه بازدارندگی است. اما مساله این است که جهان انسانی، از یک سو شامل همه جور انسان می شودکه در جامعه با هم هستند و از سوی دیگر لزوما با کنترل اخلاقی نمی توان انسان مطلوب را ساخت. به همین دلیل کنترل درونی باید همراه با کنترل بیرونی باشد.

 در جامعه ای که صرفا بر کنترل درونی و اخلاقی تاکید شود، در حالی که خطاکاران با هیچ نوع تنبیه و مجازاتی مواجه نشوند، به تدریج هنجارهای اخلاقی رنگ می بازد. از این رو بخشی از تضمین روانی کنترل های درونی، ناشی از کنترل های بیرونی است. به همین سبب لازم است که این دو همزمان باشند.

 برای مهار این نوع خشونت ها علیه جهان حیوانی و گیاهی، لازم است همزمان این عمل فاجعه بار را از طریق سیستم های درونی و فرهنگ سازی و سیستم های بیرونی و قانونگذاری مهار کرد. به هر حال کسی که به راحتی برای منافعش می تواند درختی کهنسال را قطع کند، به راحتی هم می تواند حیوانی را به شکل بدی بکشد و جامعه ای که به رفتار غلط اول واکنش نشان ندهد، به رفتار دوم هم نخواهد توانست واکنش نشان بدهد. وقتی می توان در رفتار اول، از مجازات فرار کرد، در رفتار دوم هم از مجازات می توان فرار کرد. لازم است شبکه ای از آموزش ها و قانونگذاری ها در سطوح مختلف فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی تنظیم و اعمال شود تا بتوان ریشه های این نوع خشونت را از بین برد.

حرف آخر

خشونت علیه حیوانات جدای از اهمیتی که در تهدید حق حیات حیوانات دارد، همان گونه که در گزارش به آن اشاره شد، تعمیم آن به افزایش خشونت در روابط انسانی، بسیار نگران کننده و قابل بررسی از ابعاد مختلف است. خشونتی که گوشه هایی از کم و زیاد و پیدا و پنهان آن را حتما همگی در تعاملات مختلف اجتماعی و خانوادگی شاهد بوده ایم. برای مسئولان قابل تامل و البته باید قابل بررسی و ریشه یابی باشد آمارهایی از درگیری های منجر به جرح یا فوت که به فراوانی اخبار آن را در روزنامه ها می خوانیم. نمونه هایی مانند درگیری میان دو شهروند بر سر بی اهمیت ترین مسئله که در نهایت به قتل یکی از آنها منجر شده یا از آن تاسف آورتر نزاع میان اعضای یک خانواده که اعضای دیگر را داغدار عزیزی و درگیر قصاص عزیز دیگری کرده است.

 

بررسی و نوشته: سمیه میرزایی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : محیط زیست    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید