تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1637

زبان منظر

در لغت زبان منظر از دو كلمه زبان و منظر تشكیل شده است .
كلمه اول زبان :

زبان یعنی بیان مطلب از طریق صحبت و یا نوشته كه گویش ها و یا نوشته ها در مناطق مختلف متفاوت است .
زبان در هر اقلیمی به دو نوع تقسیم میشود یكی زبان ویا گویش محاوره ای ودیگر زبان رسمی و كتابت ورسمی.
بشر با شناخت این غریزه خدادادی در هر منطقه ای زندگی میكند میتواند با دیگر ساكنین ارتباط برقرار كند .
زندگی بدون ارتباط كلامی دارای مفهوم نیست و و زندگی بدون كلام و بیان همچون زندگی مردگان است واین حقیقتی بیش نیست پس میتوان گفت كه زبان از بیان و كتابت تشكیل شده است .

كلمه دوم منظر :

منظردر لغت نامه چشم انداز و نظاره گاه تعریف شده است .
هریك از این نظاره گاه دارای دید و منظر و دارای تعریف مخصوص به خود میباشد .

زبان منظر:

زمانی كه از واژه تركیبی زبان منظر صحبت میكنیم واژه جدید دارای معانی جدید و مفاهیم بسیاروسیع میباشد .
از منظر چه انتظاری داریم و برای جه به آن توجه میكنیم . زبان منظر یعنی زبان وجودی و زبانی كه الهام بخش است . زبان منظر زبانی است مجازی .هر منظری دارای معانی و تعاریف مخصوص بخود است . زمانیكه ما از زبان منظر شعر صحبت میكنیم زیان ما زبان معنوی و مجازی است در این وادی زبان منظر ازپدیده های غیر مادی تشكیل شده است.

زبان فردوسی در منظرسروده نبرد رستم و سهراب قابل تعمق است . اشعار سعدی و یا حافظ كه مارا به دنیای مجازی و عرفان میبرند كه دارای زبان و منظر مخصوص بخود است .
برای توضیح بیشتر شاید ذكر چند نمونه بی مورد نباشد كه در ذیل چند نمونه از آنها ذكر میشود:

مثال اول :
از مجنون پرسیدن چرا عاشق لیلی هستی و چرا لیلی را دوست داری لیلی دختری لاغراندام وسیه چرده است مجنون در جواب گفت باید بدیده مجنون بنگرید تا بتوانید زبان دل مرا بیابید و جون به آن زبان اگاه شدید عاشق مجنون خواهید شد .

مثال دوم :
باید حافط شناس بود تا بتوان زبان حافظ را در منظر اشعارش كه دنیای مجازی است شناختاین شاعر عالی مقام با اشعارش كه زبانش میباشد مارا به كدام منظر هدایت میكند مارا به منظری و الهی میبرد .
برای حافظ زبان و منظردلبستگی به الهیات و عرفاناست كه در اشعارش بسیاردیده میشود .

مثال سوم :
ملاقات سرنوشت ساز مولانا و شمس تبریزی كه زبانومنظر خاصی داشته و دنیای دیگری از شعر را بوجودآورده و زبان منظرشعر شاعر در اشعاربعدی از این ملاقات دچار دگرگونی می شود .

مثال چهارم :
انسان مردگان را دوست ندارد ولی به آنها احترام می گذارد چرا دوست ندارد زیرا انسان حیات و بیان و زبان را دوست دارد . انسان از سكوت متنفر وبیزار است.
می خواهدبا انسانهای دیگر سخن بگوید و سخن بشنود .
همانگونه كه گفته شد زبان و سخن در وادی های مختلف متفاوت است و هر زبانی در حالات مختلف دارای منظر های مختلف است ..

مثال پنجم :
زبان سیاست زبان خاصی است و باید سیاست مدار منظرسیاست را بشناسد تا بتواند با آن زبان و منظر گفتگو كند و درك مطلب نماید .

با ذكر چند مثال فوق به این نتیجه می رسیم كه كه هر زبان منظری دارای تعریف مخصوص بخود می باشد .
اگر میخواهیم در مورد زبان منظر طبیعت صحبت كنیم باید حوزه آن را مشخص كنیم زیرا هر یك از حوزه های طبیعت دارای زبان مخصوص بخود میباشد

زبان منظر دریاها و یا زبان منظر كوهسارها و امثالهم دارای معانی مربوط به خود میباشد .
اگر بخواهیم زبان منظر تاریخی را درك كنیم باید تاریخ شناس باشیم و آن دوره از تاریخ را بدانیم و فقط اطلاع از چند حادثه و یا برخورد سیاسی نمیتواند برای ما معرف زبان منظر آن دوره باشد .
زبان منظر درحوزه شعرمجازی است وباید درآن حوزه واردشد تا بتوان با آن زبان سخن گفت
زبان منظردر حوزه عرفان دارای جایگاه خاص خود است باید خدا را شناخت باید عارف شد و سپس وارد آن وادی گردید تا بتوان زبان منظر ان وادی را درك و به آن سخن گفت .

نتیجه كلام

زندگی بدون عشق و امید یعنی زندگی مردگان .
زیستن با امید و عشق یعنی زندگانی .
زندگانی دارای دو دنیای مجازی و حقیقی است كه انسان در هر دو دنیا ( حقیقی - مجازی ) زندگی میكند .
هرانسانی دارای زبانی است كهبه آن تكلم میكندو آن زبان متعلق به منظری است .
گاه آن منظر ظاهری و برخی اوقات مجازی است .
انسانها با احساس خود و با ادراك خود باعث پیدایش منظر های مختلف می شوند و كه هر یك از این منظرها دارای زبان خود است .
اگر مایلیم كه در زبان منظرها وارد شویم ابتدا باید زبان شناس و منظر شناس باشیم و ادراك فهم آن را نیز داشته باشیم تا بتوانیم از زبان آن منظر صحبت و یا درك فیض نمائیم .

بیژن علی آبادی

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید