تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،18-2-1397
تعداد بازدید :165

زنان ايران در دوران تاريخ

 قسمت اول : شناخت تمدن و زن سالاري درادواركهن 

 پيش گفتار : 

      اين مقاله برداشت آزادي از كتاب  زنان ايران در دوران تاريخ اثر آقاي محمد گل محمدي نقش زنان ايران دردوران تاريخ  جلد اول ميباشدو درآن كتاب پژوهشي درمورد نقش زنان  درزندگي وتاريخ از زمان خلقت انجام گرديده است كه مطالبي ازآن را بررشته تحرير در ميايدكه در اين نوشتارمختصري از پيدايش تمدن بشري  وعصرهاي زندگي بشر تقسيم شده وسپس در مورد  زن سالاري در ادوار كهن سخن گفته ميشود ونقش زنان در ساير زمينه ها در مقالات بعدي به رشته تحريردرخواهد آمد                                                                                                                                                      

قسمت اول : سيرزندگي بشر

 نسل بشر ازحدود دو ميليون سال پيش تا كنون تقريبا" باين شكل بدني بوده و به تدريج تغييراتي در جهت تكامل برخي از اندامها  به ويژه مغز ايجادشده كه موجب افزايش پويائي فكرشده واين امر موجب دگرگوني هائي در نحوه زندگي انسان شده است .  

دانشمندان برحسب درجه پويائي مغز و توانائي فكر تقسيمات مختلف و مراحل متعددي را در مورد سير زندگي بشر بيان كردند :

1-عصر توحش                                              2-عصر حجر يا دوره سنگي

1-  عصر توحش  :  

دانشمندان اين عصررا طولاني ترين دوران زندگي بشر مي دانند و مدت آن را حدود يك ميليون سال تخمين ميزنند .   

2-      عصر حجر يا دوره سنگ :

اين دوره به سه دوره تقسيم مي شود :

1-كهنه سنگي                                            2-ميان سنگي                                      3-نوسنگي

1-كهنه سنگي             

 در اين دوره پويائي و توان فكري بشر رو به افزايش گذاشت به طوري كه متوجه شد كه مي تواند از اشياء پيرامون خود  بويژه از سنگ براي برخي نيازهاي استفاده كند  . بعنوان مثال از تكه سنگهاي نوك تيز و لبه دار براي بريدن گياهان وشكار حيوانات و دفاع از خود استفاده كند .

 

2-ميان سنگي    

دراين دوران بشر توانست سنگ را صيقل دهد و اشياء تيز و برنده وهمچنين چماق و اره و تبر و پيكان وچاقو واشياء ديگر ازسنگ وهمچنين در شكافهاي كوه پناهگاه وخانه هاي ابندائي براي خود بسازد .

3- نوسنگي     

دوره نوسنگي از 15 قرن پيش آغاز شده است كه در اين دوره بشرعلاوه بر ساختن اشياء از سنگ واشياء ديگر به غار نشيني پايان داده وشروع به ساخت كلبه هائي با ديوارهاي گلي وخشتي وسقف ها از چوب و برگ درختان پوشيده شده كه تدريجا" اين فرايند تكميل شد .

نكته :   

دانشمندان زيست شناس معتقدند که حدود 500 هزارسال پيش گروه هائي از انسانهاي اوليه تدريجا" از آفريقا خارج شده وطي ده ها هزارسال بتدريج درسواحل مديترانه واز آنجا به درمناطق خاور ميانه از جمله ايران مستقر شدند .      

دكتر گريشمن درکتاب خود بنام ايران ازآغاز تا اسلام مينوبسد كه انسان پيش ازتاريخ توده اي از انسانها در سوراخها پردرخت لرستان كه بوسيله درختان مسقف كرده بودند زندگي ميكردند .

دوره نوسنگي و نقش زنان  ايران در پي ريزي تمدن   :  

دوره نوسنگي از مهمترين دوران بشر به حساب ميايد . اهميت اين دوره به ويژه از جهت زن ايراني در آن است كه بشر در دو حوزه بسيارمهم كه زمينه ساز و پايه وتمدن بوده به موقغيت هاي بزرگي  دست يافته است اين دوموفقيت يكي رويش گندم و گياهان و ديگري رام كردن حيوانات ميباشد كه بنظر خيلي از دانشمندان و پژوهشگران جهان اين دو كشف مهم كارزنان ايران بوده است .     

 مكس مولر ديرينه شناس الماني مي گويد پشم ريسي وبافت پارچه پشمي ونمد بافي اولين اختراع بشر بوده كه به وسيله زنان ايراني اختراع شده است .      

دركتاب تاريخ جهان باستان آمده كه سفال سازي از اختراعات زن ايراني بوده است .    

گوردون چايلد پژوهشگر معروف انگيسي در كتاب سير تاريخ مي نويسد :       

زيربناي علوم گياه شناسي و كشاورزي و بيوشيمي و شيمي و فيزيك و مكانيك را در حقيقت زنان سرزمين ايران پايه گذاري كردند .      

در عرصه سياست نقش زنان در طول تاريخ پررنگ بوده است . زناني بوده اند كه  توسط خود تاريخ ساز گرديده اند برخي موجبات تقويت امارت و برخي موجب نزول امارتي گرديده اند و زناني بودند  كه برسرير سلطنت نشسته و حكمراني نمودند و برخي زنان بعنوان ملكه با تمام وجود براي ملت خود دل مي سوزاندند .

 فلسفه زن سالاري

با توجه باينكه برخي اوقات در مكالمات روزمره از كلمه زن سالاري صحبت مي شود و شايد عامه پيدايش كلمه و مفهوم زن سالاري را ندانند كه در اين مورد نگارنده بخشي از كتاب زنان ابران در دوران تاريخ را عينا" ذكر مي كند .

 زن سالاري دردوران كهن 

 در يكي از فصول كتاب به مباني زن سالاري دردوران كهن پرداخته كه بطور خلاصه ذكر مي شود . 

زن سالاري در ادواركهن مبتني بر سه عامل استوار بوده است :

1-مذهب .         2-رياست خانواده .   3 -ابداعات در كشاورزي وصنعت .  

1- مذهب   

براساس نظريه باستان شناسان  يكي از مهمترين مباني زن سالاري درادوار پيش از تاريخ بينش هاي مذهبي مردم آن زمان بوده است و زن را به لحاظ ويژگي بارداري ورايش موجودي مقدس مي دانسته و او را مورد پرستش فرارمي دادند .  اين نظريه را پژوهشگران پس ار بررسي مجسمه ها واشياء سفالي كه در نقاط مختلف ايران كشف شده ابراز داشته اند  .    

سازندگان مجسمه ها و اشياء سفالي در دوراني كه خواندن و نوشتن وجود نداشته ادراكات و اعتقادات و ذوق و بينش هاي خود را كه در واقع نمادي از بينش و تفكر و اعتقاد عمومي مردم آن عصر بوده در ساختن و پرداختن اشياء سفالي و ... به كار مي بردند . دانشمندان ديرينه شناس نيز با  تعمق بر نقوش و نشانه ها و شكل مجسمه ها توانسته اند چگونگي پندارها و سنت ها و اعتقادات و ساير ويژگي هاي زندگي آن زمان را بشناسند . در برخي پيكركها بدست آمده با قدمت هشت تا ده هزار سال پيكرهاي زنان عريان و يا نيمه عريان ديده مي شود كه به شكلي مرتبط با زايش است و نيز در برخي مجسمه ها زنان با شكم برآمده ديده مي شوند كه نشان از بارداري است و برخي پيكرها مادراني مشاهده مي شوند كه فرزند در آغوش گرفته و مشغول شيردادن اوست .   

مردان عصركهن زن را موجودي مي دانسته كه نماد باروري و توليد نسل است . آنان زنان را به دليل بارداري و زايش و تغذيه كودك با شير خود و پرورش او را جهان بخش و خالق نوزاد مي پنداشتند و از اين رو مادر به صورت خدایي كه بالاترين جايگاه تقدس بود مورد پرستش قرار مي دادند .   

شواهد تاريخي نشان مي دهد كه پس از هزاران سال با وجود رواج مظاهر طبيعت مثل خورشيد (مهر پرستي ) باز هم الهه زن تقدس خود را حفظ كرده است به خصوص كه مسئوليت نگهباني آتش در آن زمان كه جايگاه روحاني بزرگي به حساب مي آمد نيز به عهده زن بوده و تا زمان عيلاميان الهه زن مورد پرستش اكثريت جامعه عيلام بوده است به همين جهت در امپراتوري سه هزار ساله عيلام نيز تا حد زيادي زن سالاري حاكم بوده و حتي در عصر هخامنشيان و اشكانيان نيز آناهيتا كه فرشته باران و باروري زمين بوده در حد اهورا مزدا  مورد پرستش قرارمي گرفته است .

2       - رياست خانواده .           

  عامل ديگري كه موجب افزايش تفوذ وقدرت زنان درتحكيم سيستم زن سالاري مي شد شيوه روابط جنسي بوده است زيرا در آن دوران قوانين خاصي در اين مورد وجود نداشته و زنان و مردان عموما" رابطه آزاد جنسي داشته اند . هرنوزادي بدنيا مي آمد در مورد مادر شكي  باقي نماند ودر مورد پدر عموما"ناشناخته بود در نتيجه مادر حلقه زنجير اتصال اعضاي خاندان و دارنده اختيارات مطلق خانواده بود و وابستگي فرزندان به مادر و داشتن اختيار وراثتي وهويتي آنان خود به خود موجب قدرت و نفوذ خانوادگي واجتماعي  مي شدوبه تبع آن مديريت خانه  وفبيله زير نظر آنان قرار مي گرفت .   

3-         ابداعات دركشاورزي وصنعت.  

 عامل ديگري كه مي توان در راستاي نفوذ زنان و استحكام پايه هاي زن سالاري برشمرد پي بردن زنان به رمز و راز رويش گياهان و بنيان گذار فن كشاورزي و ابداعات ديگر بوده است و ابتكارات و ابداعات در صحنه هاي مختلف زندگي آن عصر تاثير همه جانبه اي در بهبود و رفاه و پيشرفت به جاي گذاشت .  

عوامل سه گانه فوق به اضافه هوش وتوانايي انتقال احساسات وعواطف كه به طور فطري  بيش از مراست سبب شد كه طي هزاران سال اركان اصلي قدرت يعني رهبري مذهبي و رياست خانواده و قبيله و مديريت جامعه را در اختيار داشته باشند و به جهات مذكور جايگاهي به مراتب بالاتر از مردان احراز كنند و اين جايگاه تا هفت هزار سال پيش كه دوران مرد سالاري آغاز شد و زنان به تدريج  قدرت را به مردان واگذار كردند اما تا سه هزار سال پيش يعني تا پايان امپراتوري عيلام نيز سيستم زن سالاري بر جامعه حاكم بود .  

                                                                                           بيژن علي آبادي

عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید