پس از فوت ایل ارسلان در سال ۵۶۷ ق، ملکه ترکان به‌دلیل نفوذ و اقتدار در دربار توانست در امر نیابت جانشینی نقش‌آفرینی کند. به‌طوری که با فوت ایل ارسلان، سلطان‌شاه، پسر کوچک‌تر و ولیعهد او، بر تخت سلطنت نشست. اما به‌دلیل سن کم، ملکه ترکان زمام امور را به‌دست گرفت و عملا مدیر ملک محسوب می‌شد.  پس از مدتی پسر دیگر ایل ارسلان به نام سلطان تکش از مادر دیگری که زمام ولایت جند را بر عهده داشت، علم مخالفت با ملکه ترکان و سلطان‌شاه را برافراشت و پس از ادعای سلطنت و اطاعت نکردن از سلطان‌شاه، به‌طور رسمی اعلام کرد سلطان‌شاه را به رسمیت نخواهد شناخت و چون قدرت مقابله با سلطان‌شاه را با وجود حمایت‌های ملکه ترکان نداشت؛ بنابراین به قراختاییان پناه برد. در ۵۶۸ ق، سلطان‌تکش با حمایت قراختاییان به جنگ ملکه ترکان و سلطان‌شاه رفت. از طرف دیگر ملکه ترکان موفق شد با درایت خود مویدآیابه، حاکم خراسان را با جواهرات و طلای بسیار فریفته و با خود همراه سازد. به این ترتیب، مویدآیابه سپاه بسیاری فراهم کرد و به همراهی ملکه ترکان و سلطان‌شاه به جنگ تکش رفت. به نظر می‌رسد ملکه ترکان هم در زمان حیات همسرش در امور سیاسی فعال بوده است و هم به‌خاطر نفوذ و اقتدارش توانسته بود تا مرحله‌ای در امور سیاسی پیشرفت کند که دربار خوارزمشاهیان را در مقطعی از زمان وادار کند تا نیابت جانشینی فرزندش را به عهده بگیرد.

منبع: حمیده دانشجو، «فراز و نشیب جایگاه سیاسی خاتون‌های سلجوقی و خوارزمشاهی»، تاریخ‌پژوهی، ۱۳۹۶.