تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1695

زندگی با مصالح دیروز

ویژگی زندگی با مصالح دیروز در گفت و گو با محمد حسن طالبیان

آیا می توان ادعا کرد که خشت با زندگی امروز همخوانی ندارد؟ به نظر می رسد در دل سازه های بتونی،عنصری بر پایه خشت، خواه به دلیل ضعف های فنی وتکنیکی و خواه به دلیل تغییر فضای رئالیستی سنتی متناسب باآن، کاربرد خود را از دست داده و به تعبیری متروک شده است.

پاسخ کوتاه به این سوال این است که:خیر! خشت متروک نشده است.
اما برای روشن تر شدن موضوع ابتدا باید بناهای خشتی را دسته بندی کنیم؛ دسته ای از این بناها متعلق به تاریخ اند و جزو محوطه های باستان شناسی محسوب می شوند. دسته دیگری از محوطه ها وجود دارند که زندگی در آنها جریان دارد؛یعنی مردم در آنها حضور دارند. در مورد بناهای تاریخی به دلیل فاصله ای که از نظر زمانی با آنها پیدا کردیم . باید بپذیریم که عملکرد حقیقی خودشان را از دست داده و کارکرد موزه ای پیدا کرده اند . موضوع حفاظت از این بناها با مجموعه های زنده متفاوت است روند فعلی توسعه باعث از بین رفتن زندگی در بخشی از بافت های سنتی از جمله محوطه های خشتی شده است . به طور مثال برخی از طرح های هادی روستاها که اغلب، بدون توجه به منطق آن روستا طراحی شده اند وبه عنوان خدمات رسانی به اجرا درآمده اند. باعث از بین رفتن زندگی در آن مناطق شده اند. روستایی را تصور کنید که در یک بافت همگم گلی طراحی شده بود.اگر یک خیابان از وسط این روستا بگذرانید. بافت اصلی ده را تخریب و آن را دو تکه کرده اید. امروزه مابه روستاها مثل شهرها نگاه می کنیم. برای ساخت خیابان در یک روستا به ناچار تعدادی از خانه ها از بین می روند و تعدادی خانه های ناقص به جا می مانند. برای بازسازی و تعمیر آنها نیز الگویی به جز ساختمان سازی با بلوک های سیمانی و سازه های بتونی در اختیار نداریم. یعنی مصالحی را به کار می بریم که با سیستم لطیف خشتی گذشته همخوانی ندارد. با این کار مردم به مرور احساس کردند که این نوع از معماری، بهتر از پیشینه سنتی و فرهنگی خودشان است. به این ترتیب روستاها تبدیل به شهرهای کوچک مدرن و بدون هویت شد. با تغییر نوع معماری، بخشی از زندگی روستاییان نیز متحول شد. حضور کارخانجات صنعتی و ورود تکنولوژی، نظام تولید کشاورزی را متحول کرد. اغلب عشایر یکجانشین شدند و نظام درجه یک تولید عشایر که با ییلاق و قشلاق شکل گرفته بود، از بین رفت. در چنین شرایطی، دیگر کسی به دنبال این نیست که از مزایای ساختمان های خشتی استفاده کند. وقتی یک سازه از فرآیند فرهنگی خودش خارج می شود، نگهداری از آن هم ممکن نخواهد بود. البته هنوز مناطقی در کویر مرکزی وجود دارد که مردم آن با عشق و علاقه در بافت های سنتی خودشان زندگی می کنند و احساس می کنند در آن منطقه ریشه دارند. به طور کلی می توان گفت که این، خدمات مدرن است که باید تابع ساختار روستا یا بافت قدیم شهر باشد. در حالی که همیشه این دو مقوله را جابجا کرده ایم. همواره گمان کردیم که روستاها یا شهرهای تاریخی باید تابع خیابان کشی، نصب لوله های گاز و به طور کلی تسهیلات زندگی مدرن باشند. اگر به این اصل مهم توجه کنیم، می توانیم ادعا کنیم بناهای خشتی متروکه نیستند و استفاده از آنها می تواند دوام داشته باشد.

زندگی با مصالح دیروز

زندگی با مصالح دیروز

آیا برای حفظ یک اثر یا بافت تاریخی تنها می توان به برنامه ریزی های کلان توجه کرد به بیان دیگر نقش ساکنین این خانه ها و محوطه ها در حفظ آنها چیست؟

مطمئن باشید چیزی که در ذهن مردم ارزشمند نباشد، حفظ هم نخواهد شد. اتفاقی که افتاده این است که ما این ارزش ها را فراموش کرده ایم. ما از یاد برده ایم که یک بنای خشتی چه خواص و منافعی دارد. در حالی که هم اکنون بسیاری از کشورها به بازار تولید سازه های خشتی روی آورده اند؛ با وجود آن که در اغلب این مناطق، ساخت یک بنای خشتی بسیار گران تمام می شود عدم شناخت ما نسبت به مصالح سنتی باعث شده که گمان کنیم این ساختمان ها عیوبی دارند آنچه که به ظاهر عیب شمرده می شود با رعایت ضوابط و به کار بردن اصولی رفع شده یا حتی تبدیل به حسن می شود به طور مثال در چغازنبیل روی ترکیب خشت کار شده است و مقاومت این مصالح بالاتر رفته است از طرف دیگر ما در مورد خدما رسانی به یک منطقه زنده سنتی هم پزوهش درستی انجام نداده ایم در زمانی که مسئول میراث فرهنگی استان فارس بوده ام متوجه شدم با توجه به وسعت بافت تاریخی نسبت به گل شهر تنها یک دهم از بودجه قابل تخصیص در این بخش از شهر هزینه شده است با چنین بودجه ای نمی توان به خدمات رسانی صحیح دست یافت.

در برخی از کشورها اجازه ورود ماشین به داخل بافت تاریخی داده نمی شود علت این موضوع تنها آسیب دیدن بافت نیست پیاده روی در بافت تاریخی علاوه بر جلوگیری از آسیب های زیست محیطی به افزایش طول عمر انسان هم کمک می کند. در کنار این موضوع اتفاقات اجتماعی و زندگی واقعی با برخورد مستقیم افراد با یکدیگر رخ خواهد داد. با وارد شدن ماشین و تکنولوژی به این بافت ها، دگرگونی ها، پشت سرهم ایجاد خواهد شد. خلاصه آنکه حفظ و مراقبت از بافت های تاریخی ، بستگی کاملی به میزان اطلاعاتی دارد که ما در اختیار مردم می گذاریم و میزان تعلقی که آنها به مکان زندگیشان دارند تنها راه نجات یک اثر یا بافت تاریخی ، افزایش آگاهی و احساس تعلق مردم است و تداوم سنتی است که باید در هر دوره با خلاقیت مردم رشد کند ولی از گذشته خود گسسته نباشد .

زندگی با مصالح دیروز

زندگی با مصالح دیروز

شاید بهتر باشد پیش از پرداختن به روش های آموزش مردم، ویژگی ها و ارزش های این بافت ها را بررسی کنیم. در این بافت ها وجود دارد که حفظ آنها را می توان توصیه کرد؟

در این بناها،روحی وجود دارد که قابل تشریح نیست باید سالها در آنها زندگی کرده باشید و با تعاملات اجتماعی پیرامون آن آشنا باشید. در این صورت است که متوجه خواهید شد زندگی در این بناها چقدر آرامش بخش است و تا چه اندازه نسبت به زندگی در جامعه مدرن زده امروز،سالم تر است.

ضمن اینکه بسیاری از سازه های خشتی موجود ویژگی هایی دارند که ضد زلزله بودن را درون خودشان دارند. حتی اگر زلزله ای این سازه ها را تخریب کند به دلیل سبک تر بودن مصالح بکار رفته درآنها کمتر به ساکنینشان آسیب می رسانند.

همچنین با استفاده از خشت در ساختمان سازی، بخش عمده ای از مشکلات سرما و گرما در اقلیم های گرم و خشک مرتفع می شود و نیازی به استفاده از تاسیسات بسیار پیشرفته برودتی حرارتی وجود ندارد.

یعین زندگی کاملا به صورت طبیعی جریان دارد.زمانی که از مصالح بوم آور استفاده می کنیم ،هم از جهت هزینه در دراز مدت وهم از جهت حفاظت از محیط زیست به خودمان و طبیعت فایده رسانده ایم.

علاوه بر تمام این خصوصیات، در بناهای خشتی یک روح متعالی نهفته است یعنی با حظور در این خانه ها معنویت افراد هم ارتقاء پیدا می کند. به این دلیل که این ماده با فرهنگ ما عجین شده است. باید گفت که پیش از توجه به فیزیک اثر، باید متوجه اندیشه ای بود که در پشت خشت و استفاده از آن وجود داشته است. باید بدانیم که چه اتفاقاتی باعث شده اند که جریان زندگی با ویزگی های خاص خودشان که خشت هم جزئی ازآن است به وجود بیاید. اگر این جریان را به خوبی شناسایی کنیم و جامعه را نیز به صورت غیرمستقیم نسبت به آن آگاه کنیم جریان فوق پایدار خواهد ماند.

برای پایدار نگه داشتن با بازسازی جریان گذشته، ابتدا باید آن تفکر را اصلاح و مرمت کنیم با استفاده از عناصر زندگی پیشین مثل به کار بردن خشت، آیا می تواند آن اندیشه را دوباره احیاء کند؟

به نظر من باید در هر دو جهت پیش رفت. از یک طرف باید در جهت آگاهی دادن به مردم تلاش کرد از طرف دیگر باید به روح مسلط در بناهای خشتی هم توجه داشته باشیم.

آیا منظورتان از توجه به روح اثر،همان اصالت اثر است؟

تدابیری مختلفی از مفهوم اصالت در واجه نامه های میراث جهانی صورت گرفته است. اصالت اثر، فن استادکاری، اصالت در بستراثرو... از جمله مفاهیم به کار رفته برای اصالت است. در سمینارهای مختلفی که برگزار شده این نتیجه به دست آمد که مجموعه موارد نامبرده کل تعریف قابل ارایه از اصالت را شامل نمی شوند. ضمن آنکه این مفاهیم براساس هرفرهنگی می توانند متفاوت باشند و مؤافه های دیگری را هم در بربگیرند. در این سمینارها،روح کار، تکنیک، مکان جغرافیایی، سنتها و ... هم به عنوان اصالت اثر مطرح شدند. این موضوع نشان داد که باید به تنوع درک افراد از میراث فرهنگی اهمیت داد. بنابراین اصالت در ارتباط با هر مکان خاص، مفهوم جدیدی به خودش گرفت. توجه به مضامین اجتماعی و اقتصادی مرتبط با دوره های مختلف زندگی اثر، از جمله موارد قابل توجه در بررسی مفهوم اصالت است.

 در محوطه های تاریخی، اصالت تاریخی اهمیت پیدا می کند. این محوطه ها کاربری خودش را از دست داده و به یک فضای موزه ای تبدیل شده است. با ورود توریست به چنین مکان هایی اتفاقات تازه ای رخ می دهد. از جمله رونق گرفته آن مکان و امکان توجه به استادکاران بومی برای مرمت و حفاظت همین موضوع، مراقبت از اثر را منظم خواهد کرد. به این ترتیب حیاط نوین اثر در زمینه فعلی اجتماعی اش به وجود می آید.

اصالت یک امر پویا است. حتی در ارتباط با نسل های گوناگون هم مفهموم اصالت متفاوت است.

زندگی با مصالح دیروز

حفاظت از اصالت فیزیکی اثر تا حدود زیادی قابل فهم است. اما بحث کردن درباره روح یک اثر کمی مشکل به نظر می رسد برای شما به عنوان مسئول یک مجموعه بزرگ خشتی (چغازنبیل)، حفظ روح اثر شامل چه مواردی می شود؟

ما تا کنون در میراث فرهنگی به نگهداری مادی اثر توجه کرده ایم. اما تجربه نشان داده است که این نگاه به تنهایی نتیجه بخش نیست . فرسایش و دگرگونی، همواره وجود دارد. اما اگر نتوانیم حیات اجتماعی و نوعی از زندگی را که اثر بع دلیل رسیدن به آن به وجود آمده است، به نحوی به فیزیک بنا متصل کنیم، قطعا در امر حفاظت موفق نخواهیم بود.

امروز در مباحث حفاظت و مرمت توصیه می شود که از سیستم های سنتی به دقت استفاده شود. اغلب رموز استادکاران سنتی همچنان بهتر از روش های ما که حاصل از فعالیت های پژوهشی است، پاسخگوی نیاز آثارند. ما چون از این بناها و جغرافیای آنها فاصله داریم همه چیز برایمان تازگی دارد. اما اصول حفاظتی ومراقبتی در وجود آن استاد معمار، نهفته شده است. البته استفاده از روش های سنتی، نافی رعایت اصول و استانداردهای مصوب نظام بین المللی یا ملی میراث فرهنگی نیست.

مشکلات حفاظتی در مناطق زنده که حیاط در آنها جریان دارد، کمتر است. در این بخش ها اگر بتوانیم حیاط اجتماعی منطقه را حفظ کنیم و به آن توجه داشته باشیم، بعد مادی اثر نیز خود به خود حفظ خواهد شد برای یک محوطه تاریخی هم تعامل با بسترش اهمیت زیادی دارد. اگر یک محوطه تاریخی مثل چغازنبیل با بستر خودش تعامل نداشته باشد، حفاظت و فهم درست از آن هم صورت نخواهد گرفت. باید یادمان باشد که این مجموعه با محوطه های اطرافش در ارتباط بوده است. در گذشته بین معبد چغازنبیل و تپه های باستانی اطرافش، نظام های گوناگونی از جمله یک نظام فضایی وجود داشته است . اگر این نظام ها را در نظر نگیریم، حفاظت اثر هم تداوم نخواهد داشت.

تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید