تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1698

سازمان فضایی شهر در دوره ایلخانی (قسمت اول)

یکی از تحولات عمده ای که در دوره ایلخانی خود را کم کم نمایان ساخت، پررنگ شدن دین و مسائل مذهبی در میان حاکمان ایلخانی بود تا حدی که افرادی چون غازان خان دین خود را به اسلام تغییر دادند. در عرصه های معماری و شهرسازی، دگرگونی ها و پیشرفت های عمده ای صورت گرفت. چنین تغییر و تحولاتی، پس از ورود اسلام به ایران بی سابقه بود.

یکی از تحولات مهم، ظهور مجموعه هایی به نام ابواب البر بود. ابواب البر از نظر لغوی به معنای درهای نیکوکاری و رحمت است و در اصطلاح به مجموعه هایی گفته می شود که حکام برای رضای خداوند و طلب دعای مومنان به صورت موقوفاتی به وجود می آورند. در هسته این مجموعه ها، مجموعه مقبره خود واقف قرار داشت و اماکن و ابنیه دیگر در اطراف آن و در تعامل با آن شکل می گرفتند.

آغاز ساخت چنین مجموعه هایی را که اولین نمونه آن، شنب غازان است، می توان به غازان خان نسبت داد. پس از اسلام آوردن غازان خان و با درنظر گرفتن قوانین مذهبی مغولان در مورد دفن مردگان، وی اولین ایلخانی بود که برای خود، مقبره ساخت. ایده اولیه احداث این مجموعه ها، ایجاد اماکن عام المنفعه برای مردم بود تا همان طور که از اسمش پیداست، آثار متاخر این باقیات در آن دنیا باب های بری برای سازندگان و واقفانشان باشد.

در متون تاریخی به وفور از احداث ابواب البرها یاد شده است که از آن جمله می توان به مجموعه مزار شیخ عبدالصمد، تربت شیخ جام، مدرسه - مقبره رکن الدین، شنب غازان، ربع رشیدی و سلطانیه اشاره کرد. سه مورد شنب غازان، ربع رشیدی و سلطانیه از نظر وسعت - ابواب البر در وسعت یک شهر- و فلسفه احداث، قابل تامل و توجه است. مجموعه های ابواب البر به عنوان هسته اصلی شهر و مهم ترین عامل شکل دهنده آن و تجلی عینی نظام سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و شهرسازی ایلخانی محسوب می شوند. آشنایی با این مجموعه ها برای دست یابی به سازمان فضایی شهر ایلخانی که در هاله ای از ابهام است، ضرورت دارد.

«دونالد ویلبر»، «شیلا بلر»، «برگیت هافمن»، «جواد شکاری نیری» و«احمد سعیدنیا» در این زمینه، تلاش های بسیاری انجام داده اند، اما وجود نداشتن آثاری از آن ها و به تبع آن، عدم امکان مطالعات میدانی، دامنه پژوهش در زمینه شهر ایلخانی را تنگ و امکان دستیابی سریع به اسرار این شهرها را دشوار کرده است. همه این عوامل، سبب شده که تا به امروز، طرح و نقشه دقیقی از سازمان فضایی آن ها موجود نباشد.
خوشبختانه منابعی وجود دارد که می توانند در این راه به ما کمک کنند. این راهنماها در واقع، همان کتاب های تاریخی و اسنادی مربوط به این دوره اند که در نوع خود، منحصر به فردند. از آن جمله می توان کتاب هایی از قبیل تاریخ مبارک غازانی، تاریخ اولجایتو، جامع التواریخ رشیدی، مکاتبات رشیدی، وقف نامه ربع رشیدی و ... را نام برد که هر کدام، هر چند جزئی و به صورت غیرمستقیم، ولی به هر حال، بخشی از فضاهای این شهرها را به تصویر کشیده اند.

هدف این تحقیق، شناسایی ساختار کالبدی و اکتشاف سازمان فضایی شهرهای ابواب البر ایلخانی است. ارائه طرح فرضی بر اساس متون تاریخی در مورد این شهرها می تواند راهگشای تحقیقات بعدی باشد. هدف، نه بررسی صرفاً تاریخی، بلکه ایجاد ارتباط ذهنی بین واقعیت های تاریخی این شهرها و فرم کالبدی شان است. راهبرد تحقیق، تفسیری تاریخی است، زیرا بر مدارک اسنادی با منابع نوشتاری استوار می باشد و سوال تحقیق به مکان و شرایطی می پردازد که مربوط به گذشته است. روش این تحقیق، مبتنی بر دقت در مطالب و نکات موجود در متون تاریخی و در واقع، روش تحلیل محتواست و رهیافت راهبردی آن بر روش اکتشافی استوار است.

تحقیق بر این فرضیه استوار است که تصویر شهرهای ابواب البر را می توان بر مبنای اسناد تاریخی بازسازی کرد. این فرضیه بر پایه فرضیه های زیر استوار است:

  1. در مواردی چون شنب غازان، ربع رشیدی و سلطانیه که نشان کالبدی چندانی از اصل اثر معماری و شهر در دست نیست، متون تاریخی، مهم ترین مرجع شناسایی و بازسازی تصوری اثر است.
  2. متون تاریخی این دوره و وقف نامه ها سندی قابل اعتماد در وصف کل و جزء ابواب البرها هستند.
  3. شهرسازی در دوره ایلخانی در امتداد سنت شهرسازی در ایران است. نوآوری های شهری در آن دوره نیز در همان امتداد، قابل بررسی است.

شنب غازان

با استقرار ایلخانیان در ایران و تثبیت قدرت آنان، شهرهای ابواب البر با عملکرد و هسته مذهبی که همان مقبره بانی بود، شکل گرفتند. از سویی، برای تلفیق هرچه بیشتر کاربری های جانبی با این هسته و تقویت هر دو، فضاهای موقوفاتی در اطراف آن شکل گرفت. در نهایت، عملکرد مذهبی با دیگر عملکردها و به خصوص عملکرد آموزشی تلفیق گردید.

خواجه رشیدالدین در تاریخ مبارک غازانی، فلسفه احداث ابواب البر را از زبان غازان خان چنین بیان می دارد: «... باید که شعار ما نیز بر طریق اسلامیان باشد خصوصاً چون رسوم اسلامی بسیار بهتر از آن عادات است و در اوایل حال در خراسان به زیارت مشهد مقدش توس علی ساکنه السلم و تربت سلطان بایزید و ابوالحسن خرقانی و شیخ ابوسعید ابوالخیر و دیگر اولیا آنجا روح الله رمسهم رفته بود و تربت های آن بقاع و احوال مجاوران آن مشاهده کرده و بعد از آن چون مسلمان شد، زیارت مشهد مقدس امیرالمومنین علی علیه السلام و دیگر مشاهده و مزار اولیای بغداد قدس الله ارواحهم دریافت و روی فرمود که کسی برین وجه مرده باشد، مشهد و مزار او برین گونه بود، او را چگونه از مردگان توان شمرد. این مردن بهتر از زندگانی دیگران است و هر چند ما را مرتبه صلحا نیست، لیکن از راه تشبه به ایشان ابواب البری ساختن که جای آخرت ما باشد و بدان واسطه خیری و صدقه ای جاری گردد تا به برکات آن، رحمت خدای تعالی دستگیری نماید و ثوابی دائمی مدخر گردد و به غایت نیکو بود و درین وقت که حق تعالی قدرت داده، آغاز کنیم تا باشد که به یمن توفیق تمام گردد و چون در دارالملک تبریز بود آنجا اختیار فرمود و خارج شهر در جانب غربی در موضع شنب خویشتن طرح کشیده آن را بنیاد نهاد و این زمان چند سال است تا به عمارت آن مشغول اند و از گنبد سلطان سنجر سلجوق به مرو که معظم ترین عمارا عالم است و دیده بود بسیار با عظمت تر بنیاد از آن نهاده و هیئت و طرح آن بقاع و کیفیت مصارف آن خیرات برین موجب است که اثبات می یابد و مفصل می گردد.»
در تاریخ مبارک غازانی، درباره اقدامات غازان خان در شنب غازان اشاره به طرح اولیه شده است. البته مقصود از طرح، طرح گنبد عالی یا مدفن غازان خان است. از این روایت به طور قیاس می توان ادعا کرد که کلیه ابنیه شهر غازانی، دارای طرحی از پیش فراهم شده بود که هر کدام، از طرح کلی شهر تبعیت می کرده اند. این طرح کلی را می توان هسته مرکزی شهر دانست که بنا به گفته خواجه رشید الدین در تاریخ مبارک غازانی، از گنبد عالی، مسجد جامع، مدارس، خانقاه، دارالسیاده، رصدخانه، دارالشفا، بیت الکتب، بیت القانون، بیت المتولی، حوض خانه و گرمابه تشکیل یافته بود. این مجموعه را کوشک عادلیه که نزدیک بقعه یا گنبد عالی بوده و در زمان ارغون ساخته شده بود، تکمیل می نمود. این کوشک بعدها به محل پذیرایی زائرین بقعه غازان خان اختصاص داده شده بود.

حاج خلیفه، کاتب چلبی که به سال 1040هـ ق/ 1635 میلادی به همراه سپاه عثمانی به تبریز آمده، شنب غازان را چنین توصیف کرده است: «بناهای عظیم شاه  غازان مانند قلعه در میان باغچه ها از مسافت دور به نظر می رسد. سمت باختر و شمال و جنوب تپه مزبور جلگه وسیعی قرار گرفته که به دریاچه ارومیه منتهی می شود و تمام آب هایش بدان سمت جاری است و در همه جا خانه ها منقش و باشکوه و باغچه های ظریف صفابخش و خلدآسا و در هر طرف گلزارها و باغ های پردرخت و در گوشه آب های روان و نشیمن های فراوان وجود دارد. کثرت وسعت باغچه ها به اندازه ای است که سپاهیان بی شمار آل عثمان سه روز به بریدن درختان آن پرداختند، ولی نتوانستند عشر آن را قطع کنند و در موقع کوچ باز سواد درختان مثل اول دیده می شد ....».
ابن بطوطه، سیاح معروف که در زمان ابوسعید از شنب غازان دیدن کرده، نوشته است: «پس از ده روز راه پیمایی به شهر تبریز رسیدیم و در خارج شهر در محلی موسوم به شام منزل کردیم -قبر غازان در این محل است، بر سر قبر او مدرسه زیبایی با زاویه ای بنا کرده اند و در این زاویه برای صادر و وارد طعان داده می شود... امیر مرا در همین زاویه که در میان آب های روان و درختان سرسبز قرار گرفته منزل داد».

شنب غازان که بهتر است به صورت شهرکی در کنار شهر تبریز مورد قبول واقع شود، از طریق دروازه بغداد (نام یکی از دروازه های اواخر قرن هفتم تبریز) با شهر تبریز در ارتباط بوده است. ابن بطوطه در این باره نوشته است: «فردای آن روز از دروازه بغدا به شهر تبریز وارد شدیم» و «غازان خان در پشت این حصار (و دروازه بغداد) در منطقه ای به نام شنب، دستور ساختن محله ای وسیع داده...».

نادر میرزا در سال 1258 هـ ق در توصیف گنبد عالی، به کاشی کاری عمارات دیگر شنب غازان اشاره دارد. سخنان وی، گفتار چلبی در مورد خانه های منقّش و باشکوه را تایید می کند کیانی بر اساس مطالعات خویش، و نوشته ها و اسناد تاریخی معتقد است که شنب غازان دارای حصار محکمی بوده که تا زمان صفویه نیز پابرجا مانده است.

زمانی که بازرگانان و جهانگردان فرانسوی در سال 1046 هـ ق به ایران سفر کردند«از آن همه بنای زیبا که در شام غازان بوده، فقط برجی را دیده که میان دشت در سمت باختری تبریز قد علم کرده بود». شاردن، قریب سی و پنج سال پس از نخستین سفر تاورنیه به تبریز درباره بناهای شام غازان می نویسد: « غازان خان، پادشاه ایران که مقر فرمانروای اش تبریز بود، در همان جا به خاک سپرده شده است. هنوز هم مناره اعظم مخروبه مقبره او پابرجاست و آن را به نام وی، منارخان میگویند».

این تخریب ها با ویرانی هایی که زلزله های متعدد به بار آورد، باعث شد که از شنب غازان جز مخروبه، چیز دیگری باقی نماند. شهری که نمونه باارزشی از شیوه شهرسازی ایلخانی محسوب می شد، و با تفکر و اندیشه قبلی احداث شده بود. تمام سفرنامه ها و توضیحات، موید و مصدق چندین نکته اند که در اینجا به آن ها اشاره می کنیم:

  • الف) در کاربری های شهری به تمامی نیازها توجه شده است.
  • ب) در عین تنوع فضایی و کاربری، به عنوان یک مجموعه کامل، تعامل اجزا با یکدیگر به عنوان یک کل منسجم مشهود است.
  • ج) با وجود اجزا و بناهای گوناگون، مقبره غازان خان، بارزترین بنا و عنصر مرکزی شنب غازان است.
  • د) طرح و نقشه شهر کاملاً فکر شده و از پیش فراهم شده است.

 

رشیدالدین، طراحی گنبد را کار خود غازان خان ذکر می کند: «در خارج شهر در جانب غربی در موضع شنب، خویشتن طرح کشیده، آن را بنا نهاد». خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی براساس وقف نامه شنب غازان، فضاهای معماری آن را شرح داده است: «عمارت گنبد عالی و ابواب البر که در دوازده ضلع آن است و کوشک عادلیه که ارغون خان ساخته است، به موجب نص واقف که در وقفیه مبارکه مسطور است ...».

از این توصیف خواجه چنین استنباط می شود که هسته شهر به شکل یک دوازده ضلعی بوده که حول مقبره خود غازان خان شکل گرفته بود.
براساس نوشته های فضل الله همدانی در تاریخ مبارک غازانی -که مهم ترین منبع برای شناخت شنب غازان است و جامع التواریخ رشیدی متعلقات گنبد عالی و ابواب البری که در حوالی و پیرامون گنبد قرار دارند، به شرح زیر است:1. مسجد جامع 2. مدرسه شافعیه 3. مدرسه حنفیه 4.خانقاه5. دارالسیاده (برای پذیرایی از سادات)6. رصد (رصد خانه احداثی غازان خان مرکز آموزشی و پژوهشی بوده است.) 7. داراشفا 8. بیت الکتب 9. بیت القانون (جایی که قوانین اصلاح، تدوین و چاپ میشوند.) 10. بیت المتولی 11.حوض خانه 12. گرمابه سبیل


ضمائم و فضاهای جانبی شنب غازان بر اساس کتب فوق عبارت اند از:

  • از کوشک عادلیه، نام برده شده است که امرای مغول و کسانی که برای زیارت می آمدند، برای خوردن آش به این کوشک وارد می شدند.
  • به مکتبی اشاره شده است که همواره صد یتیم در آنجا به یادگیری قرآن می پرداختند.
  • به عظمت دارالشفای شنب اشاره شده که دارای طبیب و کحال بوده است.
  • همچنین به اصلاح و هموار کردن معابر اشاره شده است، «راه ها از سنگ پاک کردن» و احداث پل بر روی جوی های تبریز تا هشت فرسنگی آن، «پل بر جوی ها بستن از شهر تبریز تا به مقدار هشت فرسنگ از حوالی و جوانب آن ...».

خواجه در ادامه نوشته هایش، پاره ای دیگر از ویژگی های شنب را چنین مطرح می کند:

  • مردم باید آب را از حوض خانه با کوزه و سبو بردارند و نباید آب را به خانه های خود بکشند.
  • در قسمت «مرسومات» اشاره شده است که در ولایت ها و جاهای دیگر از برای شنب غازان وقف هایی مقرر گردیده است.
  • در قسمت «وجه»اشاره شده است که ابواب البر و کوشک عادلیه (که ارغون خان آن را ساخته بود)، در دوازده ضلع گنبد عالی قرار گرفته اند.

غازان خان در ساخت شنب غازان به نمونه ساخته های با اهمیت ادوار قبل نظر داشته است. رصدخانه نیز یکی از آن نمونه هایی بوده که از نظر وی مخفی نمانده است. در جامع التواریخ، رصدخانه شنب غازان چنین شرح داده شده است: «شنبه پانزدهم رمضان رایت همایون به مراغه نزول فرمود و تمامت را به تأنی تمام بدید و از کیفیت هر یک سوال فرمود و با وجود مشکلی دقایق آن، اکثر فهم کرد و فرمود که در جنب گنبد عالی و ابواب البر شم، رصدی سازند مخصوص به چند عمل و کیفیت آن اعمال را به تقریری واضح بیان فرمود...».

با استنباط از متون تاریخی، در مجموعه شنب غازان، گنبد و فضاهای پیرامونی آن، نقش هسته اصلی را داشته و سایر فضاها، پیرامون آن شکل گرفته اند. عناصر کالبدی شهر که نقش مهمی در شکل آن داشتند، به دو دسته هسته مرکزی و شهرستان قابل تقسیم اند. باغ های گسترش یافته در اطراف شهر نیز نقش اساسی در توسعه آن داشته اند. همچنین محور «بازار غازانی» -ابن بطوطه در صفحه 53 کتاب خویش، بازار غازان را به خوبی توصیف کرده است- که در امتداد دروازه بغداد بود در جایگیری و طراحی عناصر داخلی شنب موثر بوده است.

ربع رشیدی

خواجه رشیدالدین که در زمان غازان خان در اوج اقتدار و قدرت بود، به پاس نعمتی که در اختیار داشت، دست به اقدامات سازنده ای زد که نمونه آن، شهری در آخر محله ششگلان تبریز که به محله باغ میشه و ولیان کوه منتهی می شود، در دامنه کوه سرخاب بود که ربع رشیدی نام گرفت. حمدالله مستوفی درباره این شهر می نویسد: «شهرچه ای بود در شمال شرقی تبریز در دامنه ولیان کوه که اکنون آن را کوه سرخاب گویند و رشیدالدین در آنجا عمارات فراوان و عالی برآورده و پسرش وزیر غیاث الدین بر آن عمارات بسیار افزوده». بعضی از مورخان معاصر چون دونالد ویلبر، آن را به عنوان یک شهر دانشگاهی معرفی کرده اند. کلاویخو، جهانگرد اسپانیایی در سفرنامه خود، از آن به عنوان بزرگ ترین و عظیم ترین بنای زمان یاد کرده است.
شرح کاملی از این شهر فرهنگی از زبان رشدالدین در نامه ای که به فرزندش خواجه سعدالدین نوشته، بیان کرده است: «پنجاه نفر طبیب حاذق که اقصای بلاد هند و مصر و چین و شام و دیگر ولایات آمده بودند، همه آن ها را به صنوف رعایت و الوف عنایت مخصوص گردانیدیم و گفتیم که هر روز در دارالشفای ما تردد نمایند و پیش هر طبیب، ده کس از طالب علمان مستعد نصب کردیم تا این فن شریف مشغول گردند و کحالان و جراحان و مجبران که دارالشفای ماست به قرب باغ رشیدآباد که آن را معالجه معالجان خوانند، بنیاد فرمودیم». چنان که از مفاد نامه نیز به خوبی معلوم می شود، ربع رشیدی، کتابخانه بزرگی داشت و کشت خیلی از گیاه ها در باغ های نمونه آن مورد آزمایش قرار می گرفت. در این شهر مانند شنب غازان، ایجاد فضای سبز از نظر دور نمانده بود و باغ رشیدآباد که دارالشفا در قرب آن ساخته شده بود، نمونه ای از آن فضاها میباشد.

«ربع رشیدی که در زمان مفارقت و اوان مباعدت آن 3 فرزند عزیز، طرح انداخته و تهیه اسباب عمارت آن ساخته بودیم، اکنون به میامن قدوم علما و یمن همت فضلا به اتمام پیوست و بیست و چهار کاروانسرای رفیع که چون قصر خورنق منیع است و به رقعت بنا از قبه مینا گذشته و هزار و پانصد دکان که در متانت بنیان از قبه حرمان، سبقت برده، و سی هزار خانه دلکش در او بنا کرده ایم و حمامات خوش هوا و بساتین باصفا و خوانیت و طراحین و کارخانه های شعربافی و کاغذ سازی و دارالضرب و رنگ خانه و ... احداث و انشا رفته».

این شهر از کوچه و محله های مختلف تشکیل یافته بود. هر محله یا کوچه به صنف یا طبقه ای اختصاص داشت. علما و دانشمندان، طلاب و دیگر پیروان علوم عقلی دارای محله ای خاص بودند. «از هر شهری و ثغری جماعتی آوردیم و در ربع مذکور ساکن گردانیدیم؛ از جمله در دارالقرآن، دویست نفر حافظ قرآن و از علما و فقها و محدثان چهارصد نفر و از طالبان علم هزار نفردر آنجا مقیم ساختیم و برای همه آنان، وجه معاش و مقرری معین ...».
خانقاه، یکی از فضاهای اصلی کالبد و سازمان فضایی ربع رشیدی است که هم به لحاظ موقعیت جایگیری و هم به لحاظ فلسفه قرارگیری اش در ربع رشیدی از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده است. در تاریخ مبارک غازانی از ساختن خانقاه ها در کلیه شهرها سخن به میان آمده و با توجه به تصریح صاحب حبیب السیر که می گوید: «به موجب فرمان او در جمع قری و قصبات ولایت عراقین و فارس و کرمان و آذربایجان ... خوانق ساختند». از این سند و از تاریخ مبارک غازانی، رونق کار صوفیان در روزگار غازان خان به خوبی معلوم می شود: «و چون خانقاه و مدارس و مساجد و دیگر ابواب البر در هر موضعی می ساخت و اوقات معین می فرمود و وظایف و مشاهرات هر طایفه در نظر آورد و فرمود که چگونه است که از آن فقها و متصوفه و دیگر طوایف هست و از آن سادات نیست». در صفوه الصفا از آمدن شیخ صفی الدین اردبیلی به تبریز و نزول او به خانقاه رشیدیه یاد شده است. همچنین در صفحه 296 صفوه الصفا به خانقاه رشیدیه اشاره شده است.

این شهر چون دیگر شهرهای سنتی ایران، جهت حفاظت دارای حصاری بوده است. متأسفانه این شهر در سال 718 هـق در زمان ابوسعید و به دسیسه تاج الدین علیشاه که از زمان اولجایتو در کار وزارت با خواجه رشید الدین مشارکت داشت، ویران گردید. این واقعه را مینورسکی چنین آورده: «در 717هـق/1317م، زمان ابوسعید، رشیدالدین وزیر مستعفی به تبریز رفت، اما سال بعد برای رو به رو شدن با قضای محترم آنجا را ترک گفت، املاک او مصادره و ربع رشیدی تاراج گردید.»

نوشته های مورخان مختلف به حیات دوباره و توسعه ربع رشیدی بعد از وزارت خواجه غیاث الدین فرزند خواجه اشاره دارد که ساخت و سازهای جدید در فضاهایی که قبلاً باغ بودند و خواجه آن ها را برای برنامه توسعه آتی ربع رشیدی مد نظر قرار داده بود، اشاره دارد. البته این رونق در کنار حیات شهر شنب غازان و توسعه تبریز انجام گرفته است. در حقیقت، ربع رشیدی و شنب غازان چه در زمان ساخت و چه در ادوار بعد به صورت شهرک هایی در کنار شهر تبریز پدید آمده بودند. وجود این شهرک ها هرگز باعث بی رونقی شهر تبریز نشد، بلکه این شهر تبریز بود که به آن ها رونق می بخشید.

پژوهش های انجام یافته در زمینه شهر ربع رشیدی، طرح آن را برگرفته از سازمان شهر ایرانی - اسلامی با پاره ای تفاوت و نوآوری های جدید، بیان کرده است. تا به امروز، الگوی سازمان فضایی این شهر، همچون شهر ایرانی ترکیبی از ربع، ربض و شهرستان و نوآوری نهفته در آن، جابجایی ربض و شهرستان در نظر گرفته شده است.

با توجه به متون تاریخی و مهم تر از آن، بر اساس نوشته های وقف نامه و تقسیم بندی کلی فضاهای مجموعه ربع رشیدی توسط خواجه رشیدالدین، می توان به ارائه سازمان فضایی شهر به دو صورت زیر و یا تلفیقی از آن دو پرداخت:

  1. «ربع» و «شهرستان»: با مطالعه دقیق وقف نامه مشاهده می شود که تمامی فضاها تحت عنوان دو مجموعه کلی ربع و شهرستان دسته بندی و بیان شده اند. ربض در سازمان فضایی شهر ربع رشیدی جایگاه پیشین خود را نداشته و طبق نوشتههای وقف نامه، زیرمجموعه ای از شهرستان و یا به بیان بهتر، محله ای از محله های شهرستان است که به قشر خاصی از مردم تعلق ندارد. -همچنان که متولی، مشرف و ناظر در ربض ساکن اند، بسیاری از غلامان، بخش های مختلف ربع و باغات نیز در آن مسکن دارند- ربض و شهرستان در این شهر با هم تلفیق شده اند. واژه های ربض بالا و ربض پایین نیز که در وقف نامه ذکر شده اند، صرفاً اشاره به دو محله دارد که یکی از نظر ارتفاع، در مکان بلندتری نسبت به دیگری قرار گرفته است.
  2.  محور بازار و «ممر بزرگ»-در لغت نامه تاریخ جهانگشای جوینی، ممر به معنای گذرگاه و محل مرور آمده است- : ساختار این شهر از پیش طراحی شده و شطرنجی بوده است. از طرفی، اهمیت تجارت و بازرگانی در دولت ایلخانی سبب توجه بیشتر به دروازه ها، جهت قرارگیری و حتی افزایش تعداد آن ها در شهرها شد. قابل ذکر است تعداد دروازه ها در شهرهای ایلخانی حداقل چهار دروازه -نه صرفاً در جهات اصلی بلکه به سمت شهرهای مهم پیرامون و در راستای شکل گیری بازارهایی خطی- بوده است. در شهرهای شطرنجی، دروازه ها دو به دو -معمولاً به شکل عمود بر هم- به یکدیگر متصل، و سبب به وجود آمدن بافتی منظم و محورهای قوی سازمان دهنده در شهر می شدند.

در ربع رشیدی نیز شاهد حضور دو محور اصلی -امتداد محور دروازه های روم، عراق و محور دروازه های تبریز، مغان هستیم. این محورها معیار قرارگیری سایر فضاهای شهری در اطراف خود هستند و بازار نیز در امتداد یکی از این محورها، کل شهر را از دروازه ای تا دروازه دیگر می پیماید.

هرچند که بازار، عنصری مهم در ربع رشیدی است، اما در سازمان فضایی شهر نتوانسته خود را آن چنان که شایسته است، به هسته مرکزی برساند، بلکه در تعاملی قوی با شهرستان به عنوان کانون فعالیت های اجتماعی مطرح است. همچون گذشته، محل تقاطع این دو محور به عنوان مکانی مهم در سازمان فضایی شهر مطرح می شود. با این تفاوت که هسته شهر نه در این مکان بلکه در مجاور آن - با عناصر روضه، خانقاه و دارالشفا- حضور می یابد.

در این شهر به هسته مرکزی (ربع) بیشتر پرداخته شده و در عین وجود کاربری های مختلف، این کل منسجم به خوبی با شهرستان تلفیق می شود. باغ ها -  رشیدآباد، اصلان و فتح آباد- نیز در اطراف شهر، به عنوان عناصری مهم و شکل دهنده، حضوری قوی داشته اند.

ربع رشیدی، شهری با حصاری در پیرامون بوده که با چهار دروازه به اطراف راه می یافت. «ربع» هسته مرکزی و اصلی شهر بوده که خود دارای بارو و ورودی جداگانه در یکی از محورهای اصلی شهر و نزدیک محل تقاطع آن ها و دارای عملکرد آموزشی، مذهبی و درمانی بوده است. ربع انعکاسی کالبدی و ملموس از یک تفکر علمی-مذهبی بوده است.

«شهرستان» رشیدی از محله های مختلف، تشکیل یافته بود و عناصر مهم شهری مانند بازار، قیصریه، حمام ها، مشاجد، کارخانه کاغذسازی، رنگ سازی، ضرابخانه و گازرگاه در آن قرار داشته اند. ربض نیز محله ای از محله های شهرستان بوده است. بافت شهر دارای نظم هندسی بوده و به شکل بافت شطرنجی و پیرامون دو محور اصلی، طراحی شده بود. راه ها از منظر طراحی فضایی، در پیوندی استوار با فضاهای کالبدی مجاور بوده و ماهیت فضایی شان از فضاهای مزبور مستقل و جدا نبوده است. استقرار فضاها و فعالیت ها در شهر، تابع نظم و سلسله مراتب سنجیده شده بود و تمامی فضاها از لحاظ کارکردی، کالبد مناسبی را برای زندگی (بودن در محیط) فراهم کرده بودند.

ا دامه دارد ( قسمت دوم سازمان فضایی شهر در دوره ایلخانی)

برگرفته از دو فصلنامه مطالعات معماری ایران - شماره 2- زمستان 91
بررسی و نوشته: عبدالحمید نقره کار - محمد علی کی نژاد - آزیتا بلالی اسکوئی
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید