Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1654

آبان ماه (سخن‌ ماه آبان 1392)

پارسی کهنسال، وصیت می کند و جوانان را پند می دهد :

"...
در زمین های خود به پاکیزگی کشت کنید،
تا خورشید بر آن نتیجه کوشش شما با خوشی بتابد.
وقتي شما درختان را مي كاريد، بنگريد كه در رديف باشند،
چه در اين صورت است كه خورشيد، آن درختان با نظم و ترتيب را مي روياند.
در آبراهه ها هم بايد كه آب،
نه از رواني و نه از پاكيزگي باز ايستد،
به همان گونه كه زنده رود براي شما، پاك از چشمه برون مي آيد،
همان گونه بايد كه پاك روان گردد و به پايان برسد.
چون شما زمين و آب را پاك نگاه داشتيد،
خورشيد به خوشي در آسمان خواهد درخشيد.
هر جا كه خورشيد در خور شايستگي اش پذيرايي شود،
زندگي مي آفريند و براي زندگي بركت و شور مي آورد.
... ." 

از قطعه پارسی نامه، دیوان غربی- شرقی گوته، چاپ 1820 وین، صفحه 203

آبان ماه، ماه آب ها ...

آب های روان، آب چشمه ها، رودها و دریاهای سرزمین ایران است که با نام بانو " اردوی سورا آناهیتا "، پیوند خورده است. "رود نیرومند پاک"، بانویی پرشکوه و بلندبالا، که از کوه هکر سرازیر می شده و به دریای فراخ کرت می رسیده است، تمام آب های این سرزمین را نمایندگی می کرده تا همیشه جاری باشند و زمین ها را پاک سیراب گردانند، تا رستنی ها برویند و مردمان خوب زندگی کنند؛ تا سرزمین ایران خرم و آباد بماند؛ چه، ... تباهکاری اهریمن در بازداشتن آب ها از رفتن و گیاهان از رستن بوده است، تا آبادانی از این بوم رخت بر بندد و زمینی برجای مانَد خشک و سوزان ( و یا سرد و یخبندان ) !

آبان ماه، ماه آب ها ...
یک ماه از دوازده ماه سال،

ماهی که در آن زاده شده ام؛ الهام بخش پژوهش ها و مطالعات من در معماری و شهرسازی سرزمینم بوده و هست؛ و کلیدواژه " آب "، نقطه عزیمت من در سفر اکتشافی دوازده ساله ای شد، از 1374تا 1386، که شناخت شیرینی از چرایی بی همتایی نیک و سنجیده معماری و شهر ایرانی دیروز را برایم به ارمغان آورد؛ بی همتایی نیک و سنجیده ای که دیگر در معماری و شهر ایرانی امروز نشانی از آن نیست.

آبان ماه، ماه آب ها ...

ماه میوه انار که دوستش دارم؛ میوه ای بهشتی، که هر سال پاییز می رسد، ... ترش و شیرین؛ و در ذهن من با زادگاهم شهر تهران پیوندی دارد، دور ... و تاریخی. شهری، دوست داشتنی؛ آنقدر بزرگ و درهم که آب های هفت رودش در خودش گم شده و قنات های هزارتویش در دلش فروریخته و چشمه چندهزار ساله اش در همان مظهرش، کم توان شده و کم زور ... ! شهری دوست داشتنی که بارانش را دوست دارم، برفش را دوست دارم، تگرگش را دوست دارم، ابرهایش را دوست دارم. ... پیش تر ها، فصل انار که می گذشت، چغاله بادام که از راه می رسید، برف ها بر بلندای البرز آب می شد و پایین می آمد؛ و آب رودخانه زیبای نزدیکِ خانه ( یکی از هفت رود زیبای تهران ) شتاب می گرفت و با سر و صدا از محله ما می گذشت؛ صدای پای آبِ جاری بر زادگاهم تهران را خیلی دوست داشتم؛ و این، تا روزی بود که آبِ رودخانه زیبای نزدیک خانه، بالاخره در مسیل بوستان حاشیه بزرگراه به بند کشیده شد؛ ... از آن روز، دیگر ندیدم و نشنیدمش... !

آبان ماه، ...
ماهِ آب ها را دوست دارم !
تهران را، دوست دارم !
چنارهایش را دوست دارم !
انار را دوست دارم !

غزال کرامتی
یکم آبان ماه 1392

عضو مرتبط : غزال کرامتی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید