تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1669

سرپناه یا آشیان فرهنگ ؟

معماران کجا هستند ؟

مهندس سید علیرضا قهاری : امروزه اگر بخواهیم یا نخواهیم مسکن زیر بنایی ترین موضوع معماری است از هر لحاظ شاید در100 یا 200 سال قبل چنین نبود ، ولی امروزه مسکن بزرگ ترین معضل معماری و شهرسازی است . اگر از ابعاد اقتصادی یا تکنینکی صرف موضوع بگذریم ، از بعد معماری و شهرسازی بزرگ ترین معضل است . فاقد هرگونه زیر بنا است ، فاقد هرگونه هویت و شناسه فرهنگی است و در این میان انگار که باید جماعت دیگری در خصوص معماری مسکن حرف بزنند تاسف بار تر اینکه در سالهای ماضی بخشی از ساختمان ها را از داشتن نقشه معماری معاف کردند و با این قانون ظاهرا ساده که احتمالا به خاطر کمبود معمار در کشور بود پای غیر معماران به حوزه علمی معماری باز شد و هنوز هم باز است رسم است حداقل به حرف ، که مشکلات هر بخش را متخصصان همان بخش باید بحث کنند ولی چرا در حوزه مسکن معماران حضور ندارند ؟معماران ما کجا هستند ؟

بازتاب مسکن بر حیات اجتماعی

دکتر حبیب الله زنجانی 38 سال پیش در مقدمه پژوهش ( مسکن و تراکم در واحدهای مسکونی ) گفته شد که پی از ( خوراک و پوشاک ، مسکن یکی از نیازهای اصلی و تاخاطر افراد از این حیث آسوده نشود ، آنان رت یارای فعالیت مستمر ثمر بخش در رشته های مختلف اقتصادی نخواهد بود . ) ... . مسکن بازتاب های بسیار گسترده ای بر ابعاد حیات اجتماعی دارد . در مرحله پاسخگویی به نیازهای اساسی جامعه مهم ترین آنها به شمار می آید و به موازات ارتقای سطح توسعه ابعاد تازه ای می یابد .

به استناد آمار سرشماری سال 1385 در برابر حدود 17 میلیون و 300 هزار خانوار ایرانی ، حدود 15 میلیون 800 هزار واحد مسکونی وجود دارد . پس در لحظه حال نزدیک به یک و نیم میلیون واحد مسکونی کم داریم از سوی یگر طبق آمار سر شماری 1375 حدود 4/15 درصد از خانوارها اجاره نشین هستند البته اجاره نشینی فی نفسه امر تعیین کننده ای در تصویر یک جامعه نیست و در غالب کشورها نزدیک به 30 درصد از خانوارها اجاره نشین هستند ولی در ایران که خانه یکی از ارکان سرمایه خانوار است همین مقدار اجاره نشین هم که نزدیک به 3 میلیون خانوار را شامل می شود بسیار مهم به نظر می آید .

از نظر بعد مسکن نیز اطلاعات نسبتا مهمی را می توان از سر شماری 1385 استخراج کرد . لازم است یاد آوری کنم که از سال 1345 به بعد است که مسکن نیز جزو موضوعات سرشماری قرار گرفت . طبق سرشماری 1385 بیش از یک نیم میلیون خانوار فقط در یک اتاق زندگی می کنند و با احتساب بیش از 5/4 میلیون خانواری که در 2 اتاق زندگی می کنند خانوارهای ایران در واحدهای یک یا دو اتاقه زندگی می کنند .

مقایسه درصد خانوارهای ساکن دو اتاق و کمتر با واحدهای مسکونی دو اتاقه و کمتر حاکی از فشار روانی بیشتر بر خانوارهای ساکن در این اتاق ها است . پیشبینی های جمعیتی به افزایش 20 میلیون نفر بر جمعیت کشور در 15 سال آینده دلالت دارد این جمعیت هم خانه می خواهد . این فاکتور مهم را هم در نظر بگیریم که طبق برآوردها بعد خانوار در سال 1400 کوچک می شود و به 3/3 می رسد ( در برابر 6/14 امروز ) پس نیاز به مسکن باز هم بیشتر می شود .

بخش عقب افتاده اقتصاد

دکتر محمود گلابچی : در تولید ساختمان در سالهای آینده این را نیز باید در نظر گرفت که حدود یک سوم واحدهای موجود هم به سبب فرسودگی و دلایل دیگر باید تخریب و با خانه های جدید جایگزین شوندیعنی حدود 5 میلیون واحد اصولا در زمینه ساختمان نه توسعه داشتیم و نه حرفی برای گفتن (درباره تئسعه پایدار ) داریم . واقعیت این است که در مفهوم ( توسعه پایدار در ایران ) دچار مشکل اساسی هستیم . در مقایسه با دیگر بخش های اقتصادی مانند داروسازی و خودرو سازی و ... شاید بتوان گفت بخش مسکن عقب افتاده ترین بخش اقتصادی کشور است . به ویژه از این نظر که ظرفیت تولید ساختمن بسیار کمتر از حد نیاز است این ظرفیت زیر یک میلیون واحد در سال است . صحبت از 600 هزار یا 700 هزار واحد می شود . و وقتی صحبت از توسعه پایدار در بخش مسکن می کنیم توجه مان نمی تواند فقط معطوف به ارقام کمی واحدهای ساخته شده باشد . در این توسعه بدنه دانشی و پس زمینه اجتماعی تولید مسکن هم باید رشد با قواره ای داشته باشد . فناوری مناسب و به روز هم باید رواج رایج خود را داشته باشد . این یک نقص است که ساختمانهای ما عمر 20 تا 30 ساله دارند نه بیشتر .

نقش مجریان

مهندس اردشیر سیروس : با پایان یافتن قرن بیستم دیگر نمی توان از این عقیده پشتیبانی کرد که نیازمندی های بشری را می توان با نحوه ای از توسعه اقتصادی و اجتماعی که صرفا از درک مادی زندگی انسان سرچشمه گرفته است . برطرف ساخت و آن را محور اقتصاد در توسعه پایدار دانست . در حال حاضر در صورتی که پذیرای این مورد باشیم که توسعه پایدار در گرو محوریت اقتصادی نیست و توسعه و عمران مورد تجدید نظر قرار گرفته ، ضروری است که درباره نقش مجریانش نی تجدید نظر شود . حیاتی بودن نقش دولت در سطوح مخختلف نیازی به توضیح ندارد ولی برای آیندگان فهم این نکته آسان نخواهد بود که چرا در عصری که اصل مساوات مورد پذیرش و قبول عامه بود . در طراحی ها اساس محور توسعه پایدار اقتصاد باشد و به توده لایه های اجتماع اصولا به چشم دریافت کنندگان کمک و آموزش نگریسته شود و با وجود اعتقاد به اصل مشارکت تنها مجالی که در بهترین شرایط به اکثریت مردم در تصمیم گیری داده می شود نقشی فرهی و محدود به انتخاب از میان چند راه حل است راه حل هایی که به وسیله سازمانهایی که اکثریت مردم را به آنها دسترسی نیست تعیین شده یا بر اساس هدف هایی مشخص شده است که اغلب با برداشتی که اکثریت لایه های اجتماعی از واقعیت و عدالت دارند تطبیق نمی کند .

بستر انسان ساز

مهندس میر عمادی : توسعه پایدار استوار بر یک سیستم مدیریت پایدار باید باشد . برنامه هایی که ما داریم غالبا برنامه های 25 یا 30 ساله اند که باید در زمینه ها و برنامه های 100 سال پیش رو موثر واقع شوند . این در حالی است که مدیریتی که این برنامه ها را باید اجرا کند پایدار و مستدام نیست و تغییر ساختارهای مدیریتی سبب شده تصمیم های دراز مدت در اجرای برنامه ها گرفته نشود . مسکن بستر انسان سازی است ولی ما آن را داریم به صورت نیاز دست دوم و روزمره مطرح می کنیم در حالی که حسب تمام باورها و اعتقادات امان که خانواده را سلول اصلی و مغز یک جامعه می داند خانواده در همین مسکن باید ببالد و شکوفا شود .

برنامه ریزی برای مسکن را باید در افق صد ساله ئ دویست ساله دید در غیر این صورت مسکن تبدیل به کالایی می شود که معیار سنجش در آن حساب سود و زیان است و هر که باهوش تر و زرنگ تر باشد سهم بیشتری از این بازار نصیب می برد . این نگاه تبعات اجتماعی نامطلوبی به بار می آورد که متاسفانه امروز شاهدش هستیم . اقتصاد مسکن را نباید در مقطع زمانی دید بلکه باید آن را در دوره زمانی سنجید و برنامه ریزی و قضاوت کرد . در همین رابطه است که خانه ای که برای 70 سال ساخته می شود حساب سود و زیان بسیار متفاوتی با خانه ای که برای 20 سال عمر ساخته می شود . واقعیت این است که معضل مسکن خاص کشور ما نیست . امری تقریبا جهانی است . حتی در کشورهایی هم که برنامه های دقیقی برای تامین مسکن داشته باشند . با تغییر الگوها و فرهنگ زندگی مردم نیاز به ساخت مسکن امروزی کاملا بالا است . تفاوت در این است که در کشورهای مختلف نگاه متفاوتی به این معضل دارند وگرنه نیاز به تولید مسکن جدید در همه کشورها وجود دارد . برخی جوامع مانند ما مسکن را در حد خوابگاه خلاصه می کنند و هدفشان دادن سر پناه به مردم است در برخی جاها برخورد سیاسی و آماری با مسکن دارند و کمثلا برنامه ریزی می کنند که در انتهای برنامه سرانه مسکن به مثلا 10 متر مربع برسد در برخی کشورها هم مسکن را موضوعی دائمی و شایسته تدبر ویژه می بینند و آن را در حد مکانی برای به سر آوردن شب به روز نمی دانند . ما باید به این سمت برویم .

یک سوم نقدینگی

باقر میلانی : بخش مسکن حدود یک سوم نقدینگی کشور را در چرخه خود دارد . حدود 61 هزار میلیارد تومان . این چرخه چرخه ای واقعی است . ظرفیت چنین حجمی از نقدینگی را دارد به طور میانگین در 10 سال گذشته 11 درصد اشتغال در بخش مسکن بوده است . در این بخش بیش از 120 رشته تولیدی با حدود 3000 اقلام تولیدی وجود دارد تمام اعداد و ارقام نشان می دهد که بخش ساختمان در اقتصاد و زنگی عمومی مردم نقش درجه اول دارد . اما آیا این حجم عظیم در درون خود زمینه های توسعه پایدار را دارد ؟ در توسعه پایدار باید ضمن برآوردن نیازهای نسل کنونی نیازهای نسل های آینده را هم دید و و امانتداری کرد . در مقطع کنونی به نظر می آید که صنعت ساختمان ایران از نظر سخت افزاری کمبود شاخصی ندارد دانش فنی و الگوهای توسعه پایدار را هم دارد ؟

دعوت به کیفیت

مهندس انوشه منصوری : در امار کمبود مسکن در کشور این نکته را هم باید در نظر داشت که کشور ما کشوری حادثه خیز است و تلفات زلزله و سیل و ویرانی های طبیعی هم رقم نسبتا درشتی را تشکیل می دهند . در کنار نیازهای قابل پیش بینی به مسکن در سایه افزایش جمعیت یا تجدید ساخت واحدهای فرسوده و دیگر برآوردها این نیاز را هم باید مورد توجه قرار داد اما در کنار تمام این نیاز ها و برنامه ها آنچه که ما باید در تحققش اصرار داشته باشیم این است که مردم را نباید به سمت استفاده از مسکن بی کیفیت سوق دهیم و آن را با عنوان مثلا مسکن ارزان توجیه کنیم . مسکن و در بهترین حالت خانه باید حداقل هایی از استانداردهای معماری و زیبایی شناختی را داشته باشد تعیین این حداقل ها است که دغدغه ما را تشکیل می دهد . این در حالی است که بسیاری از کارشناسان معتقدند راه حلی برای معضل مسکن وجود ندارد و نمی تواند هم وجود داشته باشد .

یکی از دلایل این امر به ویژه در کشورهایی مانند ایران آنست که مسکن و خانه یک کالای سرمایه گذاری است بدین معنی که تولید می شود تا به چرخه مصرف بیفتد . در جهان امروز هم برای اینکه تولید و صنعت رونق بیشتری داشته باشد ، (طول عمر کالا ) را لزوما زیاد نمی گیرند و هدف آن است که کالا در زمانی محدود از چرخه مصرف خارج شود و کالای جدیدی جای آن را بگیرد . با این توجیه و تعلیل لزومی ندارد مسکن را با دوام و با طو ل عمر بالا باید 20 تا 30 سال دوام داشته باشد و بعد از ا« تخریب و جایش مسکن تازه ساخته شود . توجیه دیگر موضوع این است که چون جهان در تغییر مداوم است و فرهنگ ها و الگوهای زندگی و مصرف در حال تجدید و نو شدن مداوم هستند لزومی نیست که جماعت بهره بردار را ملزم کنیم در خانه هایی زندگی کنند که با الگوهای مثلا 50 سال پیش ساخته شده اند . در ادامه همین استدلال است که استفاده از فناوری جدید و سرعت بخشیدن به تولید مسکن مطرح می شود تا تولید و باز تولید مسکن تبدیل به امری عادی و روزمره شود . طبیعی است که این نظریه جوهر خاص خود را دارد ولی در دل خود تناقض هایی هم دارد . مثلا اگر اقتصاد مسکن را از دید مصرف کننده ببینیم این کالاها دیگر کالای سرمایه گذاری نیست بلکه کالایی سرمایه ای است و مالک علاقه مند است تا این کالا دوام بیشتری داشته باشد .

وارداتی نیست

مهندس شهریار یقینی : روزگاری مسکن ماهیتی فرهنگی و زیستی به صورت غالب داشت . امرئزه تبدیل به کالای استرتتژیک شده و در کل اقتصاد جامعه نقشی تقریبا محوری بازی می کند . این کالای استراتژیک ویژگیهای منحصر به فردی هم دارند از جمله اینکه نمی تواند وارداتی باشد باید در داخل تولید و استفاده شود. بدین ترتیب با داشتن ذخایر بی پایان ارزی هم نمی توان مشکل مسکن را حل کرد . دومین ویژگی مسکن این است که حتی با عمر مسکن کم کیفیت هم که 20 تا 30 است جزو کالاهای با دوام به شمار می آید و ویژگی های خاص دیگر .

مامعماران با عنایت به این ویژگی ها وظایف خاص خودمان راداریم . در خصوص تکنیک های ساخت و برنامه های ملی و جامع تولید دیگرانی هستند که تخصصش رادارند و باید کار کنند . آنچه که ما باید انجام دهیم این است که در چنین اوضاع و شرایطی چگونه می توان به کیفیت مطلوب در معماری رسید . معماری پایدار در این رابطه باید راهنمای ما باشد . یکی از اصول بسیار شاخص این معماری استفاده حداکثر و بهینه از امکانات موجود می باشد . ضمن اینکه حداقل تغییر و تخریب در طبیعت و محیط طبیعی را باید داشته باشیم . باید بتوانیم هم از داشته های مادی و هم از داشته های فرهنگی و بومی خود حداکثر بهره را ببریم . همین نکته است که اگر درست پرورانده شود هویت معماری و فرهنگی ما را در ساختمان با هر نوع تکنولوژی و مصالح ساخت تامین و حفظ می کند .

بهروز مرباغی

عضو مرتبط :   


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید