Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2716

سرگچی با تاج خسرو دوم

 (مقالات گذشته-تابستان 83)

کاوشهای باستان شناختی نشان داده که تزیینات گچی به رغم شکنندگی نقش عمده ای در آرایش بناهای دوره ساسانی خصوصا بناهای رسمی داشته و با اهمیت کمتری در منازل خصوصی به کار می رفته است. اما تزیینات گچی دوران پس از اسلام و حتی سده های نخستین اسلامی به طور کلی کم شناخته شده و اطلاعات ما در این زمینه محدود به محوطه هایی است که اغلب آنها اتفاقی کاوش شده و کاوش آنها ناتمام مانده است. کاوش برخی از این محوطه ها چندان دقیق هم نبوده و کاوشگر کمتر به معرفی تزیینات گچی پرداخته است .(1)

گچبریهای کشف شده از محوطه های مورد کاوش و قطعاتی که اتفاقی از برخی محوطه های دیگر به دست آمده بیشتر شامل پلاکهایی با نقشمایه های گیاهی،هندسی، حیوانی، انسانی و موجودات عجیب الخلقه است که با فن قالبگیری ساخته شده اند.(2) در میان این پلاکها، پلاکهای دارای نقوش انسانی اهمیت بیشتری دارند، زیرا این دسته از پلاکها، ضمن معرفی سیمای ایزدان، شاهان، شاهزادگان و اشخاص عالی رتبه ، اطلاعات ارزشمندی در زمینه تاریخ سیاسی، اجتماعی و مذهبی زمان خود در اختیار ما قرار می دهند. هرچند سابقه استفاده از این گونه پلاکها به دوره اشکانی می رسد، کاربرد آنها در بناهای دوره ساسانی و اسلامی ، به ویژه سده های نخستین این دوره، بسیار معمول بوده است.

در این مقاله نیز سعی برآن است تا ضمن معرفی مجدد یکی دیگر از این پلاکهای گچی در مورد زمان ساخت و کاربرد آن بحث شود، که همواره برای محققان موضوع پژوهش بوده و تاکنون نیز به طور قطعی و مستند مشخص نشده است.

این پلاک که آرتور اپهام پوپ در اختیار مجموعه لوگال پتن ریرسون قرار داده، اکنون در مؤسسه هنر شیکاگو (The Art Institute of Chicago) نگهداری می شود و به شماره 442/1927 به ثبت رسیده است. متاسفانه این پلاک آسیب زیادی دیده و از نقوش روی آن فقط قسمتهایی از سر یک شخصیت عالی رتبه باقی مانده است.

این سرگچی کوچک از طریق کاوشهای باستان شناختی به دست نیامده، بلکه حفاران غیرمجاز در سال 1927 میلادی آن را پیدا کرده اند و متاسفانه از محل یافتن آن اطلاع دقیقی نداریم. برخی از محققان محل یافتن این سر را نظام آباد ورامین(3) و برخی چال ترخان(4) ذکر کرده اند. اگرچه این مکانها همواره در اواخر دوره ساسانی و سده های نخستین اسلامی مسکون بوده و از آنجا گچبریهای زیادی پیدا شده است.؛(5) هیچ مدرک مطمئنی دردست نداریم تا این سر گچی را به نظام آباد یا چال ترخان نسبت دهیم .

پیشینه پژوهش

نخستین اظهار نظر درباره این سرگچی به آغاز دهه 1930میلادی باز می گردد. در این سال نلسون دبواز در مقاله ای تک صفحه ای به معرفی این سرگچی پرداخت و آن را به قباد یکم نسبت داد.(6) وی با مقایسه تاج این سرگچی با نقش تاج قباد یکم روی سکه ها ، زمان ساخت آن را سالهای 531-498 م دانسته است. پس از آن بسیاری از محققان چون آرتور پوپ، کورت اردمن و رمن گیرشمن فقط به چاپ تصویری از آن با ذکر زیرنویسی تحت عنوان سرقباد یکم اکتفا کرده اند. (7)

اگرچه تاکنون گزارش کاملی از این سرگچی به چاپ نرسیده، در سالهای 1978 و 1982 م. جان. کروگر چند سطری به آن اختصاص داده است. هرچند وی به پیروی از دبواز تاج این سرگچی را شبیه تاج قباد یکم می داند، تاریخ ساخت آن را به سده هفتم م نسبت می دهد.(8)

انتشار مقاله تک صفحه ای دبواز باعث شد که اغلب محققان بدون تعمق در نوشته های او، این سرگچی را به قباد یکم نسبت دهند؛ بنابراین نبود توصیف دقیق از این سرگچی و اشتباه در تعیین کاربرد و هویت واقعی و زمان ساخت آن، نگارنده را بر آن داشت تا با اتکا بر مدارک باستان شناختی و شمایل نگاری پیشنهادهایی برای بازنگری در کاربرد و زمان احتمالی ساخت آن مطرح کند.

به نظر می رسد طبقه بندی دقیق زمانی بسیاری از قطعات گچی، حتی قطعاتی که از کاوشهای باستان شناختی پیدا شده، در بسیاری موارد به دلیل نداشتن کتیبه شکنندگی و عمرکم آن نسبت به بنا مشکل است و نمی توان با قاطعیت آنها را تاریخ گذاری کرد. بنابراین تنها وسیله تاریخ گذاری آنها بررسیهای سبک شناختی است. در این مقاله نیز نگارنده برای تعیین تاریخ احتمالی این سرگچی از طریق مقایسه آن با قطعات گچی مشابه از مکانهای مختلف و طرح پیشنهادهایی برای تعیین کاربرد و هویت آن کوشیده است.

بلندی این سرگچی در وضعیت کنونی 7 و12 سانتی متر است و متاسفانه قسمت گردن به پایین و بخشهایی از تاج آن از بین رفته است. همچنین شکستگی دیگری نیز در قسمت بینی آن مشاهده می شود. خوشبختانه هیچ یک از این شکستگیها در بررسی ویژگیهای آن مانعی ایجاد نمی کند.

این اثرگچی، چهره مردی را با صورتی گرد و گونه هایی لاغر نشان می دهد. پیشانی او تخت و کوتاه است. چشمهایش بزرگ و مردمک داخل آن با سوراخی در مرکز نشان داده شده است . احتمالا مردمک چشم را از جنس دیگری کنده و به آن افزوده بوده اند. ابروان او برجسته و کمانی و در محل برآمدگی بینی به هم وصل شده است؛ اگرچه بینی او همان گونه که در تصویر 1 دیده می شود شکسته، با توجه به آنچه باقی مانده به نظر می رسد که بینی کوتاه و پهنی داشته است. گوشهای او هم بزرگ و متمایل به جلوست. این شخص لبنانی پهن و و دهانی باز و کوچک دارد. گوشه های دهان با دو سوراخ نشان داده شده است. روی لب او برآمدگی ناشیانه ای به نشانه سبیل دیده می شود که تاروی گونه ادامه دارد. وی ریش کوتاه و ساده ای دارد که با خطوط عمودی نشان داده شده و گردن او نیز کوتاه است.

Tage -khosro -p 1andt1

تاج او از نوع تاجهای کنگره دار و حاشیه آن با نواری شامل یک ردیف مهره های مدور و پلاکهای مربع تزیین شده است . در قسمت بالای تاج عمود برجسته ای وجود دارد که در بالای آن هلالی عمود قرار دارد و در داخل هلال نیزگوی مدوری دیده می شود(طرح 1). 

بازشناسی چهره

همان طور که در مقدمه اشاره کردیم ، اکثر محققانی که درباره این سرگچی اظهار نظر کرده اند درتعلق آن به قباد یکم اتفاق نظر دارند(9) ظاهرا تنها دلیل این دسته از نویسندگان مقایسه این سرگچی با سکه های قباد یکم و یکی از مهرهای موزه کتابخانه پاریس است (تصویر 2).(10) اگرچه می توان درباره مورد اول بحث کرد، دلیلی برای پذیرفتن مورد دوم نداریم؛ زیرا از یک سو نوشته ای روی مهر وجود ندارد که شخصیت نقش شده روی آن را معرفی کند و از سوی دیگر برخی از محققان این مهر را به خسرو دوم نسبت داده اند.(11) بنابراین بازنگری در هویت شخصیت نقش شده روی مهر نیز اجتناب ناپذیر است .

Tage -khosro -p2

به نظر می رسد یکی از روشهای شناسایی هویت این سر، مقایسه تاج آن با تاج سکه ها باشد. همان طور که می دانیم هر شاه ساسانی تاج مخصوص به خود دارد و این امر به ما کمک می کند تا هویت واقعی او را شناسایی کنیم. تاج این سرگچی از چند عنصر تشکیل شده، که در زیر به توصیف آنها می پردازیم:

  1. بدنه کنگره دار که بخشی از گوی بالای سر را احاطه کرده است. این عنصر ویژگی تاجهای شاهان ساسانی است .
  2. داشتن دو کنگره سه پایه ای نزدیک به هم با زاویه حاد؛
  3. حاشیه پایه تاج که تزیین آن نواری است با ردیفی از مهره های مدور و پلاکی مربع در مرکز؛
  4. عمود برجسته در زیر هلال بالای تاج که دو روبان به آن متصل است؛
  5. قرارگرفتن گوی داخل هلال روی عمود برجسته بالای تاج.


این عناصر مشخصه تعدادی از تاجهای شاهان اواخر دوره ساسانی از پیروز یکم تا خسرو دوم است. در میان این تاجها،تاج پیروز یکم(1b)، خسرو یکم و خسرو دوم (1a) شبیه هم اند(طرح 2) . اگرچه تاج این شاهان از جهات مختلف شباهتهایی به هم دارد، تفاوتهای بنیادین نیز در میان آنها به چشم می خورد که درک آن مستلزم دقت در جزئیات است . به طوری که در تاج پیروز یکم (1b)  و قباد یکم(1a) هلال ماه به طور مستقیم روی گوی بالای تاج قرار می گیرد، ولی همین عنصر در تاج خسرویکم و خسرودوم (1a) روی عمود برجسته ای قرار دارد که این عمود نیزروی گوی بالای تاج نصب شده است. بنابراین وجود عمود برجسته بالای تاج، از عوامل تشخیص تاج خسرو یکم و خسرو دوم(1a) از تاجهای پیروز یکم و قباد یکم است.

Tage -khosro -t 2andt3

اگرچه تاج این سرگچی شباهتهایی به تاج خسرو یکم و خسرو دوم (1a) دارد، دلایل روشنی برای نسبت دادن آن به خسرو دوم وجود دارد. از جمله اینکه در تاج خسرو یکم کنگره هایی که گوی بالای تاج را احاطه می کند، کوتاهتر از کنگره های تاج خسرو دوم روی سکه ها و تاج این سرگچی است . دیگر اینکه نوار پایه تاج این سرگچی، ترکیبی از مهره های مدور و پلاکهای مربع است و این همان ترکیبی است که در حاشیه پایه تاج خسرو دوم در ایوان بزرگ طاق بستان و سرستونهای پارک موزه طاق بستان دیده می شود(طرح3). سوم اینکه، هلال بالای تاج این سربه صورت دو خط ممتد نشان داده شده و حدفاصل خطوط بالا و پایین مقعر است. این فرم هلال بالای تاج خسرو دوم روی سکه ها(12) و پلاکهای گچی با تاج خسرو دوم در چال ترخان دیده می شود(تصویر3).(13)

دیگر اینکه ، هلال بالای تاج در این سرگچی و سکه های خسرو دوم گودتر و درست به اندازه گوی داخل آن است، در حالی که در سکه های خسرو یکم، شکل هلال بالای تاج به صورت صفحه باز است.

Tage -khosro -p3

تنها اختلاف بین تاج این سرگچی و تاج خسرو دوم روی سکه ها در نوار روی پایه تاج است و به نظر می رسد که این تفاوت جزئی نمی تواند مانعی برای انتساب تاج این سربه خسرو دوم ایجاد کند، زیرا همان طور که اشاره کردیم، این ترکیب در حاشیه پایه تاج خسرو دوم در ایوان بزرگ طاق بستان و سرستونهای پارک موزه طاق بستان نیز دیده می شود که روی سکه های او دیده نمی شود. بنابراین بر اساس این قیاسها می توان گفت که تاج این سرگچی بیشتر با تاج نوع اول(1a) خسرو دوم همخوانی دارد. حال پس از مشخص شدن هویت این سرگچی، دو پرسش اساسی دیگر نیز مطرح است . اول اینکه آیا این سر در دوره ساسانی ساخته شده و دوم اینکه کاربرد احتمالی آن چه بوده است.

Tage -khosro -p4

به نظر می رسد صرف وجود تاجی از گونه تاجهای ساسانی ضرورتا ثابت نمی کند که این نمونه در کارگاهی از دوره ساسانی ساخته شده باشد، زیرا از نظر سبک شناختی این سر به سبک نقوش و پیکره های سده های نخستین اسلامی ساخته شده که نمونه های مشابه آن از چال ترخان، نظام آباد و خربت المفجر در اردن(14) پیدا شده است. برای مثال، گذشته از نوع تاج، سیمای این شخصیت نیز از بسیاری جهات به ویژه ترکیب بندی جزئیات صورت و حالت آن شبیه شاه با تاج خسرو دوم روی پلاکهای گچی کشف شده از قصر اصلی چال ترخان است که شخصیتی را سوار بر اسب در حال حمله به گراز نشان می دهد(15).(تصویر 4)

در هردو نمونه ابروان کمانی و برجسته، بینی کوتاه و پهن و گوشها پهن و متمایل به جلوست. همچنین در هر دو نقش دهان کوچک است و گوشه های آن با سوراخهایی در دو طرف نشان داده شده که ویژگی پیکره های اوایل اسلام است. آرایش ریش نیز در هر دو نمونه با خطوط ساده ای به صورت عمودی نشان داده شده است. یک رشته دیگر از پلاکهای چال ترخان، بهرام گور و آزاده را سوار بر شتر نشان می دهد(16)(تصویر 5) ، که از نظر سبک شبیه این سرگچی است؛ به طوری که چشمان هر دو بادامی است و مردمک آن با سوراخی در مرکز چشم نشان داده شده. همچنین در هر دو نمونه گودی چانه شبیه هم و بینی هردو کوتاه و پهن است و گوشه های دهان با دو سوراخ نشان داده شده که این ویژگی در یکی از سرهای گچی کشف شده از قصر اصلی چال ترخان نیز دیده می شود که کلاهخودی بر سر دارد. (17)

Tage -khosro -p5

همین ویژگیها در یکی از سرهای سنگی کشف شده از خربت المفجر نیز دیده می شود(تصویر 6).(18)

این سر سنگ نیز چشمانی بادامی دارد که پلکهای آن با خطوط ترسیم و مردمک آن با سوراخی در مرکز چشم نشان داده شده است. در هر دونمونه بینی کوتاه و پهن و دهان کمی باز است و گوشه های آن با دو سوراخ نشان داده شده است ؛ ابروان نیز برجسته و گوشها پهن و متمایل به جلوست.

Tage -khosro -p6

درمیان گچ بری های منسوب به نظام آباد نیز دو سرگچی مشاهده می شود که جزئیات و ترکیب بندی صورت و همچنین اسلوب و فن ساخت آنها شبیه سرگچی مورد بحث است (تصویر7).(19)

Tage -khosro -p7

با توجه به اینکه امروزه تاریخ اواخر سده هفتم و اوایل سده هشتم میلادی برای گچبریهای چال ترخان(20)، نظام آباد(21) و خربت المفجر (22) پذیرفته شده، پیشنهاد می شود که زمان ساخت این سرگچی را نیز اواخر سده هفتم و اوایل سده هشتم م بدانیم .

هرچند تاج این سرگچی شبیه تاج خسرو دوم است، منظور سازنده این نبوده که خسرو دوم را دهد ، بلکه احتمالا قصد وی نشان دادن حالت آرمانی به حامل تاج بوده است .

مثالهای فراوانی نشان می دهد که بعد از دوره ساسانیان و خارج از کارگاههای آنان از تاج و نقش شاهان ساسانی استفاده بسیاری از سکه ها، به ویژه سکه های خسرو دوم، تا مدتها بعد از برافتادن دولت ساسانی تقلید می شده.(23) در شرق نیز تاج امیران بخارا درست همان تاج بهرام پنجم است که سکه های او در نتیجه جنگ با هپتالیها در این ناحیه رواج داشته است.

 برخی از محققان این سرگچی را نیم تنه معرفی کرده و کاربرد آن را مانند نیم تنه های کیش و پایکولی در آراستن بناها دانسته اند(25) دلایل روشنی وجود دارد که نشان می دهد این سر نیم تنه نبوده بلکه، همان طور که ملاحظه می شود، در دو طرف صورت و اطراف تاج قسمتهای اضافی وجود دارد که نشان می دهد بخشی از یک پلاک بوده است . دلیل دیگر اندازه 12.7 سانتی متری این سرگچی است که با اندازه سرهای نقش شده بر پلاکهای چال ترخان که 12.7 سانتی متر است همخوانی دارد. بنابراین ، این سرگچی احتمالا بخشی از یک پلاک گچی بوده که روی آن سوارکاری نقش شده است.

پی نوشت ها:

1-شاید خانه اربابی حاجی آباد تنها محوطه ای باشد که گچبریهای آن به صورت نسبتا کاملی بررسی شده و گزارش کاملی از آنها به چاپ رسیده است.

هرچند گچبریهای کشف شده از قصرهای چال ترخان را سالها پس از کاوش خانم تامسن بررسی کرده ، متاسفانه کاوشگر بنا کمترین اطلاعاتی از این گچبریها به دست نداده است. در برخی محوطه های دیگر مانند خانه اشرافی دامغان، مجموعه تخت سلیمان و کلیسای خارک فقط به وجود نقوش گچی اشاره و به آوردن چند تصویر از برخی گچبریها بسنده شده و تزیینات گچی محوطه های دیگر مانند خانه اشرافی ترنگ تپه و ساختمان کشف شده از شوش معرفی نشده است.

2-البته در طول تاریخ استفاده از تزیینات گچی در ایران غیر از فن قالبگیری ، از فنون کنده کاری و ترکیبی نیز استفاده شده، ولی همواره ساخت پلاکهای گچی مهمترین نقش را داشته است

3-متاسفانه محل دقیق این محوطه هنوز شناسایی نشده و با بررسی گزارشها نمی توان اطلاعات موثقی در مورد موقعیت جغرافیایی آن به دست آورد، فقط در سال 1924م دومنکم اظهار کرد که چهار قطعه گچبری از نظام آباد پیدا کرده و به موزه لوور انتقال داده است . وی هیچ اشاره ای به محل دقیق نظام آباد نکرده است. پس از آن ، در سال 1927 م هرتسفلد چند قطعه گچبری را معرفی کرده که بعدها به گچبریهای نظام آباد معروف شده اند؛ وی ضمن توصیف این قطعات اشاره کرده که این گچبریها را حفاران غیرمجاز از حوالی نظام آباد ورامین پیدا کرده اند. مکان یابی دقیق نظام آباد را باید از جای دیگر دانست. پزار و بندوکس در گزارشهایشان از تپه میل، از محلی به نام ناظم آباد یاد می کنند. بر اساس این اطلاعات ، نخستین بار واندنبرگ نتیجه گرفته که ناظم آباد همان نظام آباد هرتسفلد است .

نگارنده این مقاله ضمن بررسی این منطقه موفق به شناسایی مکانی به نام نظام آباد نشد. شاید منظور آنها از این محوطه همان محوطه معروف چال ترخان باشد که در حد فاصل روستای نظرآباد و عشق آباد قرار گرفته است . در آرشیو هرتسفلد از تپه A چال ترخان عکسی وجود دارد که در زیرنویس آن نظام آباد نوشته شده؛ بنابراین می توان گفت چال ترخان و نظام آباد هردویک محوطه اند اما با دو نام متفاوت، علاوه بر تصویر ارائه شده آنچه این نظریه را تقویت می کند شباهت نام نظام آباد با نظرآباد و همجواری محوطه مذکور در حوالی روستای نظرآباد است . به نظر می رسد منظور آنها از این محوطه، همان روستای نظر آباد باشد که در حد فاصل چال ترخان و عشق آباد قرار گرفته است.

4-محوطه تاریخی چال ترخان در 20کیلومتری جنوب غربی ری و 4کیلومتری روستایی به همین نام قرار دارد. نزدیکترین روستا به این محوطه، عشق آباد، در 2کیلومتری شرق آن واقع شده است. کاوشهای باستان شناختی این محوطه در سال 1936 م به سرپرستی اشمیت انجام و به شناسایی بقایایی از یک دژ (A) و دو قصر به نامهای قصر اصلی(C) و قصر فرعی (B) منجر شد. از داخل این قصرها، قطعات زیادی از تزیینات گچی به دست آمده که در سال 1976 تامسن آنها را بررسی کرد. اگرچه کاوشگر، این بناها را شکارگاه سلطنتی از زمان بهرام پنجم می داند ، امروزه زمان ساخت بناهای چال ترخان را اواخر سده هفتم و اوایل سده هشتم م می دانند .

5-Kroger , 1982, pp,148-189

6-Debvoise , 1930.

7-Pope, 1938-39, p,642,pl,178B,Erdmann, 1943, p, 79.

گیرشمن ،1370،ص 186، تصویر 228 الف .

8-Kroger , 1982 , pp, 206-7 , 1993,p, 112 , fig , 45.

9-Debvoise , 1930 , Kroger  , 1982 , p , 112 , Erdmann , 1943 , p79 , Pope , 1938-39 , p , 642 , pl , 178B.

10-Ackerman  , 1938-39 , p , 785 , p , 785 , pl , 225 , fig.B.

برخی زمان دقیق این مهر را 504-499 م دانشته و علت نگاه آن را به سمت چپ، که برخلاف نقش او روی سکه هاست ، قیام مزدک می دانند .

11-Herzfeld  , 1924 , Vol, I , p , 76.

12-Walburg , 1993, pp.171-3 , Abb.2-6.

13-Thompson  , 1976 , p.10 , pl.II , fige. 1-2.

14-Hamilton  , 1959.

15-Thompson 1976.

16-Ibid , pp. 18-23 , pl. 11 , figs. 3-4.

17-Ibid , pp . 38-42 , pl . VII , fig . 2.

18-Hamilton , 1959 , pp. 154-5 , pl , XXII , fig.1.

19-Kroger , 1982 , pp. 162-3 , Taf , 68 , 4-5.

20-Thompson  , 1976 , p. 7 , 17 , Kroger , 1993 , p .103.

21-Kroger  , 1993 , p , 63.

22-Hamilton , 1959 , p , 343.

23-سلوود ، 1373، ص 430.

24-Walker , 1967 , pp , XXVI , XXXVII.

25-شفرد، 1377، ص 608.

 

کتابنامه :

سلوود ، دیوید، 1373، « سکه های ساسانی » در تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان، گردآورنده  احسان یارشاطر، ترجمه حسن انوشه، تهران، انتشارات امیرکبیر، چ2، ج3، قسمت اول، ص447-429.

شفرد،دروتی، 1377،« هنر ساسانی» ، در تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان ، گردآورنده احسان یارشاطر، ترجمه حسن انوشه، تهران، انتشارات امیرکبیر، ج3، قسمت دوم، ص 625-553.

گیرشمن ، رمان، 1370، هنر ایران در دوران پارت و ساسانی، ترجمه بهرام فره وشی ، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چ2.

 

بررسی و نوشته: یوسف مرادی

مجله باستان شناسی و تاریخ -سال هجدهم -شماره دوم -تابستان 83
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید