Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1783

سفرنامه ی دیرگچین، مادر کاروانسراهای ایران

های هوی ساربانان در سراب (مقالات گذشته- آذر88)

 در خبرها آمده بود «پروژه ملی» مرمت و ساماندهی دیرگچین؛مادر کاروانسراهای ایران که پیش از این زیر نظر سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری کشور اجرایی می شد،به دنبال طرح تمرکز زدایی این سازمان به اداره میراث قم واگذار شد. رییس وقت اداره میراث فرهنگی و گردشگری استان قم به خبرگزاری ها گفته بود؛به طور رسمی کاروانسرای دیرگچین که پیش از این زیر نظر سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور قرار داشت به اداره میراث قم واگذار شده است. وی در آن زمان اعتبارات سال گذشته این کاروانسرا را در حدود 50میلیون تومان عنوان کرده بود. معلوم نیست که با پنجاه میلیون تومان یک کاروانسرای 1800ساله را می شود احیا کرد یا نه اما معلوم هست که هرچه باشد خوب است!هرچه باشد مفهومش این است که این کاروانسرا در کانون توجه قرار گرفته است. تا این جا همه چیز خوب به نظر می رسد. آخرین نقل قول ها از مقام مسوول به تاریخ یازدهم مهرماه هشتادو هشت مربوط می شود. این است که ما هم در تحریریه «سفر» شال و کلاه می کنیم برویم ببینیم مادر کاروانسراهای ایران در عزلت کویری خود در دیرگچین چه می کند؟ حرف و حدیث ها پیرامون این مکان تاریخی زیاد است. باید رفت و دید. برای اطلاع مسوولان لازم به گفتن است که بسیاری از مردم بدون توجه به جریان های رسانه ای با دیرگچین آشنا هستند. اکثر علاقمندان نجوم گردش کائنات را در دیرگچین رصد می کنند. خیلی ها از جمله جوانان حتی آن هایی که سال های عمرشان به بیست هم نمی رسد این مادر 1800ساله را دوست دارند.

Deire -gachin -1

سه شنبه بیست و یکم مهرماه 1388 همراه با سحر حاتمی و علی رنجبران به طرف دیرگچین راه افتادیم. سحر در مجارستان دندانپزشکی می خواند و برای تعطیلات در تهران است. به کویر خیلی علاقمند است و با توجه به آن که دوره های خاصی را گذرانده گاهی هم، وقتی در ایران است، تورهای ویژه ای با برنامه بازدید از مناطق کویری برگزار می کند. علی عکاس است. این اولین سفرما با علی است. هنوز نمی دانم عکس هایش چه از کار در خواهد آمد اما با توجه به آن چه از کارهایش دیده ام خیالم آسوده است که عکس های بدی نخواهد گرفت.

در جاده قدیم قم به سمت جنوب در منطقه حسن آباد از میدانگاهی،راه را به سمت شمال برمی گردیم و پس از طی مسافت کوتاهی تابلو راهنما «چرم شهر» و «ورامین» را نشان می دهد. گردش به راست! و بعد کم کم فضای بیابانی خودش را نشان می دهد.

 Deire -gachin -2

جاده آسفالت نوساز و بسیار سالم است. بدون دست انداز!خط کشی شده!دو طرف جاده چشم اندازهای بیابانی در یک بعد از ظهر پاییزی برای ما که از فضای خفه و بسته تهران تازه دور شده ایم دلگشا و زیباست.

سحر اطلاعات نسبتا خوبی درباره دیرگچین دارد: کاروانسرای دیرگچین با توجه به مطالعاتی که پیش از این، دو باستانشناس فرانسوی و ایرانی به نام های کلایس و دکتر کیانی درباره کاروانسراهای ایران انجام دادند و حاصل آن کتاب کاروانسراهای ایران است،به دلیل وسعت 12هزار متر مربعی و کامل بودن بخش های مختلفی چون مسجد،حمام، شترخان، آسیاب و چهار ایوان عظیم، مادر کاروانسراهای ایران نام گرفت. این محل تا قبل از ثبت در فهرست میراث فرهنگی به آغل چارپایان تبدیل شده بود و کمتر کسی برای رسیدگی به این بنای نفیس پیش قدم می شد. اما همزمان با زمزمه های احداث جاده قم - گرمسار که بر اساس نقشه از کنار این کاروانسرا گذر می کرد به یکباره نگاه حفاظتی و حمایتی از مادر کاروانسراهای ایران شکل دیگری به خود گرفت .

Deire -gachin -3

دیوارهای قدیمی و گلی اطراف جاده به گذشته های دور راه می برد. دیوارهایی طویل،پیرامون زمینی خشک و بیابانی!شاید زمانی باغ پر طراوتی بوده است. شاید جوش و خروش زندگی در آن جاری بوده است. در بعضی از این چار دیواری ها درخت هایی هم دیده می شود. کارخانه ها و تاسیساتی هم در طول راه به چشم می خورند. در زمان، در سکوت و وقار بیابانی؛ جاده هموار را طی می کنیم. نرمه باد نسبتا گرمی با صدایی یک نواخت از پنجره های ماشین به داخل می وزد.

این جا کجاست...؟

از سحر پرسیدم اینجا کجاست؟ بنای منحصر بفردی که تا آن موقع نظیرش را فقط در عکس ها یا فیلم ها دیده بودم در چشم انداز مسیر پدیدار شده بود. توقف کردیم. پس از مطالعه تابلو نوشته کوچکی دانستیم که مقبره یکی از خواهران حضرت معصومه است . هیچ زائری دیده نمی شد. بنای مقبره کاهگلین و واقعا منحصر بفرد است. سکوت کویری و بنایی مینیاتوری که با کاهگل اندود شده است. انگار قرن ها این سکوت ادامه داشته است و هیچ رهگذری عبور نکرده است. امام زاده ها در ایران وضعیت و مکنت خوبی دارند. موقوفات و نذورات باعث رونق آنان بوده است. اما این امام زاده استثنا می نمود.

گشتی در صحن و رواق امام زاده می زنیم. ضریح چوبی و پارچه های الوان و سبز و چراغ لاله و قندیل و بوی اماکن مذهبی!در محوطه قبرهای پراکنده از زمان های گذشته و تعدادی هم قبر تازه در گذشته ای که سنگ نوشته ها نشان می داد افغانی هستند. بنا ظاهرا به دوران سلجوقیان مربوط است. کارشناسان نظر بدهند. گلدسته های فلزی زرد فسفری و بنجل و جیغ جیغی سردر و موزائیک کاری راهروی ورودی مثل پنجه شیطان بر چهره معصومانه امام زاده زخم زده است!گذشتیم . این نیز بگذرد...!

 Deire -gachin -4

مسیر را پی گرفتیم. جاده و بیابان. تابلوی راهنمای کاروان سرای دیرگچین در نزدیکی چرم شهر سر یک سه راهی دیده شد. کمی جلوتر کارگران راه سازی با ماشین ها و ادوات راهسازی مشغول کار بودند. ساعت یک و نیم بعد از ظهر بود. در چرم شهر ناهار خوردیم و آب و ملزومات تهیه کردیم. کارگران راه سازی گفته بودند در راه دیر گچین هیچ آبادی وجود ندارد.

جاده در حال احداث قم - گرمسار از کنار ما تا افق امتداد یافته بود. شنیده بودیم که این جاده از نزدیکی های دیرگچین می گذرد این کمک خوبی به نظر می رسید. بعد از طی مسافتی نسبتا طولانی،تابلوی راهنما به کمک ما آمد: کاروانسرای دیر گچین. از جاده در حال ساخت خارج شدیم. هدایت تابلو ما را از جاده خارج کرد. از بیراهه ای پرپیچ و خم و ناهموار در موازات جاده در حال ساخت ادامه دادیم. دو طرف جاده برهوت است. این جا کویر است. تا چشم کار می کند بیابان است و بیابان. از مشخصه های اصلی آن بی آبی با پوشش گیاهی ضعیف. درختچه های قدو نیم قد گز که تلی از خاک نیز در اطراف آن ها از بادهای بیابان ایجاد شده است . در چشم انداز،سراب عطشناکی سوسو می زند. سراب ناشی از شعله های داغ آفتاب؛سطح بیابان را شبیه دریا کرده است. رمه های شتر در این شرایط طاقت فرسا بی هیچ المی می چرند و سیر می کنند. مسافران قدیم این مسیرهای خشک و بی آب را چگونه تحمل می کردند، جهان گشایان آن همه تشکیلات و ادوات و امکانات جنگی و نظامی را از این بیابان های خشک و لم یزرع چگونه عبور داده اند، ما با یک خودرو سمند سفید رنگ در راه باریکه ای ناهموار عبور می کنیم. چندسال دیگر که جاده قم - گرمسار راه اندازی شود شرایط کنونی ما غیر قابل فهم خواهد شد. در طول بیراهه، راه های دیگری نیز منشعب می شوند که نمی دانم به کجا می روند اما به قرینه و از روی حس جاده؛ احساس می کنم که ما راه صحیح را می رویم. موقع برگشت اگر به تاریکی بربخوریم حتما این راه های انشعابی برایمان دردسر آفرین خواهند شد. در بیابان گم می شویم. البته باک بنزین شرایط مطمئنی را القا می کند. بالاخره در آن دور دست ها در گوشه ای از افق« ....سواد قلعه ای از دور نمایان شد...». مثل پایان سرگشتگی امیر ارسلان نامدار است! پس از آن همه محنت در بیابان های بی آب و علف ! البته در اینجا؛ در این بیابان خار و گون و درختچه های گز تا دلت بخواهد فراوان است.

 Deire -gachin -5

نزدیک و نزدیک تر می شویم . در دل کویر بنایی عظیم موقر و سنگین از پس قرون و اعصار همچنان پابرجا و استوار در مبارزه ای بی امان زخم خورده و مجروح برما تلخند می زند. دژی مستحکم و عظیم در زیر شلاق بیداد باد و آفتاب ریشه در خاک نهاده و سینه بر آسمان گشوده است.

نخستین چیزی که با تماشای این بنا به نظر می رسد این است که چه شد که آفرینندگان این قلعه - کاروانسرا به جای خاک و خشت که تنها محصول فراوان بیابان است از مصالح گران قیمت دوران ها یعنی آجر و گچ بهره جسته اند... ظاهرش به دژی نظامی می ماند.

 Deire -gachin -6

دیرگچین!نظاره گر همواره ی عبور هزاره و تاریخ چشم بر ساخت و ساز جاده ای دوخته است که بعدها؛ پس از این که آسفالت شد چون اژدهایی سیاه در کنارش خواهد لمید و پلشتی ها و قاذورات خود را بسوی او پرتاب خواهد کرد. اکنون اما؛ در هوای سبک و پاکیزه بیابانی چون پیری موقر و متین در آرامش کویری خود تکیه داده برعصای شمعک های گچمال با ما روبرو می شود...سلام!

از پشت میله های دروازه آهنی باز بلندتر فریاد کشیدم سللللا....ااااااااا....م م م .....!!!!

قفل و زنجیر دروازه را بسته بود. یعنی اینجا محافظت می شود!

هنوز صدای جرس شتران خسته از دوری راه به گوش می رسید. اینجا چقدر باستانی است!چقدر بطول واقعی قدیمی است!اینجا قدیم است!کاروانی تازه از راه رسیده است. با ده ها شتر و انبوه بار و زائر و تاجر؛ همگی خسته اند و گرمازده!سرپناهی می جویند که در آن شبی بخسپند تا رمق شان را بازیابند. مرکب هاشان را تیمار کنند. تن را در گرما به نشاط بخش کاروانسرا به آب زلال برگرفته قنات خزنده در دل کویر بسپارند. قوای تحلیل رفته اشان را با قرص های نان داغ و دیزی های بارگذاشته بر اجاق های روشن بازیابند... شتران به دست مهتران به سوی شترخانه های چهارگانه با بارو بنه های شان هدایت می شوند تا بارهای شان به باراندازها برگرفته شوند. کاروانیان در حجره های متعدد در اطراف صحن می لمند. مؤمنان در گوشه ی سمت راست صحن داخل مسجدی خنک به راز و نیاز مشغولند. اکنون خبری از آن کاروان ها نیست. دیگر صدای های هوی ساربانان و مهتران به گوش نمی رسد.

Deire -gachin -7

دوباره فریاد کشیدم: هاااااااااا ی ی ی ی ی ی ی ی  ....!

پیرمرد تر و فرزی پدیدار شد. پیرمرد بود، شاید!قیافه اش چنان بود که نمی شد سال و ماه را از آن فهمید. نگهبان تاریخ بود. پیرمرد جوانسالی بود.

دیرگچین که بر سر راه قم به ورامین واقع شده است 80کیلومتر با قم فاصله دارد.

بنای این کاروان سرا که به نام های «دیر الجص، قلعه دیر کاج و دیر گچین» نیز مشهور است در دوره ی اردشیر بابکان (از شاهان ساسانی) آغاز شده است. قدمت آن به بیش از 1700سال می رسد. در این عمر طولانی تغییر و تحولات بنیادین را در ساختمان خود از سر گذرانده است چنان که آثار سلجوقیان و به ویژه صفویان و قاجاریان در جای جای آن قابل رویت است.

بنای فعلی عبارت است از تلفیق بنای ساسانی که در دوره ی سلجوقیان تغییر شکل یافته با بنایی که در دوره ی صفویه به شکل کاروان سرایی چهار ایوانه بازسازی شده است. از سوی دیگر باستان شناسان، آثاری چون سفال و آجرهایی به ابعاد 8.36.36، به دست آوردند که مشخص کرد این کاروانسرا در دوره ساسانی دژی دفاعی بوده که بعدها در عصر سلجوقیان با تغییر کاربری به کاروانسرای بین راهی تبدیل شده است. این آجرها را کارشناسان پژوهشکده حفاظت و مرمت آزمایش و ساسانی بودن آن ها محرز شده است. سحر حاتمی مثل راهنمای تور گزارش می دهد. گزارش های او را با یافته های کارشناسان ترکیب می کنم: این کاروانسرا در دوره ساسانی قلعه و دژی با نام « کردشیر» بوده که «کرد» آن گویای نام،کردگار و «شیر» لقب اردشیر بابکان بوده است. مطالعات باستانشناسی و تهیه پلان های متعددی از این بنا نشان داده است که این در دوره ساسانی قلعه بوده، زیرا این کاروانسرا 6برج و بارو داشته که این نحوه معماری به شکل قلعه های 1100سال پیش است.

مسجد فعلی این کاروانسرا که به صورت چهارطاقی ساخته شده نشانه های بسیاری از آتشگاه های چهارطاقی دوره ساسانی دارد که بعدها در دوره های سلجوقی وصفوی تغییر ساختار داده و در میان دیوارهای آن قبله تعبیه شده است. در متون و اسناد تاریخیاز این بنا بسیار نام برده اند از جمله در کتاب «بودلف» متعلق به دوره چهارم و پنجم هجری از این بنا با نام «کردشیر» نام برده شده است. در بخشی از این کتاب آمده است: «نصف هریک از آجرهای این کاخ با یک درهم و دو سوم درهم و 3رطل نان و یک دانگ ادویه و یک بطری شراب انجام شده، هرکس باور ندارد سرخود را به ستون هایش بکوبد.»

همچنین در کتاب «سیر ملوک عجم» نیز آمده است : قومی با هیکل های بزرگ که از بازمانده های قوم عاد بودند نزد «اردشیر» آمدند و اردشیر به خاطر آن ها دستور داد تا این قلعه یا دیر را بنا کنند.

آقای قلعه بیگی یکی از کارشناسان میراث فرهنگی است. او درباره ابهامات موجود درباره نام این دژ یعنی «قصر گچین» یا « دیرالجس» گفته است: « احتمال دارد در اطراف این دژ معادن گچ وجود داشته باشد یا اینکه چون ملات آن گچ است این نام را بر آن نهادند و یا چون ستون های آن از گچ بوده است.» وی تاکید کرده است که : « هنوز دلیل این نامگذاری مشخص نشده است.»

به گفته این باستان شناس در دوره کاوش این دژ تاکنون تنها یک ستون گچی کشف شده که احتمال دارد در دوران ساسانی این بنا ستونهای گچی بیشتری داشته که این ستون ها به مرور زمان و بر اثر عوارض طبیعی و انسانی از بین رفته است. به گفته قلعه بیگی کاوش های باستان شناسان در این قلعه همچنان ادامه دارد. البته ما در آن جا نشانه هایی مبنی بر کاوش های باستان شناسی ندیدیم.

این کاروانسرا در محور شمال شرقی جنوب غربی بنا شده که به نظر کارشناسان این نحوه چرخش برای جلوگیری از وارد آمدن کمترین آسیب به پیکر بنا در اثر بادهای فصلی دشت کویر است.

اسناد و مدارک تاریخی حاکی از آن است که این قلعه ساسانی در دوره های بعدی تغییر کاربری داده و تبدیل به کاروانسرایی چهار ایوانی شده است.

پروژه کاوش و ساماندهی این کاروانسرا، بنا بر روایت مرد جوانی که در محل ملاقات کردیم، در سال 84 با اعتباری در حدود 70میلیون ریال آغاز شد. به گفته ی وی مرمت این بنا شامل شمع کوبی در دیوارهای آسیب دیده و تعمیر پوشش بام و طاق شترخان ها بوده است و به ما هم نشان داد.

از دیرگچین؛آنچه امروز مشهود است بنایی است مربع شکل با مساحت بیش از 12000مترمربع (110متر در 110متر - بنا بر روایت کارشناسان)که در ورودی آن به جنوب باز می شود. کسی که از جنوب قصد دیر را دارد در چشم اندازش چهار برج می بیند. دوتا از برج ها دروازه ی ورودی را دربرگرفته و دوتای دیگر در دو انتهای ضلع جنوبی. در آن سوی در ضلع شمالی دو برج دیگر قرار داشته است. اما اکنون از شش برج نام برده چیزی جزنیم برج های فرسوده و ترک خورده برجای نمانده. برج سمت راست دروازه را با شمعک های چوبین سرپا نگه داشته اند. دوپهلوی دروازه دو تا سکوی حجره مانند دیده می شود که به گفته ی کارشناسان برای عرضه ی محصولات تجاری کاروانیانی که قصد بازگشت داشته اند در نظر گرفته شده بوده است. اما بیش تر به دکانی می ماند جهت عرضه ی مایحتاج ضروری مسافران. در ضمن مغازه های اصلی کاروان سرا در گوشه ی شمال غربی صحن واقع بوده است.

در پشت دروازه ورودی کاروان سرا در سمت راست شترخانه هایی متوسط قرار دارد و در سمت چپ محلی، برای استقرار ماموران و مسئولین دیر پیش بینی شده بوده است. شترخانه ها قسمت اعظم بنا را به خود اختصاص داده اند. هم در ضلع شرقی وهم غربی و هم شمالی کاروان سرا.

شترخانه  سرسرایی است طاق ضربی که دیوارهایی عظیم و ضخیم آن ها را تحمل کرده اند. سه تار از شترخانه ها دارای صدمتر طول و 5.6متر عرض هستند. در کف هر شترخانه چاه و آب روهایی جهت دستیابی به آب کاریز که از زیر دیر عبور می کرده تعبیه شده بوده است تا امکان آب رسانی به تعداد کثیر شتران میسر شود. شترخانه ها دارای باراندازهای متعددی است دو منظوره؛ اولا جهت بارگذاری و بارگیری . ثانیا جهت استراحت مسافران بی بضاعت و مال باخته.

در گوشه ی جنوب شرقی کاروان سرا مسجدی به مساحت تقریبی 300متر مربع قرار دارد دارای طرحی مربع شکل و ستون های ضخیم و عظیم. منبع تامین نور آن دریچه های کوچکی است در سقف مسجد به طوری که در ابتدای ورود به مسجد به سختی می توان اطراف را تشخیص داد منافذ کوچک و دیوارهای ضخیم دلیل اصلی دمای متعادل آن در تابستان وزمستان است. البته قابل ذکر است که بنا بر گفته کارشناسان این محل آتشکده ای بوده است که در قرون اولیه اسلامی همزمان با تغییر کاربری دیر به کاروان سرا به مسجد تبدیل شده است. حجره های اصلی کاروان سرا مسلط بر صحن است که هرکدام بیش از 12مترمربع مساحت دارند. در هر چهار ضلع صحن می توان 12 حجره شمرد.

قبل از ورود به حجره ها پاگردی ایوان مانند وجود دارد که اجاقی جهت طبخ غذا در کنار دیوار آن تعبیه شده است که این اجاق ها در فصل های گرم سال و اجاق های داخلی جهت طبخ غذا در فصول سرد سال مورد استفاده ی مسافران قرار می گرفته است .


در شمال شرقی صحن حیاط خلوتی با حجره های متعدد وجود دارد. این محل را شاه نشین می گویندکه گفته می شود جهت استراحت اشراف و حاکمان و متمولین مورد استفاده بوده است. وسط این حیاط حوضی است بازمانده از عصر صفوی که فواره ای در آن تعبیه شده بوده است.

Deire -gachin -8

در گوشه ی جنوب غربی حیاط اصلی سرویس های بهداشتی قرار دارند. نکته جالب این سرویس ها این است که حمام و توالت ها در جوار هم دیگر هستند. حمام این کاروان سرا نشان دهنده یک سامانه ی کامل از حمام های عمومی در دوره های گذشته است: دارای خزینه های آب گرم و سرد و سامانه یدفع فاضلاب و پاشویه ها و آب روهای مناسب است. در ضمن جهت گرم شدن فضای عمومی حمام هوای گرم در مسیر کانال هایی از کف حمام عبور می کرده است و گرمای خود را ازتون حمام می گرفت که در پشت خزینه ی آب گرم واقع شده بود. ورودی تون حمام از پشت بام بوده است. کل سامانه حمام در حال حاضرتقریبا سالم و قابل دیدن است. حوضچه هایی در محل ورودی به حمام - (سربینه)جهت رعایت مسائل شرعی و بهداشتی و آمادگی بدن جهت ورود به مکانی گرم (حمام) یا احیانا سرد(خارج از حمام) تعبیه شده بود. آب مخازن حمام و همچنین توالت ها ازهمان کاریز که قبلا ذکرش رفت تامین می شد.

قبل از ورود به توالت های عمومی فضایی باز وجود دارد که در وسط آن حوضی جهت وضو پیش بینی شده بود. در گوشه ی حیاط هنوز آثار چاه مسلط بر کاریز باقی است. که از آب آن جهت وضو و طهارت بهره مند می شدند. در مجموع شش دستگاه توالت با دیواره های بلند در کنار هم ساخته شده بود. به گفته کارشناسان از طریق لوله های سفالی فاضلاب به خارج از محدوده ی کاروان سرا منتقل می شده است. از چهار گوشه ی حیاط می توان توسط پله های آجرین به پشت بام می آمد. منظره های اطراف کاروان سرا چیزی جز بیابان خشک و بی آب و علف نیست. شاید به علت همین شرایط نامساعد منطقه است چنین منزلگاهی در این جا ساخته شده است . با وجود چنین مکان ششدانگی توان مقابله با طبیعت خشک و بی رحم بیابان برای مسافران به وجود آمده است.

از منظر پشت بام کاروان سرا حیاط وسیع و گسترده به نظر می رسد. این وسعت گویای استقبال گسترده ی مسافران و حجم عظیم آمد و شد آنان به این مکان است. سکوی تعبیه شده در وسط حیاط و صحن اصلی به منظور بارگذاری و بارگیری شتران پیش بینی شده بود. در قسمت غربی حیاط دیواره ای آجرین سر از خاک برآورده است که به گفته ی کارشناسان احتمالا ورودی زیرزمینی است که هنوز به آن دست نیافته اند. در گوشه ی دیگر حیاط انباری از آجرهای بلا استفاده دوره ی ساسانیان وجود دارد که به تازگی به آن دست یافته اند و حدود 800عدد آجر با مشخصات آجرهای ساسانی در آن جسته اند.

دیرگچین، عنوان مادر کاروانسراهای ایران را بر خود دارد و در حاشیه غربی کویر کنار جاده در حال احداث قم به گرمسار قرار گرفته است. این دیر اول دی ماه سال 1382 با شماره 104085 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

بازدید ما تمام نشد. نگرانی از راه بازگشت موجب شد به دیدار خود از دیر گچین خاتمه دهیم . هنگام خداحافظی با نگهبان تاریخ و میراث فرهنگی،بیرون دروازه دیر با شترهای دوکوهان مواجه شدیم! شتر دوکوهان این جا چه می کند؟؟! معلوم می شود زمانه عوض شده است! واقعا پاسخ این پرسش را چه کسی می تواند بدهد که شتر دو کوهان در دیر گچین چه کار می کند؟

 

بررسی و نوشته: محمدرضا عدل

مجله سفر-سال هجدهم - شماره 20- آذر 88
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی

موضوعات مرتبط : قم    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید