تاریخ آخرین ویرایش : سه شنبه،24-11-1396
تعداد بازدید :150

سفرهِ خالي آبخوان‌ها

مامور به کارگر می‌گوید:«چاه را پر کن.» پیرمرد کشاورز رو به مامور:«ما نباید کشاورزی کنیم آقا؟» مامور می‌گوید:«هنگامی که آب نیست نه.» کشاورز می‎گوید:«پس چه کنیم آقا؟» مامور:«نمی‌دانم.»
پاسخ این کشاورز را نه مامور، بلکه باید مسئولین بدهند.
کشاورزان زمین را از آب تهی كرده‌اند، و زمین زیرپای کشاورزان را خالی می‎کند؛ ولی کشاورزان ناچار از کندن چاه شده‌اند؛ با سدسازی انبوه، کشتزارها بی‌آب شده‌اند و اینک کشاورزان هرچه توان در بدن دارند از زمین ناتوان، آب بیرون می‌کشند و برآیندش این که آبخوان‎ها بی‌آب می‌شوند و پدیده فرو-شدِ جلگه‌ها رخ می‌دهد و درختان تا ژرفای زمین ریشه می‌دوانند و آب‌نایافته از تشنگی می‌خشک‌اند.
ما شهری‌ها نیز بهتر از روستاییان نیستیم؛ جنگل‌ها را نابود و بر گور آن‌ها، بوستان ساخته‌ایم و سرخوشانه روی چمن گردش می‌کنیم و با آب آشامیدنی، خودرو می‎شوییم و یادمان می‎رود که در سرزمینی خشک می‎زییم.
اینک دشت‌ها(در استان همدان) نشسته در درون فروچاله‌ها، زانوی غم بغل کرده‌اند و با هراس به دودکش‎های کله‌قندیِ بلندِ نیروگاه حرارتی(که آب‌های زیرزمینی را فروخورده)می‌نگرند؛ برخی می‎گویند«فرونشستِ جلگه‌ها حتى نيروگاه حرارتی کبودرآهنگ را تهديد مى‌کند!» شگفتا که اینک یک نیروگاه، اهمیت‌اش بیش از جانوران و گیاهان و درختان و طبیعت شده است!
باغبان مرا در باغ‌اش گردش می‌دهد؛ درون طبیعت غوغا ولی درون باغبان، آرام است، این از رفتار و گفتارش پیداست؛ جلوی یک درخت می‎ایستد؛ انگار مبادا به پوست خشک‌اش آسیبی برسد، به آرامی دست به تنه درخت می‌کشد، می‌گوید:«نگاه کن آقا این درخت سیب از بی‎آبی مرده.» واژه مرده را چنان به زبان می‌آورد انگار از مرگ فرزندش سخن می‎گوید.
اگر گوش بر زمین بخوابانم، آوای فرو-شدِ جلگه‌ها را تا دوردست‌ترین روستاها خواهم شنید. در روستاها آب‎ها به سوی کشاورزی سرازیر است و در شهرها به سوی صنعت، خانه‌ها و استخرها. مانند هرچیز دیگرمان، آمار یورش به آب در ایران بالاست، آن‎هم در دورانی که می‌رود کیمیا شود.
با گسترش شهرها و صنعتی‌شدن کشور، این تنها آب‎های رویهِ زمین نیستند که به آبخوان‌ها می‎پیوندند بلکه نمک، تراوش‌های‌ آشغال‌ها
(در قلمروهای دپوی زباله)، ترکیبات نفتی، مواد آبکیِ آلوده‎گر صنعتی، زه‌آب کشاورزی و تجاری و خانگی هم به آبخوان‌ها راه یافته‎اند و آب پاکیزه آشامیدنی‌اش را به مواد آلی(شیمایی)آلوده‎اند؛ با این‌همه، همین آب نیم‌آلوده نیز در آستانه ته‌کشیدن است زیرا کشاورزان، یگانه راه نجات زندگی خویش را در برداشت بی‎سامان از این آب‎ها یافته‎اند(بسیار بیشتر از تغذیه یک‌سال آبخوان‎ها؛) که به خشکیدن چاه‌های قدیمی، کاریزها و چشمه‎آب‌ها ‎انجامیده است؛ برداشت از آبخوان‌ها در قلمروهای کشاورزی دهشتناک است، ایران در کنار کشور چین در رده‌های نخست برداشت بی‎اندازه از ذخیره‎گاه‎های زیرزمینی قرار دارد.
گور دشت‌ها
بحران مدیریت، سبب بحران آب شده است. فرو-شدِ تراز جلگه‎ها، گاهی سراسر گستره یک جلگه را در بر می‎گیرد و دشت‌های کهن را دگردیس به «گوردشت» می‌کند:(دشت‌های نابارورِ بی‎آب.)
این پديده، تازگی ندارد و زنگ هشدارش از یک دهه پیش و همزمان با کمبود آب در شهر و روستا پیچیده است. آبخوان‌های لایه‌های زیرزمین، گرچه تنها ۴ درصد از «چرخه آب‌شناختی» را شکل می‌دهد ولی نزدیک به 4 میلیارد از مردمان جهان از آن می‎آشامند. بخشی از آب‌های رویهِ زمین(به سبب نیروی جاذبه)، به لایه‎های زیرزمین راه می‎یابد و به بخش رودخانه‌های کیلومتری زیرخاکی می‎پیوندد. برخی آبخوان‎ها مگر از آب‎های رویهِ زمین، راهی دیگری برای انباشت آب ندارند و برخی دیگر تنها از رودخانه‎های جاری ژرفای زمین مایه می‎گیرند. آبخوان‎ها اسفنج‎های دلسوزی هستند که در دل زمین، آب را برای درختان ریشه‌بلند خود نگه می‎دارند.
کامران دلاوری-کارشناس منابع آب می‌گوید:«نشست دشت‎ها یکی از پیامدهای سدسازی است؛ برای نمونه، با ساخت سد، زمین‎های جنوب‌غربی تهران بی‌آب ماند و کشاورزان به کندن چاه رو کردند؛ بعدها همین رخداد در دیگر شهرها نیز پیش آمده است.»
«با تهی‎شدن لایه‌های زیرین از آب، لایه‎های روییِ فشار آورده و نشست رخ می‎دهد و یک آبخوان نابود می‌شود. با نگاه به برداشت بی‎سامان آب در شهر و روستا و افزوده‌شدن بر فروچاله‌ها، گمان می‎رود که جاده‌ها(با ‌نااستاندارد شدن)زمینه را برای پیشامدهای رانندگی فراهم کنند، برخی لوله‌های نفت و گاز کج شوند و گازرسانی و دکل‌های فشار قوی، ریل‌های راه‌آهن تهران-جنوب، تهران-اهواز، تهران-مشهد و تهران-تبریز و شمال آسیب‌پذیر باشند.»
- پیشینه تاریخی یک آبخوان چگونه است آقای دکتر؟
«شاید هزارسال به درازا بکشد تا یک آبخوان نو شکل بگیرد، نابودی آبخوان‌ها با پیشینه میلیون‎ساله، هشداری بزرگ به تباه‎کنندگان آب است. پیامد برداشت رو به فزونی آب، بی‎گمان، کانونِ گرد-و-خاک‎شدنِ (جلگه‎های مواجه با فرونشست) است.»
مقدمه ایران
دشت‌هایی در خراسان، آذربایجان شرقی و غربی، تهران، کرمان، یزد، اصفهان، همدان، سمنان، البرز، قزوین، مرکزی، اردبیل و گلستان، به سبب بیلان منفی آب‌، به فرو-شد دچار آمده‌اند که برآیند بی‎برنامه‎گی یا برنامه‌‌های نادرست است.
کامران دلاوری:«اینک فرونشستِ بی‎مانندی را در دشت‌های فامنین، کبودرآهنگ و قهاوند و رفسنجان گواه‌ایم و شهر جهرم(استان فارس) در این میان رکورد-دار است.»
«دشت معين‌آباد ورامين در استان تهران
(با شکاف چندکیلومتری زمين)، دشت نظرآباد(استان تهران) و دشت‎هاى اراک، نهاوند، خمين، گلپايگان، نطنز و ابرکوه در آستانه ورود به فروشدن‎اند.»
«در بازنگری به پدیده فرونشست زمین، قلمروهای شهری(به سببِ انباشتگیِ مردمان، خانه‌ها و سازه‌های زندگی)آسيب‎‌پذيرتراند. از رهگذر این پديده، باید چشمداشتِ احتمالیِ ویرانیِ خيابان‎ها، پل‌ها، بزرگراه‎ها، لوله‌های آب و گاز‎، کانال و اگو(لوله‌های زیرزمینی) را داشت.»
«این پدیده بر زیربنای سازه‌ها و نیز سدهای خاکی، ایجاد ترک می‌کند و زیرِ ریل راه‎آهن را خالی می‎سازد و آسمانخراش‌ها را در آستانه ریزش قرار می‌دهد و دستگاه‎های تصفيه شهری را از کار می‎اندازد و بستر را برای سيلاب‌هاى بی‌مانند فراهم می‌آورد. یک میلیون هکتار از جلگه‎های کشور دچار چالش فرو-شد است. پیشرفت و توسعه‎یافتگی آری ولی نه بهای تباهیِ آبخوان‎های یک‎بار مصرف.»
«بی‎آبی و کم‎آبی در تاریخ، تمدن‎های بسیاری را در جلگه‎ها خاک کرده است و اینک کاوشگران هرچه می‎کاوند، مگر استخوان‎های پودر شونده، نشانی از آن‎ها نمی‎یابند.»
-آقای دکتر، 600 جلگه در کشور مگر زیاد است که نزدیک به نیمی از آن‎ها با چالش فرو-شد مواجه است؟ و مگر چقدر آب شیرین داریم که برداشت ناقانونی از آن 3 برابر استاندارد جهانی است؟
«جلگه‎های بارآور کشور کم است. تهران گام‌آرام(تدریجی) در حال فرونشست است؛ سخن نخست و هشدارآمیز را همچنان برداشت بی‌سامان آب می‎زند و نشانگانش را می‌توان در قلمروهای کشاورزی تهران و سراسر کرج دید.»
«در دشت ورامین، دشت ری، دشت تهران و بیشتر از همه دشت شهریار، فرونشست زمین دیده می‎شود. اینک ته‎ماندِ آبی که از دل زمین بیرون کشیده می‎شود سنگین، سخت و شور است که هم زمین ناتوان را از باروری می‎اندازد و از چندیت و چونیت فرآورده‌های کشاورزی می‎کاهد.»
«فرونشست تهران در گستره چندین کيلومترمربعی در حال رخ دادن است و هزینه‌هایش را دیر یا زود به جای می‌گذارد و سامانه‎های آبيارى و چاه‌ها را ویران می‎سازد و خاک‌هاى کشاورزى را نابارور می‌کند.»
«با فرونشست یک دشت‎‌، دولبهِ رویی و زیریِ یک آبخوان به هم می‏چسبد و دیگر لایهِ گشوده‌ای برای انباشت آب زیرزمینی نمی‎ماند. از هم‎اینک می‎توان نشانگان فروننشست زمین را در ترک‌های برخی خانه‌‎های نااستاندارد قلمرو 17(کانون نشست) تهران دید؛ فروشد زمین همچنین قلمروهای۱۸ و ۱۲ تهران را نیز در آسیب‌رس خود دارد.»
بیرون از تهران
برای دشت‌های کبودرآهنگ، هزار چاه ناقانونی همانند هزار درد است. از آب سفره‎خوان‌های کبودرآهنگ به سبب برداشت بی‌سامان، هر سال یک متر کاسته می‎‌شود؛ در این میان، فروچاله نوآباد با ژرفای ۶۰ متر، شگفتی‌ساز شده است.
کامران دلاوری:«ده‌ها فروچاله در جلگه‎های استان همدان به وجود آمده که نشانگان مرگ همیشگی دشت‌ها است؛ همیشگی چون پیدایش دوباره سفره‎خوان‌ها به هزاران سال زمان نیاز دارد البته اگر زمینه‌سازها وجود داشته باشد.» 
«چاه‌های ناقانونی و نیروگاه حرارتی، دشت‌های شهرستان کبودرآهنگ را سوراخ‎سوراخ کرده‌اند. در قلمرو نوآباد کبودرآهنگ بیش از هرجای دیگر همدان، فروچاله‌هایی دیده می‌شود که به سبب ویرانگری دشت‌ها و برداشت بی‌سامان آب‎ پدیدار شده‎اند. شاید پرسیده شود که آیا همه آب‌ها به زمین‎های کشاورزی ریخته می‌شود؟ که باید گفت هم به زمین‌های کشاورزی و هم به سازه‎‌های صنعتی و کارخانه‌ها و نیرو‌گاه‌ها.»
- و نیز به مغاک‎های بی‎تدبیری و ناآگاهی و بی‎دانشی! آیا به میزان فروخوردِ آب، فرآورده‎های کشاورزی تولید شده است؟
«ناچار باید بگویم نه. همیشه استفاده از آب زیاد و بازده کم بوده است. به کنار از برداشت آب، سبب دیگر پدیده‌ فروچاله‌های دشت کبودرآهنگ، ریزش گدازه‌های گرم به سفره‎خوان‌ها و سایش سنگ‌ها است؛ اینک در جهان بر پایه دانش روز، نیروگاه‌ها را به سبب نیاز به آب فراوان در کنار سدها می‎سازند.»
- شما در سخنان خود، گذرا از جلگه‌های چهارمحال بختیاری گفته‌اید.
«آنچه برداشت بی‌سامان آب در جلگه‎های چهارمحال و بختیاری می‌کند، خشکسالی و کاهش بارش‌ها نمی‎کند؛ انگار ناگواری پدیده فرونشست جلگه‎ها آن‌گونه که باید به جانِ دل چشیده نشده است. در این چندسال به سبب دگردیسی اقلیم و تناوب در بارش‎ها، آبخوان‎های چهارمحال و بختیاری نه تنها تغذیه نشده بلکه به سبب برداشت‎های بی‌سامان با کاست زیاد همراه بوده، به گونه‎ای که ذخیره‎گاه‎های موجود در جلگه‏ها را به مرز بحران رسانده است.»
«همه جلگه‎های کشور به سبب دگردیسی اقلیم و نباریدن برف در یک دهه گذشته، نه تنها به بازساخت خود نپرداخته، بلکه ذخیره‎گاه‎هایش از برداشت‌ها، آسیب فراوان دیده است و اینک چندین جلگه به خط قرمز رسیده‌اند به ویژه در شهرکرد، بروجن، فرادنبه، جوانمردی و سفیددشت که با کاست میلیون‌ها مترمکعب آب رو-به-رویند.»
راهکار 
- آقای دکتر از راهکارها هم بگویید.
«راهکاری نیست مگر کاهش روند نابودی جلگه‎ها، برون‎رفت دام‌ها از(جلگه‎های نفس‎به شماره افتاده)، بکارگیری روش‎های آبیاری نو، تغذیه دستیِ آبخوان‌ها، پایان ساخت‎وساز بر روی گسل‌های تهران و زمین‌های سست و جایگزین‎هایی هم مانند کشت گلخانه‎ای و کنترل روان‌آب‎ها با آبخیزداری».
«پرهیز از پرداختن به کشت گونه‎های آب‌بر کشاورزی هنوز همه‌گیر نشده است، شاید الگوهای درستی دیکته شده است ولی کسانی به سبب‌هایی، کمتر پیروی کرده‌اند. پایانِ دادنِ پروانه برای کندن چاه را نیز نباید از دیده دور داشت. برخی ناقانونی از زیرزمین آب می‎کشند و برخی کسان، داشتن پروانه چاه را پروانه‌هايی برای بهره‎برداری بی‎اندازه و پیمانه می‎بینند.»
-کارهای پژوهشی در کشور درباره فرو-شد دشت‎ها انجام گرفته است؟
«پژوهش‎های کاربردی بی‌گمان راهشگا خواهد بود و کشاورزی پایدار و کاهش ساخت سد را در پی خواهد داشت. نکندن چاه‌های ناقانونی، راهکارش کار فرهنگی است نه پرکردن چاه‌ها.»
«آنچه در این سال‎ها از آب‎ آبخوان‎ها رفت دیگر برگشتنی نیست؛ تنها راهکار، پیشگیری از فرونشست بیشتر زمین است وگرنه پس از فرونشست، راهکاری یافت نمی‎شود مگر این که هزاران سال سپری شود. گودال‌ها نیز همان به که به حال خود رها شوند تا بارش‌ها در آن‌ها گرد آید.» 
«آگاهی‎رسانی در این باره که استاندارد جهانی فرونشست زمین در کشورهای جهان ۴ میلیمتر است، تاثیر خوبی خواهد داشت زیرا برابری‌دادن آن با آنچه در ایران رخ می‌دهد، تکان‎دهند است.»
همکاری‌های جهانی 
پژوهشگاه علوم زمین آلمان، در پایش پهنه‌های منابع طبیعی استان هرمزگان و بررسی پدیده‌ها و از میان‌برداشتن چالش‎های استان همکاری خواهد داشت. با حضور زمین‎شناسان آلمانی در این استان، پس از پیمان‌نامه‌ای میان سازمان جنگل‎ها، مراتع و آبخیزداری کشور و پژوهشگاه آلمانی آغاز می‌شود. گام‌های این همکاری در مسیر بهبود کانون‎های بحرانی فرسایش گالی، فرو-شد زمین و گنبدهای نمکی، توازن اکولوژیک اکوسیستم‌ها در استان خواهد بود.
دانشمندان پژوهشگاه علوم زمین آلمان(دکتر اولی وتزل، دکتر مهدی محقق، خانم دکتر الکه وتزل) با همراهی مهندس اکبری(سازمان جنگل‎ها) از جلگه‌های گوناگون استان، بازدیدهایی داشته‎اند.
اولی وتزل، سر- پژوهشگر سازمان پژوهشی علوم زمین آلمان با پافشاری بر پژوهش بی‎مرز می‌گوید:«پدیده‎های طبیعی و دگردیسی چالش‌های محیطی در استان هرمزگان، زمینه‌ساز همکاری برای آینده شده است که نیازمند گام‎های دوسویه ایران و آلمان است.»
«شناخت مکانیسم پیدایش پدیده‎های موجود مانند گالی و فروچاله‎های زمین، مهم‌ترین گام برای رسیدن به راهکار مناسب است که ما با همکاری مدیران و کارشناسان ایرانی، همه کوشش خود را در این راستا به کار خواهیم بست.»
«پژوهشگران جوان بسیاری در ایران برای کارهای پژوهشی پرورش یافته‎اند و این شانس خوبی برای کارهای پژوهشی در قلمرو علوم زمین است. ساخت ایستگاه آبخیزداری در قلمرو «معرف» و «زوجی» استان، به سبب داده‎های اقلیم خشک ایران بسیار ارزشمند است.»
مهدی معتق(استاد دانشگاه هانوفر و پژوهشگر نهاد پژوهشی علوم زمین آلمان) به مفید بودن پژوهش نهاد آلمانی در باره پدیده‎های همانند موجود در استان هرمزگان باور دارد. بهمن اکبری، نماینده سازمان جنگل‎ها، مراتع و آبخیزداری کشور نیز در مورد برنامه کاری نهاد آلمانی گفته است:«با توجه به زمینه‎های همکاری مشترک و گرایش استان، افزون بر کانون‎های بحرانی فرسایش گالی و فرونشست زمین، گنبدهای نمکی و پیامدهایش بر منابع آّب و خاک استان هرمزگان نیز در دستور کار و پایش و بررسی قرار خواهد گرفته است.
ابوالقاسم حسین‎پور معاون آبخیزداری اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان هرمزگان، پافشاریش بر پیروی از قانون اکولوژیک طبیعت و ره‌بانی از پایداری اکوسیستم‎های طبیعی استان است:«دگردیس‎شدن رویکردها، گستره‎نگری و نگاه سیستمی در چارچوب مدیریت قلمروهای آبخیز با همکاری مردم راهگشا خواهد بود؛ که در این راستا همکاری ارگان‎‌ها و نهادهای داخلی و نیز بهره‎گیری از بستر علمی مراکز بزرگ جهانی برای دست‌یابی به مدیریت درست لازم است.»
علی‎درویشی

codex24x

 



نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید