Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،2-5-1396
تعداد بازدید :56

سفر بي‌بازگشت

سخن تیر ماه - سفر بي‌بازگشت معمولاً به رفتن از دنيا و آخرت اطلاق مي‌شود اما مردم ما مدت‌هاست كه شاهد سفر بي‌بازگشت نخبگان در دوران حياتشان هستند.
برگزاري مراسم براي يادبود مرحوم مريم ميرزاخاني، عملي انساني و عاطفي است اما شايد بهتر بود، همان سال 78 كه مريم ميرزاخاني به آمريكا مهاجرت كرد تا هرگز بازنگردد مراسمي با حضور متوليان فرهنگ و دانش و برنامه‌ريزي كشور برگزار مي‌شد تا ببينيم چه طور نخبگان را از دست مي‌دهيم. ببينيم چه طور هوشمندترين و نابغه‌ترين مغزهاي متفكر جوان را، گلچين مي‌كنيم و به المپيادهاي جهاني رياضي و فيزيك و شيمي مي‌فرستيم تا عيارشان در قياس با همه دانش‌آموزان نخبه دنيا محك بخورد و بعد كه بالاترين جوايز را بردند، آنها را تقديم جهان غرب مي‌كنيم تا بروند و حاصل و محصولشان براي آنهايي باشد كه شعار مرگ بر آنها سر مي‌دهيم.
مهاجرت نخبگان به خارج، اتفاق تازه‌اي نيست. به هر حال دانشگاه‌هاي ما توان نگهداري و امكانات رشد آنها را ندارند و اگر هم بمانند ممكن است استعدادشان به هدر رود. آنان كه نخبه‌اند بايد به جايي بروند كه مرزهاي دانش آنجاست. بايد دانش را تا منتهااليه مرزهاي موجود بياموزند و زمينه پژوهش و تحقيق برايشان فراهم باشد. اما موضوع بازنيامدن آنهاست. همه كشورهاي در حال توسعه، نخبگانشان مهاجرت مي‌كنند اما پس از تحصيل و علم‌آموزي، بخش اعظم آنها باز مي‌گردند به سرزمين خودشان تا سطح دانش را در زادگاهشان بالا ببرند. تا گوهر سرزمين مادري‌شان را كه در وجودشان تبلور يافته و با دانش روز جهان صيقل يافته به ميهنشان بازگردانند.
اما سرزمين ما، بر اساس آمارهاي مؤسسات بين‌المللي بيشترين آمار مهاجرت بي‌بازگشت نخبگان را دارد. آنها كه به دلايلي كه بخشي از آن معلوم و بخشي از آن نامعلوم است، وقتي مهاجرت مي‌كنند ديگر قصد بازگشت ندارند.
سرمايه انساني، زيربنايي‌ترين سرمايه بشر است. تا انسان نباشد هيچ شكلي از توسعه شكل نمي‌گيرد. بر اساس آمارهاي صندوق بين‌المللي پول، خروج ايرانيان نخبه از ايران سالانه معادل 150 ميليارد دلار به ايران لطمه مي‌زند. بر اساس همين آمار ايران از نظر فرار مغزها در صدر كشورهاي جهان قرار دارد.
طبق آمار رسمي وزارت علوم هم‌اكنون 4 ميليون و 300 هزار دانشجو در ايران مشغول تحصيل هستند. اين جمعيت شامل طيفي مي‌شوند كه اقليتي كوچك از آنها را دانشجويان نخبه و اكثريتي بزرگ را دانشجويان متعارف و حتي با ضريب هوشي پايين تشكيل مي‌دهند. اين طيف به خاطر شرايط اقتصاد سياسي حاكم بر كشور بوجود آمده است تا گردش مالي دانشگاه‌هاي غيردولتي و آزاد و غيرانتفاعي و خصوصي و ... تأمين شود. طبيعي است كه از ميان بيش از 4 ميليون دانشجوي جذب شده توسط نظام آموزشي، حداكثر چند ده نفر در تعريف نخبه مي‌گنجند كه بنيادي نيز طي ساليان اخير به عنوان بنياد ملي نخبگان تشكيل شده تا از آنها حمايت كند.
با اين حال وقتي اسامي برندگان طلا، نقره و برنز المپيادهاي بين‌المللي دانش‌آموزي و نيز نام نفرات برتر كنكور را، بعد از چند سال در اينترنت جستجو مي‌كنيم اكثريت نزديك به اتفاق آنها در ايران نيستند و به ترتيب در آمريكا، كانادا و اروپا مشغول تحصيل، كار، پژوهش و زندگي‌اند.
طبيعي است كه هيچ‌كس را به خاطر نابغه بودن نمي‌توان ممنوع‌الخروج كرد و مانع پيشرفت مرزهاي دانش در ميان نوع بشر شد. اما دولت ـ به معناي حاكميت ـ موظف است براي بازگرداندن عايدات حاصل از مغزهاي متفكر و نابغه برخاسته از اين ملت به تقويت بنيان‌هاي فرهنگ علمي بپردازد. (مراسم يادبود پنجشنبه كه براي مرحوم ميرزاخاني برگزار شد، براي هر هنرپيشه درجه3 سينما اگر برگزار مي‌شد موج جمعيت در آن به چشم مي‌خورد اما جمعيت كم‌شمار حاضر در آن مراسم نشانه ميزان توجه ما به اصل دانش است.)
مهمترين بخش‌ از فرهنگ علمي، توجه به ماهيت و ذات علم است. اين بي‌توجهي را به آساني در ميان انتخاب رشته‌هاي تحصيلي مي‌توان ديد. برترين رتبه‌هاي كنكور ـ برخلاف مرحوم ميرزاخاني ـ نوعاً علوم محض را بر نمي‌گزينند بلكه رشته‌هاي كاربردي را ترجيح مي‌دهند تا زندگي آينده‌شان بهتر تأمين شود در حالي كه علوم محض، زيربناي همه علوم است. بي‌توجهي به پژوهش، نبود شايسته سالاري و نبود چشم‌اندازي مطمئن براي پژوهش، كار، بالندگي و منزلت اجتماعي از ديگر دلايل سفر بي‌بازگشت نخبگان است.
دولت ـ به معناي حاكميت ـ بايد براي بازگشت نخبگان مهاجر دو كار اساسي را در دستور قرار دهد. اول: تقويت عرق و غرور ملي. دوم: ايجاد چشم‌اندازي روشن از آينده.
اين دو كار در فضايي لبريز از رانت و رابطه و انحصار هرگز اتفاق نخواهد افتاد بلكه با ايجاد فضاي برابر و سالم رقابتي در اقتصاد و موقعيت‌هاي اجتماعي، سياسي و فرهنگي به دست خواهد آمد.
اگر اين دو اتفاق بيفتد، نخبگان مهاجر پس از تجهيز به علوم و فنون روز دنيا، با پاي خود به كشور باز خواهند گشت.
باز نگشتن مرحوم مريم ميرزاخاني و نخبگان مهاجر ديگر، هرگز گناهي براي آنان نيست. گناه ماست كه با ايجاد نابرابري و انحصار و خويشاوندسالاري، در همه امور، فضا را براي شايسته سالاري و شأن و منزلت گرفتن هوش و دانش و نبوغ و 
شايستگي و كرامت انساني تنگ كرده‌ايم.
عليرضا خاني

codex26x

موضوعات مرتبط : سخن ماه    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید