Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1152

سفر - سخن شهریور ماه ۱۳۹۳

از سد قرمز چراغ
از چله کمان تقاطع
پرتاب می شوند
به انبوه سرب و دود،
خیل "سفینه سواران" خشمگین
که رگ های کبود گلوهاشان،
متورم می شود
با هر دشنام
افسار سفینه هاشان نشانه می رود،
باریکه راهی را که به زور ستانده اند
و صف های در هم تنیده شان،
در امتداد راه های پر مخافت بی انتها،
از لابلای کلاف های متقاطع
از زیر بختک مهیب معابر
و از حلقوم تنگ راه و غار،
جاری می شوند،
میان دیوارهای طویل موازی
که سنگواره های سرد و صلب، بر تخت سینه شان سنجاق گشته است.
ارابه های آتش، در کوچه های تنگ، خاموش می شوند
در انتظار یورش دیگر
تسخیر کرده اند
باریکه راه های نفس های کوچه را

             * * * *

سواران عبور می کنند
از میان سفاین خفته، درختان زار
و دیوارهای سترگ پلشت، پوشیده از آهن و سیمان و سنگ
"که دیری نیست از رویای کوه برخاسته"
و قاب های تنگ پنجره ها
"که در حسرت فراخنای افق، در بند دیوار های سرد کسالتند"
و تصویر جعلی آسمان در شیشه های جیوه ای می لرزد
با هر عبور سفینه ای

             * * * *

سواران خسته، درهای بسته به غل و زنجیر خانه را
می گشایند و فرو می روند
میان قوطی تنهایی، جعبه های سکونت
و رصد می کنند
آسمان سربی را
از پشت روزن بیمناک پنجره ها،
در پی رنگ های آبی و سبز

             * * * *

مطبخ، درون "خانه"، عریان نشسته در میان
با بوی سوخته نان
با غرش ماشین های رخت و آب و یخ
و تنوره آتش، انباشته "خانه" را
و از هیاهوی متشنج مطبخ
تا کنج خواب،
"پر از رخت و خرت و پرت"
راهی به جز ملال نیست
شیرهای متصلب حمام، در حسرت گشودن آب،
چکه می کنند
و از آب تا خواب،
فاصله رخوتناکی است تا زندگی، تا مرگ

 

حبیب الله شیبانی - شهریور نود و سه

 

عضو مرتبط : حبیب اله شیبانی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید