تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1068

سيرت تاریخی تهران - قسمت اول

( مقاله اول  ازسومین مقاله   )

پيش گفتار

 نگارنده بمنظور نگارش اين مقاله  از يادداشت ها و مقالاتت مربوط به تهران در سايت هاي مختلف استفاده نموده و با توجه به اينكه اين موضوع  بسيار مفصل از نظر مطلب بود و نمي توانست در يك مقاله تمامي موارد ذكر شود لذا موضوع مقاله  در سه مقاله  به رشته تحرير درمي ايد . شايان ذكر است كه رويدادهاي تاريخي توسط هر نويسنده اي متفاوت است كه اگر مغايرتي برخي مطالب ذكر شده  با دانسته ها دارد فقط به دليل تعدد مدارك است .

در اين مقاله نگرشي كوتاه به سيرتاريخي تهران در گذر زمان ميگردد واميدوارست كه مطالب از نظر كلي مورد قبول خوانندگان قرار گيرد . شايان ذكراست كه در پايان برخي فصول نظر و نكاتی چند كه به نظر نگارنده قابل ذكر است بيان مي شود .

توضيح اينكه در مورد رويدادها و مسائل تاريخي شهر تهران بدليل كثرت سخني گفته نخواهد شد و آن رشته كلام را به صاحب نظران واگذار مي كند .    


تاريخ افسانه اي تهران   

 آتشگاه نخستین قصران در فاصله 30 کیلومتری مرکز تهران رو به روی یکی از ارتفاعات کوه توچال قرار داشت. در فرهنگ آنندراج آمده است  شهر تهران در قمست جنوبی شهر حالیه تهران بنا شده و خانه های پستی داشتند که شبیه به غار ولی به تدریج از طرف شمال توسعه یافت و منازل را بیشتر به سرچشمه قنوات نزدیک کرده اند.

در کتاب تهران عصر ناصری  آمده است: تهران از قرن ششم ه ق یکی از روستاهای ناچیز و کم اهمیت بود و شهر ری که تقریبا" در شش کیلومتری تهران قرار داشت، کانون عظیم تمدن و فرهنگ قدیم این خطه به شمار می رفت. تا این که با هجوم ویرانگر مغول جنگ های داخلی، کشمکش های مذهبی و تفرقه اندازی های فرقه های مذهبی و . . . ری رو به ویرانی نهاد.              

درکتاب  عجایب البلدان  آمده است: تهران قریه ای است معظم و ولایات ری دارای باغات زیاد با اشجار و ثمرات خوب و فراوان وسکنه در خانه های سرداب مانند به سر میبرند، همین که دشمن حمله آورد، به خانه های تحتانی پناه می برند که هر قدر محصور بود نشان امتداد  یابد به سبب کثرت آذوقه که از فرط احتیاط ذخیره کرده اند آسوده اند . . .  و دایما" به سلطان عصر یاغی و با عساکر او در کارزارو زد و خوردند، مالیات خود را به مسکوک نمی پردازند، بلکه در عوض نقود رایج خروس و مرغ می پردازند.

تا حمله مغول، هنوز هم تهران به صورت قریه ای نه چندان معتبر باقی مانده بود و مانند دیگر قراء ری زیرنظر خوارزمشاهیان اداره می شد.  یاقوت حموی سیاح بزرگ عرب هنگام فرار از دست مغولان در سال 617 ه ق از این قریه یاد کرده است.  با سکونت اهالی ری پس از زلزله های متناوب و نیز حمله مغولان، تهران به تدریج از شکل روستا بیرون آمد و به شهرکی تبدیل شد که دارای چهار امامزاده و چند بقعه متبرکه بود. به عنوان اولین امامزاده های تهران باید از امامزاده زید، یحیی، اسماعیل و سید نصر الدین نام برد.  در این دوره کشاورزی و باغداری توسعه پیدا کرد و این امر نظر مهاجمان و ساکنان روستاهای اطراف تهران را به خود جلب کرد. این وضع تا پایان دوره های ترکمانان و اوایل صفویه دوام یافت       

قهوه‌خانه‌ها را به خصوص در شب‌های فرخنده مانند میلادها، به ویژه شب مبعث، آذین می‌بندند و چراغان می‌کنند.  در این شب‌ها مجالس انس برپا می‌شود و تا نیمه‌های شب به شعرخوانی، نقل و نقالی و سخنوری می‌پردازند در بعضی شب‌ها مانند میلاد امیر مؤمنان، مجلس ذکر سماع ترتیب داده می‌شود و قول و غزل می‌خوانند و دست‌افشانی می‌کنند در شب‌های ماه مبارک رمضان ترنا بازی در قهوه‌خانه‌ها انجام می‌شد و بازنده را گاهی به دادن زولبیا بامیه محکوم می‌کردند.

پیشینه تاریخی تهران

 وجه تسمیه  

 درباره اينكه چگونه آن آبادى كوچك و اين شهر بزرگ امروز، نام تهران گرفته نظرات مختلفى ابراز شده است.برخى معتقدند كه طهران در اصل كهران ـ به معناى گرمستان و گرمگاه ـ بوده است. عده‏اى ديگر معتقدند كه وجه تسميه آن بدان علت مى‏باشد كه تيره‏اى از سلسله طاهريان در اين مكان سكونت داشته‏اند.گروه ديگرى در وجه تسميه آن آورده‏اند: ساكنان آن از ترس دشمن، خانه‏هاى خود را در زيرزمين مى‏ساختند و هنگامى كه دشمن به آنها حمله مى‏نمود به خانه‏هاى خود در زيرزمين پناه مى‏بردند. از اين رو آن را «ته ران» مى‏گفتند كه از دو جزء «ته» به معناى زير و كف و «ران» به معناى راننده (از فعل راندن) تشكيل شده است. يعنى كسى كه در زير زمين حركت مى‏كند.قزوينى در آثار بلاد درباره تهران نوشته است:                                                          

تهران يا طهران 

بررسى آثار گذشتگان و متون كهن اسناد تاريخى نشانگر آن است كه تا آغاز عصر مشروطيت واژه تهران با «ط» ـ كه به طاى مؤلف يا عربى مشهور است همزمان با نهضت پيرايش زبان فارسى از حروف غير فارسى، سعى در ترويج نگارش تهران با حرف «ت» و طرد مطلق نوشتن آن با حرف «ط» گرديد و پس از شهريور 1320 در روزنامه‏ها، كتاب‏ها و اسناد و نامه‏هاى دولتى نگارش تهران با «ت» عموميت يافت.

سابقه تاريخى  

تهران اين شهر آباد و زيبا و پايتخت كشور ايران در سابق يكى از آباديهاى قصران بوده است. قصران سرزمين وسيعى از شهر رى تا مازندران را در بر مى‏گرفته و مشتمل بر دو ناحيه بوده است يكى قصران داخل و ديگرى قصران خارج. «قصران داخل» آبادى‏هاى داخل دره‏هاى متفرع از سلسله كوه دماوند و توچال تا نور و لاريجان مازندران و «قصران خارج» آبادى‏هاى واقع در جنوب اين سلسله كوه تا شهر بزرگ رى را فرا مى‏گرفته است. تهران كه اكنون بدين پايه از وسعت و شهرت رسيده است، در ازمنه پيشين يكى از ده‏هاى كم اهميت قصران خارج بوده است.   اطلاق نام «قصران» بر اين ناحيه كوهستانى نخستين بار در منابع مورد استفاده دراحوال محمد بن ابان قصرانى معاصر با هارون الرشيد و مأمون آمده است.

گويا ظاهرا مى‏توان تعريف «كوهسران» يا «كوهساران» را به «قصران»مربوط به زمان محمد مهدى پسر منصور دوانيقى پنداشت. زيرا وى بود كه دستور داد تا «رى زيرين» را پى افكنند و «رى» را نيز از سال 149 ه .ق «محمديه»بخوانند.نام «طهران» نخستين بار بصورت نسبت «طهرانى» در احوال محمد بن حماد طهرانى متوفى به سال 261 ـ 271 ه .ق در منابع ذكر شده است.                                                                                              

پس از زمان شاه سليمان صفوى «طهران» بتدريج توسعه و عظمت پيدا مى‏كند وبه پايتختى برگزيده مى‏شود و نامش نام«قصران خارج» را تحت الشعاع قرار مى‏دهد و اما نام «قصران» در «قصران خارج» همچنان تا حال بر زبانها سارى و جارى است.

رویدادها و حوادث تاریخی در ادوار مختلف

پيش از اسلام   

قدمت پاره‏اى از نواحى قصران با قدمت رى و تاريخ نژاد آريا همراه است و عمر سفال‏هاى به دست آمده از پهنه رى و قصران ميان سه هزار سال تا شش هزار سال پيش است.در حفاريى كه در دامنه جنوبى كوه چشمه على در سال 1935 ميلادى به كوشش هيئت آمريكايى صورت گرفت، ظروف سفالين و نقش‏هايى متعلق به حدود 6 هزار تا چهار سال قبل كشف گرديد. همچنين ظروف به دست آمده در مناطق شميران و روستاى آهار از آبادى‏هاى رودبار قصران داخل كه حدود 3 هزار قدمت دارد بازگو كننده اين حقيقت است كه جنب و جوش زندگى و فعاليت در پهنه قصران پيشينه‏اى ديرينه دارد.

دوره مادها     

مردم ماد پيش از آغاز استقلال مدتها تحت نفوذ دولت آشور، بودند.سرزمين ماد از دو قسمت تشكيل مى‏شد يكى ماد بزرگ و ديگرى ماد كوچك. مطابق برخى شواهد سرزمين قصران داخل و خارج جزء ماد بزرگ به شمار مى‏رفت.با روى كار آمدن دولت ماد كه با انقراض دولت آشور توسط هووخشتر، پادشاه ماد به وقوع پيوست، سرزمين قصران از اهميت و اعتبار خاصى برخوردار شد چون بيشتر پهنه قصران به رى و قسمتى از آن نيز به دماوند متعلق بوده است و اين دو مكان در عهد باستان دو مركز مهم دينى زرتشتى بوده است.دماوند و شهررى نيز از روزگار باستان مركز حكومت دينى مصمغان (بزرگتر مغان)بوده‏اند. شهررى را در اين زمين مركز حكومت دينى و پايگاه بزرگ مغان و زرتشتيان دانسته‏اند و در آنجا نوعى حكومت دينى وسيله موبدان داير بوده است.

دوره هخامنشيان  

كورش بزرگ پس از غلبه بر آستياك و تسخير همدان در سال 550 ق.م سرزمين ماد را به تصرف خود درآورد و حكومت آن را به فرزندش واگذار كرد.انقراض دولت ماد بر مغان و مردم ماد سخت گران آمد. از اين روى مى‏كوشيدند تا فرصتى به دست آورند تا پادشاهى را از پارسيان باز ستانند و دوباره پادشاهى را از آن خود كنند. قيام گئومات مغ و طغيان فرورتيش مادى نيز با اين انگيزه آغاز گشته و واقعه اين دو تن در تاريخ پادشاهى داريوش هخامنشى بسيار معروف است.هنگامى كه كمبوجيه سرگرم فتوحاتى در مصر بود، مغ گئومات مردم را فريب داد كه من «بردى» پسر كورش و برادر كمبوجيه هستم.پس از آن تمام مردم بر كمبوجيه بشوريدند و پارس و ماد و ديگر ايالات با او همراه شدند و او شاه شد.داريوش مى‏گويد كه پس از آن من از اهورمزدا يارى طلبيدم و با كمى از مردم، گئومات را با كسانى كه سردسته همراهان او بودند در ماد كشتم و پادشاهى را از او باز ستاندم.همچنين زمانى كه داريوش پس از فتح بابل به سوى ماد برمى‏گشت، «فرورتيش» خود را شاه ماد خواند و با سپاهيان خود به سوى داريوش آمد تا جنگ كند، ولى در اين جنگ شكست خورد و به طرف رى فرار كرد.

دوره سلوكيان  

اسكندر در تعقيب داريوش از راه همدان به رى رسيد و مدت پنج روز در آنجا ماند و به سپاهيان خويش استراحت داد.وى در رى و ماد براى جلوگيرى از تهاجم مردمان شمالى، قلعه‏هايى ساخت و مى‏توان احتمال داد كه قدمت پاره‏اى از دژهاى قصران مربوط به همان زمان است. اسكندر در امور مردم اختلالى عظيم پديد آورد، اوستا را سوزاند، و آتشكده‏ها را خراب كرد.در زمان سلوكيان، رى بر اثر زلزله‏اى شديد سخت ويران شد. سلوكوس اول، معروف به «نيكاتر»، از نو آنجا را ساخت و به ياد موطن خود «اورپس» در مقدونيه، به رى اورپس يا اروپا نام‏گذارى كرد و از آن پس تا پايان عهد سلوكى پهنه رى، اورپا يا اورپس خوانده مى‏شد.مى‏توان احتمال داد آبادى‏هاى قصران بى‏گمان از آسيب اين زلزله و همچنين از توجه سلوكوس به اين ناحيه بى‏نصيب نبوده است.سلوكيان در پهنه رى و پاره‏اى از شهرهاى ديگر، جمعى از مقدونيان را جهت ترويج يونانى‏گرى به اين نواحى اعزام داشتند.

دوره اشكانيان     

رى و قصران در زمان پادشاهى اشكانيان اهميت مخصوصى پيدا كردند و اين خطه به پايتختى برگزيده شد. ذكر رى در روزگار اين سلسله از زمان پادشاهى تيرداد اشك دوم به ميان مى‏آيد، «نيلسون دوبو» در كتاب تاريخ سياسى پارت بيان مى‏دارد كه: «تيرداد و يا سلطان جانشين او شهر رگا (رى) را تجديد بنا كردند».تيرداد در حدود سنه 211 ق.م پس از 37 سال پادشاهى درگذشت. در آغاز سلطنت اشكانيان، پهنه رى ميان سلوكى‏ها و شاهان اشكانى دست به دست مى‏گشت، تا آنكه فرهاد اول، اشك پنجم آنجا را رسما به تصرف درآورد و تا پايان عهد آن خاندان همچنان در تصرف آنان بود و سمت پايتختى داشت.

دوره اسلامى   

مطابق نقل طبرى، نعيم بن مقرن در سال 22 ه .ق قصران و رى را بدون جنگ فتح كرد. مرزبانى رى را در آن عصر سپهبدى از خاندان بزرگ مهران موسوم به سياوخش بن مهران بن بهرام چوبين داشت و جهت مقابله سپاهيانى از نواحى اطراف فراهم آورد.سردار عرب به كمك زينبى (پسر فرخان كه در سابق از سپاهيان سياوخش بود) بر سياوخش پيروز آمد و رازيان همانند ذميان جزيه و خراج مى‏پرداختند.   در زمان حكومت حضرت على عليه‏السلام، يزيد بن قيس الارحبى كارگزار رى، همدان و اصفهان گرديد و نيز ربيع به خثيم ابوزيد اسدى معروف به خواجه ربيع در زمان آن حضرت چندى رياست لشكر عرب را در رى و عراق داشت . در زمان معاويه حكومت خراسان و رى تا سال 51 ه .ق به زياد به ابيه و از آن پس به پسر او عبيدالله بن زياد واگذار شد.عبيدالله بن زياد در آغاز خلافت يزيد بن معاويه، عمر بن سعد و شمر بن ذى‏الجوشن را به وعده حكومت رى فريب داد تا به جنگ حضرت امام حسين عليه‏السلامبه كربلا رفتنددر سال 64 ه .ق پس از مرگ يزيد، مردم رى شورشى بپا كردند كه عتاب بن ورقا از سوى عامر بن مسعود امير كوفه مأمور دفع آن گرديد.

نكته:
در خاتمه مقاله سوم نگارنده مطالبي را از نظر نتيجه گيري و جمع بندي به رشته تحرير در خواهد آورد .

 

ادامه در مقاله دوم

بيژن علي ابادي

استان مرتبط : تهران  
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید