تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :4893

حسین سلطان زاده
شاید در طول دوران معاصر، هیچ‌گاه به اندازه امروز درباره چگونگی انتخاب یا ارزیابی مفاهیم و سبك‌های معماری یا طراحی شهری بین متخصصان و اندیشه‌ورزان تفاوت نظر وجود نداشته است. در شرایطی كه در جهان معاصر به‌ویژه اروپا بیش از دو قرن است كه آموزش آكادمیك و مجادلات نظری درباره معماری برقرار است و در بسیاری از مراكز آموزشی و حرفه‌ای هم‌زمان به دو زمینه نظری و اجرایی برای توسعه دانش و حرفه معماری توجه می‌شود و از آن مهم‌تر تلاش می‌شود از طریق همكاری‌های میان رشته‌ای میان معماری و سایر دانش‌ها و هنرها مانند فلسفه،‌ علوم اجتماعی و علوم كامپیوتر و تكنولوژی‌‌های ارتباطی و اطلاعاتی نوعی تعامل علمی و نظری به‌وجود آید، متأسفانه هنوز در ایران سرمایه‌گذاری‌های لازم برای توسعه‌ دانش و حرفه معماری صورت نمی‌گیرد

بسیاری از دانشگاه‌ها و دانشكده‌ها به مراكز ساده آموزشی تبدیل شده‌اند كه حتی در بالاترین سطوح نیز فعالیت‌های پژوهشی كافی و شایسته‌ای صورت نمی‌دهند. طبیعی است در این شرایط در برابر تحولاتی كه در حوزه معماری در خارج از ایران و به‌ویژه در كشورهای پیشرفته به‌وقوع می‌پیوندد، تنها اقدام ممكن، نفع یا تبعیت مطلق باشد. البته این شیوه برخورد و ارتباط منحصر به امروز نیست بلكه پیشینه آن كمابیش به آغاز این قرن و پیش از آن یعنی وقتی كه فرنگی مآبی در معماری ایران شروع شد، برمی‌گردد.

موقعیت جغرافیایی و استراتژیك و هم‌چنین منابع سرشار نفتی در كنار سایر امكانات زمینه‌ را برای دخالت بیش از پیش كشورهای غربی فراهم كرد و در پی آن بسیاری از نهادهای اداری، اجتماعی و فرهنگی كه از دو دهه پیش از آن به‌تدریج دگرگونی شده بود، با سرعت بیشتری متحول شد. البته در سال‌های 1320 تا 1332 روند غرب‌گرایی به‌دلیل جنگ جهانی و وجود برخی از نیروهای دل‌سوز ایرانی چندان سریع نبود اما از 1332 به بعد این روند شدت یافت.

افزون بر عوامل و پدیده‌های سیاسی و اجتماعی، تحولات اقتصادی ناشی از درآمدهای نفتی نقش مهمی در توسعه صنعت ساختمان داشت. دولت به‌عنوان عمده‌ترین كارفرما به نحو چشمگیری بیشتر از سابق در این صنعت سرمایه‌گذاری كرد. ابتدا از این مشاوران، پیمانكاران و شركت‌های خارجی برای طراحی و اجرای طرح‌های بزرگ استفاده شد. اما به‌تدریج دفاتر مهندسی مشاور ایرانی شكل گرفت و عرصه برای فعالیت مهندسان ایرانی فراهم شد.

از مهم‌ترین پدیده‌های مؤثر در روند شكل‌گیری معماری معاصر ایران، تأسیس مراكز دانشگاهی آموزش معماری و نقش آن‌ها در آموزش و تربیت معماران بود. دانشكده هنرهای زیبا در سال 1320 شكل گرفت و آندره گدار و ماكسیم سیرو نخستین استادان خارجی بودند كه در آن‌جا مشغول تدریس شدند. روش آموزشی این دانشكده تحت تأثیر دانشكده بوزار فرانسه بود، به همین سبب در كنار معماری به‌تدریج رشته‌های دیگر هنری مانند هنرهای تجسمی، نقاشی، گرافیك، موسیقی و تئاتر برقرار شده، هرچند كه از آن زمان تاكنون ارتباط آكادمیك و حرفه‌ای لازم بین رشته‌های مزبور به‌نحوی مناسب شكل گرفت، اما به‌صورت این دانشكده نقش مهمی در شكل‌گیری معماری مدرن در ایران داشت، به‌ویژه آن‌كه دانش، محتوا و روش‌های آموزشی آن با دانش، مفهوم و روش‌های آموزش سنتی كاملاً متفاوت بود. اما لازم است درباره نقش آن در چگونگی توسعه معماری سنتی بررسی‌های دقیقی انجام شود.

ضور برخی از معماران فرهیخته غیرایرانی اما علاقه‌مند به فرهنگ معماری ایران مانند آندره گدار و ماكسیم سرو به‌خصوص نقش آنان در طراحی برخی از ساختمان‌های اداری،‌ آموزشی و فرهنگی در توسعه‌ معماری مدرن و تعامل آن با سنت تأثیرگذار بوده است.

بررسی معماری سنتی ایران توسط آنان و كاربرد برخی از عنصر معماری سنتی در بناهایی كه طراحی می‌كردند، درتوجه به تلفیق معماری سنتی با معماری مدرن بی‌تأثیر نبوده است درحالی‌كه شاید بتوان اظهار داشت كه نقش معماران ایرانی تحصیل كرده در خارج مانند وارطان و گوركیان بیشتر در توسعه غرب‌گرایی و مدرنیسم قابل ملاحظه و تعیین‌كننده بوده است. غرض این نیست كه تحولات معماری معاصر ایران تنها به‌عده‌ای از معماران نسبت داده شود. قطعاً باید توجه داشت در تحولات این دوره معماری از یك سو پیشرفت تكنولوژیك و علمی غرب و برخی نتایج، دستاوردها و عواقب آن از جمله سیاست‌های استعماری و استثماری كشورهای غربی و برخی از وسایل، ابزارها و تكنیك‌ها و تبادلات فرهنگی همراه با آن كه غالباً جنبه‌ای یك‌سویه داشت، نقش ایفا كرد و از سوی دیگر ضعف و ناتوانی دستگاه دیوانی و حكومتی كشور در اداره جامعه و ضعف علمی و آموزشی جامعه حرفه‌ای معماران و عدم توانایی آنان در مواجه با شرایط، خواسته‌ها و نیازهای جدید در كنار عدم توسعه معماری سنتی از عواملی بودند كه در چگونگی تحولات نقش داشتند.

تمركز جمعیت در شهرها و توسعه شدید شهرنشینی همراه با استفاده از اتومبیل موجب دگرگونی كامل بافت‌های شهری شد. لزوم احداث خیابان‌های مستقیم نقش بسیار مهمی در دگرگونی ساختار بافت شهری داشت كه به تبعیت از آن ساختار طراحی واحدهای مسكونی نیز متحول شد. تقسیم زمین به‌صورت هندسی و منظم و قرار گرفتن یك سمت زمین در یك طرف خیابان موجب شكل‌گیری هندسی شد كه در نهایت به قطعات مستطیل شكل منجر گردید. در این شیوه قطعه‌بندی، فضای ساخته شده به‌ناچار تنها به یك سمت زمین منتقل شد. افزایش جمعیت شهرهای بزرگ هم به‌تدریج آپارتمان‌نشینی را از دهه 1340 به بعد مطرح كرد.

بخش مهمی از این تحولات را می‌توان روندی تقریباً اجتناب‌ناپذیر دانست. آشكار است كه همه چارچوب‌ها، اصول، مصالح، مفاهیم و تركیب‌های حجمی معماری سنتی نمی‌توانست به همان صورت مورد استفاده قرار گیرد، دگرگونی ضروری بود اما نوع و شیوه‌ این دگرگونی‌ها می‌توانست متفاوت از آن‌‌چه كه اتفاق افتاد، باشد. چگونگی توجه به سنت و نحوه تلفیق آن با معماری مدرن از نكات مهمی بود كه بعضی معماران این دوره مانند نادر اردلان، كامران دیبا، عبدالعزیز فرمانفرمائیان و حسین امانت در آثارشان منعكس كردند. اگرچه موجی كه در این زمینه در ایران شكل گرفت بی‌تأثیر از نظریه و مكتب پست مدرنیسم نبود اما پیش از آن نیز به‌جز برخی معماران خارجی مانند آندره گدار، ماكسیم سیرو و ماركوف كه عناصر معماری سنتی را در طرح‌های خود به‌كار گرفتند، بعضی از معماران ایرانی هم مانند فروغی و سیحون به‌گونه‌ای به تلفیق و تركیب سنت و تجدد توجه كردند كه شماری از این آثار ایشان را می‌توان در این زمینه موفق ارزیابی كرد.

مسئله سنت و چگونگی بازتاب آن در معماری معاصر از نكات مهمی بود كه پس از انقلاب اسلامی دوباره مورد توجه قرار گرفت و تجربیات فراوانی به‌ویژه در سال‌های نخست در این زمینه انجام گرفت و نمونه‌های فراوانی با اقتباس‌های فرمال و در مواردی مفهومی از معماری سنتی طراحی و احداث شد. حتی در آن سال‌ها بعضی از معماران اندیشه‌ای افراطی در زمینه احیای طرح‌های دارای حیاط مركزی در واحدهای مسكونی و ایجاد واحدهایی با ارتفاع كم و امثال آن داشتند و آثاری نیز با این ایده‌ها پدید آوردند، اما با توسعه‌شدید شهرنشینی، چند برابر شدن جمعیت برخی از شهرهای مهم كشور، كمبود زمین، دشواری توزیع عادلانه امكانات شهری و ده‌ها مسئله دیگر سرانجام اندیشه‌های ساده‌لوحانه درباره تجدید حیات سنت در معماری معاصر با شكست مواجه شد.

البته افزون بر تحولات، دگرگونی‌ها و مسائل داخلی، لازم است به نقش دگرگونی‌ها و تحولات فكری و فلسفی حوز‌ه‌ معماری در كشورهای پیشرفته و تأثیر آن به‌ویژه در مراكز آموزشی ایران اشاره كرد.

به هر ترتیب موضوع سنت و بازتاب آن در معماری معاصر هنوز در عرصه معماری و طراحی شهری مانند بسیاری از دیگر عرصه‌های فرهنگی كشور مطرح می‌باشدو به‌نظر می‌رسد بدون توجه به آن نمی‌توان هویت معماری ایران در دوره معاصر را بررسی كرد. البته این نكته به معنی فنی دستاوردهای نظری، حرفه‌ای و اجرایی دوران معاصر نیست، معماری به‌عنوان یك تخصص هنری و فنی به رشته‌ها، حرفه‌ها و تخصص‌های متعدد دیگری وابسته است و برای توسعه آن در زمینه‌های نظری غالباً لازم است به دستاوردهای تئوریك معماری دیگر كشورهای جهان از جمله غرب توجه كنیم، همان‌گونه كه در بیشتر موارد از دستاوردهای مادی و تكنولوژیك آنان استفاده می‌كنیم.

موضوعات مرتبط : آموزش معماری   معماری معاصر    


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید