تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :1111

سیرت تاریخی تهران - قسمت سوم

( مقاله سوم ازسومین مقاله )

دوره قاجاريه

بعد از فوت كريم خان زند، آقا محمد خان قاجار به همراه 14 تن از بستگان خود، از شيراز فرار كرد. نخست خود را به شاه عبدالعظيم رسانيد و قول داد كه در ميان اهل و قبيله خود باز مى‏گردد. ليكن در خفا عدّه‏اى سوار به دور خود جمع كرد و بعد از چندين جنگ، غفور خان حاكم شهر را مغلوب نمود و تهران را به تصرف خود درآورد. آقا محمد خان قاجار در سال 1210 ه .ق تهران را پايتخت خود قرار داد و تهران را دارالخلافه ناميد. او در ارگ تهران فقط به ساختن تخت مرمر اكتفا كرد و گويند كه سنگ‏هاى مرمر ستون‏ها و آينه‏هاى آن را نيز از تالار سلام كريم‏خانى كنده و در اينجا به كار گذاشته‏اند. در زمان فتحعلى شاه بر كشور ايران حكومت كرد، تهران رو به آبادانى گذاشت و جمعيت تهران افزوده شد. ژاك موريه در سال 1232 ه .ق به تهران سفر كرده است. وى در مورد تهران عصر فتحعلى شاه چنين مى‏نويسد: «تهران پايتخت ايران بارويى به طول 5/14 ميل به دور خود دارد، و داراى 6 دروازه است كه به دستور فتحعلى شاه آنها را به طرز زيبايى كاشى كارى كرده‏اند. شهر تهران به بزرگى شيراز است؛ ليكن عمارتهاى آن به مراتب كم‏تر است. ساختمانهاى تهران چندان خوب نيست و شباهت چندانى با عمارتهاى عالى ندارد. معتمدالدوله (فرهاد ميرزا) فرزند عباس ميرزا در كتاب جام جم نوشته است در زمان ناصرالدين شاه قاجار، جمعيت شهر طهران تخمينا 150 هزار نفر بوده است و چون طهران هر روز وسعت و گسترش بيشترى مى‏يافت و برج و باروهاى دوران صفويه شهر را محدود ساخته بود، ناصرالدين شاه، ميرزا يوسف مستوفى الممالك صدر اعظم و ميرزا عيسى وزير طهران را مأمور ساخت كه براى پايتخت محدوده و نقشه‏اى در نظر گرفته و با وسعت بيشترى پيرامون آن خندقهاى جديدى حفر كنند. اين دو نفر با همكارى يك نفر مهندس فرانسوى به نام مسيو (بوهلر) و جمعى از مهندسان و معماران ديگر، نقشه‏اى براى طهران طرح كردند تا حدود مساقات و منضمات و مواقع ورودى و مدار خط و مسير خندقها و ابعاد و اقطار و ساير جهات اين كار روشن گردد، با اين طرح اراضى وسيعى داخل محدوده شهر قرار گرفت و به اين كيفيت شهر تهران مجددا با خندق‏هايى محصور گرديد و ارتباط شهر با داخل، با 12 دروازه تأمين گرديد. به عقيده اکثر تاريخ نگاران ، قاجاريه در اصل طايفه يي  از نژاد مغول  بودند، که همراه با چنگيز و جانشينان او به کشورهاي اسلامي آن روزگاركه در ‍«  ايران ‍» ، شامات و مخصوصآ در حدود ارمنستان مستقر شده بودند. 

اين طايفه به هنگام تشکيل سلسله صفويه به ياري شاه اسماعيل صفوي شتا فتند . پنجاه سال بعد ، در زمان شاه عباس اول که پنجمين پادشاه سلسله صفوي بود ، قاجاريه براساس مقاصد سياسي -  نظامي خويش از محل اصلي خود به نقاط مختلف کوچ داد  و به مرور زمان، آن دسته از قاجاريه که به منظور جلوگيري از دستبرد هاي ترکمانان در استرآباد و گرگان مستقر شده بودند در اواخر عهد صفوي قدرت بسيار يافتند و چابک سوران در ظهور ‍«  نادر ‍»  که از نوابغ عصر  خود بود ، در ارتش جهانگشاي او نقش مهمي داشتند و حکومت استر آباد و گرگان نيز معمولا در دست بزرگان طايفه بود .

‍«  نادر ‍»  ، سرانجام به دست سران ‍«  قزلباش ‍» که از فرماندهان سپاه او بودند ، کشته شد و با مرگ او ، ، بار ديگر خان هاي مدعي سلطنت براي تصاحب تاج و تخت به جان هم افتادند . در روزگار قديم تغيير سلطنت هميشه با آشوب ها و قتل و غارت ها و جنگ ها ي خونين همراه بود .. ‍«  نادر ‍» که کشته شد ، رقيبان به جان هم افتادند . جنگ هاي خونين مدعيان سلطنت يازده سال نمام به طول انجاميد و سرانجام از مدعيان تاج و تخت ايران دو نفر بيشتر باقي نمانده ، يکي از اين دو ‍«   محمد حسن خان قاجار ، پدر آقا محمد خان بود که بر سواحل خزر و شمال ايران تا اصفهان مستولي بود ، و ديگري کريم خان زند که بر فارس و قسمتي از ايران غربي فرمانروايي داشت . اما محمد حسن خان به دست خودی ها کشته شد . ‍« آقامحمد خان ‍» قاجار ، بعد از کشته شدن پدر، از بيم دشمنان خانوادگي که قصد جانش را داشتند  به ‍«  صحراي يموت ‍» گريخت و نزد ترکمانان پناه جست و بعد از چهار سال دربدري به دربار کريمخان زند برده شد و ‍«  خان زند ‍» او را تحت حمايت خود گرفت و با خود به شيراز برد . ‍«  آقا محمد خان قا جار ‍» ، که به وسيله دشمنان پدرش ‍« مقطوع النسل ‍»  شده بود، تا هنگامي که ساعات عمر ‍«  خان زند ‍» به شمارش افتاد به گروگان در دربار کريمخان بود، و چون به وسيله يکي از زنان حرم که با او نسبتي داشت از مرگ قريب الوقوع خان زند با خبر شد ، خان را مرده انگاشت و با چند تن از سران قاجاريه ، که مثل خود او در دربار کريمخان گروگان بودند ، بي خبر از شيراز گريخت

روزي که تهران پايتخت ايران شد

آقا محمد خان قاجار تهران اين دهکده کوچک را پايگاهي براي استقرار حکومت قاجار قرارداد تهران به خاطر شرايط بسيار مساعد سوق الجيشي اش عملاً پايتخت و ستاد نظامي ‍شد . منطقه شمالي تهران به ظاهر از روزگار گذشته به شاهان و اميران و بزرگان اختصاص داشته ، و اين همان منطقه اي است که بازار تهران و کاخ گلستان در آن قرار دارند . در محلي که پادشاهان  قاجار بعدها در آن ارک سلطنتي و کاخ گلستان را بنا کردند قبلاٌ به دستور شاه عباس باغي احداث شده بود به نام ‍«  چها ر باغ ‍» و چنارها ي کهن آن به چنارهاي شاه عباسي معروف بوده است

در همان دهه اول فرمانروايي او ، تهران بطور محسوسي رو به آباداني گذاشت . ‍«  پيترودلاواله ‍» ، که در سال 1618 ميلادي از تهران گذشته ، نوشته است که : ‍«  اين آبادي وسيع و بزرگ است ، اما جمعيت کمي دارد . اکثر محلات اين شهر باغستانهايي است که درختان ميوه دارند . تمامي کوچه ها آب جاري دارند و با سايه درختان چنار پوشيده شده اند به همين جهت اين شهر را ‍«  شهر چنار ‍» ناميده اند .

در ايام سلطنت سلسله صفويه ، شهر تهران شهر چندان قابلي نبوده است و جمعيت کمي که در آن ساکن بوده اند ، مايه شهرتي براي اين شهر نشده اند . مردم تهران دهقان و زارع بوده اند ، و محصولات  آنان ، گندم و جو و حبوبات بوده وگله هايي هم داشتند ، پشم نيز عمل مي آورند و قزوين و قم حمل مي شده است . در فتنه افغان ، مهاجمين افغاني به بهانه اينکه دروازه شهر را دير گشوده اند، دست به کشت و کشتار مردم تهران زدند و شهر را بکلي خراب کردند آباداني تهران در زمان آقامحمد خان« مسيو اوليويه ‍» در يادداشت هاي خود پس از اشاره به سوابق تاريخي تهران و بناهاي صفوي و خراب شدن و انهدام آن بنا ها در فتنه افغان ، مي نويسد :‍  آقا محمد شاه که پايتخت خود را در اين شهر قرار داد ، کاروانسر اها و مکان هاي مرغوب بنا کرد .. ارک و عمارت شاهي ، سعت و نيکويي عمارت و زينت باغ و فراواني آب را دارد اين ارک در طرف شمالي شهر واقع شده و به قدر يک چهارم شهر بزرگي دارد و مانند خود شهر به شکل مربع با ديوارهاي بلند و عريض با خندقي پهن و عميق ، و تمامي اين حصار از گل ساخته شده است . حصار شهر ، مربع است و به مقدار دو ميل بيشتر دور دارد ، اما به قدر نصف داخل آن مسکون نيست . باغهاي وسيع پر از درخت ميوه در آن است و در وسط هر ضلعي از بارو ، دروازه يي ساخته اند که به هنگام ضرورت ، به وسيله برج هاي گرد و مدور ، که دو عراده توپ در آن مي توان جاي داد. ‍»‍«  مسيو اوليويه ‍» ، سياستمدار و پزشک معروف فرانسوي ، آن گاه به پيش بيني آينده تهران مي پردازد و عظمت امروزي تهران را پيش بيني و به عبارت بهتر پيشگويي مي کند‍«  با وجود سعي و کوشش زيادي که آقا محمد شاه در ازياد جمعيت شهر به عمل مي آورد و حمايت و اعانتي که از کسبه و تجار مي کند ، خاصه آنهايي که به تازگي به تهران مهاجرت کرده در آن شهر مسکن مي کنند ، هنوز جمعيت آن تاريخي که ما وارد شديم بيشتر از پانزده هزار کس نبود . قراول و عملجات ديواني را نيز که به قدر سه هزار نفر مي شدند ضمن اين جمعيت به شمار آورديم

ورود آقا محمد شاه به تهران

"مسيواوليويه" به تشريفات ورود آقا محمد خان به تهران اشاره مي‌كند،‍روز چهاردهم شاه تشريف خواهد آورد. روز پانزدهم شاه نيامد، چون ساعت سعد نبود. دو روز تاخير شد.روز بيستم شاه  وارد شهر شد، ، در عمارت دوم خود فرود آمدند، "مسيواوليويه" آن گاه به بررسي افكار عمومي مردم ايران پرداخته مي‌نويسد: ‍« حقيقت اين است كه آقا محمد‌خان نظمي بنيان نهاده، راهها كمال امنيت و كاروانيان از گزند راهزنان ايمن شده‌اند و در تمامي قلمرو مملكت آسودگي وجود دارد. كدام معجزه او را به تاج و تخت رسانده است.باري، در اول فرمانروايي تهران روبه توسعه و‌آباداني گذاشت،. شاهان بعدي قاجار هم كه قصرها و كاخ‌ها داشتند بنا به خلق و خوي ايلياتي خود، خيلي ساده زندگي مي‌كردند.تهران در حدود 15 هزار نفر جمعيت و حدود شهر از شمال به خياباني كه بعدها سپه ناميده شد، سحرگاه روز 12 ذي‌الحجه 1211 هجري قمري، هنگامي كه آقامحمدخان در اردوگاه سپاه پيروز خوددر خواب بود، سه نفز از نوكرانش كه شب پيش مورد غضب او قرار گرفته بودند و شاه به آنها وعده مرگ داده بود، وارد خوابگاه آقا محمد‌خان شدند و به ضرب شمشير او را از پاي درآوردند، همچنانكه پيش از آن نيز فرماندهان سپاه نادر او را در خواب سرش را از تن جدا كرده بودند.

آقا محمدخان و نادرشاه سرنوشت يكساني داشتند«آقا محمدخان قاجار» و جانشينش «فتحعلي شاه» كه برادرزاده او بود، آقا محمد خان و فتحعلي شاه آخرين پادشاهاني بودند كه بدون تاييد خارجيان به سلطنت رسيدند. ، اما بعد از آن سرنوشت حكومت رسين به تخت و تاج بدون موافقت روس و انگليس ميسر نمي‌گرديد.

تهران فتحعليشاه

فرستادگان ناپلئون بناپارت، كه در زمان فتحعلي شاه قاجار به ايران آمده‌اند، جمعيت اين شهر را سي‌هزار نفر نوشته‌اند. يكي از ديپلماتهاي انگليسي هم كه سال ها پيش به تهران آمده است، «خانه‌هاي تهران چندان خوب نيست و. تنها بنايي كه قابل ملاحظه است مسجد شاه مي‌باشد كه ناتمام است. افواها مي‌گويند كه 150 كاروانسرا و به همين شماره حمام در تهران وجود دارد. اين شهر دو عمارت ييلاقي سلطنتي دارد كه يكي قصر قاجار است و ديگري قصر نگارستان كه مشغول ساختن آن هستند» مسجد شاه، بناهاي باغشاه، برج نوش، كاخ نگارستان، قصر لاله‌زار و كاخ نياوران ار آثار دوران فتحعلي‌شاه است و امروزه، تمامي آنها جز مسجد شاه و كاخ نياوران از بين رفته است. در زمان فتحعلي‌شاه تغييرات عمده‌اي در تهران صورت گرفت و اگر  جنگهاي طولاني ايران و روس و غرامتهاي آن نبود، شايد فتحعلي‌شاه فرصت مي‌يافت كه تهران را زيباتر و وسيعتر كند. فتحعلي‌شاه در حدود هفتاد سالگي درگذشت. اگر ناپلئون پيروز شده بود و فتحعلي‌شاه كه متحد او بود، از فتوحات او سهمي گرفته بود، امروز تاريخ درباره او قضاوت ديگري داشت

تهران محمدشاهي

فتحعلي‌شاه قاجار، يك سال پيش از مرگ، فرزند دلير خود «عباس‌ميرزا» را از دست داده بود. و بمنظور قدرداني از دليري‌هاي او در طي جنگها ، فرزندش « محمد ميرزا» را به وليعهدي برگزيد و به تبريز فرستاد. از آن هنگام بود كه تبريز وليعهدنشين شد و اين سنت تا پايان سلطنت قاجاريه برقرار ماند.بعد از مرگ فتحعلي‌شاه در هر گوشه مملكت يكي از عموهاي شاه مدعي سلطنت شد. حتي يكي از آنها هم در تهران به تخت نشست و به نام خود سكه زد، اما تمامي اين تلاشها بيهوده بود و سرانجام محمدشاه تحت حمايت وزراي مختار روس و انگليس به تهران رسيد. مي‌دانيم كه يكي از موارد قرارداد «تركمنچاي» تضمين سلطنت ايران در اولاد عباس‌ميرزا نايب‌السلطنه بود و روسيه در طول سلطنت قاجاريه بر اين تعهد وفادار ماند. اوضاع آشفته ايران در طول سلطنت چهارده ساله محمدشاه، مانعي براي كار عمران و‌ آباداني و توسعه تهران به شمار مي‌رفت پايتخت ايران در اين دوره توسعه چشمگيري پيدا نكرد.

تهران عهد ناصري

  سلطنت ناصرالدين شاه دوران آباداني و توسعه پايتخت ايران به شمار مي‌رود و اگر آثار ارزنده آن دوران تخريب نمي‌شد، امروزه تهران يكي از شهرهاي زيبا و ديدني شرق بود. آثار دوره ناصري بسيار است، به ناچار فهرست‌وار به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم.يكي ار بناهاي عهد ناصري ساختمان مدرسه دارالفنون است. عمارت دارالفنون، كه قسمتي از آن هنوز باقي است، محوطه بسيار وسيعي بود كه تقريبا تمامي ضلع جنوبي ميدان امام خميني را دربر مي‌گرفت و آن قدر وسعت داشت كه در آن عمليات ورزشي و مانورهاي پياده نظام و توپخانه اجرا مي‌شد.در يازدهمين سال «عهد ناصري» يك سرتيپ فرانسوي كه معلم توپخانه دارالفنون بود، نقشه‌اي براي تهران فراهم آورد كه در همان زمان به چاپ رسيد. اين نقشه كه اصل آن موجود است، نشانگر آن است كه در 143 سال پيش محوطه پايتخت درون دو قلعه تو در تو قرار داشته است. قلعه اول به دور شهر كشيده شده بود و سه كيلومتر طول داشت. قلعه دوم به حفاظت كاخهاي سلطنتي اختصاص داشت، ديوارهاي قلعه دوم و خندق دور آن، در صورت لزوم، ‌شهر را از محوطه «ارك» و اقامتگاه شاه جدا مي‌كرد و اگر دشمني مي‌توانست به درون شهر نفوذ كند، حصار و باروي دوم با خندق دور آن،‌ كاخهاي سلطنتي را از هجوم دشمن در امان مي‌داشت. در بيستمين سال سلطنت تغييرات زيادي در ساختار پايتخت بوجود آمد و تهران از سوي دروازه شميران، كه مدخل در «پامنار»  قرار داشت. نظارت بر برنامه‌هاي نوسازي تهران از طرف شاه به «ميرزا يوسف مستوفي الممالك» واگذار شده بود. مستوفي الممالك مردي درويش و محترم بود. بعدها ميرزا حسن كه پسر او بود، با همين لقب جاي پدر را گرفت مراسم آغاز نوسازي تهران با تشريفات خاصي برگزار شد و ناصرالدين شاه شخصاً با كلنگ نقره‌اي كه در دست داشت، نخستين كلنگ را بر زمين زد. از همان روز هم تهران «دارالخلافه ناصري» ناميده شد. با اجراي طرح نوسازي تهران تمام برجها و باروها و استحكامات دفاعي تهرانِ فتحعليشاهي را خراب و خندق‌هاي عميق شهر را پر كردند. مسافت دورِ شهر هم كه سه كيلومتر بيشتر نبود، به نوزده کیلومتر افزایش یافت. خندق جدید تهران را هم به تقلید از خندق پاریس هشت ضلعی ساختند. ، در آخر سلطنت ناصرالدین شاه ، از دارالخلافه ناصری نقشه برداری کردند و " دروازه دولت " که حد شمالی شهر بود ، با "خانی آباد" در جنوب شهر 82 ذرع اختلاف ارتفاع داشت و مسیل های جدید را با توجه به این نقشه ساختند.در آخرین سالهای دوران ناصری مسافت دور محیط شهر تهران بالغ بر22 کیلومتر بود و دوازده دروازه داشت. این دروازه ها در دهه اول سلطنت رضا خان، به بهانه تعریض خیابان ها و نوسازی شهر تخریب شد. از ديگر آثار اين عهد «قصر عشرت‌آباد» است. باغ عشرت‌آباد و قصران ايجاد شده و از  آثار ديگر اين دوره « قصر ياقوت» و قصر «سلطنت آباد». باغ « عيش آباد » از آثار اين دوره است و «قصر اميريه» كه محل زندگي كامران ميرزا، پسر شاه است .مسجد و مدرسه سپهسالار نيز در عهد ناصري بنيان نهاده شد.. از يادگارهاي ديگر اين دوره راه آهن حضرت عبدالعظيم به كار افتاد و ترامواي اسبي تهران نيز داير گرديده بود برچيده شد.اتاق موزه: اين بنا در ضلع شمالي باغ گلستان قرار دارد. ناصرالدين شاه اين بنا را براي حفظ آثار قديمي و اشياي قيمتي ساخت. «تالار الماسيه» را، كه از آثار فتحعليشاهي بود، خراب كردند و اتاق موزه و حوضخانه را ساختند كه هنوز هم باقي است. «تالار آينه» نيز در همين محل بنا شد. اين تالار از آثار ارزنده عهد ناصري است. «تالار برليان» در محل سابق «تالار بلور» كه ار بناهاي فتحعليشاهي  بود ساخته شد و تخريب و بازسازي آن به جهت فرسودگي اين بنا بود.«كاخ ابيض» در گوشه جنوب غربي محوطه كاخ گلستان ساخته شد به سبب سفيديِ نمايِ بيروني آن، اين كاخ را ابيض ناميده‌اند.

ميدان توپخانه نيز از آثار عهد ناصري , در محوطه مقابل كاخ‌هاي سلطنتي در ميدان ارك بود. وقتي تهران توسعه پيدا كرد و اراضي خارج از محوطه ارك آباد شد، محل فعلي توپخانه را به صورت ساختمانهاي دو طبقه ساختند و توپ‌هاي مقابل محوطه ارك را به آنجا منتقل كردند.. از احداث ميدان توپخانه چندين سال مي‌گذرد و در اين مدت ساختمان اين ميدان چندين بار تغيير شكل يافته و امروز اثري از آن بناهاي ناصري، مظفري و رضاخاني در اين ميدان وجود ندارد و همه تخريب گرديده است. ميدان توپخانه قديم چهار دروازه داشت: دروازه شرقي، ورودي خيابان لاله‌زار بود، دروازه جنوب شرقي، اول خيابان ناصريه بود و دروازه غربي، ورودي خيابان علاء‌الدوله دروازه جنوب غربي هم ورودي خيابان باب همايون و كاخ‌هاي سلطنتي بود.

تهران عهد مظفري ومحمد علي شاه

بعد از ناصرالدين شاه مظفر الدين ميرزا به سلطنت رسيد ، در دوران مظفر الدين شاه تنها بنائي كه ايجاد كرد و در خور اهميت بود، قصر فرح آباد كه خودش ساخت و نامش را هم انتخاب كرد .. در دوره اين پادشاه چشم و گوش مردم باز شد، ارتباط با فرنگستان بيشتر شد، روزنامه هاي بيشتري انتشار يافتند، پيشرفت معارف و مدارس جديد به مرحله عمل در آمد، اتومبيل و تلفن معمولي شد و در علم سياست هم رقابت روس و انگليس تا حد روياروئي نظامي به اوج خود رسيد در پايان محمد علي شاه خلع و تبعيد شد و دولت انقلابي مشروطه بر سر كار آمد، و سيد ضياء نخست وزير شد، ، سيد وعده اصلاحات داد و عمران و آباداني در پايتخت. در حكومت سه ماهه سيد ضياء، حركتي چشم گير داشت و سنگ بناي شهرداري نوين گذاشته شد.. خيابانها به سرعت سنگ فرش شد، هاي اطراف پايتخت را شوسه كردند و نظافت شهر در اندك زماني بهبود نسبي پيدا كرد ، تهران با همان استخوان بندي و خيابانهاي تنگ از كثافت بيرون آمد. و بعد از سلطنت او نيز ادامه يافت. ايجاد جاده هاي شوسه ، راه آهن سراسري، ساختمانهاي جديد دولتي، خيابان بندي هاي جديد در طول حكومت بيست ساله ديكتاتوري به صورت يك اصل ثابت و تغيير نا پذير دنبال شد و اين بعد از حركت چشم گير زمان ناصر الدين شاه، نخست اقدام فراگير شهري بود با اين تفاوت كه در حركت دوران ناصري هر چه بود تجدد بود .

تهران پهلوی

بیگمان دگرگونی‌های بنیادین در تهران از سال ۱۳۰۰به بعد ایجاد شده‌است که به چهار دوره کاملاً جدا تقسیم می‌شود. سال ۱۳۰۰تا ۱۳۲۰که در طی آن خندق هاو دروازه‌ها از بین رفت و شهر از چهار جهت رو به گسترش نهاد و اندکی شکل منظم و هندسی یافت همچنین ساختمانها و تأسیسات بانک ملی، وزارت امور خارجه، شهربانی کل کشور، ایستگاه راه‌آهن، دانشگاه تهران و ایستگاه فرستنده رادیو تهران باشگاه افسران و چند بیمارستان مربوط، به این دوره می‌باشد.سال ۱۳۳۲تا ۱۳۵۷که طی آن شهر تهران به سرعت توسعه یافت و ساختمانها و شهرک‌ها و باغراه‌ها (بلوارها) ی ساخته شد و جمعیت شهر پایه آمار سال ۱۳۵۵به ۴۳۵۰۰۰۰ نفر بالغ گردید.

پايان سخن

بدليل قدمت تاريخي تهران مجبور به تقسيم بندي از نظر دوره اي { سلسله اي و رويدادي } نموده كه يكايك هر دوره بطور اختصار به رشته تحرير درآمد .

نكته مهم وقابل اشاره انكه تاريخ تهران در دوره پهلوي بسيار خلاصه بيان گرديد نه بخاطرآنكه اقدامات و اثراتي در تهران موجود نميباشد بلكه بررسي تاريخ تهران در دوره پهلوي نياز به زمان بسيار و رشته كلام طولاني دارد كه نگارنده فقط به اين نكته اشاره ميكند كه دوره پهلوي بدور از مستئل سياسي نقطه عطفي در علم و هنر و فرهنگ و زندگي مردم داشت و اندكي ازعقب ماندگي ها ي علمي و فرهنگي و فنون از دنيا جبران شد .

باتوجه باينكه كشور ايران يك كشور مسلمان است لذا پذيرش بعضي از موارد و اصول جاري در كشورهاي غربي هرچند در يك مظر شايد زيبا باشد وليكن با عقليد و اعتقادات ما مغايرت ويا منافات دارد . بي بندوباري دليل پيشرفت نيست وليكن داشتن يك جامعه سالم و معتقد وپاي بند به اصول الهي از آرمانهاي ما ايرانيان است .

سخن كوتاه و ادامه كلام به ديگران سپرده ميشود .

پايان مقاله سوم

بيژن علي آبادي

 

استان مرتبط : تهران  
عضو مرتبط : بیژن علی آبادی  


نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید