Error parsing XSLT file: \xslt\ammiBreadCrumb.xslt تاریخ آخرین ویرایش : دوشنبه،19-4-1396
تعداد بازدید :2872

شاه سون(ال سون)های آذربایجان (مقالات گذشته)

سرزمین آذربایجان با خصوصیات جغرافیایی خود امکان انواع معیشت را برای ساکنانش فراهم کرده است. این سرزمین که از چهارسو بوسیله کوهستانهایی چون طالش در مشرق و قرجه داغ و قفقاز در شمال و آرارات و آغری(بیجار) و مرغاب و مور شهیدان... در شمال غرب و غرب و کوههای کردستان چون بلقیس و چهل چشمه در جنوب حلقه وار احاطه شده در داخل نیز مرتفعاتی سربفلک کشیده چون سبلان (با ارتفاع 4811متر) و سهند (با ارتفاع 3562متر)و قافلانکوه (با ارتفاع 1888متر) را در آغوش دارد. هریک از این مرتفعات به نحوی از رطوبتهای حاصله از مدیترانه و دریای خزر برخوردار و مخزن برفهای پاییزی و زمستانی اند و در سایر فصول سال جویبارها و چشمه سارها را به جریان می اندازند و مایه طراوت محیط و منشاء نعمت و برکت برای مردم خود می شود.

قلل برفگیر و دامنه های سرسبز با مراتع طبیعی و دره های حاصلخیز با تفاوت ارتفاع و تنوع آب و هوا پرورش اغنام و احشام و زندگی شبانی و گله چرانی را در این منطقه پررونق دارند و این منطقه را بیش از سایر مناطق ایران مستعد ساخته است. بنابراین بی سبب نیست که در مسیر و جریانات تاریخ اقوام مختلف به این منطقه جذب شده اند و سپاهان اعراب آذربایجان را بهشت موعود[1] و سپاهیان مغول آنجا را سرزمین برکت و نعمت نامیدند[2]. برای مطالعه سرگذشت طولانی این دیار و توجه مهاجران به آن باید تاریخ ایران را مورد مطالعه قرار داد و اما از آغاز پیدایش دولت صفوی، آذربایجان کانون تجمع ایلات «قزلباش» شد، قزلباشها از اقوام ترک بودند که از قرون چهارم و پنجم هجری در سراسر آذربایجان و شرق ترکیه روزگار می گذراندند تا اینکه شاه اسماعیل صفوی آنها را با هم متحد کرد و عنوان قزلباشی به آنان داد زمانی که عنوان سپاه قزلباشی به سپاه «شاه سونی» تغییر نام داد و شاه سون ها عهداه دار امور شدند بنابر سابقه تاریخی و علایق و دلبستگی شان به خطه آذربایجان، این سرزمین را قرارگاه یا به اصطلاح خود آنان «اورتوراق ویورت» خویش ساختند، اگر در دوره های بعدی سراغ شاه سون ها را در سایر نقاط ایران بگیریم، این مساله مربوط یه سیاست کوچانیدن ایلات عشایر در زمان سلسله های بعدی می باشد بخصوص در عهد نادرشاه افشار و قاجاریه. در این گفتار معرفی ایلات «شاه سون» و پیدایش این عنوان و بیان نقش ایلات شاه سون در تاریخ معاصر ایران بخصوص در تاریخ آذربایجان وجود بقایای فعلی ایلات شاه سون است که در سرتاسر دشت مغان و دامنه های سبلان و شهرهای اطراف آن چون اردبیل و سراب [3]و مشکین شهر و اهر زندگی می کنند و مردم این شهرها در ارتباط و متاثر از مسائل آنان می باشند.

معنی و مفهوم شاه سون:

«شاه سون» کلمه مرکبی است، از «شاه» و «سون» . «سون» لغت ترکی است از مصدر «سومک» به معنی دوست داشتن، مفهوم این دو کلمه «دوستدارشاه» و یا «شاه دوست» می باشد.[4]

 

تاریخچه پیدایش ایلات شاه سون:

شاه اسماعیل صفوی در سال 906 هجری قمری با همکاری ایلات مختلف ترک آذربایجان و آسیای صغیر از جمله هفت ایل تشکیل دهنده سپاه «قزلباش» : شاملو-استاجلو- بهارلو- تکلو- افشار- ذوالقدر-قاجار[5] بقدرت رسید و دولت صفوی با اتحاد و اتفاق این قبایل روی کارآمد اما دیری نپایید که رقابت برسر کسب قدرت درمیان این ایلات آغاز شد، بعد از مرگ شاه طهماسب اول تا اواسط سلطنت شاه عباس اول دربار صفوی عرصه مبارزات سران و افراد قزلباش شد و آشوب و ناامنی در کلیه قلمرو صفوی به بار آورد، این رقابتهای سران ایل در اواخر قرن دهم هجری در دوران سلطنت «سلطان محمد»پدر شاه عباس به اوج بحران خود رسید، زمانی که در پایتخت دولت صفوی یعنی در شهر قزوین سران قزلباش دست به شورش زدند و بلوایی برپاکردند و از اوامر شاه سرپیچی می نمودند سلطان محمد «شاه سونی» را عنوان کرد و گفت هرکس بقایای دولت صفوی را می خواهد و شاه را مرید و مرشد خود می داند یا به اصطلاح «شاه سون» است به جانب او روی آورد. ابتدا تعدادی از افراد قزلباش به این ندای شاه جواب مساعد دادند و به عنوان «شاه سون» به جانب او رفتند. کلمه شاه سون اگرچه تا این تاریخ جنبه تعارفی داشت و در منابع دوره صفوی بندرت بچشم می خورد و از آن تعبیر شاهدوستی می شد و به جای کلمه « شاهدوست» به کار می رفته است اما از این تاریخ جنبه سیاسی پیدا کرد و بخصوص از زمان شاه عباس اول اهمیت سیاسی و نظامی آن مورد توجه است.

در زمان شاه عباس اول« 996-1038 ه.ق.) سپاه واحدی بنام شاه سون از ایلات موجود بدون توجه به نژاد و زبان ومذهب آنان تشکیل گردید، البته این افراد اکثرا همان افراد تشکیل دهنده قزلباش بودند و تنها فرقی که با آن داشت این بود که سپاه واحد و تحت فرمان فرمانده واحد بود و رئیس ایل و قدرت او در میان نبود و در واقع تمام ایلات درهم ادغام گشتند و عنوان شاه سونی حلقه ارتباط و اتحاد سیاسی و معنوی بین طوایف مختلف قزلباش شد. سرجان ملکم در این خصوص می نویسد: «... و هم تدبیری دیگر بجهت دفع زحمات این طایفه نمود آن بود که فوجی ترتیب داده خاصه بخود و نام آنرا شاه سون یعنی شاه دوست گذاشت و ایشان را به حمایت خاص و عنایت عام امتیاز بخشید و فرمان داد تا هرکه خواهد نام ایل خود را برداشته به این ایل تازه درآید و این نام برخود گذارد و با سایرین در بهره بردن از عنایت شاهی سهیم و شریک باشد.» همین مورخ به روایت از صاحب زبده التواریخ می نویسد: در یک روز ده هزار نفر داخل شدند. در ادامه این مطلب اضافه می کند.«هنوز در ایران از این طایفه بسیارند وقتی عدد ایشان به صد هزار خانوار رسید لکن حال این قدرها نیستند»[6].

سرپرستی سایکس تحت عنوان تشکیل قبیله شاه سون می نویسند«یک نیروی دیگر در مقابل قزلباش گردنکش آن بود که شاه از اعضاء تمام قبایل دعوت نمود که برای اسم نویسی آزادانه بنام «شاه سون» یا دوستدار شاه حاضر شوند این سیاست و حسن تدبیر کاملا به موفقیت انجامید و هزاران نفر از مردان به این قبیله جدید پیوستند و بدین طریق شاه از این بستگی و اتکال بر قزلباش آسوده شد، قبیله شاه سون ها امروز قوی باقی مانده اند و ساکن ناحیه وسیعی از نواحی بین تبریز و اردبیل و جنوب شرقی قزوین می باشد.[7]

در تاریخ نظامی ایران می خوانیم: «... شاه عباس در صدد تشکیل ارتش واحدی برآمد که آنرا نشاه سون» یا خواهان شاه نام نهاد- اساس ارتش جدید اتحاد افراد با انضباطی به قصد خدمت شاه بود از این رو عنصر اصلی سازمان قدیمی که وفاداری نسبت به طایفه و قبیله بود از میان رفت و خدمت شاه جانشین آن گردید، سایر مذاهب و نژادها در یک ارتش واحد مستحیل گردید»[8]. تحقیقات اخیر نیز مؤید این امر است که اکثر طوایف قزلباش وارد سپاه شاه سونی شدند و قزلباش ها از این تاریخ به بعد «شاه سون» نام گرفتند بجز طایفه تکلو که بعد از مدتی یک صنف ممتاز از میان آنان برگزیدند[9] و می توان گفت در دوره شاه عباس اول این سپاه منتخب در حکم گارد سلطنتی و سپاه مخصوص سلطان گردید[10].

البته از آنجا که این افراد اکثرا زندگی ایلی داشتند و اغلب معیشت شبانی، بنابراین اکثر افراد قبیله و خانواده ها و منسوبینشان با رمه و حشم آنان در نواحی مختلف به معیشت ایلاتی ادامه می دادند و تنها رؤسا و مردان نظامی آنان بود که در خدمت پادشاه بودند، در منطقه آذربایجان اغلب عائله و افراد ایلات شاه سون باقی ماندند و بهترین نقاط سرسبز و مراتع عمده و دشتهای پربرکت آن ناحیه را به خود اختصاص دادند و آذربایجان مسکن و موطن شاه سون ها شناخته شد و در دوره صفوی شاه سون ها مورد حمایت و امتیازات بیشتری نسبت به سایرین داشتند. نمونه این برتری را در تذکره الملوک می خوانیم: «... و جماعت شاهی سیون  و جمعی که مهمانند اگر پیشکشی آورند دوشلک نمی دهند، انعامی نیز که به ایشان داده شود دوشلک بازیافت نمی شود»[11] . و به روایت منابع حاکم امور شاه سون ها «اینالوا»[12] بوده و مداخل آنان یکهزار و صدوسی تومان و نهصدوهشتاد دینار و دارای هشتاد نفر ملازم بوده است.[13]

بعد از انقراض صفویه حکومتهایی که در ایران روی کار آمدند (از آن جمله افشاریه و زندیه و قاجاریه) در حالی که خودشان سابقا از ایلات قزلباش بودند، این طایفه را به علت داشتن عنوان (شاه سونی) و وفادار بودن به سلسله صفوی مورد بی مهری قرار دادند و برای از هم پاشیدن قدرت آنان، تعدادی از آنان را به نقاط مختلف کوچانیدند[14]. ولی صعوبت معابر سبلان و کوتاه بودن عمر این سلسله ها عشایر شاه سون را از این سیاست مصون نگهداشت.

در اوایل دوره قاجار سپاهیان این دولت را افراد شاه سون تشکیل می دادند بخصوص در جنگهای ایران و روس در عهد فتحعلیشاه قاجار شاه سون ها شرکت داشتند، بعد از شکست ایران از روسیه تزاری و انعقاد عهدنامه ترکمانچای زمینهای شمال رودخانه ارس و آرپاچای به آن دولت تعلق گرفت، به موجب عهدنامه مخصوص که دولت ایران با دولت روسیه تزاری منعقد نمود قرار شد چهل هزار از این طوایف اجازه داشته باشند که در فصل تابستان از سرحد عبور کنند و برای تغذیه و تعلیف دامهای خود از چراگاههای اطراف ارس و جنوب قفقاز

استفاده نمایند[15] البته روسها از این موضوع اغراض سیاسی داشتند، زیرا اولا متوجه شده بودند که بیشتر سپاهیان ایران از افراد شاه سون ها هستند با حمایت از آنان و جلب آنان بسوی خویش می خواستند سپاه ایران را تضعیف نمایند، دیگر اینکه سران این قوم را با تطمیع و تحریص طرفدار خود کنند و در مواقع بخصوص با آلت دست قرار دادن آنان اغراض سیاسی خویش را اعمال نمایند، چنانکه در دوره مشروطیت این سیاست برملا شد.

در نهضت مشروطیت اغلب رؤسای ایلات شاه سون در آذربایجان به حمایت از استبداد برخاستند در این امر روسها دخالت داشتند و از طرفی حکام طرفدار استبداد از عنوان شاه سونی آنان برای جلب بسوی خویش استفاده کردند آنان را به شاه دوستی دعوت کردند. شاه سون ها نیز به منظور حفظ عنوان خویش در اظهار وفاداری به شاه تعصب به کار می بردند و برای شکست مشروطه خواهان شهرهای تبریز و سراب و اردبیل و دیگر شهرهای آذربایجان را مورد چپاول و غارت قرار می دادند بنابراین تاریخ مشروطه خواهی در آذربایجان مملو و مشحون از برخوردهای مشروطه خواهان و شاه سون ها است[16] مردمان باقی مانده از دوره مشروطیت از این اعمال و رفتار شاه سون ها بس خاطره ها دارند و این شعر محلی هنوز ورد زبان سرایی ها است:
آز قالدی یا یلاقنا داغدا شاه سون گله
سچان لواسی گز لنمگه خلقه دار گله

ولی بعدها چون به آنان تفهیم شد که در راس حکومت مشروطه شاه قرار دارد و رژیم مشروطه یک نوع استمرار رژیم سلطنتی است بنابراین با مشروطه خواهان کنار آمدند و به صف مشروطه خواهان پیوستند در قانون اساسی برای آنان حق داشتن یک نفر نماینده را در مجلس شورای ملی دادند در رژیم پهلوی به عنوان سیاست «اسکان» و یکجانشینی ازییلاق و قشلاق آنان جلوگیری به عمل آمد اما تعدادی از آنان توانستند با تحمل مالیاتهای سنگین استقامت نشان دهند و به زندگی ایلاتی خود ادامه دادند.

آمار و افراد شاه سون:

آمار دقیقی متاسفانه از شاه سون ها در دست نیست و هرچه درباره آنان گفته و نوشته شده همه تقریبی است. در دایره المعارف مصاحب، کل شاه سون ها را 000،108 نوشته است.[17] در کتاب «ایلات و عشایر ایران» از گزارشهای خارجیان از جمله «ابوت» و «اوبن» نقل قول می شود که در 1263 هجری شمسی برابر با 1844 میلادی (تقریبا یک قرن پیش) جمعیت این ایل از یازده هزار تا دوازده هزار خانوار برآورد می شده است و آذربایجان را از میان ایلات ترک زبان شاه سون پرجمعیت ترین ناحیه ایلاتی نام می برد. از این تعداد خانوار شش تا هفت هزار خانوار در مشکین شهر و بقیه در حدود پنج هزار خانوار در اردبیل سکونت داشته اند[18] و به نقل از اوبن در اوایل قرن بیستم آمار آنان در کل ایران 19700 خانوار بوده که به شصت اوجاق یا خانوار تقسیم می شوند امروزه به علت تشکیل شرکتهای تعاونی و قرار گرفتن این ایلات در پوشش این شرکتها ممکن است از این طریق آمار نسبتا دقیقی از آن ها فراهم کرد.

آلاچیق- یا خانه های موقتی و قابل حمل و نقل که نوعی خیمه و یا چادر است که می توانند در هرجا بسرعت جمع و یا نصب کنند و در مسافرتها آنها را جمع می کنند و برپشت شتر و اسب همراه خود حمل می کنند.

هرآلاچیق از دو قسمت تشکیل گردیده است. الف- اسکلت ب- پوشش.

اسکلت آلاچیق از چوبهای جنگلی توسط استادان ماهر در این کار در شهرستان اردبیل و سراب و مشگین شهر ساخته می شود ولی اردبیلی ها به علت نزدیکی به جنگل از قدیم الایام در ساخت اسکلت آلاچیق نسبت به اهالی سایر شهرهای یادشده مهارت بیشتری دارند. اسکلت از دو قسمت به وجود می آید: قبه - تیر.

قبه که بشکل نیم کره بقطر تقریبا یک مترو سی سانت مشبک ساخته می شود.

تیرها به تعداد زیاد بطول شش متر و بقطر پنج یا شش سانتی متر که حالت فنری دارند و خم می شوند بشکل کمانی ساخته می شوند. در موقع برپایی آلاچیق ابتدا در وسط قبه ستونی قایم قرار می دهند و بعد یک سر تیرها را به سوراخی از سوراخهای قبه و سر دیگر آن را محکم به زمین فرو می برند(تصویر 1) وقتی که اسکلت آلاچیق برقرار گردید آنرا می پوشانند.


دورنمای اسکلت یک آلاچیق
تصویر1 دورنمای اسکلت یک آلاچیق

 
پوشش آلاچیق از نمدهای ضخیمی است که از موی بز ویا پشم شتر و گوسفند شبیه نمد ساخته می شود. همه جای آلاچیق بدین نحو پوشانده و به تیرها وصل می شود تنها از سمت جنوب و پشت به کوه(به منظور محفوظ بودن از باد و یا سیل) که آفتاب گیر باشد. درب نمدی قرار می دهند(تصویر2) که به آسانی بالا می زنند و یا پایین می آورند و برای روشنایی داخل نیز درچند نقطه سقف گنبدی روزنه هایی کوچک که پوشش پلاستیکی دارند قرار می دهند. داخل هرآلاچیق را با گلیم و جاجیم و فرش و نمد مفروش می کنند و آلاچیق های متعدد نسبت به افراد خانواده در کنار هم بدین طریق درست می شود. اجتماع چندین آلاچیق تشکیل یک «اوبا»Oba  را می دهد.

Azarbayjan 02
تصویر 2

 

دیدار از «اوبا»ها :

[19] وقتی که از سمت شرق سراب (از طریق روستای چاوش) راه سربالایی دامنه های سبلان را پیش می گیریم از این راههای پرپیچ و خم مالرو (اخیرا از طرف جهاد سازندگی تا پای قره گل راه خاکی ماشین رو نسبتا مناسبی درست شده و ماشینهای جیپ و لندرور در رفت آمدند) بالا می رویم قریب سی کیلومتر دور از شهر با وضع طبیعی خاصی مواجه می شویم، آلاچیق های اوباها در افق دید ما ظاهر می شوند.

هرچند جلوتر می رویم از کنار ویا از وسط «اوبا»ها باید بگذریم، از دور عوعو سگهای «اوبا» را می شنویم که به کوهستانها پیچیده است و بسوی هر رهگذر ناآشنا باستقبال می آیند در اینجاست که باید احتیاط کنیم و مراقب سگها باشیم تا صاحبان آنها پیدا شوند. عوعو سگها تازه واردی را «به اوبا» خبر می دهد اندکی بعد می بینیم زنان و یا مردان صاحب«اوبا» از آلاچیق ها بیرون آمده با اصطلاحات محلی خویش سگها را آرام می کنند و آنها را به کنار می کشند و به تازه واردین سلام می کنند و به آنان خوش آمد می گویند و از آنان دعوت می کنند که میهمانشان باشند با آنها خداحافظی می کنیم چندان فاصله نگرفته ایم که از این نوع صحنه ها تکرار می شود. این برخوردها بیشتر در مسیر کنار دره ها و زمینهای نسبتا مسطح است که قرارگاه اوباها و محدوده آلاچیق ها است.

اگر قصد ما گذر از اوباها نباشد می توانیم راههای مختلفی را اختیار کنیم همان مسیر کوه نوردان را دنبال کنیم ولی باز ناچاریم در مسیر خود از چند اوبا بگذریم و شاه سون ها از کسانی که از دور می گذرند و با دوربین به آنها نظاره می کنند ناراحتند این کار را دور از صفا و صمیمیت تلقی می کنند.

هرچند بالاتر می رویم سکوت و آرامی طبیعت بیشتر می شود. در روی زمین مفروش از علفهای خودرو و گلهای طبیعی الوان که فضا را از عطر خویش معطر ساخته اند می گذریم تا چشم کار می کند تماشاگر این محیط هستیم (البته بیشتر از اوایل بهار تا اواسط تابستان). و در حاشیه این زمینها آثاری از برفهای زمستانی که کاملا آب نشده اند دیده می شوند در صورتیکه هنوز به دره های بالا به منطقه مخزن برفهای دایمی و یخچالها نرسیده ایم (از این جاها تا خود قله اقلا هشت ساعت راه است و خود قله از یک دریاچه آتشفشانی به وجود آمده که بندرت دیوارهای یخی آن آب می شوند). گهگاهی می بینیم عقابهای تیز پرواز از بالا سرما رد می شوند و اوج می گیرند و سایه آنها به زمین می افتد و در فضایی که سکوت محض بر آن حکمفرماست هردم قهقهه کبک ها سکوت را می شکنند و از دور نیز عوعو سگها به گوش می رسد و آنچه از نزدیک نوازش دهنده گوش است صدای جریان آب چشمه ها است که از زیر سنگی و یا از روی باتلاقی تراوش کرده به باریک آبهایی که از سوی برفها در جریان هستند می پیوندند و به اعماق دره ها روانند که اکثر آنها به برکه بزرگی که بنام «قره گل» معروفست می رسند.

مجتمع ای از آلاچیق
تصویر3 مجتمع ای از آلاچیق

قره گل یکی از دریاچه های سبلان است. تقریبا دو کیلومتر مربع مساحت دارد. آب آن از کوهپایه های اطراف حاصل می شود وقتی که پر شد از سمت پایین آب به صورت رودخانه ای از آن خارج می شود.(در این اواخر جهاد سازندگی در جلو آن بندی ایجاد کرده است تا از خارج شدن بی مورد و بی موقع آب جلوگیری شود در نتیجه سطح آب آن بالا آمده و از طرفی روستاهای پایین را در تابستان مشروب می کند و سطح زیرکشت بالا رفته است و در خود «قره گل» پرورش ماهی صورت می گیرد و در اطراف آن پرورش زنبور عسل نیز توسعه یافته است). با این خصوصیات اقتصاد این منطقه در تحول است ولی اقتصاد اصلی شاه سون ها بستگی به دام و دامداری دارد مخصوصا به گوسفند در درجه اول برای گوشت مورد نیاز کشور و بعد از گوشت لبنیات و پشم آنها مورد نظر است.


نوع کار و مشاغل در این مکان نیز کاملا با زندگی روستایی و شهری متفاوت است. هر روز آفتاب که سر می زند چوپانهای سوار بر اسب گله های بزرگ گوسفندها را به حرکت می آورند و از هر گوشه صدای هوهو آنان بر فضا طنین انداز می شود چون گوسفندها از «اوبا» فاصله گرفتند اجاقها در کنار آلاچیق ها روشن می شوند و از هر اوبائی چندین ستون دود بالا می رود زیرا در اول وقت باید شیرهای آماده به ماست تبدیل شوند و نان لازم برای صبحانه پخته گردد وقتی که از این کار فراغت حاصل شد زنان و دختران جوان به طرف کارگاه های جاجیم بافی خود می روند در واقع در هر اوبا چندتا از این دستگاه های جاجیم و گلیم بافی نصب است و اطراف اوبا کارگاه گلیم و جاجیم است. از آن طرف می بینیم مردان و جوانان «اوبا» دست به کمر همدیگر در یک صف چندین نفری پای می کوبند و نمدمالی می کنند دسته جمعی جملاتی چون «علی مدد» از دهان آنان بیرون می آید. در هر دو دسته ساعتها از روز این کار ادامه دارد. بچه ها نیز در کنار اوبا و یا در کنار قره گل و یا چشمه ها به بازی و ظرفشویی مشغول می شوند. در این ضمن مردان و رؤسای اوباها در اطراف مشغول گردش و شکارند و یا در نقطه ای از طبیعت باز مشغول میزبانی و صحبت با همدیگر از گذشته و آینده اند.

جاجیم بافی توسط زنان و دختران ماهر شاه سون
تصویر4 جاجیم بافی توسط زنان و دختران ماهر شاه سون

سایر مراسم اجتماعی چون تولد و ختنه سوران و عروسی و مجالس ترحیم آنان مراسم و خصوصیاتی دارد که در اینجا از گفتار ما خارج است که باید بفرصت های دیگر موکول نمود.

 

  1. رک: تاریخ یعقوبی، احمد بن یعقوب(ابن واضح یعقوبی)،ترجمه محمد ابراهیم آیتی،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،تهران1342،ج2،ص362؛ابوالفضل نبی«آذربایجان در قلمرو اسلام» مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد شماره 3،سال4،ص487.
  2. رک: جامع التواریخ،رشیدالدین فضل الله . به تصحیح بهمن کریمی.تهران1341،ج2.
  3. این گفتار بخشی است از کتاب:«تاریخ و فرهنگ شهرستان سراب» از نگارنده که در زیر چاپ می باشد.
  4. بعد از انقلاب اسلامی ایران این ایلات خود را «ال سون» می گویند.
  5. رک: عالم آرای عباسی-اسکندر بیک ترکمان،ج1،ص328«...هرکس سون و خیرخواه این دولت است برسرماجمع شود جمعی کثیرهجوم نموده غوغای شاهی سیونی بمیان عوام افتاد...»
    سفرنامه پیتر و دلاواله - ترجمه و حواشی-شجاع الدین شفا،مجموعه ایران شناسی،بنگاه ترجمه و نشر کتاب،تهران1348،ص98.
  6. تاریخ ایران-سرجان ملکم،ترجمه میرزاحیرت،چاپ افست،تهران1362،ج1،ص266.
  7. تاریخ ایران-ژنرال سرپرسی سایکس-ترجمه سیدمحمدتقی فخرداعی گیلانی،چاپ جدید(دنیای کتاب)ج2،ص251.
  8. تاریخ نظامی ایران،جنگهای دوره صفویه،خانبابا بیانی، از انتشارات ستاد ارتش سابق.تهران 1353،ص68.
  9. تاریخ ایران تا قرن هجدهم،تحقیقات دانشمندان تاریخ شوروی (پطروشفسکی). ترجمه کریم کشاورز،ج2،ص549.
  10. تاریخ ایران از آغاز تا انقراض قاجاریه-حسن پیرنیا-عباس اقبال آشتیانی،به کوشش محمد دبیرسیاقی تهران(بی تا)،ص689.
  11. تذکره الملوک(مؤلف؟)به کوشش محمددبیرسیاقی،کتابفروشی طهوری،تهران،1332،ص55.
  12. این اسم باید«ایناللو» باشد.زیرا از شاه سون ها به این نام هنوز موجودند.
  13. تذکره الملوک،ص71.
  14. رک:ایران و قضیه ایران،ج.ن.لرد کرزن، ترجمه وحید مازندرانی ،بنگاه ترجمه و نشر کتاب تهران،1350،ص563.
  15. ایران و ایرانیان-خاطرات و سفرنامه ساموئل کرین ویلربنجامین، نخستین سفیر ایالات متحده آمریکا در ایران،ترجمه رحیم رضازاده ملک،تهران1363،ص543.
  16. تاریخ مشروطیت ایران-سید احمد کسروی. در موارد مختلف؛ تاریخ هجده ساله آذربایجان. سید احمد کسروی. در مواردد مختلف.
  17. دایره المعارف مصاحب-ماده شاه سون.
  18. ایلات و عشایر- مجموعه مقالات ،انتشارات آگاه،تهران1362- ص231.
  19. «اوبا» در اصطلاح شاه سون ها قرارگاه دو و یا سه خانواده یک تیره است که در یک محل چند آلاچیق برپا می کنند و ای محل و چراگاه اطراف آن طبق قراردادهای آبائی و اجدادی و اداره  جنگلبانی و مراتع به آنان تعلق دارد. در اینجا صحبت از «اوبا» ها و ناحیه ای از دامنه سبلان است که نگارنده از نزدیک شاهد آنها بوده است.

بررسی و نوشته: دکتر ابوالفضل نبئی - گروه تاریخ دانشگاه مشهد
تدوین و آماده سازی برای انتشار در وب سایت : شهره السادات عربشاهی 




نظرات:

برای ارسال نظر جدید ابتدا باید وارد سایت شوید